تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۰۲

ماهیت و نتایج جنگ لبنان


دکتر محسن آرمین
با صدور قطعنامه 1701 جنگ میان حزب الله و رژیم صهیونیستی پس از 33 روز پایان یافت. برای صاحب نظرانی که با مسئله خاورمیانه و بحران فلسطین آشنا هستند، از پیش روشن بود که این جنگ اولا نمی تواند مدت زیادی به طول بینجامد و ثانیا با نتیجه ای میانه به پایان خواهد رسید.اکنون هر یک از دو طرف خود را پیروز ماجرا می دانند و یا حداقل می کوشند ثابت کنند طرف بازنده جنگ نیستند. اما مهم تر از تشخیص طرف پیروز این جنگ، بررسی ماهیت و علت شروع و نتایج آن است.صورت ظاهر مسئله این است که اسرائیل در پاسخ به اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن دو نظامی این رژیم دست به حمله به لبنان و بمباران گسترده شهرهای این کشور زد. حداقل اسرائیل و حامیانش به ویژه آمریکا و نیز برخی از رژیم های عرب متحد آمریکا می کوشند حزب الله را مسئول اصلی این جنگ و خرابی و کشتار مردم بی دفاع لبنان و عامل بحران معرفی کنند. از سوی دیگر حزب الله با تاکید بر این نکته که بخشی از خاک لبنان منطقه شبعا هنوز در اشغال رژیم صهیونیستی است و این رژیم چند لبنانی را هنوز در اسارت خود دارد معتقد است که اقدام وی در به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیل در چارچوب دفاع مشروع و تلاش برای آزادسازی سرزمین لبنان و آزادی زندانیان لبنانی صورت پذیرفته است. به نظر می رسد دقت در مفاد قطعنامه 1701 که با حمایت و تلاش آمریکا به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسیده است، بتواند درک درستی از ماهیت این جنگ به دست بدهد.در این قطعنامه دو مسئله که ظاهرا علت آغاز جنگ بوده، یعنی مسئله دو نظامی اسرائیلی و منطقه شبعا کاملا در حاشیه قرار گرفته است. تنها در مقدمه این قطعنامه و بدون ارائه هرگونه راه حلی، به مسئله دو نظامی اسیر اسرائیلی اشاره شده است و در بند 10 این قطعنامه که به موضوع منطقه شبعا اختصاص دارد، تنها از اطراف مسئله خواسته شده است نظرات و پیشنهادات خود را درباره این موضوع تا 30 روز دیگر به دبیرکل ارائه دهند. متقابلا در سراسر این قطعنامه بر سه موضوع تاکید شده است: 1- خلع سلاح حزب الله، 2- تشکیل نوار آبی عاری از سلاح و حضور حزب الله در جنوب لبنان تا رودخانه لیطانی و 3- استقرار ارتش لبنان و نیروهای سازمان ملل در جنوب لبنان UNFL.با در نظر گرفتن این حقیقت که قطعنامه 1701 به عنوان پایان بخش جنگ، تعدیل شده پیشنهادات آمریکا و در واقع کف خواسته ها و اهداف کوتاه مدت رژیم صهیونیستی و آمریکا در منطقه جنوب لبنان است، تاکید بر محورهای سه گانه فوق و عدم توجه جدی به مسئله دو سرباز اسیر اسرائیلی و نیز در حاشیه قرار گرفتن مسئله شبعا در این قطعنامه، به روشنی از علت اصلی جنگ و نیات واقعی اسرائیل و آمریکا در این بحران پرده برمی دارد و نشان می دهد اولا علت اصلی حمله اسرائیل به لبنان نه اسارت دو سرباز این رژیم، بلکه تامین امنیت مرزهای شمالی و شهرک های صهیونیست نشین شمال فلسطین اشغالی و رها ساختن خود از خطر حزب الله بوده است و هر اقدام دیگری از سوی مقاومت اسلامی لبنان برای آزادسازی سرزمین خود، کافی بود تا اسرائیل دست به چنین تجاوز گسترده ای علیه لبنان بزند. ثانیا این رژیم هیچ تمایلی به بازپس دادن منطقه شبعا به لبنان و حل نهایی مشکل خود با لبنان ندارد و آمریکا نیز به عنوان بزرگترین حامی رژیم صهیونیستی از هر دو خواسته این رژیم حمایت می کند. بنابراین اگر تنها قطعنامه 1701را مبنای ارزیابی خود قرار دهیم، باید بگوییم که صدور این قطعنامه در جهت اهداف کوتاه مدت رژیم صهیونیستی بوده است.مطلوب اسرائیل از این جنگ صدور قطعنامه ای در تایید خواسته های خود که چندان تضمینی برای اجرای کامل آن وجود ندارد، نبود. اسرائیل در این تجاوز، آن گونه که در آغاز جنگ اعلام کرد، خلع سلاح حزب الله و نابودی این حزب و آزادی سربازان خود را هدف گرفته بود. رژیم صهیونیستی برای دستیابی به این هدف به دو چیز امید بسته بود.
اول برتری بلامنازع نظامی در رویارویی با حزب الله و دوم قرار دادن افکار عمومی لبنان در برابر این حزب از طریق تحمیل کشتار و تخریب و ویرانی گسترده به لبنان. در محاسبات اسرائیل همه چیز روشن بود و هیچ نقطه ابهامی وجود نداشت. شکست سریع و آشکار حزب الله در برابر زبده ترین نیروهای ارتش اسرائیل و تحمیل خسارات و تلفات سنگین و پرهزینه به مردم لبنان، به خودی خود تکلیف حزب الله را نه تنها در بعد نظامی، بلکه حتی در عرصه سیاسی و داخلی لبنان برای همیشه روشن می کرد، اما نتیجه جنگ، خطای این محاسبه را به روشنی آشکار ساخت. نه حزب الله نیرویی بود که به سادگی شکست را بپذیرد و نه مردم لبنان ملتی بودند که عزت و غرور به دست آمده از مقاومت قهرمانانه فرزندان خود را در برابر خسارات مادی و تلفات انسانی هرچند گسترده، ناچیز انگارند. در منازعات سیاسی و نظامی، پیروزی و شکست با توجه به اهدافی که هر یک از دو طرف برای خود تعیین کرده اند، تعریف می شود. با توجه به نتیجه جنگ و عدم تحقق این اهداف بدون تردید، دست کم تاکنون اسرائیل طرف پیروز این ماجرا نیست. زیرا این رژیم ناکام از دستیابی به اهداف خود و در ازای قطعنامه ای که تضمینی برای اجرای کامل آن وجود ندارد، هزینه ها و خسارت های مادی و معنوی بی سابقه ای را پرداخت که در طول عمر خود هرگز متحمل نشده است. تحمل بیشترین تلفات نظامی، در مقایسه با تمامی جنگ های گذشته، بیشترین خسارات مادی و تلفات انسانی، از دست رفتن اقتدار نظامی و موقعیت و اعتبار سیاسی گذشته قطعنامه 1701را به یکی از پرهزینه ترین و تلخ ترین موفقیت های این رژیم اگر بتوان نام آن را موفقیت گذاشت در طول عمر خود تبدیل کرده است. قطعنامه ای که به واقع باید آن را تلاش آمریکا برای نجات اسرائیل از بن بستی سخت و دردی جانکاه به شمار آورد، درد و وحشتی که آثار آن در تشکر ایهود اولمرت از جورج بوش پس از صدور قطعنامه به نحو آشکاری قابل مشاهده بود.
در طرف مقابل، این جنگ دستاوردهای ارزشمندی را نصیب حزب الله ساخته است. ظاهر شدن حزب الله در قد و اندازه قدرتی که نمی توان آن را در معادلات لبنانی اسرائیلی نادیده گرفت، کسب محبوبیت در سطح جهان اسلام و حتی برخی کشورهای غیرمسلمان، به نمایش گذاشتن هنرمندانه اسلام مقاومت و ایثار که هیچ نسبتی با اسلام خشونت و متصلب طالبانی و تروریسم زرقاوی و بن لادنی ندارد، اثبات بی پایگی افسانه شکست ناپذیری ارتش اسرائیل و زدودن حس تحقیر و ذلت 60ساله از اعراب و به ارمغان آوردن عزت و سربلندی برای کشور کوچک لبنان که طی بیش از نیم قرن کیسه بوکس اسرائیل و جایی برای انتقال تضادها و بحران های داخلی این رژیم به شمار می آمد، بخشی از دستاوردهای حزب الله در این جنگ است. اما این نیز همه ماجرا نیست. برخلاف اظهارات و تبلیغات کنونی موقعیت جدید حزب الله از مرحله پس از جنگ آغاز خواهد شد. فاز سیاسی پس از قطعنامه 1701در واقع ادامه جنگ در عرصه ای دیگر است، عرصه ای که چندان معلوم نیست در آن همچون عرصه نبرد امکانات و موقعیت های لازم برای هنرنمایی وجود داشته باشد. بندهایی از این قطعنامه بدون شک اجرا خواهد شد. کما اینکه اولین بند آن یعنی آتش بس به اجرا درآمد. بندهایی چون عقب نشستن حزب الله به پشت مرز آبی و رودخانه لیطانی نیز به اجرا درآمده و درخواهد آمد و به این ترتیب تا آینده ای قابل پیش بینی تلاش خواهد شد موتور مقاومت اسلامی لبنان که خود را با مبارزه برای آزادسازی اراضی لبنان از اشغال رژیم اسرائیل تعریف کرده متوقف شود. این واقعیت حزب الله را در برابر موقعیتی جدید قرار می دهد. اینکه آیا حزب الله می تواند خود را بازتعریف کرده و در عرصه سیاسی لبنان که به علت ماهیت طائفی آن چندان عرصه گسترده ای برای تحرک گروه هایی چون حزب الله فراهم نیست همچنان با قدرت ادامه حیات دهد یا خیر، سئوالی است که پاسخ آن را باید در تحولات پیچیده آینده لبنان جست وجو کرد. لبنان سرزمینی آزاد است. شبکه های تلویزیونی متعدد خصوصی، رسانه های آزاد، احزاب و تشکل های سیاسی وابسته به طوایف مختلف این کشور را از سایر کشورهای عربی متمایز می سازد، بنابراین نقدها و تحلیل ها و ارزیابی ها از علت آغاز جنگ و کشتار و ویرانی و نیز موضوع خلع سلاح حزب الله از این پس به مهم ترین موضوع سیاسی روز در این کشور تبدیل خواهد شد. آمریکا نیز با تمام توان دیپلماتیک و تبلیغاتی خود خواهد کوشید با دامن زدن به این فضا دولت لبنان را ناگزیر از اجرای تمامی مفاد قطعنامه و در راس آن خلع سلاح حزب الله کند. انتقاد چند روز پیش سید حسن نصرالله از برخی جریان ها که بحث خلع سلاح مقاومت اسلامی لبنان را مطرح کرده اند، گویای همین واقعیت است.
اقدام حزب الله در نواختن مارش پیروزی و تحرک سیاسی تبلیغاتی این حزب در روزهای اخیر نیز تلاش هوشمندانه ای برای حفظ فضای سیاسی تبلیغاتی کنونی است. اما تمهیدات و ابتکارات مهم تری لازم است تا حزب الله را قادر سازد از مناقشاتی که او را برای خلع سلاح در تنگنای سیاسی قرار خواهد داد، رها سازد. حزب الله البته توانایی های سیاسی امیدبخشی از خود نشان داده است که نمونه ای از آن را می توان در ابتکار سیاسی تعیین کننده فراخوان ملی، پس از ترور رفیق حریری مشاهده کرد. عامل دیگری که حزب الله در این عرصه از آن بهره خواهد برد اهمیت و کارکرد مقاومت اسلامی لبنان است. رهبران سیاسی لبنان با توجه به ناتوانی ارتش این کشور که در خوشبینانه ترین ارزیابی ها تنها چند ساعت قادر به ایستادگی در برابر ارتش اسرائیل است به روشنی می دانند که در برابر چنین دشمنی در همسایگی خود، جز مقاومت اسلامی هیچ برگ برنده دیگری در اختیار ندارند. آنان به خوبی به این نکته نیز واقف هستند که حزب الله قدرتمند هیچ تهدیدی برای دولت لبنان به شمار نمی آید. زیرا حزب الله برخلاف برخی نسخه های بدلی غیرلبنانی دیگر اساسا برای درگیری های داخلی تربیت نشده و فاقد انگیزه های ایدئولوژیک برای جنگ خانگی است. بنابراین آنان ترجیح خواهند داد این قدرت ارزشمند را که اسرائیل حداقل تا آینده قابل پیش بینی، چندان تمایلی به رویارویی مجدد با آن ندارد حفظ کنند. این دیدگاه، چه به صورت عدم هرگونه تلاشی برای خلع سلاح حزب الله عملی شود، چه به صورت تبدیل مقاومت اسلامی به بخشی از ارتش لبنان، اسرائیل و آمریکا را در دستیابی به هدف خود درباره حزب الله ناکام خواهد ساخت.
اما فراتر از طرفین اسرائیلی و لبنانی این جنگ آثار اجتناب ناپذیری بر طرف های منطقه ای و بین المللی بحران اخیر بر جای خواهد گذاشت. آمریکا یکی از بازندگان اصلی این جنگ است.
حمایت صریح و رسوای آمریکا از کشتارها و فجایعی که اسرائیل طی این جنگ در لبنان آفرید، آخرین توهمات نسبت به نیات انسان دوستانه و صلح جویانه این قدرت جهانی را از اذهان ساده اندیش زائل ساخته و موج جدیدی از تنفر و احساسات ضدآمریکایی را در منطقه و جهان موجب شده است که به این زودی ها زدودنی نیست. طرح خاورمیانه بزرگ که آمریکا به هموار شدن مسیر اجرای آن پس از پیروزی قاطع نظامی اسرائیل امید بسته بود با ناکامی این رژیم در جنگ با حزب الله و تغییر فضای سیاسی پس از جنگ، به طرحی شکست خورده تبدیل شده و جنگی که به تعبیر خانم رایس قرار بود عمل سزارین تولد خاورمیانه بزرگ باشد، به سقط این طرح کمک کرده است. آمریکا اکنون ناگزیر است نتایج خطای فاحش خود در عدم استقبال از پیروزی حماس در انتخابات دموکراتیک و اصرار بر حمایت آشکار و بی قید و شرط از جنایات اسرائیل در لبنان و تداوم اشغال خاک این کشور را در تشدید موج رادیکالیسم در منطقه مشاهده کند.
ایران نیز یکی از طرف های منطقه ای است که از نتایج آثار جنگ اخیر بی نصیب نخواهد ماند.
نزدیکی تاریخی و آشکار حزب الله به ایران همگان را متقاعد ساخته است که جنگ میان حزب الله و اسرائیل در واقع یکی از عرصه ها و بلکه مهم ترین عرصه قدرت نمایی ایران در برابر آمریکا بوده است، قدرت نمایی ای که با پایان یافتن جنگ و عقب نشینی حزب الله به پشت نهر لیطانی، حداقل تا آینده قابل پیش بینی قابل تکرار نیست. از این رو آمریکا از این پس با تاکید بر قدرت ایران در آنچه که از نظر این دولت بحران آفرینی در منطقه خوانده می شود، در تشدید حساسیت قدرت های اروپایی و روسیه و چین نسبت به ایران بیشتر تلاش خواهد کرد و مشکلات کمتری خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات