گروه سیاسی، امیر محبیان
1- بسیارى از تصورات ذهنى ما در مورد افراد و یا حتى جریانها برحسب مدل ذهنى که درون آن باورهاى خود را شکل مىدهیم، پدید مىآید.
اگر فردى را “خوب و صادق” مىدانیم و در برههاى دیگر از زمان در واکنشى 180 درجه متفاوت به این باور مىرسیم که او “بد و ناصادق” است، همگى به دلیل آن است که ما به عنوان “ایرانی” درون نظامى پیچیده از تعاملات اجتماعی، سیاسى یا فرهنگى زیست مىکنیم؛ نظامى که قضاوتها و نگرشهاى ما را به گونهاى شکل مىدهد که یک “بیگانه” براى فهم مدل داورى ایرانیان در امور مختلف بدون فهم آن “نظام پیچیده” قادر به تحلیل اندیشه ما به عنوان “ایرانی” نیست.
2- یکى از نقاطى که قادر است تعالى یا نزول رفتار ما ایرانیان را به نمایش گذارد نوع “تعامل مکالمهای” است که با دیگران و حتى با خود داریم.
“تعامل مکالمهای” ما ایرانیان چه قبل از انقلاب اسلامى و چه بعد از آن مملو از واژگان دینى بوده و هست و این مىتواند نشانگر عمق نفوذ دین در رویکردهاى ملت ایران باشد ولى در حوزه سیاست گاهى “تعامل مکالمهای” آکنده از واژههاى نفرتآلود و خشن مشاهده مىشود که براى هر ناظرى تعجبآمیز مىنماید.
چرا ادبیات حاکم بر فضاى سیاسى ما گاهى تا حد غیرقابل باورى خشن و نفرتآلود مىشود؟
3- تردیدى نیست که برحسب آموزههاى دینی، نفرت و کین برآمده از واکنش نفس است و اقدامات با نیت خدایى براى عامل به آن جز آرامش به ارمغان نمىآورد.
پس اگر در ادبیات سیاسى بعضى از گروهها و احزاب موجود، خشونت و نفرت و فراتر از آن تهمت بىپایه نسبت به دیگران (ولو غیرمسلمان) را شاهدیم، باید در دینى بودن رفتار آن گروهها تردید به عمل آوریم.
از اینرو، براى عمقیابى نفوذ فرهنگ دینى در رفتار سیاسى گروهها، کافى است به ادبیات تعاملى و تعامل مکالمهاى آنها بنگریم، زیرا همانگونه که درخت را از ثمر آن مىتوان شناخت، صداقت سیاستمداران مسلمان را با تحلیل رفتار و گویش سیاسى آنها مىتوان شناخت، هیچگاه از یک مسلمان پاک نهاد، سیاسى یا غیرسیاسی، رفتارى غیراخلاقى و غیرقابل توجیه سر نمىزند و اگر رفتارى ناشایست و ادبیاتى نفرتآلود و کین خواهانه از گروهى سیاسى با ادعاى باورهاى دینى صادر شد، مىتوان بدان گروه گمان “نفاق” برد.