تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۸۷۴۷۲

مصونیت پولادین

حسین نصیری

یادداشت خارج از عرف و پرخاشگرانه اخیر سرکار خانم فاطمه رجبی که به دور از ادب این سرزمین خدایی و آداب قلم به «زیور طبع آراسته شده بود»، تا آن حد در وادی حریم شکنی به پیش رفته بود که فارغ از مراتب تاسف و اعتراض عقلا و شخصیت های طرفدار منطق در همه جناح ها، موجب فاصله گیری پاره ای از «خودی های» نویسنده نیز شده است، روندی که تداوم خواهد یافت.
یادداشت فوق، بیش از آنکه نقدی باشد بر دوران یا دوره هایی، همان گونه که متذکر شده اند کینه های انباشته ای در اندازه های یک «کوه» را حکایت می کند. عقده ها در طول زمانی که او مایل است آن را 16ساله» بخواند لیکن، با تحلیل زوایای کلام و دیگر نوشته های ایشان، می تواند حدودا 27ساله تلقی شود جمع و انباشت شده است.
آن خشم فروخفته و کینه های انباشته سالیان ، ظاهرا دیگر «تاب مستوری» ندارند لذا، اینک به مدد «ظهور شرایط مناسب» سر باز کرده اند و لاجرم نمی توانند با متانت جاری شوند، تند و تفتیده پرتاب می شوند.
نوشته خانم رجبی به جای طرح استدلالی و منطقی مطالب و دعوت از مردم برای داوری پیرامون آن به امید تنویر افکار عمومی، ناسزا نامه ای است آکنده از ایراد اتهامات. ذهن آشفته ای را دلالت می کند که به ضرب افترا و دشنام می خواهد با «قاطعیت» به هر وسیله به «تکلیف» عمل کند. به این علت، به هیچ آداب و «تشریفاتی» پایبند نیست.
مطالبی با این شمایل، مسلما نیازی به پاسخ نخواهد داشت و اگر ضرورتی نیز باشد، لابد دیگرانی به آن خواهند پرداخت، چنان که پرداخته اند. مراد در این نوشتار اما، مروری است سریع بر مطالب یادداشت فوق، به امید تبیین بیشتر زوایای آن و... اینکه در فرازهایی به شیوه ای دیگر می توان با برخی از خواست های ایشان همداستان شد لازم به ذکر است که در این قصه، موضوع، یادداشت ایشان خواهد بود، بدون هیچ تاکیدی بر ارتباط سببی و نسبی و وابستگی های سیاسی و عقیدتی و نیز نزدیکی ایشان به «محافل قدرت». ناگفته پیدا است که آن ارتباط و این وابستگی ها، مسلما نمی تواند در نوشته مذکور و به ویژه لحن به کار رفته در آن، کم اثر فرض شود.
1- یادداشت مملو است از عباراتی از این قبیل:
-«توسعه (آن هم در کلیت و نه مثلا درک خاصی از «توسعه») آمریکایی است» و لابد آقای هاشمی مجری آن!
-«اصلاح طلبی، برنامه ای برون مرزی است» و لابد آقای خاتمی مجری آن!
-«اصلاح طلبان هیچ اختصاصی در «کلام» نیست، یعنی همه وابستگان و مزدوران فکری و سیاسی آمریکا هستند که جز فروپاشی نظام و... طریقی دیگر را نمی پیمایند»!
-«سردمداران مافیای قدرت و ثروت»، «جاهلان یا مقدس نمای بی شعور»، «فاسدان و مفسدان و دزدان بیت المال و جاسوس ها و ابتذال گرایان» و...
عبارات، آنگونه که خود می نمایانند، دشنام ها و تهمت هایی هستند که بی پروا و لابد به «پشتگرمی هایی»، نثار کسان می شوند. ظاهرا، بیم از عقوبتی در این جهان نیست در غیر این صورت، ایشان تا این حد لگام گسیخته بر «دیگران» حتی اگر به زعم نویسنده، «اعوجاجاتی» داشته باشند نمی تاختند. «نفس مطمئنه» و یا حتی «لوامه» ای براساس قاعده، در لابه لای سطور هویدا نیست.
نویسنده مدعی درک و تعهدی «اصیل» به اسلام است ولی کدام «اسلام» مگر نه آنکه جدال حتی با دشمنان به «احسن» باید باشد کدام «حسن» مگر نه آنکه بعثت نبوی، همانا اکمال و «اتمام مکارم اخلاق» بود، کدام «اخلاق» چه تناسبی در لحن و در کلام مطالب با سیره نبوی می توان یافت مگر نه آن که حضرت امیر ع ناسزا گویان را دوست نداشت....
2- به گواه مطالب، مهم ترین دلیل «صدور» این یادداشت، سید محمد خاتمی است و دیگران، لابد شریک شدند تا در اینجا نیز، او تنها نباشد آیا به راستی «محمد خاتمی» به عنوان عامل اصلی اجرای اصلاح طلبی امروز قرار است دستمزد 8سال تلاش خود را از آمریکایی ها و به ویژه کاخ سفید بگیرد!؟
آیا به راستی، «حضور و جولان محمد خاتمی، سخنرانی پیرامون... و اسلام آمریکایی است»!؟
آیا واقعا، سخنرانی های خاتمی در آمریکا، «حرکتی ضدملی» است و آیا این سفر «هدیه زهرآلود خاتمی» است به خانواده شهدا!؟
راستی را، آیا محمد خاتمی «اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و بنیانگزاری های فکری و عملی حضرت روح اللهس را پیوسته و به استمرار لگدمال می کند»
چگونه می توان چنین ناسزا و بی نیاز از اقامه «دلیل» یک انسان را این گونه پلشت مورد خطاب قرار داد به ویژه که آن شخص «محمد خاتمی» است که فارغ از سوابق درخشانش در خدمت به اسلام و ایران، حداقل تا به اکنون، بیش ازهر شخصیت دیگری، آرای مردم را در توشه دارد.زبانی اینچنین گزنده، شاید که قرار است دل حاسدانی را شاد کند، اما بی تردید توهینی بزرگ و شاید غیرقابل بخشش است نه فقط به خاتمی و علاقه مندان به شخصیت او که به مردم ایران و نیز به تمامی بزرگانی که در مراحل مختلف، از او به نیکی یاد کرده اند از حضرت امام تا مقام رهبری و... عجب مصونیت پولادین و رشک برانگیزی دارد این خانم رجبی3 خانم رجبی به حافظه تاریخی مردم ایران توهین می کنند والا کیست که نداند مراد حضرت امامره از «اسلام آمریکایی» چه کسانی و چه روش هایی بود. چگونه و با چه واژگونگی ای می توان محمد خاتمی را به آن متهم کرد آیا واقعا ایشان مصادیق را فراموش کرده اند و یا اینکه... فقط چند سال از ارتحال امام گذشته استایشان قرار بوده است بزرگی بی مدعا چون خاتمی را لکه دار کنند، ظاهرا باید «جاده را صاف» می کردند تا بعضی بتوانند در نتیجه آن، زمینه تحرک پیدا کنند و سفر خاتمی به آمریکا آن «فرصت طلایی» را فراهم آورد اما به خامی و شتابزدگی تلف شد.
4- از منظری دیگر، برای حل این مسائل ناصواب می توان حداقل در مواردی با خانم رجبی همداستان شد و «از حوزه های علمیه، از مرجعیت عظیم الشان تا جامعه محترم مدرسین به ویژه وارستگان این تشکل» درخواست کرد تا در مورد سیدمحمد خاتمی و یادداشت های «حکیم فرموده» و سخنان تب آلود و حرمت شکنی هایی ازاین دست، داوری کنند، برخورد کنند، ارج گذارند یا تکلیف این دارنده لباس روحانی را ...روشن کنند.»خانواده محترم شهدا، یاران امام خمینیره و اصولا مردم ایران، درباره خاتمی که امام او را «فرزند فاضل و باتقوای» خود خواند، در فوران این پرده دری ها، قضاوت کنند. آیا سفر خاتمی به آمریکا و سخنرانی های پرجاذبه او در محافل اسلامی، مذهبی و دانشگاهی، تلاشی روشنگرانه و موفق برای معرفی اسلام رحمانی است و یا باید به زشتی با عنوان «لگدمال کردن اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و مبانی فکری عملی حضرت روح اللهس» مورد خطاب قرار گیرد.راستی را، حرکت خاتمی با منافع ملی تباین دارد و یا سخنان بی مغز و آکنده از خرافه و یادداشت های «دستوری».
«دانشگاهیان آزاداندیش از هر گروه، جناح و با هر سلیقه و عقیده» را چه شده است که از سوی کسانی چون خانم رجبی مورد طمع قرار گرفته اند «باید» یعنی چه این «باید» از کدام «مقام علمی» صادر شده و نشان از کدام فرهنگ را با خود دارد آیا به راستی، فرهیختگان این سرزمین تلاش های خاتمی را در جهت تنویر افکار عمومی جهانی، افتخار ملی می دانند و یا خدای ناکرده «ضدملی» به واقع چرا به توان ذهنی و سطح آگاهی و شعور دانشگاهیان این گونه توهین روا می رود.تصور می کنم از عبارت «برخورد قهرآمیز» یادداشت باید با «کرامت» عبور کرد. می توان فرض کرد که ایشان ناآشنا به بار کلمات و عبارات، نادانسته و در غلیان احساسات، آن را بر زبان و قلم جاری کرده اند. استفاده غیرمسئولانه از عباراتی نظیر «ضدملی» نیز در همین دامنه می تواند طبقه بندی شود.اگر این فرض خوشبینانه باشد به صورت جدی باید پرسید که مسئله چیستدر تمامی متن سعی شد که مفاهیم مورد نظر خانم رجبی در کمال امانت نقل شوند، در ادامه این بحث نیز سخن ایشان، عینا آورده می شود: «آیا نباید دانشگاهیان در این عرصه، با یک حرکت ملی، عرق ایرانی بودن خود را به ارزیابی ملی بگذارند»باور کنید، با اهانت، خاتمی کوچک و کوچک ها بزرگ نخواهند شد، باور کنید این آرایش، آرایش پایدار و نهایی کشور نیست و... باور کنید «زمین به دور خورشید می گردد»، اگرچه گاهی کسی از اجبار، آن را در فصلی تکذیب کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات