آزمایش موفقیتآمیز بمب اتمى توسط کره شمالى در روندى خودکار و مستقیم باعث تغییر در چینش معادلات خاور دور شده است. هماکنون نگاه “تهدید محور” در این منطقه حساس و استراتژیک افزایش یافته است و بسیارى از کارشناسان نظام بینالملل در انتظار چرخش سیاستها در کشورهایى مانند چین، کره جنوبى و ژاپن هستند.
فارغ از عواقب و تبعات اقدام اخیر مقامات پیونگ یانگ، لازم است رویکرد و نگاه عمیقترى را در قبال تحولات اخیر اتخاذ نماییم:
یک “رفتار” در نظام بینالملل لزوما ریشه در زیادهخواهىها و منفعتطلبىها ندارد و در بسیارى از اوقات باید در قالب “واکنشها” به بررسى رفتارى پرداخت. در اینجاست که تفاوت کنش (Action) و واکنش (Reaction) بیش از پیش مورد توجه قرار مىگیرد.
“واکنش” همواره در پاسخ به “کنش” بهوجود مىآید. این قاعدهاى است که در متن مناسبات دولتها و جریانهاى سیاسى همواره جارى و قابل استناد بوده است. بر این اساس نمىتوان ریشههاى یک واکنش را در چارچوب بررسى ریشههاى یک کنش مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. کاخ سفید و غرب در طول سالهاى اخیر سعى کردهاند واکنشها را در قالب کنشها براى افکار عمومى جهان آنالیز نمایند و همین امر باعث ایجاد جوى مملو از ابهام و دوگانگى در جهان سیاست شده است.
اقدام اخیر کره شمالى را تنها باید در چارچوب یک “واکنش” مورد بحث قرار داد. فشارهاى غرب به “پیونگ یانگ” پس از بر سر کار آمدن “جرج واکر بوش” در آمریکا به شدت افزایش یافت. تقویت سئول و توکیو در راستاى منزوى ساختن کره شمالى در خاور دور و دخالت علنى افرادى مانند “ووموهیون” و “جو نیچیرو کویزومی” در امور داخلى “پیونگ یانگ” باعث شد تا زمینههاى پاسخدهى مستقیم و صریح به غرب در میان مقامات کرهاى ایجاد شود و در نهایت این پاسخ به شکل بمب هستهاى در مقابل چشمان بهتزده طرفداران اعمال فشار بر کره شمالى تجلى یافت. ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهاى ژاپن و کره جنوبى هماکنون نتیجه سیاستهاى غلط خود در راستاى اعمال فشار و تهدید به کره شمالى را مشاهده کرده و در فضاى ایجادشده کنونى مستاصل ماندهاند.
نکته قابل توجه اینکه پس از گذار نظام بینالملل به هزاره سوم این نخستین بارى است که به صورتى عینى سیاست برچسبزدن (Name calling) که اعمالکننده آن واشنگتن و غرب هستند با شکست کامل مواجه شده است.
هماکنون بر همگان اثبات شده است که تهدید خواندن یک کشور یا جریان از سوى کاخ سفید و اتحادیه اروپا و استفاده از اهرمهاى تهدید یا فشار علیه آن هیچگونه نتیجه و دستاوردى به جز فعلیت رسیدن تهدیدى اصلى و شکست غرب به همراه نخواهد داشت.
در اینجا قصد نداریم نام “تهران” و “پیونگ یانگ” را در کنار یکدیگر قرار دهیم. عدم اراده ایران جهت دستیابى به سلاح هستهاى بارها از سوى مقامات کشورمان اعلام شده است. این در حالى است که مقامات کرهاى از ابتدا هدف غیرتحقیقاتى خود از آزمایشهاى هستهاى را ابراز نموده بودند؛ اما سبک و سیاق غرب در راستاى برخورد با جمهورى اسلامى ایران همان روشى است که در مصاف با “پیونگ یانگ” به شکست انجامید. به عبارتى دیگر سیاستهاى کاخ سفید و کشورهاى عضو شوراى امنیت سازمان ملل متحد در جهتى است که خودبهخود کشورها را به سوى دستیابى به سلاح هستهاى در راستاى دفاع از تهدیدات منطقهاى و فرامنطقهاى رهنمون مىسازد.
در نهایت اینکه اگر نگاه واقعبینانه در این برهه بر مناسبات کشورها حاکم شود همگان نسبت به راه خطاى غرب آگاه خواهند شد؛ راهى که در نهایت فرجامى جز انزواى واشنگتن و اتحادیه اروپا را به دنبال نخواهد داشت.