تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۸۷۴۷۳

به بهانه سفر سید محمد خاتمی به آمریکا


علی ماجدی
در کشورهای دموکراتیک جهان که جابه جایی قدرت در دو قوه مقننه و اجرایی و از طریق انتخابات صورت می پذیرد و همواره حزبی یا ائتلافی از احزاب دولت را تشکیل داده و اکثریت مجلس یا مجلسین را دراختیار دارند و حزب یا احزاب دیگر در اقلیت قرار گرفته و عزم خود را جزم کرده تا در انتخابات بعدی بر سریر قدرت تکیه زنند، همواره احزاب اکثریت و اقلیت یک اصل و یک محور مشترک را پذیرا بوده و تعقیب می کنند و آن منافع ملی است و اگر کشور درگیر یک چالش سیاسی بین المللی شود و یا حتی با یک کشور دچار چالش عمیق شود، حزب و یا احزاب حاکم علاوه بر بهره برداری از همه امکانات درونی خود، نگاهی به حزب و یا احزاب مخالف دولت و چهره های شاخص آن دارند و از آنها یاری می جویند تا چالش را برطرف و یا حداقل روند رو به تشدید آن را مهار کنند.
به خاطر دارم در زمانی که به عنوان سفیر نظام در توکیو خدمت می کردم رابطه چین و ژاپن در مقطعی دچار بحران شد و دامنه آن بخش سیاسی را درنوردید و به رسانه ها کشانده شد و می رفت که رابطه اقتصادی دو ابرقدرت شرق آسیا را هم دچار چالش کند و در آن زمان در فاصله کوتاه خبری منتشر شد که دبیرکل حزب مخالف دولت همراه با تعدادی از نمایندگان از چین دیدار و با مقامات آن کشور ملاقات کردند. با پیگیری روند روابط دو کشور همه کسانی که موضوع را تعقیب می کردند متوجه شدند بعد از گذشت چند روز بحران رو به وخامت، متوقف و به تدریج از شدت بحران کاسته شد، به طوری که دیدار نخست وزیران دو کشور که معلق مانده بود، انجام شد.روندهای انتخاباتی در مرز و بوم ما در دو قوه مقننه و اجرایی با همه کم و کاستی های خود، مجری است و جابه جایی قدرت پذیرفته شده است اما زهی جای تاسف که منافع ملی و ابعاد آن در بسیاری از اوقات در دایره محدود منافع گروهی تفسیر می شود و نه تنها از احزاب مخالف دولت و شخصیت های برجسته آن در راستای منافع ملی بهره برداری نمی شود، بلکه بعضا در تخریب و نابود کردن آن تلاش می شود.
اگر موضوع هسته ای، یک موضوع ملی است که هزینه آن را به خاطر منافع بیشترش نه تنها این نسل بلکه نسل های آینده پرداخت می کنند و اگر موضع اتخاذ شده از سوی ملت به گوش جهانیان رسانده می شود و اگر مهمترین کشور مخالف در موضوع اتمی ایران، آمریکا است و می توان از شخصیتی نظیر خاتمی و آن هم در قلب آمریکا و با موضعی که ایشان اتخاذ کرده و با بیان و روش خود، می تواند این چالش عمیق را تخفیف دهد و صدای ملت ایران را با بیانی شیواتر به جهانیان اعلام کند، چگونه است نامه ای از همسر سخنگوی دولت و آن هم با آن ادبیات پخش می شود که تا حدودی سفر را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
آیا هر ایرانی دل سوخته که قلبش برای منافع کشورش می تپد حق دارد از خود سئوال کند که چرا و با چه انگیزه ای و با کدام فرهنگ ایرانی و اسلامی با شخصیتی که 8 سال در راس دولت بوده و اکنون هم برای منافع ایران اسلامی با ادبیات خاص خود که جهان پسند است در راستای حل مسئله کشورش می باشد اینچنین با بی مهری برخورد شود و بالاخره این سئوال و پرسش اساسی باقی است آیا در دولت ها و مجالس گذشته شخصیت های قابل قبول در سطوح کشورها، منطقه و جهان وجود ندارد که گفتار و روابط آنها می تواند در کاهش تنشی که به ایران و همه ایرانیان مربوط است موثر افتد اما جای بسیار تاسف دارد که فرهنگ حاکم در کشور ما به نحوی رقم خورده است که برخی از دولتمردان و نزدیکان آنها نه تنها تاب تحمل نظر مخالف را ندارند بلکه شیوه و گفتار شخصیت های شناخته شده را که می تواند در مقاطع حساس نظیر مقطعی را که امروز با آن مواجه هستیم، کشور را از یک بحران که ممکن است حتی به جنگ ختم شود، نجات دهد و یا با تعویق آن راه دیگری پدیدار شود، پذیرا نبوده و برای بقای قدرت، منافع ملی را نادیده بگیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات