تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۱۳

ائتلاف کور یا شفاف؟


مهدی عباسی
1- دومین دوره انتخابات شوراهای شهر آغازی برای یک پایان بود. پایانی برای دوره اصلاح‌طلبان حکومتی که طی سه انتخابات قبل‌تر از شوراهای دوم، منتخب بی‌قید و شرط مردم برای اداره امور بودند.
«اصلاحات» به دلایل خاص خودش قبل از به بار نشستن میوه‌هایش جان داد تا امروز اصلاح‌طلبان از هر نوعش در خارج از حاکمیت به سر ببرند و امیدشان به انتخابات آزاد و سالم برای بازگشت به قدرت باشد.
2- صندلی ریاست جمهوری پس از خاتمی، میزبان کسی بود که بیشترین انتقادات را در روزهای تبلیغات ریاست جمهوری روانه رئیس‌جمهور اصلاحات کرده بود و پس از استقرار کامل دولت نهم نیز شاهد «مخالفت عملی» آن بودیم و در یک «سونامی» مدیران دوران اصلاحات و سازندگی جای خود را به سرعت فراوان به مدیران جدید دادند.
ما این وضعیت از سوی تحلیل‌گران سیاسی بهترین فرصت برای بازسازی اصلاح‌طلبان به حساب آمد.
فرصتی که به دلیل خارج بودن از پست‌های اجرایی فرصت کنار هم قرار دادن همه گروه‌های اصلاح‌طلب را فراهم می‌سازد. چرا که دیگر گروهی به دلیل حضور در قدرت، احساس برادر بزرگی نمی‌کند و جایگاه مردمی، وزن گروه‌ها را رقم می‌زند.
اگر چه در ماه‌های گذشته چندان نشانی از «آسیب‌شناسی اصلاحات» و «بازسازی» جبهه اصلاحات نمود عینی نداشت اما آیا می‌توان امروز با گذشت زمان شاهد به بار آمدن دور جدید حرکت اصلاحات در ایران باشیم و به تصور نگارنده بهبود اوضاع اصلاح‌طلبی را نوید دهیم.
اما این «طرح نو» و آغاز حرکت پس از شکست نیازمند مکانیزم‌هایی علمی و منطقی است.
اولا همانطور که قبلا نیز بارها تاکید شده «آسیب‌شناسی 8 سال اصلاحات» و شناخت نقض و کمبود و یافتن علل شکست‌ها امری است که افق آینده اصلاح‌طلبان را روشن می‌کند و حرکت به سوی جلو را با تدبیر همراه می‌سازد.
ثانیا، شناخت زمان و بهره‌گیری از تاکتیک‌های علمی جهت رسیدن به استراتژی‌های از پیش تعیین شده نیز باید به عنوان گامی عملی پیگیری شود. زیرا اگر نسبت به موقعیت زمانی ارزیابی دقیقی صورت نگیرد، شاهد خیال‌پردازی برخی گروه‌های اصلاح‌طلب خواهیم بود. امری که گهگاهی در طول 8 سال اصلاحات، به کرات شاهد آن بودیم.
ثالثا، ارتباط با توده‌ها و گسترش تشکیلاتی، وظیفه‌ای است که بر دوش اصلاح‌طلبان واقعی قرار دارد. یعنی کسانی که به دنبال اصلاحات جدی هستند.
3- انتخابات مجلس خبرگان رهبری پیش روست و این میدان می‌تواند اولین آزمون برای ارزیابی اصلاح‌طلبان پس از آخرین شکست باشد، طبیعی است نوع برخورد گروه‌های اصلاح‌طلب نسبت به همدیگر و وضعیت سیاسی، آینده آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
خوشبختانه امروز به دلایل مختلف و شاید بتوان گفت برخی از گروه‌های اصلاح‌طلب از خواب زمستانی همگی سخن از ائتلاف برای حضوری اثرگذار در عرصه انتخابات می‌زنند.
هر عقلی نیز به موقعیت اصلاح‌طلبان توجه کند و نگاهی نیز به وضعیت و آرایش جریان‌های سیاسی کشور بیندازد، نسخه‌ای جز ائتلاف و هماهنگی را تجویز نخواهد کرد.
اگر چه به دلیل شرایط حال حاضر قانون انتخابات خبرگان و عدم تصویب قانون «ورود غیر مجتهدان به این مجلس» با محدودیت کاندیدا روبرو خواهیم بود و طبیعی است، امکان اجماع نظر در جبهه اصلاحات چندان سخت و دشوار نخواهد بود.
ولی نکته مهم آن است که اصلاح‌طلبان بایستی کم‌کم مکانیزم‌های مشخصی برای ائتلاف بیابند. چرا که ائتلاف بر سر مسائل سلبی یا مخالفان مشترک، مقطعی خواهد بود و پس از گذشتن از مانع، بنیان‌های آن فرو می‌ریزد. لذا حال که در جبهه اصلاحات خردورزی بیشتری مشاهده می‌شود، نیکوست بر سر اصول روشن‌تر و مشخص‌تری، زمینه‌های ائتلاف فراگیر، فراهم شود و نگاهی علمی‌تر به مقوله «ائتلاف» صورت گیرد. بدون شک ائتلاف حتما باید با استراتژی مشخص اصول معین اهداف معلوم و تاکتیک‌های متناسب با همان اصول طراحی شود.
آن وقت می‌توان پس از «نقد و یافتن علل شکست»، «بازسازی و گسترش تشکیلاتی» با ائتلاف‌هایی اثرگذار و منطقی بر اساس اصول قابل تکیه، روزهای خوشی برای اصلاحات نوید داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات