بسماللهالرحمنالرحیم
از اهداف اصلی رایس در سفر اخیر به خاورمیانه ودیدار با مقامات کشورهای عرب متحد آمریکا در منطقه تقویت پایگاه و موقعیت حاکمان غربگرای خاورمیانه بود که در سالهای اخیر به خصوص از زمان روی کارآمدن حاکمان فعلی کاخ سفید و انفجارهای مشکوک نیویورک در سال 1380 روبه افول گذاشته است.
اوج انفعال و ضعف سران وابسته منطقه در تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان آشکار شد. در جریان این جنگ نابرابر و زمانیکه سران غربگرای عرب برای نشان دادن سرسپردگی خود به آمریکا به همسویی با رژیم صهیونیستی پرداختند و علیه حزب الله لبنان موضع گرفتند ملت های منطقه برخلاف موضع گیری ننگین رهبرانشان به حمایت از مقاومت لبنان و رزمندگان حزب الله برخاستند و به تجلیل از سیدحسن نصرالله پرداختند. این حمایت گسترده مردمی در منطقه ضربه شدیدی بر اعتبار و حیثیت سران سازشکار منطقه وارد و آنها را به شدت تحقیر کرد. هم اکنون موقعیت نظام های به اصطلاح میانه رو و ظرفدار غرب در منطقه شدیدا درحال تحلیل رفتن است و این رژیم ها که با تکیه بر حمایت قدرت های غربی چندین دهه بر ملتهای خود سلطه رانده اند اکنون از درون تهی شده و پایه های قدرت آنها پوسیده و شدیدا آسیب پذیر گشته است.
به موازات تحولات جهانی رشد بیداری سیاسی در میان ملتهای منطقه شرایط و فضای منطقه را تغییر بنیادی داده است و جوامع مسلمان منطقه دیگر حاضر نیستند تابع بی چون وچرای حاکمان وابسته ای باشند که بقای آنها جز سرشکستگی و ننگ برای ملتها حاصلی ندارد. این حاکمان منفعل به اقتضای موقعیت نامستقل خود ناچار هستند مجری سیاستهای دیکته شده ای باشند که با منافع ملی و آرمانی مردم و مصالح منطقه همسویی ندارد و عمدتا برپایه تامین منافع غرب و مشخصا در جهت تضمین بقای رژیم صهیونیستی و تحمیل موجودیت این رژیم به منطقه طرح ریزی شده است.
شرایط حاضر را باید سر آغاز مرحله ای دانست که در آن معادلات گذشته و مناسبات سنتی دچار دگرگونی عمده شده و در دوره پیش رو این اراده ملتهاست که تعیین کننده خواهد بود و نه خواسته های نامشروع دولتهای استکباری . در چنین فضایی مسلما حاکمان و دولتمردان منطقه که با ملتهای خود همراه و همسونباشند امکان بقاندارند. این دسته از حکام یا باید تسلیم اراده مردم خود که استقلال خواهی و ضدیت با سلطه بیگانه است بشوند و یا اینکه منتظر زوال و نابودی خود باشند.
رخدادهای اخیر منطقه به ویژه جنگ لبنان اردوگاه غرب و در راس آن آمریکا را با این واقعیت تلخ روبرو کرد که حکومت های دست نشانده غرب در خاورمیانه ابتکار عمل را از دست داده اند و توان القای اهداف و دستورهای غرب به ملتهای منطقه را ندارند.
در جریان جنگ لبنان برای نخستین بار شهروندان عرب سخنانی برزبان راندند که کاملا برای غربیها تازگی داشت . آنها سران کشورهای خود را بی غیرت و بزدل خطاب کردند که بازیچه سلطه طلبان و در خدمت منافع اسرائیل هستند. مردم محافل مطبوعاتی و گروههای سیاسی منطقه خواستار شجاعت و استقلال در تصمیم گیری سران منطقه شده و توصیه کردند که سران عرب از شجاعت دبیرکل حزب الله لبنان درس بگیرند.
نکته غیرقابل انکار این است که تغییر معادلات منطقه و بروز دگرگونی های اساسی در دیدگاه و تفکر ملتهای مسلمان سقوط و اضمحلال رژیم صهیونیستی را قطعی ساخته و موج بیداری اسلامی ایجاد شده در منطقه فروپاشی این رژیم جعلی و مفسده انگیز را قریب الوقوع کرده است . در چنین شرایطی تحرکات و تلاش های آمریکا و سران منطقه ای وابسته آن قدرت توقف روند مذکور را ندارد همانگونه که ماموریت اخیر کاندولیزا رایس برای اعاده حیثیت و افزایش اعتبار و تقویت قدرت وابستگان منطقه ای آمریکا نیز با ناکامی مواجه شده است.
در تحلیل وضعیت موجود به نظر می رسد مهمترین نکته اینست که کاهش نفوذ آمریکا در منطقه موجب ضعف شدید سران وابسته این کشورها شده است . عملکرد آمریکا بویژه در سالهای اخیر بقدری سرکوبگرانه و دور از معیارهای آزادی و دموکراسی بوده و هست که جائی برای توجیه نگذاشته است.
در افغانستان اشغال نظامی بر خلاف وعده های رئیس جمهور آمریکا نه تنها موجب حل مشکلاتی از قبیل ناامنی کشت و قاچاق مواد مخدر و ریشه کن شدن اختناق نشده بلکه طبق آمارها و طبق اعتراف خود آمریکائیها هم ناامنی بیشتر شده هم کشت و قاچاق مواد مخدر افزایش یافته و هم مردم اگر در گذشته توسط حکومت های محلی سرکوب میشدند اکنون توسط نظامیان بیگانه سرکوب میشوند و بشدت در شرایط اختناق بسر می برند. در عراق نیز مردم هر روز با تظاهرات خواهان خروج اشغالگران هستند و ناامنی کشتار روزانه مردم اختلافات شدید دولتمردان و هزاران مشکل دیگر ملت عراق را به تنگ آورده است . در فلسطین نیز مردم همه فشارها ویرانی ها و مصایب را نتیجه حمایت های آمریکا از رژیم صیهونیستی میدانند. در جنگ لبنان هم مردم این کشور و همه ملت های منطقه شاهد بودند آمریکا مانع اصلی توقف جنگ و برقراری آتش بس بود و وزیرخارجه آمریکا صریحا میگفت تا فراهم شدن مقدمات تغییر نقشه خاورمیانه این جنگ ادامه خواهد یافت ! البته مقاومت جانانه حزب الله تودهنی بزرگی به دولت آمریکا بود که همه نقشه هایش را نقش برآب کرد و سرانجام آمریکا ناچار شد بدون آنکه به هیچیک از اهداف خود برسد صرفا برای نجات رژیم صهیونیستی جنگ را متوقف نماید.
این واقعیت ها اکنون آمریکا را بیش از هر زمان دیگری نزد مردم منطقه منفورتر کرده و نفوذ این کشور را در منطقه به زیر صفر برده است . بسیار طبیعی است که در چنین شرایطی سران ارتجاع عرب که موجودیتشان وابسته به آمریکاست نیز دچار تزلزل شده و درحال زوال باشند.