تلاش آگاهانه زنان ایرانی برای نیل به حقوق انسانی و اجتماعیشان پیشینهای حدودا یکصد ساله دارد اگرچه این تلاش در دو دهه و نیم اخیر، تعمیق و گسترش فزایندهیافته است.
آثار فرهنگی انقلاب اسلامی که اقصینقاط کشور را فرا گرفت، آثار خود را در نوع نگاه جامعه به مساله زنان نیز بر جای گذاشت. گرچه برای تغییر ریشهای نگاه به مساله زنان، نیاز به حرکتها و فعالیتهای زیادی بود که متاسفانه تحقق نیافت و آنچه امید میرفت به برکت انقلاب و به ویژه تاکیدهای رهبری آن در حوزه زنان قرار بود اتفاق بیفتد، به وقوع نپیوست.
امام خمینی(ره) به هیچ تعارفی قاطعانه بر جایگاه رفیع زنان در اسلام تاکید ورزید و بر اهمیت حضور و نقشآفرینی آنان در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صحه گذاشت و بر لزوم دخالت آنها در مقدرات اساسی کشور انگشت گذاشت اما تمامی اینها نیاز به کار عمیق و برنامهریزی شده داشت و این نوع نگاه به زن میبایست نهادینه میشد که نشد!
گرچه با تکیه بر همین نگاه روشن بود که زن ایرانی خود را بیش از پیش باور کرد و حضور جدی در جامعه را نهتنها یک حق بلکه یک وظیفه تلقی کرد و با همه توان و ظرفیت خود به فعالیتاجتماعی پرداخت.
حضور یک زن عالم و فرهیخته در جمع خبرگان قانون اساسی در بدو پیروزی انقلاب، یک حضور کیفی (هر چند کمرنگ به لحاظ کمی ) بود اما از همان جلسات تدوین قانون اساسی که جر و بحثها پیرامون مساله ریاستجمهوری زنان بالا گرفت و نهایتا اصل 158 با قید عبارت «رجل سیاسی»به تصویب رسید، زن ایرانی، به عمق فاصله نگاه رهبری انقلاب با نگاه سنتی مردسالارانهای که اینک رنگ و لعابی چنین یافته بود پی برد اما چندان ناامید نشد زیرا آن دسته از طراحان نواندیش قانون اساسی که سعی کرده بودند علیرغم همه مخالفتها در قالب آن عبارت مبهم جایی برای تفسیر مثبت «شخصیت سیاسی» در مقابل «مرد سیاسی»در این اصل باقی بگذارند ناگفته این امید را نیز به زنان داده بودند که به ترفندهایی میتوان مانع از حذف زنان از انتخابات ریاستجمهوری شد اما نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در جمهوری اسلامی نیز سپری شد بیآنکه صلاحیت هیچزنی برای کاندیداتوری تایید شده باشد.
در همه این سالها زنان شاید با نوعی خوش باوری مساله را عدم صلاحیت خود برای احراز مقام شامخ «شخصیت سیاسی!» از نظر فقهای شورای نگهبان تلقی کرده، هر دوره بیش از دورههای پیش در اثبات صلاحیتهای علمی، سیاسی و اجرایی خود همت گماردند تا آنکه سرانجام در انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری که واپسگرایی امکان بروز و ظهور کامل و ارائه تصویری تمامرخ از خود را یافت، سخنگوی شورای نگهبان برای اولین بار این جرات را پیدا کرده که صراحتا تفسیر آن شورا از عبارت «رجل سیاسی» را «مردان سیاسی» اعلام کند!
این سخنان تلنگر بزرگ بود به جامعه زنان ایران که علیرغم همه ناباوریها باور کنند که آن نگاه عالی و متعالی به زن که در اوایل انقلاب شکل گرفته بود، برای نهادینه شدن به چه تلاشهایی عظیم و عمیق و گستردهنیازمند است.
این تلاشها چنانچه متشکل، پیوسته و هماهنگ باشد، بیگمان به بار مینشیند و بر قانون نانوشته شورای نگهبان مبنی بر حذف زنان از کلیه موقعیتهای کلان سیاستگذاری و تصمیمگیری خط بطلان میکشد. جامعه زنان ایران امروز در آستانه انتخابات خبرگان رهبری قرار دارد و حضور در جمع خبرگان موقعیتی است که بنابر همان قانون نانوشته، در چندین دوره گذشته هرگز برای زنان حاصل نشده است.
اعلام آمادگی زنان مجتهد حوزه علمیه برای نامزد شدن در خبرگان رهبری، خبری بسیار پراهمیت و امیدوارکننده بود؛ خبری که قبل از هر چیز از آگاهی و احساس وظیفه زنان اندیشمند حوزه برای حضور در جایگاههای کلان تصمیمگیری و سیاستگذاری حکایت میکرد.امروزه زنانی برجسته و شاخص در سطح مجتهد در حوزهها و خارج از آن وجود دارند که در صورت کاندیدا شدن، نمیشود صلاحیت آنها را به آسانی رد کرد.
زنان حوزوی امروز هوشیارانه بر تساوی زن و مرد در ارزشهای انسانی و معنوی در آموزههای اسلامی پای میفشارند و در انتقال این معنی به جامعه تاکید دارند که در کسب درجه اجتهاد، که یک جایگاه علمی و والای انسانی است، فرقی بین زن و مرد وجود ندارد.آنان همچنین تاکید میکنند بر اینکه سد شرکت زنان در انتخابات خبرگان، قبلا شکسته شده و زنانی اعلام آمادگی برای نامزدی کرده و در انتخابات حضور یافتهاند و برای این مساله هیچگونه منع حقوقی و فقهی وجود ندارد.
این نوع نگاه و اعلام آمادگی زنان حوزوی برای نامزدی خبرگان رهبری را به عنوان اقدامی ارزشمند پاس میداریم و از کلیه فعالان حوزه زنان و نیز نهادها و گروههای فعال سیاسی و اجتماعی نیز انتظار داریم که برای تحقق حضور پررنگزنان در عرصههای کلان مدیریتی، برنامهریزی و تصمیمگیری بیش از پیش تلاش کنند و مسائل مشترک حقوقی بهویژه حقوق اجتماعی زنان را ورای افکار و سلایق و علایق گوناگون سیاسی قرار داده به صورتی جدی، هماهنگ و متشکل، این مهم را پی بگیرند.
آنچه در این شرایط از مجامع و احزاب سیاسی بهویژه مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی و نظایر آن انتظار میرود، این است که با استقبال از قرار دادن اسامی زنان مجتهد و سیاسی در لیستهای انتخاباتی خود، جامعه زنان ایران را در نیل به یکی از خواستههای مهم و تاریخی خود یاری کنند.