حامد رشیدی
طى ماههاى اخیر رخدادهاى متعددى در قاره آفریقا رخ داده است که از جمع میان آنها مىتوان به نتایج مهم و جالب توجهى رسید:
ایالات متحده آمریکا عادى سازى روابط خود با لیبى را اعلام کرده است. واشنگتن در این راستا قول داده است که روابط مطلوبى را با کشور داراى نفت لیبى برقرار سازد. البته مقامات آمریکایى اظهار کردهاند که هدف از این عادى سازى روابط برخى ملاحظات امنیتى بوده است و آمریکا چشم طمعى به منابع موجود در لیبى ندارد!
مسئولان سازمان جاسوسى و تروریستى موساد ملاقاتهاى متعددى را با شورشیان دارفور و برهم زنندگان نظم و امنیت عمومى در سودان داشتهاند. این ملاقاتها در خارج از مرزهاى سودان و در کشور دیگرى برگزار شده است. محتویات این گفتگوها هنوز آشکار نشده است..
در کشورهاى سومالى و لیبریا که عملا هنوز دوران پس از بحران را طى مىکنند. حضور پراکنده نیروهاى آمریکایى هنوز دیده مىشود. این در حالیست که پس از برکنارى “چارلز تایلور” از معادلات سیاسى لیبریا شهروندان لیبریایى از حضور نیروهاى تحت نفوذ غیرمستقیم آمریکا در کشورشان متنفرند.
واقعا میان حوادث و رخدادهاى اخیر چگونه مىتوان یک ارتباط معقول و منطقى برقرار نمود؟ پاسخ این سئوال در رویکرد کاخ سفید در راستاى دخالت در امور سایر کشورهاى جهان نهفته است. در حقیقت جمهورىخواهان کاخ سفید جهت دستیابى به ثروتهاى موجود در قاره آفریقا از هیچگونه کوششى دریغ نمىنمایند.
با گذار بشریت به هزاره سوم و افزایش حساسیت شهروندان سایر کشورهاى جهان نسبت به کلیت مسئله استثمار و استعمار کشورهاى فقیر توسط جریانهاى ثروتمند مقامات آمریکایى سعى دارند دخالت خود در امور این کشورهاى آفریقایى را در قالب واژگان بستهبندى شده و تزیین شده کاذب انجام دهند. البته باتوجه به گذشت زمان دیگر چنین حربهاى در قبال این کشورها کارساز نیست.
به نظر مىرسید زمان بیدارى قارهاى ثروتمند با مردمانى فقیر فرا رسیده است. هم اکنون کلیه کشورهاى تعریف شده در قاره آفریقا باید بازگشت به خود و در اختیار گرفتن امکانات خود در راه رسیدن به مطلوبیتى اقتصادى و سیاسى را تجربه کنند.
غرب، کاخ سفید و رژیم اشغالگر قدس سعى دارند با حضور دائم در قاره آفریقا به بهانههاى مختلف از چنین بیدارى فراگیرى در این قاره جلوگیرى نمایند.
شهروندان سودانى در چند ماه گذشته بارها با انجام تظاهرات اعتراضآمیز خشم خود از حضور بیگانگان آمریکایى در معادلات صلح سودان را اعلام نمودهاند. اغلب کارشناسان نظام بینالملل بر مبناى محاسبات موجود معتقدند که در صورت ادامه دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستى در معادلا آفریقا بار دیگر بحران گریبانگیر این قاره مىگردد. در این صورت فاجعهاى به شدت عمیقتر نسبت به دفعات گذشته رخ خواهد داد. اما در صورتى که شهروندان سایر کشورهاى آفریقایى و دولتمردان این کشورها معضلات و مشکلات منطقهاى را به اتکا به ظرفیتهاى موجود در میان خود حل و فصل نمایند شاهد صلح اصیل و پایدار در منطقه مذکور خواهیم بود.
در نهایت این که یونیورسالیسم درهمه جاى دنیا محکوم است. در قاره آفریقا نیز هیچ کس دخالت بیگانگان را نمىپسندد. بیگانگانى که هدفى به جز تطمیع خود با استناد به ابزار زور و سلطه ندارند.
زور و سلطهاى که در عصر کنونى در قالب واژگان فریبنده بر برخى ملتها تحمیل مىشود.