علی قاسمی
واکنش شورای امنیت سازمان ملل به اظهارات احمدینژاد رییسجمهوری کشورمان در همایش "جهان بدون صهیونیسم" قابل تامل و جای سوال دارد. حتی این واکنش شتابزده و جنجال تبلیغاتی و رسانهای غرب پیرامون این اظهارات موجبات شگفتی مقامات صهیونیستی را نیز فراهم کرده است.
سخنان سیلوان شالوم وزیر خارجه اسراییل تاییدی بر این مدعا است. روزنامه صهیونیستیها آرتص دیروز به نقل از سالوم نوشت: این حمایت بینالمللی از اسراییل غیر منظره بود و اکنون ما سعی میکنیم از این حمایت برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت استفاده کنیم.
موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مساله فلسطین شفاف و روشن است و این موضع حتی در اجلاس اخیر سازمان ملل از سوی احمدینژاد تبیین و برای چندمین بار مطرح شد:
- دستیابی به صلح پایدار در فلسطین
- پایان ناعدالتی، تبعیض و تروریسم دولتی صهیونیسم در سرزمین اشغالی
- بازگشت تمامی آوارگان فلسطین
- برگزاری انتخابات آزاد و مراجعه به آرای عمومی
- تشکیل یک کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف
علاوه بر آن جمهوری اسلامی در عرصه روابط بینالملل همواره در چارچوب منشور ملل متحد حرکت کرده و با احترام به قوانین و پیمانهای بینالمللی در بسیاری از موارد به جامعه جهانی در ایجاد صلح و آرامش در منطقه، کمک نموده است.
اما در مقابل، اسراییل از بدو اشغال سرزمین فلسطین تا به امروز، در جهت خلاف منشور ملل متحد حرکت کرده است و با نقض بسیاری از پیمانها و قطعنامههای بینالمللی، در ایجاد بحران امنیت، کشتار و ترویج پدیده شوم خشونت و تروریسم در سطح منطقه فعال است. رژیم صهیونیستی با دیپلماسی جانبدارانه آمریکا که یک حاشیه امنیتی نیز برای این رژیم ایجاد کرده است، سایر اعضای ملل متحد و مستقل مانند ایران را به زور و جنگ تهدید میکند.
متاسفانه پرونده شورای امنیت در بسیاری از این موارد و در قبال جنایات اسراییل در سرزمین اشغالی سیاه است.
کوفی عنان در واکنش به اظهارات احمدینژاد گفت: بر اساس قوانین سازمان ملل متحد کشورهای عضو متعهد هستند از هر گونه تهدید یا استفاده از زور علیه یک عضو دیگر خودداری ورزند.
سوال افکار عمومی جهان از دبیر کل سازمان ملل اینست آیا تهدید و حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشور بر اساس قوانین و مجوز این سازمان صورت گرفته است؟ آیا بر اساس منشور ملل متحد یک کشور یا رژیم اشغالگر نباید سرزمین اشغالی را ترک کند و از آن خارج شود؟ در صورت اصرار رژیم اشغالگر بر ادامه غصب سرزمین یک ملت دیگر، قطعنامههای سازمان ملل اجازه مقاومت و مقابله با اشغالگری را به مردم آن سرزمین نداده است؟
متاسفانه نگاه سیاستمداران جهان مانند دبیر کل سازمان ملل به مفاد منشور ملل متحد گزینشی، سلیقهای و سیاسی است.
جنجال تبلیغاتی و واکنش شتابزده شورای امنیت در قبال اظهارات احمدینژاد یک سناریوی از پیش طراحی شد علیه ایران است. متاسفانه کوفی عنان نیز در این دام گرفتار شده است و آمریکا و رژیم صهیونیستی توانستند با فریب و دیگر کشورها، در مسیر اهداف و سیاستهای شیطانی خود گامهای بیشتری بردارند.
بدون تردید سیاست و اهداف آمریکا، انگلیس و اسراییل از بحرانسازی بر سر اظهارات احمدینژاد چنین است:
- افزایش حمایتهای بینالمللی از اسراییل
- فرافکنی بحران و فرار رژیم صهیونیستی از قطعنامههای سازمان ملل
- منزوی کردن حامیان انتفاضه
- فریب افکار عمومی، تحریک آن علیه ایران و تبدیل تهران به تهدید واقعی
- امنیتی کرن ایران در نظام بینالملل
- جهانی کردن نگرانی درباره برنامه صلح آمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران
- منزوی کردن تفکر مقابله با سیاست تروریستی، تبعیض نژادی و اشغالگری رژیم صهیونیستی در سطح نظام بینالملل، منطقه و در داخل فلسطین
- منزوی کردن ایران در قبال تحولات فلسطین
- کمرنگ کردن حماسه بسیج ملل اسلامی در روز جهانی قدس
- ایجاد بحران و غبارآلود ساختن روابط سازنده تهران با کشورهایی مانند روسیه و همسایگان این کشور
- و ...
اما این سیاست در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران غیر کارآمد و شکست خورده است و راه به جایی نمیبرد.
در واقع بحرانسازی حامیان صهیونیسم بر سر اظهارات احمدینژاد و در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران و فعالیت صلح آمیز هستهای این کشور با بحران کارآمدی رو به رو است و بهتر است غرب سیاستهای خود را درباره ایران مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار دهد و آن را ترمیم و اصلاح نماید. در غیر این صورت بسیاری از هزینههای این بحران بر دوش حامیان صهیونیسم سنگینی خواهد کرد.