* جناب آقای بیادی به عنوان سخنگوی جمعیت آبادگران جوان بفرمایید که مراحل ثبت جمعیت متبوع شما در چه مرحلهای است و پس از حضور آقای چمران در همایش اعلام موجودیت این تشکل آیا ایشان از عضویت در آبادگران جوان انصراف داده است؟
** ابتدا ایرادهای شکلی از اساسنامه گرفته بودند که برطرف شد و در جلسات آینده کمیسیون احزاب مطرح میشود. در مورد آقای چمران از اول هم ایشان عضو نبودند. حامی ما بودند و الان هم هستند و اصولاً ایشان حامی همه گروههای اصولگرا میباشند. باید بگویم که خود من هم جزو موسسین نیستم و من فقط سخنگو هستم.
* شما چگونه سخنگوی مجموعهای هستید که در حال برگزاری مجمع عمومی است ولی حتی عضو آن مجموعه نیستید؟
** سخنگو میتواند جزو موسس هم نباشد.
* در مورد موسسین این حزب جدید ابهامهای زیادی وجود دارد، افراد شاخص این حزب چه کسانی هستند؟
** وقتی مجوز بیاید اصلش را همان موقع اعلام میکنیم. ولی الان دست کمیسیون احزاب است و خیلی از جمعیتها، احزاب و گروهها درخواست دادهاند.
* آیا اعضای شورای شهر عضو این جمعیت هستند؟
** خیر عضو نیستند. ولی چند تن از آنان از حامیان جدی این جمعیت هستند.
* چه عواملی باعث انشعاب آبادگران جوان از ائتلاف آبادگران جوان شده است؟ علت این دو دستگی در شورای شهر چیست؟
** ما انشعاب نکردهایم. این حرف اشتباه است. من قبلا هم برای مثال گفتهام که خدا کند گسترش احزاب و جمعیتها مانند هیاتهای مذهبی باشد به شرط اینکه اهداف اصلی آنها یکی باشد. باور کنید گستره خدمتگزاری آنقدر وسیع است که جای نگرانی برای زیاد شدن جمعیتها و گروهها و احزاب نیست.
* با در نظر گرفتن تمایز ماهوی و کارکردی تشکلهای سیاسی و هیاتها فکر نمیکنید که چنین مقایسهای اصلاً صحیح نیست؟
** خیر اشتباه میکنید. به نظر من هیاتهای مذهبی بهترین الگو برای احزاب و گروهها میتوانند باشند زیرا در هیاتها همه کارها برای رضای خدا و خدمترسانی به مردم صورت میگیرد و اگر گزافه نگوییم هیاتهای مذهبی در تمامی جریانات انقلاب و مبارزه با استکبار با هدایت روحانیت متعهد و مبارز حضور فعال داشتهاند و آثار و برکات حرکتهای صادقانه آنان قابل مقایسه با احزاب و گروههای سیاسی نیست و نخواهد بود.
باز هم میگویم که هیاتهای مذهبی بهترین الگو برای همه گروهها حتی احزاب سیاسی میتوانند باشند به همین دلیل نام جمعیت را انتخاب کردیم. مزید اطلاع، این جمعیت هر جمعه آخر ماه شمسی جلسه قرآنی و اعتقادی دارد که از علمای اسلام و اندیشمندان و سیاسیون در آن سخنرانی میکنند.
* شما در اولین گردهمایی دبیران استانی جمعیت آبادگران جوان اظهار داشتید که جمعیتها، احزاب و گروهها در جامعه چندان قدرت نفوذ ندارند یعنی اگر درصد بزنیم شاید 5 تا 10 درصد بتوانند در مردم نفوذ داشته باشند. پس با چنین دیدگاهی، انگیزه شما از تشکیل آبادگران جوان چیست؟
** به همین دلیل که کم است ما آمدیم که بیشتر شود. من همان حرف قبلیام را میزنم. ما آمادهایم برای اینکه بتوانیم با یک تفکر جدید در جمعیت بتوانیم اثرگذاری بیشتری داشته باشیم. یکی از دلایل مهم که احزاب و گروهها در جامعه اثر گذاریشان کم است اولاً دیدگاه آنها سیاسی صرف است و به مسایل اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دقت نظر خوبی ندارند و بیشتر بحثهای سیاسی و موارد قدرتی آن در جامعه را میبینند که صندلی قدرت را بتوانند کسب کنند.
* معمولا یک حزب تشکیل میشود که صندلی قدرت را کسب کند و بر پشتوانه ایدئولوژی و تفکر خودش بتواند تغییرات مورد نظر را ایجاد کند؟
** قدرت یک وسیله است. من نگفتم که دنبال آن نروند. شاید یکی از وسایل این باشد که حزب صاحب قدرت و صاحب مکنت باشد و بتواند یک کاری انجام دهد ولی آیا فقط با داشتن یک صندلی حزب میتواند قدرتی داشته باشد و تاثیرگذار هم باشد؟ نه خیر اینطوری نیست. خیلیها هستند که اثرگذار هستند بدون اینکه یک صندلی دولتی داشته باشند.
* به نظر شما چگونه زمانی که اصناف و گروهها، نهادهای مدنی و احزاب کاملاً شکل پیدا نکرده است میتوان بدون حضور در حاکمیت قدرت را در دست داشت؟
** احزاب و گروهها میتوانند با ورود به مسائل اجتماعی و مسائل فرهنگی، مسائل اقتصادی، مسائل نظری و نیز در بحثهای دینی به صورت جدی و اثرگذار شوند. یکی از آسیبهایی که جمعیتها و احزاب و گروهها دارند این است که در طول مدت فعالیت خود فقط موقع انتخابات خودشان را نشان میدهند و در شروع هر انتخاباتی فعال میشوند و بعد از مدتی دوباره افول میکنند. آسیب دیگر این است که اینها فقط جمع شدند در تهران و فکر میکنند فقط تهران است و فقط اینجا میتوانند فعالیت حزبی، گروهی و جمعیتی داشته باشند.
در صورتی که پتانسیلهای بسیار قوی در استانها هست که حاضر به کار، فعالیت و از خود گذشتگی هستند. اما نکته مهم این است که چرا احزاب وگروهها اثرگذاریشان کم است؟ یکی از دلایل این است که میخواهند همدیگر را حذف کنند و به صورت حذفی و سلبی با هم برخورد میکنند و نه به صورت تکمیلی. شما دقت کنید در ایالات متحده دو تا حزب و گروه وجود دارد. البته حزب و گروهها و جمعیتهای دیگر نیز هستند اما دو تا حزب قوی مکمل هم هستند. در این پنجاه سال این طوری بوده است که هر کدام که بر سر کار آمدهاند دیگری به صورت سایه آن را کمک کرده است یعنی برای حذف همدیگر هیچ موقع کار نکردند.
در انتخابات با هم رقیب بودند و بعد از انتخابات با هم رفیق شدند این یک قاعده کلی است که باید در تمام کشورها از جمله کشور ما این روحیه ایجاد شود. شما مشاهده میکنید که متاسفانه بعضی از احزاب و گروههای موجود ما به صورت تخریبی با هم رفتار میکنند. البته بعضی از آنها هم به دلیل اینکه حافظ منافع ملی نیستند خود مردم آنها را حذف و طرد میکنند که نشان میدهد مردم با احزاب و گروههایی همگرا هستند که مسائل و منافع ملی را بتوانند حفظ کنند و چون مسائل و منافع ملی را بعضی از آنها حفظ نمیکنند مردم با آنها واگرایی دارند و همگرایی ندارند و حاضر نیستند هیچ هماهنگی با آنها داشته باشند و در کار آنها هیچ مشارکتی ندارند.
یکی دیگر کار نکردن در مسائل اجتماعی است و فقط صد در صد کارشان را در کسب قدرت گذاشتهاند و به قدرت که رسیدند تمام حزب و گروههایشان از بین میرود ولی ما الان احزاب و گروههایی داریم یا نهادها و سازمانهای غیر رسمی در جامعه داریم که اینها بسیار اثرگذار هستند. ما باید دنبال این باشیم که مردم در کارهای خودشان مشارکت داشته باشند. همان بند ج اصل 44 که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد. این حرکت بزرگی بود که اگر نگاه کنید میبینید که بخش خصوصی یعنی چه؟ یعنی خود مردم با تشکلها و سازمانهای غیر دولتی بتوانند یک حرکتی را انجام دهند.
بتوانند مشکلات خودشان را حل کنند. الان در دنیا هر فردی حداقل عضو 20 تا NGO است. این نشان میدهد که مشارکتهای مردمی آنجا زیاد است و به همین دلیل دولتشان کوچک است و در دنیا تصمیمگیریها و سیاستگذاریها برای دولتها خیلی آسان است. شما در دنیا چند تا از وزیرها را میشناسید ولی ما را میبینید همه سر زبانها هستند. هر رئیسجمهور که میآید وزیرها همه عوض میشوند. چرا اینطوری است؟ نباید اینگونه باشد.
این نشان میدهد که احزب و گروههای ما قوی نیستند و فردگرایی است و هر فردی که میآید گروه و دسته خودش را میآورد و بعد از مدتی هم افول پیدا میکنند و میگذارند و میروند و در نهایت مردم متضرر میشوند و در نهایت اثرگذاری احزاب و گروهها نشان میدهد که کم است چون با اهداف خاصی سر کار میآیند و آن هم گرفتن صندلیهاست. این یک آسیب بزرگ است.
* شما طی اظهار نظری گفتید که با سیاستهایی که در قبال جوانان داشتهایم از جوانان بحران ساختهایم و در جامعه ما زنان بیحجاب نیستند بلکه مسئولین فرهنگی بیحجاب هستند. منظور خودتان را شفافتر بیان کنید.
** در جامعه ما دیدگاهی که نسبت به جوان وجود دارد این است که جوانی یک بیماری است. میگویند میخواهیم برای جوانها این کار و آن کار را انجام دهیم. من میگویم این حرف را نگویید بلکه بگویید چرا این کار را نکردیم و چرا قبلا انجام نشده است؟
همین اندازه که یک جوان دیپلم میگیرد وامانده میشود و دچار بحران میگردد. حتی لیسانس هم که میگیرد دچا بحران میشود. این نشان میدهد که دولت باید یک کاری برایش انجام میداد. ما برای جوان برنامه نداریم. البته نه اینکه کار نشده است ولی این کارها بدون برنامه است. ما برنامه برای آینده جوان نداریم. جوان بدون برنامه است. ما در کشف نخبگان بسیار متبحر و قوی هستیم. ما دانشآموز را از ابتدایی جدایش میکنیم. در راهنمایی به اسم فرزانگان و نخبگان جدایش میکنیم بعد در دبیرستان به همین صورت تا کنکور و وقتی انتخاب میشوند غربیها میآیند و آنها را برمیدارند و میبرند.
حالا یک مقدار مقاومت میکنیم تا اینها را حفظ کنیم. اینها میروند دانشگاه لیسانس میگیرند، فوق لیسانس میگیرند باز هم یکسری از آنها میروند. یعنی ما همواره برای جاهای دیگر جوانهایمان را پرورش میدهیم. فرض کنیم حالا رفتند. دیگر از رفتن آنها بحران نسازیم. هی نگوییم فرار مغزها، فرار مغزها. بهتر است بگویید فرار مغزها از بیبرنامگی.
اگر مسئولین ذیربط راست میگویند بیایند برای بازگشت آنان برنامهریزی کنند. اگر برنامههایتان عاقلانه و جذاب باشد مطمئن باشید دیگر رفتن مغزها فرار نیست و تهدید نیست. شما نتوانستهاید هنرمندانه آن را تبدیل به فرصت کنید و در مورد اشتغال، مسکن، ازدواج و ادامه تحصیل جوانان باید برنامههای مدون و مفصل داشته باشیم.
* یکی از نهادهایی که در قبال مشکلات و معضلات جوانان مسئولیت مستقیم دارد سازمان ملی جوانان است. عملکرد این سازمان را تا چه اندازه موفق ارزیابی میکنید؟
** سازمان ملی جوانان از آن زمانی که تاسیس شده فقط در حال مطالعه است. فکر میکنم هنوز هم از مطالعه خسته نشدهاند. بد نیست که نام آن به سازمان مطالعه تبدیل شود تا به همه دستگاههای اجرایی ثابت شود که لااقل یکجا مطالعه انجام میدهند.
* شما در ادامه گفتید که مسئولان ما بیحجابند. در این رابطه توضیح دهید.
** آیا در مسائل فرهنگی و مخصوصا توجه به مسائل زنان و حجاب خرد جمعی داشتهایم؟ برای حل این معضل آیا راهکاری با خرد جمعی ارائه دادهایم؟ یا فردی نظر دادهایم یا هر ارگانی برای خودش یک کاری کرده است؟ این که میگویم بیحجابی یعنی خود آنها باید خودشان را در آن بیحجابی ببینند. یعنی خودشان را با مسئولیتی که دارند در آن بیحجابی ببینند. هر کس مسئولیت فرهنگی در جامعه دارد در این زمینه سهم دارد، ما چرا با معلول برخورد میکنیم؟ ما باید با عوامل برخورد کنیم نه با معلول.
* منظورتان با مسئولین است؟
** یکسری مسئولهای دولتی هستند و یکسری مسئولین غیر دولتی. هر کسی که مسئولیت فرهنگی دارد به اندازه خودش باید جوابگو باشد. ما نمیتوانیم بگوییم فقط وزارت ارشاد مسئول است. باید در رفع معضلات فرهنگی که یکی از آن بحث بیحجابی است خرد جمعی وجود داشته باشد. باید آسیب شناسی شود که اینها به صورت فردی در حال انجام شدن است. مثلا نیروی انتظامی یک کار ارزنده انجام داده و با عوامل فساد برخورد میکند با عوامل بیحجابی برخورد میکند. نقش پلیس برخوردی است و کار فرهنگی را دیگران باید انجام دهند.
با این حال وقتی مسئولان فرهنگی توان این کار را ندارند یک نمایشگاهی را نیروی انتظامی گذاشته است و با این کار ارزنده حجاب را معرفی کرده است. البته این بحث حجاب را ما در شورای شهر توسط آقای دکتر شریعتمداری شروع کردیم که خیلی از مسئولین جامعه و مخصوصا خود مردم از این حرکت خیلی حمایت کردند که تبدیل به این شد که نیروی انتظامی هم دنبال راهکارهایی از جمله این نمایشگاه باشد و گروههای ارشادی درست کردهاند که در سطح شهر میچرخند که البته خیلی کم هستند.
در سطح هر منطقه شاید دو تا ماشین پلیس ارشادی باشد یعنی حدود 44 ماشین راهاندازی کردند که منطقهای 2 تا ماشین که در سطح چنین شهر بزرگی چیزی نیست. یکسری از اوباش هستند که فرهنگ ما را مورد هجمه قرار دادند، ناموسهای ما را مورد هجمه قرار دادند. فقط هم دخترها نیستند پسرها هم هستند. این بحث فقط مختص به خانمها نیست. این بحث مربوط به آقایان هم هست یعنی باآقایان هم برخورد میکنند.
در هر صورت من در همین جا مخصوصا از سردار دکتر احمدیمقدم و سردار طلایی تشکر میکنم که توانستهاند تمام صنوف را جمع کنند و اینها را متقاعد کنند که روی به تولیدات ارزشی بیاورند. چون واقعا لباسهای خوب مشتری آن زیاد است. در حقیقت چیزی که ما گفتیم این بود که خانمهایی که میخواند با حجاب باشند نمیدانند کجا بروند لباس بخرند.
* تصویری که آبادگران جوان از اصولگرایی خود ارائه میکنند خود را اصلاحطلبتر از اصلاح طلبان معرفی میکنند. آیا اصولگرایی در آبادگران جوان ادامه همان راه اصلاحطلبی است؟
** ما یک تعریف جدیدی از اصولگرایی ارائه کردیم و با تبیینی که مقام معظم رهبری از اصولگرایی نمودند ما دیدیم که راه بدی نرفتهایم و مسائل بدی را مطرح نکردهایم. دیدیم که رهبر ما که محور جامعه هستند و همه باید حول محور ولایت باشند نظر ایشان هم همین صحبتهای ما را تایید میکند. ما گفتیم که برای ما مهم نیست که چه کسی به کی رای داده است. برای ما مهم این است که چه کسی رای داده است. اگر این دیدگاه در جامعه باشد با هم اختلافی نداریم.
هشت نفر آدم خوب را شورای نگهبان تایید میکند. آنها از خارج که نمیآیند فقهای شورای نگهبان اینها را تایید میکنند. فقهایی که تحت نظر رهبری هستند. التزام عملی به قانون اساسی همین است. بنابراین شورای نگهبان به من حق انتخاب داد نه حق تخریب و من حق دارم هر کسی را که میخواهم انتخاب کنم و اگر در مورد کسی مطلب خاصی دال برسوء استفادههای مالی، اخلاقی و سیاسی دارم کشور دارای قوه قضاییه است.
* یعنی با گروههای اصلاحطلب هیچ مشکلی برای همکاری ندارید؟
** من یک تعبیر دارم. آیا دم در مسجد میگویند تو چپی یا راستی هستی؟ قرمز یا آبی هستی؟ یک مسجد الگوی خوب جامعه است. فعالیتها در مسجد بستگی به امام جماعت و هیئت امنای آن دارد. اگر در مسجد را باز بگذارید همه میآیند نماز جماعت میخوانند ولی اگر شما در را ببندید و گزینشی بیاورید مطمئنا یکسری مخالف پیدا میکنید.
برای خدمتگزاری ما باید رقابت داشته باشیم و نه تخریب. الان این دولت میرود آن دولت میآید همدیگر را و فعالیتهای همدیگر را تخریب میکنند و تکمیل همدیگر نیستند. در صورتی که در دنیا این طوری نیست دولت بعدی تکمیل کننده دولت قبلی است مثل دوی چهارصد متری امدادی است و نفرش عوض میشود ولی چوب همان چوب است.
* آیا جمعیت آبادگران جوان هم این استراتژی را بر میتابد و توانسته آن را درونی کند؟
** ما حتی گفتیم در موقع انتخابات ما به اعضای خودمان میگوییم که ما نظرمان این است ولی شما به هر کسی که میخواهید رای بدهید. شورای مرکزی نظرش این است ولی شما آزادید به هر کسی خواستید رای بدهید. این تفکر جدید است. ما گفتهایم هر کس رای بیاورد با تمام قوا با تولید فکر کمکش میکنیم. ما جوانها را به کار گرفتهایم.
الان کارهای خوبی هم کردهاند تحلیلهای خوبی هم در آوردهاند. شاید کار اجرایی نمیکنند به هر حال کار تحلیلی میکنند. ما به جای دولت سایه، دولتیار را مطرح کردیم. دولت سایه دولت رقیب است. ما خودمان رادولتیار و همکار دولت معرفی کردهایم. یعنی ما با انتقادات سازنده و منصفانه و با پیشنهادات خوب و کارشناسی شده دولت را کمک خواهیم کرد.
* شائبه یک حزب دولتی و یا دولت ساخته همانند آنچه که دوستانتان در مورد مشارکت و کارگزاران می گویند پیدا نمیکنید؟
** خیر ما سه قوه را کمک خواهیم کرد. مملکت ما فقط قوه اجرایی نیست ما باید برای جامعه فکر کنیم. شاید برای سازمانها و نهادهای غیردولتی هم بتوانیم حرف بزنیم و نظر داشته باشیم. باید سبقت و رقابت در خدمتگزاری داشته باشیم. اگر این عبادت و خدمتگزاری به مردم رقابت سالم ایجاد شود بسیار پسندیده است و میتواند حلال همه مشکلات شود.
* یکی از اعضای اصولگریان مجلس شقه شقه شدن جریان اصولگرایی را باعث از بین رفتن وحدت آنها عنوان کرد و عامل تعدیل جریان اصولگرایی را ظهور جریان آبادگران جوان و عامل اصلی آن را برآورده نشدن توقع اعضای شورای شهر در دستیابی به قدرت در دولت جدید دانسته است. نظر شما چیست؟
** آنها هر چه میخواهند بگویند. ما نظرمان این نیست، حالا هر کسی آزاد است که هر چیزی می خواهد فکر کند ولی ما هنوز با دولت ارتباط داریم. ما با یکسری از جوانها در سراسر کشور صحبت کردیم. بعضی از آنها به این نتیجه رسیدهاند که این تفکر چپ و راست با همدیگر رقابت ندارند بلکه همدیگر را دارند تخریب میکنند. هه کسانی که قلبشان برای ارتقای این نظام مقدس میطپد میخواهند کار کنند.
ما باید قبول کنیم نتایج فعالیتهای سیاسی جناحهای چپ و راست در گذشته مخرب بوده تا سازنده لذا ما تصمیم داریم با همکاری و راهنمایی همه دلسوزان و پیشکسوتان اصول گرای انقلاب حرکت جدیدی را با جوانان ولایت مدار آغاز کنیم و همانطور که در قبل گفتم ما رقیب کسی نخواهیم بود بلکه با این تفکر یار و همکار همه خواهیم بود و انتظار داریم همه ما را کمک کنند. در هر صورت همه جناحها باید مانند دست چپ و راست باشند. دو دست انسان اگر چه مخالف هم حرکت میکنند ولی از یک مغز پیروی کرده و برای انجام یک هدف کار میکنند.
* این هدف را چه کسی تبیین میکند؟ مغز چه کسی است؟
** مغز، هدف را تبیین میکند و مغز نظام است.
* خوب نظام هم مجموعهای متکثر است و یکدست نیست و دستگاههای موازی مانند شورای انقلاب فرهنگی هر یک برای خود سمت و سویی دارد و دولت قوه قضائیه هر یک به سمتی میرود. شاید منظور شما حاکمیت یکدست است؟
** متاسفانه بحث یکدست شدن خودش یک انحراف است. شما چه بخواهید و چه نخواهید انسانها با هم فرق میکنند و چه بخواهی و نخواهی انسانها با هم اختلاف سلیقه دارند ولی در اصول هیچ کس اختلاف سلیقه ندارد. ما باید اصول شناسی کنیم و حول محور آن اصول همه ما بگردیم. یکی از آن اصول محوریت ولایت فقیه است. این یکی از اصول مهم نظام و قانون اساسی است.
* در حالی که آقای ترقی از شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، جمعیت آبادگران جوان را به رسمیت نمیشناسد و معتقد است که اصلا پدیدهای رخ نداده است، تعامل آینده مجموعه خودتان با شورای هماهنگی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** ما با تمام گروههای اصولگرا هماهنگ و همگرا خواهیم بود. آقای ترقی هم تایید کردهاند، دلیلی ندارد به رسمیت نشناسد. اگر گفته حتما دلیلی داشته و یا سئوالی که شده پاسخش این چنین بوده. چرا رسانههای ما اینقدر اثرگذار نیستند؟ مثل احزاب ما که اثرگذار نیستند چون بیشتر مسائل تخریبی را مردم میخوانند. مطبوعات میتوانند تنظیم کننده خیلی از مسائل باشند.
متاسفانه رسانههای ما بخش تخریبی آنها به سمت مردم میرود و بخش خوب آن آنقدر جلوه ندارد. شما هم سعی کنید بخشهای تخریبی آن یک جوری نرود که به ضرر مردم تمام شود. بخش مثبت آن در جامعه برود و پیچیده شود. دلیل ندارد همه از ما حمایت کنند. آبادگران جوان یک نهال است و باید آن رشد طبیعی خود را داشته باشد. ما هیچ انتظاری نداریم. نه عجله داریم و نه سرعتی گرفتهایم که یک شبه ره صد ساله را برویم. احزاب، گروهها و جمعیتها هستند که سابقه 50 ساله دارد مثل حزب موتلفه، شما آنقدر از آنها انتظار ندارید که الان از ما دارید.
* یعنی به نظر شما به غیر از موتلفه هیچ گروه دیگری چنین خصوصیتی را ندارد؟
** من نظرم این است که موتلفه همیشه منافع مردم را به منافع حزبی و گروهی خودشان ترجیح دادهاند. از طرف دیگر روحانیت همیشه پاسخگوی مردم بوده است و کمترین جایگاه قدرتی را در جامعه هم داشته است ولی همیشه قابل احترام مردم بودهاند. الان روحانی بیاید شما ناخواسته بلند میشوید چون یک احترام ویژهای در بین مردم دارند و همیشه پاسخگوترین در بین مردم و مسئولترین بودهاند. در هر مسجدی که شما بروید این روحانی مسجد پس از اتمام نماز تا دم در بیاید10 نفر از او سوال میکنند.
یکی سئوال دینی و دیگری سوال اقتصادی یا سیاسی میکند و همیشه پاسخگوی مردم هستند بدون این که دنبال پستی و دنبال مقامی باشند. یک سازمان غیر رسمی است ولی میتواند بسیار اثرگذار باشد و چرا اثر گذاری آنها خیلی زیاد است؟ چون همیشه منافع مردم را به منافع شخصی خودشان ترجیح دادهاند.
* اما چرا شاهد کاهش تعداد روحانیت در حوزههای سیاست و اجرایی کشور هستیم؟ پس از حضور فردی غیرروحانی به عنوان ریاست قوه مقننه، اکنون ریاست جمهوری هم غیر روحانی است.
** این تشخیص خودشان است. من هم گفتهام که روحانیت را نمیشود در قالب احزاب و گروهها برد و اگر کسی هم آمده آن وجهه شخصی طرف است نه روحانی بودنش. اینها خودشان یک جایگاهی والاتر از این چیزها دارند و پوست کنده بگویم اکثرا در دل مردم جای دارند.
* اما روحانیون خودشان پس از انقلاب اولین حزب را به عنوان حزب جمهوری اسلامی تشکیل دادند؟
** بله میدانم ولی خود همانها هم آن را منحل کردند. صلاح نمیدیدند. چون جایگاهشان در مردم جایگاه خوبی است ومردم آنها را به عنوان یک چیزی فراتر از خودشان همیشه میدیدند. همانطور که در دین ما امام و پیغمبرمان همیشه والاتر از همه است. اینها به عنوان منادیان دین ادامه دهنده راه انبیا هستند.
* پس خارج بودن روحانیت از قدرت قداست آنها را حفظ خواهد کرد؟
** بله یعنی هر جا میروند یک جایگاه ویژه داشته و از قداست خاصی برخوردارند. به همین دلیل هم یکی از اهداف دشمن همیشه تخریب روحانیت بوده است.
* در اوایل سال جاری حزب آبادگران جوان پیشنهاد حیرتآور برگزاری مانور نظامی با همکاری کشورهای ینگه دنیا مثل کوبا و ونزوئلا را داد تا ایالات متحده آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد در حالی که معادلات نظامی، سیاسی جهان در هزاره جدید توسط کار آزمودهترین تئوریسینهای موجود طراحی میشود ولی پشتوانه تئوریک آبادگران جوان برای این طرح، جنگ تبوک در صدر اسلام است. دیدگاه شما چیست؟
** این یکی از آثار و برکات تشکیل این جمعیت است. یکی از اعضای آبادگران جوان این مطلب را بیان کرده و در وب سایت گذاشته است حالا این مسئولان ذیربط هستند که این مقاله را بخوانند و این را در کارهایشان دخیل کنند و اگر به دردشان میخورد استفاده کنند. یکی از کارهایی که قرار است ارائه بدهیم همین است. در بخشهای مختلف مطلبی را بگذاریم و مسئولان مربوطه آن را بخوانند. ما همه چیز را میگوییم دیگر کسانی که مسئول هستند باید این را برداشت کنند. من فکر میکنم این حرکت اثرگذار هم بوده است چون مشابه همین را وزیر دفاع هم مطرح کرده است.
* با در نظر گرفتن این نکته که سایت آبادگران جوان نیز همانند این نهاد از یک چارچوب فکری نشات گرفته است عضوی از آبادگران جوان برپایه کدام ایدئولوژی معادلات روز جهان را به حوزه صدر اسلام پیوند میزند؟
** شما این الگو را کنار تفکر امام بگذارید. امام به جوانها اعتماد کرد و به جوانها شخصیت و هویت دارد. طوری که شهید باقری از فرماندهان اطلاعات جنگ، 22 یا 23 سالش بود. همینطور شهید همت، شهید چراغی، شهید کریمی همه اینها را ببینید. یعنی همه کسانی که بودند چه در ارتش، در سپاه و یا در بسیج بودند. کشوری که انقلاب کرده، کشوری که هنوز نابسامانیها در آن وجود دارد، کشوری که هنوز کشورهای غربی در آن اثرگذار بودند، کشوری که از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ ساختاری دچار تزلزل شده بود امام با اعتماد به جوانها کشور را حفظ کرد.
این نشان میدهد در جوانها پتانسیلهای بسیار قوی وجود دارد که باید آنها را شناسایی کرد. باید کشف کرد و از آنها استفاده کرد. به نظر من آن سازمانها و ارگانهایی که باید برای جوانها تصمیم بگیرند ضعف دارند و هنوز هم ضعف آنها ادامه دارد. البته آقای احمدینژاد طرحهای خوبی برای جوانها دارد ولی من ملحقات ایشان را نمیدانم. اگر دوستانی که با ایشان همکاری میکنند در بخش جوانان صحبتهای ایشان را جمع کنند و نظرات ایشان را بگیرند به نظر من و با تعامل با مجلس تحول عظیمی را در جامعه خواهند کرد. متاسفانه در کشور ما گوش به این مسائل نمیکنند.
الان به کشورهای عربی و همسایه بروید آقای احمدینژاد در بین جوانها جایگاه ویژهای دارد. همانطور که سیدحسن نصرالله دارد. آقای احمدینژاد در بین جوانان آفریقایی جایگاه پیدا کرده است. پس چرا ما نباید برای جوانهای خودمان فکری بکنیم؟ آقای احمدینژاد برای جوانها حرف دارد منتهی اینقدر مشکلات و معضلات جامعه را بر سر ایشان میریزند که دیگر زمان فکر کردن برای جوانان باقی نمیماند. البته ایشان باید از بعضی دوست نماها پرهیز کند که مشکل دیگر دولتهای گذشته هم بودهاند.
* طی سخنانی نیز گفتید که عدهای از دوست نماها در مجلس وعدهای در شورا و در بدنه دولت درصدد ضربه زدن و تضعیف دولت هستند این دوست نماها چه کسانی هستند؟
** خوب باید کشف کرد و اینها را پیدا کرد. آقای احمدینژاد میگویند قیمتها باید ثابت بماند. آن کسانی که باعث افزایش گرانی میشوند این افراد را شناسایی کنید. اینها همان دوست نماها هستند من به خود ایشان هم گله کردم که باید در دوستان و کسانی که در اطراف خودتان هستند بیشتر دقت کنید. یعنی من میگویم گران شدن موبایل چه ربطی به گران شدن سیمان دارد و گران شدن سیمان چه ربطی به گران شدن آهن دارد؟
اگر می خواهیم گران کنیم به این دلیل قیمت بینالمللی آن اینقدر شده با صداقت و شفافیت این را اعلام کنید ولی چون به صورت مجهول بیان میشود تورم ایجاد میکند. اگر شفاف باشد مردم اطلاع داشته باشند و همه جا یکسان باشد در آن رانت نباشد در آن سوءاستفاده نباشد مورد قبول مردم است. چرا مردم قبول نکنند؟ مردم فهیم ما عاشق صداقتند و خیلی زود دو گانگی رفتار و اعمال آنها را تشخیص می دهند.
* کاندیدای شما طی یکسال تصدی دولت با درآمدهای نفتی سرشار نتوانسته است در حد و اندازه دولت قبلی که حتی یک سوم درآمد نفتی کنونی را نیز نداشت عمل کند. افزایش گرانی و تورم، اظهار نگرانی اقتصاددانان و در نهایت پایان ذخیره ارزی از دستاوردهای این دولت است. دلایل چنین امری را چگونه ارزیابی میکنید؟
** آیا فکر کردهاید که چرا نفت بالا میرود به ضرر ماست و پایین بیاید باز هم به ضرر ماست؟ ما باید یک مکانیزمی تعریف کنیم که همان چیزی که در چشمانداز در زمینه نفت به آن توجه شده تحقق پیدا کند. تمام مسئولین باید تمام صحبتهایشان، کارهایشان و استراتژی آنها حول محور چشمانداز باشد. همه جا گفتهام یکی از دغدغههای مقام معظم رهبری تحقق چشمانداز بیست ساله است. هر کسی که دلش برای این کشور میسوزد باید نقش خودش را در تحقق این چشمانداز تعیین کند.
یکی از اهداف ما در جمعیت آبادگران جوان رصد کردن تحقق چشمانداز است و در آینده نزدیک نظرمان را در رابطه با تحقق پنج درصد از چشمانداز که یکسال آن از بیست سال گذشته است بیان خواهیم کرد. باید دولت، مجلس، قوه قضائیه و دیگر ارگانها و سازمانها بگویند این پنج درصد چقدر رشد داشتهاند. منتقدان باید انتقاد کنند و اگر کسانی میبینند که کاری انجام شده باید آن را تبلیغ و تشویق کنند که این کار انجام شده است.
در بسیاری از جاها اعتقاد دارم که دارد انجام میشود ولی هنوز رشد نکرده و ملموس نبوده است. ولی در بحث نفت ما افت داشتهایم. میزانش را هم به زودی اعلام خواهیم کرد. ما زیر صفر رفتیم. باید در سال 1404 وابستگی به نفت به صفر برسد. یعنی در سال 1404 باید تمام پولهای نفت در کارهای زیربنایی به کار رود و نباید خرج جاری مملکت شود یعنی باید تولید علم، تولید فکر و همینطور تولید و تولید بدون وابستگی به نفت باشد.
* آبادگران جوان اولین کمیته تخصصی خود را در حوزه صنعت با کارگروههای خودروسازی، پتروشیمی، نفت و غیره راه اندازی کرده است. از تشکیل چنین کمیتههایی چه اهدافی را دنبال میکنید؟
** ما دولتیار هستیم یعنی برای یاری رساندن به دولت آمدهایم. ما می خواهیم در این جمعیت فقط یاری برسانیم. ایده ما این است که هر کسی که بیاید سرکار کمکش خواهیم کرد. یعنی شعارمان این است و هر کس که مورد تایید رهبر و مردم باشد ما کمکش خواهیم کرد. در واقع همه ما میخواهیم جمهوری اسلامی را یاری کنیم و ما با شخص کاری نداریم. البته دولت که میگوییم یعی سه قوه و ارگانها و نهادهای غیردولتی مورد تایید است.
* نظر شما درباره لایحه اصلاح قانون تشکیلات و وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی که موجب اعتراضات شدید اعضای شورا شده است چیست و چه اشکالات عمدهای به این لایحه وارد میدانید؟
** این لایحه پشتش یک تفکر سیاسی منفی وجود دارد. پشت این تفکر، کم کردن اختیارات شورا و شهرداری و در نهایت کاهش مشارکتهای مردمی است. قانون اساسی، تفکرات امام و تفکرات مقام معظم رهبری و بسیاری از مسئولین توجه خاص به مردم و مشارکت دادن آنها در رفع مشکلات است. مردم خود باید مشکلاتشان را حل کنند. دولت ما چرا بزرگ شده است؟ به خاطر همین است که مشارکتهای مردمی وجود ندارد. هر جا نقص می بینند یک گروه دولتی درست میکنند در صورتی که باید یک گروه مردمی درست شود.
من اعتقاد دارم این بزرگ شدن کمیته امداد، حسن نیست. کاهش آسیبهای اجتماعی باید از طریق مردم باشد نه از طریق نهادهای دولتی و البته خود مردم هم راحتتر هستند. مثلا طرح شهید رجایی برای رساندن هزارتومان به افراد هزار تومان هزینه میشد. این نمونه بارز مسائل دولتی است. همان طرح کمک از طریق بهزیستی به اندازه همان پول که کمک میخواستند بکنند به همان اندازه هزینه داشت که به طرف برسد چون ساختارهای دولتی تشکیل میشود این خیلی بد است. اما مسجد به عنوان یک سازمان غیر رسمی این کشور محسوب میشود اثرگذارترین و مقدسترین مکان این کشور است.
اینها میتوانند بدون این هزینه دولتی بسیاری از مشکلات مردم را حل کنند که اگر به دولت سپرده شود دولت به زمین میخورد، شما می دانید بسیاری از مشکلات این کشور را مساجد حل میکنند و روحانیت انجام میدهند یعنی نقش روحانیت و مساجد در کشور برای رفع مشکلات مردم یک نقش کلیدی است. کسانی که این لوایح را به این شکل مطرح میکنند پشت آن مسائل سیاسی منفی و دغدغههای شخصی و گروهی است. حالا چه مسائلی هست باید کنکاش شود.
* آبادگران شورای شهر تهران با حدود چهارصد مصوبه مستقیم با چالشهایی همچون منوریل تهران، انتقال نمایشگاه بینالمللی، حریم پایتخت، بافتهای فرسوده و قطع درختان لویزان مواجه بوده است چرا نتوانسته است این مشکلات را به سر منزل مقصود برساند؟
** ما از اول با منوریل مخالف نبودیم، با چگونگی روند ساخت منوریل مخالف بودیم. منوریل یکی از راهکارهای تکمیلی سیستم حمل و نقل عمومی شهر تهران است. ما منوریل را به عنوان یک الگو میخواستیم بسازیم. ما میتوانیم این کار را انجام دهیم. این الگو باید به نحو احسن انجام می شد. نمیتوانستیم یک الگویی را ارائه بدهیم که با شکست مواجه شود. متاسفانه دوستان گوش نکردند و این عمل اتفاق افتاد و عوض این که اثرگذاری مثبت داشته باشد اثرگذاری منفی داشت یعنی هیچ استدلال عقلی و فنی پشت این کار وجود نداشت. چون مطالعه نشده بود و با یک ورق و با قراردادی احساسی عمل شد.
* شورای شهر با آقای احمدینژاد، شهردار وقت هماهنگ بودند. چرا این اشتباه روی داد؟ چرا کارشناسی نشده بود؟
** دلیلی ندارد. ما همه چیز را صد در صد تائید نمیکنیم. ما همان موقع هم تائید نکردیم الان هم نمیکنیم و بعدا هم نخواهیم کرد. کاری که غلط باشد هر کسی که انجام دهد فرقی نمیکند. اشتباه را هر کسی انجام دهد اشتباه است و به فرد ربطی ندارد. بنابراین انجام نشد و الان هم به معضلات مهمی خورده و ما به دنبال این هستیم که مشکلاتش رفع شود. در رابطه با نمایشگاه بینالمللی الان سیر طبیعی آن دارد انجام میشود. در زمان آقای احمدینژاد قرار شد ما نمایشگاهی در شهر آفتاب با مشارکت بخش خصوصی بسازیم و الان هم در حال پیگیری آن هستیم.
برای این مشارکت حتی طراحهای خارجی آوردند و پروپوزال دادند و طرحهای آن تصویب شد و با خود مسئولین شهر آفتاب هماهنگی شده و زمینهای آن تملک شده است و کارهای آن در حال انجام است و استارت آن خورده است. در مورد بافت فرسوده ما نمی توانیم به تنهایی این کار را انجام بدهیم. این کار باید توسط وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت کشور دنبال شود. نوسازی بافتهای فرسوده را شهرداری به تنهایی قادر به انجام دادن آن نیست و امکاناتی را باید در اختیار شهرداری بگذارد که متاسفانه با سیاسی شدن بعضی از این مسائل و با انتخاب آقای قالیباف دوستان در هیات دولت این مساله را سیاسی کردند.
از جمله ادامه بزرگراه زینالدین که به جنگلهای لویزان میرسد. مشابه همین طرح در غرب تهران که درختهای آنجا مثمر بود انجام شد و کسی اعتراض نکرد. مخصوصا وزارت جهاد کشاورزی که طرف اعتراض شد. در صورتی که دو طرف دستور ساختش را یک نفر صادر کرده بود و دستورهای نقشههایش را یک نفر تایید کرده بود و چون مدیریت عوض شده بود مخالفت کردند. گفتم چون پشتش مسائل سیاسی است به این شکل درآمد.
* چه طرحهایی برای کوچکسازی دولت در تهران اجرا شده است؟
** آقای احمدینژاد از همان زمانی که شهردار بود اعتقاد داشت که دولت باید کوچک شود و اعتقاد داشت دولت از تهران باید بیرون برود. مثلا شرکت ملی گاز در تهران چکار میکند؟ محل آن میتواند از تهران بیرون برود و یک دفتر جزء و مدیران کلان باقی بماند. شما دفاتر را ببرید در شهرهای جنوبی و آنجا، هم رشد میکند و هم کسی که اهل کار است مشخص میشود.
مثلا شرکتهای سدسازی در تهران چه کار میکنند؟ شرکت شیلات در تهران چه کار میکنند؟ ملحقات وزارت نفت در تهران چه کار میکنند؟ صنایع فلزات، معادن وغیره از تهران باید بیرون بروند و باعث رشد در همان شهرها شوند. الان بوشهر روی گاز نشسته است و خودش گاز ندارد. خیلی از شهرها را داریم که روی نفت هستند و خودشان مشکل گاز دارند و با وجود کلی صنعت در آنجا، شهرشان محروم است.
* آیا آبادگران جوان برای انتخابات خبرگان و شوراها برنامهای نخواهد داشت؟
** در زمینه خبرگان فقط برای تشویق مردم جهت شرکت در انتخابات کار خواهیم کرد ولی در شوراها به طور مستقیم حضور خواهیم داشت و با اصولگراها همکاری و هماهنگی خواهیم کرد. شاید با هم به این نتیجه برسیم که لیست مشترکی ارائه بدهیم ولی همان یک لیست را به عنوان آبادگران جوان ارائه خواهیم داد.
* شما طی سخنانی اصلاحطلبی را مفهومی عمیق و متعالی دانستهاید. پس چرا با این اصول متعالی اصلاحطلبی برخورد عادلانهای صورت نگرفته است؟
** از آنهایی که این تفکر را دارند باید سوال کنید. به نظر من مقداری تنگ نظری است و یک بخش هم منافع جناحی و گروهی است و حقوق مردم را ندیدن است که این اتفاق میافتد. مثلا یکی به من گفت شما در بحث انتخابات رقیب آقای قالیباف بودید پس چی شد که آقای قالیباف را انتخاب کردید؟ گفتم حقوق مردم در شورای شهر را نباید سیاسی کنیم. ما حقوق مردم را دیدیم و ایشان در میان کسانی که مطرح بودند انتخاب شدند لذا ما در انتخابات ریاست جمهوری با ایشان رقیب بودیم ولی در انتخاب شهردار رفیق زیرا آقای قالیباف از چهرههای پر تلاش و از یادگاران شجاع دفاع مقدس هستند و همیشه در خدمت رسانی به مردم مخصوصا در نیروی انتظامی کارنامه درخشانی را از خود به یادگار گذاشته اند.
* آبادگران جوان که با شعار صداقت و شفافیت وارد عرصه شده است در آستانه تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از شهرداری چگونه میتواند جوابگوی 300 میلیارد تومان در زمان آقای احمدینژاد باشد که باید صرف خدمات شهری و زیباسازی تهران میشد ولی به امور فرهنگیان در قبل از انتخابات تخصیص داده شد که شائبه استفاده از اموال عمومی را برای چهرهسازی دارد؟ این مبالغ کجا، به دستور چه کسی و برای چه منظور هزینه شده است؟
** به نظر من سوال و هم برداشت از آن اشتباه است. همانطوری که در رسانههای دیگر هم این اشتباه را کردهاند. به عنوان یک مسئول میگویم که ما کاری بدون برنامه انجام شود را میگوییم «اسناد فاقد» و این اصطلاح است که رسانهها روی آن اشتباه میکنند. مگر میشود فاقد، سند نداشته باشد؟ در این گستره شهر به این بزرگی این اتفاقات میافتد از قبل اتفاق افتاده و در آینده هم اتفاق خواهد افتاد و چیز جدیدی نیست، منتهی اینها دلیل بر تخلفات و سوء استفاده مالی نیست. شاید خلاف قانون باشد ولی احتمال این که سوء استفاده نباشد بیشتر است تا این که سوء استفاده باشد.
به عنوان مثال مسجد ارگ یک اتفاق بزرگی بود که افتاد چه کسی در این زمینه کمک کرد؟ همه میگویند که وظیفه ما نبوده است. پس وظیفه چه کسی بوده است؟ بگویید تا یقهاش را بگیریم. قوه قضائیه یا وزارت کشور یا کدام بخش دولت در آن لحظه باید جوابگو میشد؟ وظیفه ما در نهایت خاموش کردن آتش بود که آتش نشانی باید انجام میداد و بقیهاش را دولت باید انجام میداد و بازسازی آنجا از طریق وزارت کشور و حوادث غیر مترقبه انجام میشد. پس چرا انجام ندادند؟ در آن شرایط ما وارد صحنه شدیم. هیات امام حسین(ع) نباید تعطیل میشد. اما این اسناد هنوز ادامه دارد.
مجروحان را نتوانسته بودند مداوا کنند فرستادیم آلمان و مداوایشان طول کشیده بود و وزارت بهداشت باید این پول را میداد ولی باز از سفارت نامه نوشته بودند به شهرداری که ما باز تاییدش کردیم. اینها همه جزو اسناد فاقد بود و بعضی را هم میشود به آن اشکال گرفت. ولی این سوءاستفاده بوده است؟ خیر نبوده ولی خلاف قانون بوده است.
باید از شورا اجازه گرفته میشد که نگرفته است و اگر بعضی از اسناد رای نیاورد راهکار دارد و به فرمانداری و وزارت کشور و شورای حل اختلاف میرود در نهایت باید یک جوری حل شود. در هر صورت بیشتر این اسناد فاقد مربوط به کارهای عمرانی است و عامالمنفعه و کلا سیستم شهرداری شفافتر میشد که یکی از معضلات آن همین اسناد فاقد است. با تحقق سیستم مالی «نقدی به تعهدی» بسیاری از این مشکلات مرتفع خواهد شد و خلافهای مالی و خلاف آییننامههای مالی و معاملاتی باید از طریق قوه قضاییه پیگیری شود.
* در بحث کمیته تحقیق و تفحص مجلس، شائبه استفاده از اموال عمومی برای وجههسازی مطرح شده است؟
** جزو حقوق مجلس است و میتواند از هر کاری تحقیق و تفحص کند. آنها اختیار خودشان است و میتوانند بیایند و شاید نتیجه آن خیر باشد و ما نظر خودمان را میگوییم.