تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۸۷۴۰۳

ناتو در پای کوه‌های اورال


علیرضا شریف‌زاده
آمریکا درصدد فراهم ساختن عضویت «اوکراین» در ناتو تا سال 2008 است و این در حالی است که هنوز دو جریان «روس‌گرا» و «غرب‌گرا» در «اوکراین» در حال چالش با یکدیگر هستند. اما واقعیت این است که چالش‌های کنونی این دو جریان در اوکراین فراتر از چالش بین دو جریان سیاسی غرب‌گرا و روس‌گرا به بهانه‌ای جدید برای پیگیری چالش‌های روسیه و آمریکا و مهم‌تر از آن چالش تاریخی، روس‌ها و غرب‌ها در 200 سال اخیر تبدیل شده است و آمریکا نیز مساله عضویت اوکراین در ناتو را در همین چارچوب مطرح کرده است.
در حالی که روس‌تبارهای اوکراین و کلیسای ارتدوکس خواهان تقویت جریان روس‌گرا به رهبری «ویکتوریا نکوویچ» هستند; آمریکا، اروپایی‌ها، ساکنان غرب اوکراین و کلیسای کاتولیک، خواهان تقویت جناح غرب‌گرا به رهبری افرادی چون «یوشچنکو» و «تیموشنکو» هستند. بررسی ریشه‌های تاریخی، قومی، مذهبی و «ژئواستراتژیک» معادلات اوکراین نشان می‌دهد که چالش مذکور، ریشه در مسایل کلان‌تری دارد.
چالش 200 سالۀ غرب و روسیه
روس‌ها و غربی‌ها، حداقل دارای یک چالش 200 سالهء مستمر و مداوم هستند. پس از حملهء ناپلئون به فرانسه در 200 سال قبل، ‌ارتش فرانسه به عنوان یک قدرت غربی تا مسکو پیش رفت و در حالی که همگان انتظار سقوط رژیم تزاری روسیه را می‌کشیدند، سرمای روسیه ارتش ناپلئون را از پای درآورد و با حملات مجدد روس‌ها و سایر رژیم‌های سلطنتی اروپا و ناپلئون سرکوب شد و در جریان کنگرهء 1815 وین نظم نوینی در اروپا حاکم شد که دورهء توازن قوا نام گرفت.
در اواسط قرن 19، غربی‌ها به ویژه فرانسه و بریتانیا و پروس از جنگ امپراتوری عثمانی علیه روسیه در شبه جزیرهء کریمه حمایت کردند و سرانجام در کنگرهء برلن در اواخر قرن 19، بسیاری از سرزمین‌های تحت تصرف و نفوذ روسیه در شرق و جنوب اروپا را از این کشور گرفتند.
در اوایل قرن 20، ارتش آلمان در جنگ جهانی اول بخش عظیمی از سرزمین روسیه را اشغال کرد ولی بعدها ارتش سرخ بلشویکی این اراضی را پس گرفت.
در جنگ جهانی دوم، بار دیگر ارتش آلمان، مناطق وسیعی از شوروی را اشغال کرد ولی در نهایت این روس‌ها بودند که بر بخش عظیمی از اروپا برای چند دههء متوالی سلطه یافتند. پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، ‌اکنون دوران جدیدی از پیشروی غربی‌ها به سوی مرزهای شوروی سابق و روسیهء کنونی شروع شده که درگیری طرفین بر سر اوکراین را باید جزئی از این چالش بزرگ‌تر به شمار آورد.
اوکراین عضو جدید ناتو؟
طبق طراحی استراتژیست‌های غربی به ویژه آمریکایی‌ها از اواخر دههء 80 و اوایل دههء 90 به این سو قرار شد چهار خاکریز اصلی روس‌ها در شرق و جنوب اروپا در چارچوب ادامهء یک منازعهء تاریخی به تصرف در آید.
در خاکریز اول با بازپس‌گیری آلمان شرقی، به همسایگی بلافصل ارتش سرخ با اروپای غربی پایان دادند.
در خاکریز دوم تلاش کردند با کمک به جنبش‌های ضدکمونیستی و ضدروسی جوامع اروپای شرقی و جنوبی، به نفوذ روس‌ها بر این مناطق پایان دهند.
در خاکریز سوم، تلاش کردند با دخالت در چالش‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی درون فدراسیون روسیه، این کشور را مهار و تضعیف کنند.
اکنون پس از 15 سال از فروپاشی شوروی، بخش‌های عمده‌ای از این سناریو، محقق شده است. در اروپای شرقی، رژیم‌های کمونیستی یکی پس از دیگری سقوط کردند و رژیم‌های جدید آن‌ها به عضویت ناتو و اتحادیهء اروپا درآمدند و از سوی دیگر، در بالکان، غربی‌ها به درون فضای سیاسی صربستان، متحد کلیدی و تاریخی روسیه راه یافته و معادلات بالکان را نیز دچار تحول کردند.
در آسیای مرکزی، قفقاز و بالتیک نیز ناتو و اتحادیهء اروپا تغییرات جدی در فضای سیاسی - امنیتی این مناطق به وجود آوردند. در آسیای مرکزی، ناتو اقدام به برگزاری مانورهای نظامی - امنیتی متعددی با مشارکت کشورهای منطقه کرد و آمریکا دو پایگاه نظامی بزرگ در «خان‌آباد» ازبکستان و «مناس» قرقیزستان به دست آورد. در قفقاز نیز، آمریکایی‌ها برای اولین بار یک پایگاه هوایی بزرگ در «تفلیس» به دست آوردند و حکومت «شواردنادزه» سرنگون و یک دولت طرفدار آمریکا در این کشور بر سر کار آمد. در حوزهء بالتیک، سه جمهوری استونی، لتونی و لیتوانی با شتاب بیشتری به سمت همکاری با غرب روی آوردند.
اکنون در ادامهء این چالش تاریخی، غربی‌ها حوزهء اسلاونشین شوروی سابق یعنی اوکراین، بلاروس و مولداوی را هدف قرار داده‌اند. در حالی که تلاش چند سالهء آن‌ها برای تغییر رژیم طرفدار روسیه در بلاروس و سرنگونی حکومت «لوکاشنکو» به نتیجه نرسیده است، ادامهء بحران انتخابات اوکراین به غربی‌ها فرصت داد تا در یک منطقهء مهم‌تر و استراتژیک‌تر یعنی اوکراین، احتمال پیشروی خود را بیازمایند. هدف اصلی از این تلاش‌ها، تشکیل رژیم‌های طرفدار غرب در نزدیک‌ترین فاصله به مرزهای جغرافیایی روسیه است.
استراتژی غربی‌ها براساس چسباندن مرزهای امنیتی روسیه به مرزهای جغرافیایی آن طراحی شده و در حال اجراست و امیدوارند پس از تثبیت یک رژیم غرب‌گرا در کی اف، در درجهء اول مانع از رشد گرایشات اتحاد و ائتلاف بین روسیه، اوکراین، بلاروس، مولداوی و قزاقستان شوند و در درجهء دوم خود را به مرزهای روسیه نزدیک‌تر سازند.
آنچه شرایط مداخلهء غربی‌ها در این محیط سیاسی - امنیتی حساس و استراتژیک را فراهم‌تر کرده، شکاف‌های اجتماعی (قومی - مذهبی و اقتصادی) درون جامعهء اوکراین است در حالی که مردم مناطق شرق و جنوب اوکراین عمدتائ ارتدوکس، اسلاو و دارای مشاغل صنعتی هستند، اکثر مردم غرب این کشور کاتولیک بوده و در حوزهء کشاورزی فعال هستند. «ویکتور یوشچنکو» رهبر جریان غرب‌گرا با برنامه‌ای شامل اصلاحات اقتصادی در راستای تقویت بخش خصوصی و روابط نزدیک‌تر با غرب دو سال قبل، کنترل نهاد ریاست جمهوری را به دست گرفت، اما عملکرد ضعیف وی و متحدانش و افزایش چالش‌ها با روسیه که منجر به قطع صدور گاز به اوکراین شد، بخشی از مردم را بار دیگر به سوی رای دادن به جریان «روس‌گرا» سوق داد.
اهالی شرق و جنوب اوکراین که در انتخابات دو سال پیش تهدید کرده بودند، در صورت پیروزی نامزد غرب‌گرا، جدایی از اوکراین، اعلام استقلال و یا پیوستن به روسیه را پیگیری خواهند کرد، امروز با مشکلات اقتصادی «یوشچنکو» موقعیت بهتری یافته‌اند، اما به نظر می‌رسد این چالش داخلی هنوز جناح پیروز خود را نشناخته است و آمریکا در نظر دارد با وارد کردن اوکراین به ناتو، راه بازگشت اوکراین به سوی مسکو را برای همیشه سد کند. با وجود این هنوز این سؤال باقی است که آیا ناتو از کوه‌های «اورال» عبور خواهد کرد و آیا روسیه همچنان در برابر گسترش ناتو و اتحادیهء اروپا، به انفعال گذشته ادامه خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات