تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۸۷۴۲۳
گزارش اجمالى از همایش جریان‌هاى فکرى مشروطیت

مشروطه مشروعه و هواداران آن


على حجوانى: بحث، درباره مشروطه است. جنبشى که علما، بازاریان و روحانیون از یک سو و روشنفکران چپ و راست از سوى دیگر، بر آن تاثیر گذاشته اند؛ میراث مشترک سال هاى بیدارى ایرانیان. سخنرانان همایش پژوهشى جریان هاى فکرى مشروطیت، اغلب نوادگان فکرى علما و روحانیون بودند. آنها از شیخ فضل الله نورى، آخوند خراسانى، میرزاى شیرازى و علماى دیگر بارها به نیکى یاد کردند و تاثیر آنها را بر مشروطه یادآور شدند. اغلب نهادهاى تاریخى و موسسات اسنادى دولتى کشور، در برپایى این همایش مشارکت کرده بودند و 14جمادى الثانى این امکان را به آنان داده بود تا پیش از «دیگران» همایش مشروطه برگزار کنند.
کتابخانه ملى و موسسه مطالعات و پژوهش هاى سیاسى میزبانان اصلى همایش بودند و در راهروهاى کتابخانه، نمایشگاهى از اسناد و آثار مشروطه برگزار کرده بودند. بعد از هر سخنرانى عده اى کف مى زدند و عده اى دیگر صلوات مى فرستادند. پیش از سخنان هاشمى رفسنجانى، اشعرى رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملى ایران به میهمانان خوشامد گفت و حاضران را به درس گرفتن از اتفاقات مشروطه دعوت کرد: «مشروطیت با سوار شدن بر موج عدالتخواهى مردم شکل گرفت و به رغم پشتیبانى علما و روحانیون به بیراهه رفت و از آن تنها تجربه اى براى حرکت هاى بعدى باقى ماند.»
تلفن هاى همراه، اجازه ورود نداشتند و فضاى خوبى براى شنیدن سخنان هاشمى رفسنجانى به وجود آمده بود. او در طول سخنانش به مقایسه زمینه ها و اقدامات مشابهى پرداخت که در انقلاب اسلامى و جنبش مشروطیت، وجود داشت: «زمینه ها و اقدامات مشروطه بسیار شبیه به انقلاب اسلامى است هر چند تفاوت هاى این دو حرکت، پس از پیروزى آشکار مى شود. هر دو حرکت، در فضاى استبداد و وابستگى به خارج روى داد و در هر دو، مسائل دینى از سوى حکومت مورد غفلت قرار گرفته بود. در این میان تفاوت اصلى انقلاب اسلامى با جنبش مشروطیت، یکپارچگى مردم بود. اکثر افراد تاثیرگذار در مشروطه، نخبگان بودند و از توده مردم خبرى نبود.» او سپس به سه جریان فکرى مشروطه و انقلاب اسلامى اشاره و بر نقش علما و روحانیون تاکید کرد: «جریان اول، روشنفکرانى بودند که در ارتباط با فرهنگ غرب و دستاوردهاى آنها مشروطه خواه بودند. دسته دوم جریان چپ گرایان بودند و جریانى که از هر دو اساسى تر بود، علما و روحانیون بودند. این اتفاق در انقلاب اسلامى هم روى داد اما علما و روحانیون، بیش از چپى ها و روشنفکران متمایل به غرب، بدنه اصلى جامعه را به میدان آوردند. در این دوره، مردم حرف نهایى را مى زدند.»
هاشمى به امتیازات انقلاب اسلامى بر مشروطه تاکید کرد و گفت: «مشروطه اتفاق مهمى است. در مشروطه، یک رژیم استبدادى 2500ساله ظرف مدت کوتاهى در برابر خواست علما، روشنفکران و عدالتخواهان تسلیم مى شود. هر چند انقلاب ایران از حضور مردم و تدبیر رهبرى چون حضرت امام خمینى(ره) سود مى برد. دو امتیازى که مشروطه از آن محروم بود.» او در پایان سخنانش، تفرقه میان مردم و علما را عامل اصلى شکست مشروطیت دانست و یکپارچگى مردم را عامل حفظ انقلاب اسلامى عنوان کرد.
جمهورى خواهى و استبداد

محمد رجبى دیگر سخنران این همایش بود و تلاش کرد از نقش جمهورى خواهان در کنار مشروطه خواهان و استبدادطلبان سخن بگوید: «گاهى در بحث ها، صورت مسئله یا تصور ارائه شده، در پرده ابهام و نقص قرار مى گیرد و تصدیقاتى که پس از آن به وجود مى آید خدشه دار مى شود. اغلب مشاجرات لفظى و قلمى هم به دلیل همین ابهام است. گفته ها و نوشته ها درباره مشروطیت، نشان مى دهد که استبداد به عنوان وضعیت حاکم، تنها یک معارض داشت و آن هم مشروطه خواهى بود و بس. این در حالى است که بنابر شواهد تاریخى بسیارى، اندیشه جمهورى خواهى پیش از مشروطه وجود داشته اما از دید تحلیلگران غافل مانده است.»
رجبى سخنانش را با تحلیل اندیشه هاى موجود مشروطیت ادامه داد: «یک وجه قیام مردم در دوره قاجار جنبه عدالتخواهى داشت و تحت تاثیر علما بود. وجه دیگر آن تحت تاثیر اتفاقات جهان به خصوص دو انقلاب فرانسه و روسیه بود. جنبش هاى جمهورى خواه، پس از پیروزى مشروطه در گوشه و کنار ایران به وجود آمدند. مثلاً شیخ محمد خیابانى به دنبال تشکیل حکومت فعله و کارگران بود که شباهت زیادى به جمهورى خواهان سوسیال دموکرات انقلاب روسیه داشت. میرزا کوچک خان هم جمهورى تاسیس کرد. از همه اینها مهمتر عده اى خواهان «جمهورى اسلامى» بودند و در خواسته هاى مکتوب خود بر آن تاکید مى ورزیدند.» پایان سخنان رجبى، خواندن متن سندهایى از دوران مشروطیت بود که این گفته ها را تایید مى کرد.
طراز اول
سخنرانى على اکبر ولایتى نیز در تایید تفکرات مشروطه مشروعه بود: «طراز اول، به اصل دوم متمم قانون اساسى مشروطیت اشاره دارد. طبق این اصل لازم بود پنج نفر از علماى طراز اول انتخاب شوند و مصوبات مجلس را با موازین شرعى تطبیق دهند. این اصل، نماد تلاش روحانیت براى مشروعه کردن مشروطه بود.» ولایتى پس از این مقدمه، به تشریح روابط میان علما و حکومت هاى مختلف پرداخت: «جمهور روحانیت در صفویه، از تاسیس سلسله اى با رسمیت شیعه امامیه حمایت کردند و پس از آن نیز در مقاطعى که تمامیت ارضى ایران دچار مخاطره مى شد در صحنه هاى دفاع حضور داشتند.
علما در بسیارى از اوقات در صحنه بودند و اهداف مذهبى و ملى خود را دنبال مى کردند. حمایت از عباس میرزا در جنگ با روسیه، حمایت از تاسیس عدالتخانه و نمونه هاى دیگر نشان مى دهد همان طور که علما با قراردادهاى ننگین مخالف بودند با اقداماتى که در جهت احیاى اسلام و حفظ تمامیت ارضى ایران بود موافق بودند و در آن شرکت مى کردند. بخش پایانى سخنان ولایتى، انتقاد از عملکرد برخى روشنفکران بود. بحث ها همچنان ادامه داشت. سخنرانان از منظرهاى گوناگون، جریان هاى فکرى جنبش مشروطه را بررسى مى کردند و علل آسیب ها را مورد توجه قرار مى دادند. هر چند تمام اینها، تنها نیمه اول بازى بود. چرا که مشروطه سالروز دیگرى نیز دارد که در تقویم شمسى آمده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات