تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۲۶
یادداشت روزنامه کیهان همراه پاسخ دفتر حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی

حکایت نان‌خورها و نان‌آورها


در پی درج یادداشتی با عنوان حکایت نان‌خورها و نان‌آوردها در روزنامه کیهان 8 دی ماه، دفتر حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی توضیحی را به این روزنامه ارسال کرد که در شماره 14 دی ماه کیهان، بخش‌هایی از آن به چاپ رسید.
رونوشت این جوابیه از سوی دفتر هاشمی رفسنجانی در اختیار صدای عدالت قرار گرفته است. آن چه در پی می‌آید به ترتیب متن این توضیح، متنی که به عنوان جوابیه در کیهان به چاپ رسیده و متن اصلی یادداشت مذکور است.
متن توضیح دفتر هاشمی رفسنجانی
مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان
با سلام و احترام
پیرو درج مطلبی با عنوان حکایت نان‌خورها و نان‌آورها در ستون یادداشت روز مورخ 8/10/84 آن روزنامه، خواهشمند است دستور فرمایید مطلب ذیل جهت تنویر افکار عمومی در همان صفحه و به طور کامل چاپ شود.
شاید شبهه‌داران بی‌غرض از لابلای گفتار صریح من در مقام پرسشگر و پاسخ‌های روشن هاشمی، به سوی حقیقت رهنمون شوند، اما به یقین مسئله‌داران مریض را این گفت و شنود شفا نمی‌دهد این مطلب بخشی از نوشته‌های آقای قدرت‌الله رحمانی- نویسنده یادداشت روز فوق- است که در تاریخ 15 اسفند 1382 پس از 16 ساعت مصاحبه با‌ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در روزنامه کیهان چاپ شده بود. بعید است روزنامه وزین کیهان بدون توجه به ظرف زمانی دوران پس از جنگ تحمیلی و شرایط و مقتضیات آن زمان و پاسخ‌های متعدد افراد حقیقی و حقوقی، خاصه دفتر و شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ویژه آن گفت‌وگوی 16 ساعته را از خاطر برده باشد، اما برای یادآوری پاسخ همه آنچه را که مرقوم کردید، مطالبی را برای چندمین بار به اطلاع مردم بزرگوار و خوانندگان گرامی آن رسانه می‌رساند. مطالب یادداشت حکایت نان‌خورها و نان‌آورها سرشار از تناقض است. از یک طرف با استفاده از تعاریف جامعه‌شناسی حضور مردم در صحنه‌ها را نشان از رفاه عمومی جامعه می‌داند و از سوی دیگر حضور 30 میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 پس از 8 سال دوران سازندگی را حاصل فقر و تنگدستی می‌پندارد. از سویی با استفاده از سخنرانی در سال 1370 دولت سازندگی را دولت فساد و تبعیض می‌دانید و از سویی دیگر آرزوی کرامت برای دولت جدید می‌کنید، حال آنکه توصیف دولت کریمه اولین بار توسط مقام معظم رهبری برای دولت سازندگی به کار رفته که به همه جوانب توسعه توجه داشته است.
امروز اگر روزانه 4 میلیون بشکه نفت تولید می‌شود، اگر از بومی بودن دست‌یابی به دانش هسته‌ای با افتخار یاد می‌کنیم، اگر با اتکا به تولیدات داخلی اعم از صنعتی، نظامی و کشاورزی در مقابل تشدید تحریم‌ها و یا تهدیدات جدید دشمنان با سرافرازی ایستادگی کرده و تسلیم نمی‌شویم،‌ زیرساخت‌های آن در کدام دوره ریخته شده است؟ آیا انصاف نبود که نویسنده محترم که خود را نزدیک شاهد ویرانه‌های جنگ بود، کمی به اوضاع کشور در آن حال و روز اشاره می‌کرد و فقط کمی جانب انصاف را حداقل برای قضات آیندگان و جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب اسلامی رعایت می‌کرد و همه گذشته را با عینک سیاه افراط، تیره و تار توصیف نمی‌کرد؟
شک نداریم که دغدغه نویسنده کیهان و بسیاری دیگر حفظ ارزش‌های انقلاب است، اما متأسفانه به طریق افراط قدم در مسیری گذاشته‌اند که حاصلی جز مخدوش کردن دستاوردهای گذشته انقلاب اسلامی ندارد.
در مورد توجه به محرومان و نیازمندان که مصداق مهمی از عدالت اجتماعی و همراه با سازندگی کشور دنبال می‌شد، برعکس واقعیت‌ها نوشته‌اید که چند مورد به عنوان نمونه ذکر می‌شود:
الف: علاوه بر بازسازی ویرانه‌های به جای مانده از جنگ که تأسیسات زیربنایی را در پنج استان کشور ویران و فاقد سکنه کرده بود، توجه به روستاها و مناطق محروم با تأسیس دفتر ویژه مناطق محروم در دولت سازندگی شکل رسمی و قانونی گرفت که علاوه بر اعتبارات معمولی، سالانه ده‌ها میلیارد تومان اعتبار ویژه برای رفع محرومیت و رساندن آنها به سطح نقاط برخوردار در بودجه‌ها دیده می‌شد که اکنون آثار آن را در تأمین آب، برق، راه، مدرسه، خانه بهداشت، تلفن و اشتغال و... در روستاها می‌بینید و اگر آن سیاست که مصداق بارز عدالت بود، در دوران بعد از سازندگی هم به خوبی دنبال می‌شد، امروز در روستاها بیکاری و فقر نبود. ب:‌ بیمه درمانی رایگان روستاییان یکی از نمونه‌های اجرای همان سیاست است که امروزه تقریباً تمامی روستاییان از بیمه درمان رایگان برخوردارند.
ج: در آن دوره در نقاط محروم، به خصوص نقاط مرزی کشور، طرح‌های مهم عمرانی انجام یا شروع شد که اگر تا رسیدن به نقطه مطلوب پیگیری می‌شد، اکنون بسیاری از مناطق، عنوان نامناسب محروم را به همراه نداشتند. از آن جمله طرح عظیم توسعه و واگذاری 14 نقطه مستعد مرزی برای حضور نیروهای مستعد و نیازمند است که بعید است کادر سردبیری روزنامه از آن بی‌خبر باشد.
د: اعتبارات امداد امام(ره) در دوران سازندگی برای خدمت به محرومین و فراهم کردن بستر اشتغال آنان به صورت جهشی در حد 400 درصد بالا رفت که از آن رهگذر توانستند صدها هزار دانش‌آموز و ده‌ها هزار دانشجو را زیر پوشش بگیرند که می‌توانید ارقام آن را از مسئولان کمیته امداد بپرسید.
ه: مهم‌تر از همه اینها، با توسعه سازندگی و سرمایه‌گذاری، میلیون‌ها نفر بیکار و محروم، به شغل و درآمد رسیدند و در دوره سازندگی درصد بیکاران از 6/15 به 1/9 رسید که این موفقیت، علاوه بر جذب انبوهی از افرادی بود که شغل‌شان در دفاع مقدس یا مشاغل جنبی آن بود و اگر آن سیاست ادامه داشت، سالانه یک درصد نرخ بیکاری تنزل می‌کرد و امروز آمار بیکاران بسیار کاهش می‌یافت. ادعای این که آن دوران به نفع مرفهان تمام شد و تقابل بین توسعه و عدالت بود،‌ تهمتی نارواست که ضد انقلاب برای دور کردن تکیه‌گاه اصلی نظام به آن دامن می‌زند و جریان‌های داخلی هم هر کدام در مقطعی از آن بهر‌ه‌های سیاسی بردند.
و: سخن گفتن از جدول ضریب جینی و بهبود اوضاع دهک‌های آن با مردم وظایف ما و شما رسانه‌های محترم است تا با بیان مستدل و منطقی بهبود سبد کالاهای با‌دوام مردم محروم، این روزنه رخنه و نفوذ دشمنان انقلاب اسلامی را بگیریم که دائماً در دنیا چنین القا می‌کنند که نظام جمهوری اسلامی هیچ کاری برای بهبود اوضاع مردم ایران نکرده است.
ز: تامین اجتماعی، حقوق بازنشستگان، هلال احمر و بهزیستی در دوره سازندگی بیشترین کمک و خدمات را دریافت کرده‌اند و این جفایی بزرگ به دستاوردهای انقلاب است که آن را توسعه بدون عدالت بنامیم.
ح: ارتقای حقوق سنواتی کارگران که از سال‌ها پیش متوقف شده بود، از سال 68 شروع و مقرر شد حقوق‌ها هماهنگ با نرخ تورم رشد کنند. قانون کار اصلاح شد و برای جبران توقف ارتقای سال‌های گذشته، بن کارگری داده شد که هنوز هم ادامه دارد.
ط: در کنار سیاست خصوصی‌سازی، مقرر شد که 33 درصد از سهام کارخانه‌ها با قیمت پایین و به صورت اقساط طویل‌المدت به کارگران واگذار شود که تحولی عمده به حساب می‌آید.
ی: برای تسهیل در جذب فرزندان طبقات محروم به آموزش و باز شدن راه ترقی‌ آنها و رفع تبعیض آموزش که مهم‌ترین عامل تبعیض‌های جامعه است، اولاً به همه روستاها مدرسه داده شد و در روستاهای خیلی کوچک که ظرفیت حضور یک معلم را نداشتند، برای چند روستا، یک مدرسه شبانه‌روزی ساخته شد تا با هزینه دولت کودکان را به آنجا ببرند و آموزش بدهند و اداره کنند و نهادهای انقلابی، به خصوص کمیته امداد امام(ره) ماموریت یافتند که فرزندان خانواده‌های نیازمند و عشایری را در دانشگاه‌ها و مدارس تحت پوشش قرار دهند و سیاست آموزش عالی بر اساس بردن دانشگا‌ه‌ها به نقاط دوردست و محروم تنظیم گردید.
ک: در اواخر دوره مسئولیت اجرایی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با هدف فقرزدایی از جامعه اسلامی، لایحه‌ای 360 صفحه‌ای به مجلس فرستاده شد که در آن تامین اجتماعی کاملی پیش‌بینی شده بود، یعنی طی برنامه‌ای پنج ساله تمام مردم ایران زیر پوشش بیمه‌های اجتماعی قرار می‌گرفتند که کسی در مسکن، شغل، تحصیل و درمان مشکل اساسی نداشته باشد. منابع مالی آن هم مشخص شده بود. ولی این لایحه در دولت بعد از سازندگی به عنوان تکمیل شدن از مجلس پس گرفته شد و دیگر به مجلس برنگشت.
اینها اثر طبیعی توجه به سازندگی و سرمایه‌گذاری است که اقتصاد، رونق و گردش سرمایه سرعت می‌گیرد و افراد بیکار به شغل و درآمد می‌رسند. البته افراد توانگر هم سود می‌برند، ولی سودشان به جای چرخش در امور انگلی، نادرست و مزاحم یا فرار از کشور، در عمران کشور به کار گرفته می‌شود و بنیه، اعتبار و موقعیت کشور و نظام را محکم‌تر می‌کند و عواید و خیر آن به دیگران هم می‌رسد.
معلوم نیست تهمت عدم توجه انقلاب اسلامی به محرومان را کدام دشمن دانا به دوستان انقلاب القا کرده است؟ موضوعی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در تمامی عمرشان با آن ناسازگار بوده‌اند. سیاست‌های اقتصادی دوران سازندگی با نظر امام(ره) و رهبری و با اطلاع از موقعیت‌های کشور و با تشخیص کارشناسان در مجلس و دولت تصویب و اجرا شد. جوهر آن سیاست‌ها جذب سرمایه‌های سرگردان در عمران و توسعه بود که در سخنرانی‌های مکرر مقام معظم رهبری خیلی پررنگ‌تر از آنچه دولت سازندگی کرد،‌ مطرح شد. در انتقادات خویش این نکته مهم را در نظر بگیرید که برنامه سازندگی قبل از آنکه دولت سازندگی شروع به کار کند، در مجلس تصویب شده بود و وقتی که کار این دولت بعد از جنگ شروع شد، مشکلات اقتصادی و اجتماعی در حد انفجار بود.
کسروی بیش از پنجاه درصدی بودجه، ذخیره صفر ارزی، درآمد سالانه فقط حدود هفت میلیارد دلاری ارزی، وارداتی بودن عمده نیازهای کشور، کوپنی بودن بسیاری از مایحتاج ضروری مردم،‌ بازار سیاه دلال بازی‌ها، خاموشی‌های مکرر و هشت ساعته برق، بدهی خارجی 12 میلیارد دلاری، انبارهای خالی، زیربناهای تقریباً‌ ویران، کارخانه‌های بدون مواد اولیه و با ماشین‌های فرسوده و بدون قطعات یدکی و بیست برابر بودن قیمت ارز و کالاها در بازار آزاد، نقطه آغاز کار دولت سازندگی بود.
به سخنان مقام معظم رهبری اشاره و بر توجه به تاریخ آن سخنرانی تأکید کردید، حال آنکه تاریخ‌های مکرر به ویژه پس از انتخابات سوم تیر امسال و اظهار محبت ایشان به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را فراموش کرده‌اید؟‌ آیا جمله هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود آن هم در پایان دوره 8 ساله ریاست جمهوری ایشان که شما از آن دوران به عنوان ترویج فساد نام برده‌اید، برای شما معنای خاصی ندارد؟ اینکه ایشان لقب دولت کریمه را به خاطر خدمات انجام شده به دولت سازندگی دادند که در اصل برای دولت امام زمان(عج) در نظر گرفته شده و ارزش‌گذاری‌هایی که بارها ایشان از خدمات آن دولت کردند، چیزهایی نیست که به آسانی از حافظه تاریخ محو شود.
توجه داشته باشید اگر امروز هم وعده رسیدگی به روستاها داده می‌شود، به اتکای زیرساخت‌هایی است که در دولت‌های گذشته فراهم شده و نباید غیرمنصفانه از کنار آن به راحتی گذشت. ما هم آرزو می‌کنیم همانگونه که در پایان مقاله ذکر شده، نتیجه اقدامات دولت جدید به گونه‌ای باشد که پس از 4 سال پسوند محروم از تمام مناطق ایران واقعاً‌ زدوده شود.
امید آن که مسئولان محترم آن روزنامه با کمی دقت و تیزبینی برای دستمال کهنه نقد، قیصریه انقلاب را به آتش نکشند.
دفتر حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی در پایان آورده است؛ با توجه به این که روزنامه کیهان متن کامل جوابیه را چاپ نکرده است.
بخشهایی از توضیح دفتر هاشمی‌رفسنجانی که در روز 14 دی در کیهان چاپ شده است:
دفتر آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی در اعتراض به بخشی از یادداشت روز کیهان 8/10/81 با عنوان حکایت نان‌خورها و نان‌آورها جوابیه‌ای ارسال کرده و معتقد است در یادداشت مورد اشاره، خدمات فراوان دوران سازندگی نادیده گرفته شده است.
در این جوابیته تأکید شده توصیف دولت کریمه اولین بار توسط مقام معظم رهبری برای دولت سازندگی به کار رفته که به همه جوانب توسعه توجه داشته است.
و در ادامه توضیح داده شده است که:
امروز اگر روزانه 4 میلیون بشکه نفت تولید می‌شود، اگر از بومی بودن دست‌یابی به دانش هسته‌ای با افتخار یاد می‌کنیم،‌ اگر با اتکاء‌ به تولیدات داخلی اعم از صنعتی، نظامی و کشاورزی در مقابل تشدید تحریم‌ها و یا تهدیدات جدید دشمنان با سرافرازی ایستادگی کرده و تسلیم نمی‌شویم، زیرساخت‌های آن در کدام دوره ریخته شده است؟ آیا انصاف نبود که نویسنده محترم کیهان که خود از نزدیک شاهد ویرانه‌های جنگ بود، کمی به اوضاع کشور در آن حال و روز اشاره می‌کرد و فقط کمی جانب انصاف را حداقل برای قضاوت آیندگان و جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب اسلامی رعایت می‌کرد و همه گذشته را با عینک سیاه افراط، تیره و تار توصیف نمی‌کرد؟
شک نداریم که دغدغه نویسنده کیهان و بسیاری دیگر، حفظ ارزش‌های انقلاب است، اما متأسفانه به طریق افراط قدم در مسیری گذاشته‌اند که حاصلی جز مخدوش کردن دستاوردهای گذشته انقلاب اسلامی ندارد.
در ادامه این نامه به مواردی نظیر توجه به روستاها و نقاط محروم با تاسیس دفتر ویژه مناطق محروم، بیمه طرح‌های عمرانی در مناطق مرزی کشور، نزول درصد بیکاران از 6/15 به 1/9 با توسعه سازندگی و سرمایه‌گذاری، واگذاری 33 درصد سهام کارخانه‌ها با قیمت پایین به کارگران و ده‌ها نمونه دیگر از اقدامات زیربنایی اشاره شده و آمده است:
معلوم نیست تهمت عدم توجه انقلاب اسلامی به محرومان را کدام دشمن دانا به دوستان انقلاب القا کرده است؟ موضوعی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در تمام عمرشان با آن ناسازگار بوده‌اند. سیاست‌های اقتصادی دوران سازندگی با نظر امام(ره) و رهبری و با اطلاع از واقعیت‌های کشور و با تشخیص کارشناسان در مجلس و دولت تصویب و اجرا شد. جوهر آن سیاست‌ها جذب سرمایه‌های سرگردان در عمران و توسعه بود که در سخنرانی‌های مکرر مقام معظم رهبری خیلی پررنگ‌تر از آنجه دولت سازندگی کرد، مطرح شد. در انتقادات خویش این نکته مهم را در نظر بگیرید که برنامه سازندگی قبل از آنکه دولت سازندگی شروع به کار کند، در مجلس تصویب شده بود و وقتی که کار این دولت بعد از جنگ شروع شد، مشکلات اقتصادی و اجتماعی در حد انفجار بود.
در پایان این نامه آمده است:
توجه داشته باشید اگر امروز هم وعده رسیدگی به روستاها داده می‌شود، به اتکاء‌ زیرساخت‌‌هایی است که در دولت‌های گذشته فراهم شده و نباید غیرمنصفانه از کنار آن به راحتی گذشت. ما هم آرزو می‌کنیم همانگونه که در پایان مقاله کیهان ذکر شده، نتیجه اقدامات دولت جدید به گونه‌ای باشد که پس از چهار سال پسوند محروم از تمام مناطق ایران واقعاً‌ زدوده شود. توضیح کیهان در ادامه همین مطلب: در یادداشت مورد اشاره، خدمات گسترده دولت‌های پیشین و از جمله دوران سازندگی نفی نشده بود و روال کیهان هیچ‌گاه نادیده گرفتن این خدمات نبوده است. کما این که در نامه اخیر دفتر آقای هاشمی نیز به این نکته و مصاحبه 16 ساعته کیهان با آیت‌الله هاشمی که عمدتاً‌ شرح و برشمردن خدمات آن دوران بود، اشاره شده و انتظارات مردم از دولت‌های سازندگی و اصلاحات با توجه به نیاز سه نسل پی در پی بود و این که عدالت همواره خواسته ملت بوده است و البته برخی از سوء استفاده‌های مالی و کم توجهی‌ها به دغدغه‌های مردم مورد اشاره قرار گرفته بود که قابل انکار نیست، ضمن آن که اشاره به این کاستی‌ها و کم‌توجهی‌ها به مفهوم نادیده گرفتن خدمات نیز بوده و نیست.
یادداشت تاریخ 8 دی روزنامه کیهان:
(حکایت نان‌خورها و نان‌آورها)
دعوای دوران سازندگی، دعوای توسعه- عدالت بود. توسعه‌گرایان- که بر مصدر امور بودند- ثروت‌آفرینی را وظیفه خود می‌انگاشتند و ظهور نسل جدید ثروتمندان را نتیجه طبیعی ثروت آفرینی. می‌گفتند نگران فقرا نباید بود. دوران فربهی فقیران هم خواهد رسید. ظاهراً قرار بود وقتی ثروتمندان سیر شدند از سرزیر ثروت‌شان، تهیدستان نیز ارتزاق کنند و کم‌کم پا بگیرند، می‌گفتند حالا وقت عدالت‌ورزی نیست. چیزی نداریم که به عدالت تقسیم کنیم. ما فقط به تولید ثروت می‌اندیشیم و بس...
و چنین شد که مصیبت‌های توسعه بدون عدالت به سرعت دامن دولت و ملت را گرفت. ویژه‌خواری منتفذان و - به تعبیر رهبر معظم انقلاب- دست و پاداران رسم رایج شد. سالاری سرمایه و پول و پارتی برگشت. طبقه جدید سرمایه‌داران شکل گرفت و شکاف فقیر و غنی به دره‌ای عمیق و پرنشدنی مبدل گشت. قبح طبقاتی کردن جامعه که فرو ریخت، سبک زندگی دولت مردان هم عوض شد تا دیگر تافته جدا بافتگی، عیت و عار نباشد. اشرافی‌ گری و تجمل پرستی- که از برکت ساده‌زیستی سردمداران انقلاب از جامعه رخت بربسته بود- اعاده شد و یکسره بر یکرنگی مردم و مسئولان خط بطلان کشید تا آنجا که امیر عدالت‌پیشه انقلاب در ملاء عام بر سر کارگزارانش فریاد برآورد: من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکی از شماها معلم بود. یکی دانشجو بود. یکی طلبه بود. یکی منبری بود. همه‌مان این طوری بودیم. اما حالا مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم. مثل خانه اشراف خانه درست کنیم. مثل حرکت اشراف در خیابان‌ها حرکت کنیم. اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریش‌شان تراشیده بود، ولی ما ریش‌مان را گذاشته‌ایم، همین کافی است!؟ ... اندازه نگه دارید. دولت خارجش زیاد و سنگین است. اگر مبلغی از مخارج دولت عبارت از تغییر دکوراسیون اتاق مدیر کل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسئول قضایی و فلان مسئول در بخش‌های گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطا است ... برای این کارها حد بگذارید. دستگاه‌ها باید بخش‌نامه کنند و در مورد این تغییر دکوراسیون‌ها و تغییر خانه‌ها و خرج‌های اضافی حدی معین بکنند... گاهی از جاهایی گزارش‌های نومید کننده‌ای می‌رسد و در برخی موارد انسان واقعا‌ً عرق شرم بر پیشانی‌اش می‌نشیند. سوال می‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و و مدل بالا؟ می‌گویند اشکال امنیتی داریم! چه اشکال امنیتی!؟ آقایان مسئول در شورای امنیت کشور یا جاهای دیگر بنشینند معین کنند و مسئله را در جایی ببرند،‌ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایی دخالت کنم. این چه وضعی است که همین طور بی‌حساب و کتاب جلو هر وزارت‌خانه و اداره‌ای ده‌ها ماشین به رنگ‌های گوناگون متعلق به مسئولان آن جا به چشم می‌خورد!؟ چه کسی چنین چیزی را گفته است؟... به حد ضرورت اکتفا کنید و اندازه نگه دارید. اینها ما را از مردم دور می‌کند. (رهبر معظم انقلاب- دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام 23-/5/70).
به تاریخ این سخنرانی تکان دهنده دقت کنید! این همه اشرافیت و طاغوتی‌گری در مدت زمانی کمتر از دو سال در لایه‌هایی از نظام پدید آمد و اعتماد مردم را متزلزل کرد. از این دست سخنان عتاب‌آلود در ماه‌ها و سال‌های بعد باز هم از لسان رهبر انقلاب صادر شد اما این رویه مشئوم و فسادانگیز همچنان ادامه یافت تا دولت‌مردان بیش از پیش از مردم دور شوند. در چنین وضعی توجه جدی دولتیان به مقوله عدالت اجتماعی و معیشت طبقات پایین دست جامعه به شوخی شبیه بود. رهبر انقلاب به کرات توسعه‌گرایان دولت‌مند را به تأمین عدالت اجتماعی و توجه به طبقات محروم توصیه کردند اما... آنچه البته به جایی نرسید فریاد عدالت بود. عدالت در دولت سازندگی غریب‌ ماند، چون عدالت‌طلبان نقش چندانی در دولت نداشتند و معلوم بود که در کشمکش نابرابر توسعه- عدالت این مردم معیشت طلب تشنه عدالتند که بازنده اصلی خواهند بود.
گذشت و گذشت تا رسید به دوم خرداد... 76 و باز عدالت، عزیز شد. در بازی دموکراسی باز هم سر عدالت بی‌کلاه ماند. دوم خرداد مبدل شد به میدان کارزاری نابرابر میان نان خورها و نان‌ آورها. نان آوران در اقلیت بودند. هر نان آوری که فقط یک رأی داشت، 4-3 نان خور بر سر سفره داشت که از قضا آنها هم حق رأی داشتند و احیاناً رأیی خلاف رأی نان آور. چنین بود که خیل لشکر نان خورهای آزادی‌طلب به آسانی بر جمعیت کم‌شمار نان آوران معیشت‌گرا غلبه کرد و خاتمی رییس جمهور شد؛ مردی که دغدغه‌های جوانان فارغ از غم نان را فریاد کرده بود. در اوضاع و احوال خاص جامعه ایرانی اواسط دهه هفتاد آقای خاتمی بالاخره یک چهره جدیدی بود. تعابیر و واژه‌هایی که او به کار می‌برد جوان‌پسند بود. ما یک کشور جوانی هستیم و غالب رأی‌دهندگان ما جوان هستند. [در آن مقطع] ما چقدر جوان 15 تا 30 ساله داشتیم.
اینها ادبیات جدیدی را می‌پسندیدند؛ جامعه مدنی، اصلاحات، آزادی و امثال این‌ها، واژه‌هایی است که برای جوانان جذابیت دارد... بالاخره این بگیر و ببندها- حتی اگر قانونی هم باشد- با مزاج جوان‌ها جور در نمی‌آید. ولی آن مشکلات اصلی و اساسی مردم ارتباط خیلی مستقیمی با قشر جوان ندارد. گرانی و تورم را چه کسی لمس می‌کند؟ فشارش به چه کسی می‌آید؟ به پدر خانواده. قشر جوان مستقیماً این فشار را لمس نمی‌کند. غذا و لباس و استراحت و مکان زندگی‌اش را پدر تامین می‌کند. این گرفتاری‌ها مال او نیست. او آزادی می‌خواهد. گرانی روی دوش پدرها و مادرها سنگینی می‌کند ولی تصمیم‌گیر و صاحب رأی [در انتخابات] بچه‌ها هستند... (حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری- مصاحبه با کیهان 27-/11/79).
با رأی بچه‌های نان خور دعوای توسعه- عدالت 8 سال دیگر دوام یافت. این بار اما طایفه دیگری از توسعه‌گرایان بر سریر قدرت بودند؛ طالبان توسعه سیاسی، چنین شد که بازار روزنامه‌ بازی و حزب سازی و قیل و قال سیاسی گرمی گرفت و در این گرما گرم، همان رندان نوکیسه دوران سازندگی، به موازات توسعه سیاسی دولت اصلاحات،‌ به توسعه طول و عرض خود در اقتصاد بیمار کشور کمر همت بستند. بلعیدن تسهیلات بانکی، خریدن شرکت‌های سودآور دولتی، ثبت کردن شرکت‌های دولتی- نفتی، انعقاد قراردادهای نفتی و گازی نان و آب‌دار آن هم دور از چشم اغیار (یعنی نمایندگان مردم در مجلس)- به رغم شبهه مخالفت با قانون اساسی- و دامن گستری قاچاق ارز و کالا از مبادی قانونی و غیر قانونی، همه و همه در عصر توسعه سیاسی توسعه یافت تا به جای توسعه رفاه و معیشت ملت، اسباب توسعه یافتگی طبقه جدید تمهید شود.
این یک روی سکه عصر اصلاحات بود. روی دیگر، آبستن حوادث دیگری بود؛ بچه‌های نان خور بزرگ می‌شدند و کم‌کم عزم برخاستن از سر سفره پدر می‌کردند. سودای استقلال و گرفتن سامان و یافتن کسب و کار، دغدغه اول بچه‌های دوم خرداد شده بود. عدالت رنجور به تدریج رنگ و رو می‌گرفت. انگار خروج از آشیانه عزلت را اراده کرده بود. در روزهای منتهی به ایام انتخابات 84 همه چیز از بیرون شدن عدالت از حصار غربت حکایت می‌کند. بچه‌های صاحب رأی آفریننده دوم خرداد همچنان جمعیت غالب و تعیین کننده سرنوشت کشورند. با این تفاوت که حالا دیگر نان خور نیستند. به سن نان‌آوری رسیده‌اند. مزه آزادی‌های دوم خردادی را هم چشیده‌اند، اما اکنون لنگ معیشت‌اند و عطشناک عدالت.
آری، خاتمی و احمدی‌نژاد هر دو برآمده از آرای همان بچه‌هایی هستند که- به قول رقیب خاتمی در دوم خرداد- 76 آرزومند آزادی بودند و بی‌خیال عدالت، و در سوم تیر 84 به هیئت عصیان‌گران علیه اشرافیت و تبختر و تبعیض و فساد و فاصله تبلیغاتی درآمدند. بچه‌های پرشمار آن روز از سر سفره پدران بر سر صندوق‌ها رفتند تا در جدال نابرابر نان خور- نان آور پدران کم‌شمار خود را در بازی دموکراسی مغلوب کنند. همان بچه‌ها، امروز همدست و هم داستان با پدران، صندوق‌ها را از دغدغه معیشت پر کردند تا سرانجام پس از سال‌ها کشمکش، عدالت در صدر نشیند و عدالت پیشگان عزیز شوند...
جامعه‌شناسی توسعه می‌گوید: توسعه سیاسی و گسترش مشارکت عمومی موکول به تحقیق و توسعه اقتصادی و به تبع آن حصول حدی از رفاه عمومی است. آن‌ چنان که آحاد جامعه برخوردار از اولیات زندگی باشند. در فرآیند توسعه عمومی، رشد شهرنشینی به توسعه آموزش و پرورش می‌انجامد و توسعه آموزشی به نوبه خود توسعه ارتباطات را در پی می‌آورد و آنگاه که در سایه توسعه همه جانبه اقتصادی و اجتماعی، جمعیت عمده جامعه در قالب طبقه موسوم به طبقه متوسط شهری شکل گرفت و حد پذیرفته شده‌ای از رفاه ملی تأمین شد، جامعه مستعد مشارکت مفید و موثر سیاسی خواهد شد. فرآیند توسعه اقتصادی در ایران پس از دفاع مقدس در بستری از نابسامانی‌های اجتماعی کلید خورد. در آن دوران، ملغمه‌ای از محدودیت‌های اجتماعی- اعم از خواسته و ناخواسته و صحیح و ناصحیح- بخش مهمی از واقعیت‌های جامعه ایرانی در فصل آغازین توسعه کشور را تشکیل می‌داد. قشر جوان جامعه که از نظر تعداد بر سایر طبقات سنی غلبه داشت، به طور طبیعی این محدودیت‌ها را برنمی‌تافت و در یک واکنش تاریخی به محدودیت‌های پیش گفته، آزادی‌های بیشتر اجتماعی را طلب کرد و دوم خرداد را آفرید. شعار توسعه سیاسی و آزادی‌های اجتماعی در حالی رأی آورد که جامعه هنوز با فقر دست به گریبان بود و چرخ معیشت و آموزش و بهداشت و درمان خیل عظیمی از مردم لنگ می‌زد.
اگر نرم‌های پذیرفته شده جامعه‌شناسی جدید ملاک ارزیابی تحولات سیاسی و اجتماعی باشد باید از پس دولت‌ هاشمی، دولت احمدی‌نژاد سر بر می‌آورد، نه دولت خاتمی، از این رو دولت اصلاحات را- جسارتاً- باید دولت نابجا و زاید به حساب آورد. جامعه ایرانی اکنون در مرحله ماقبل دوم خرداد است؛ جامعه‌ای در حال توسعه، مستعد پیشرفت و طالب عدالت اجتماعی. اگر توزیع عادلانه فرصت و ثروت میان آحاد ایرانیان دستور کار باشد و عملیات پر کردن شکاف فقیر غنی چنان شتاب بگیرد که پس از 4 سال پسوند محروم- آنچنان که احمدی‌نژاد آرزو کرده است از نام مناطق ایران زمین زدوده می‌شود و در یک کلام،‌ اگر دولت عدالت چنان مشی کند که در پایان مأموریتش هیچ کس در هیچ گوشه‌ای از این سرزمین ثروتمند، درمانده اولیات زندگی نباشد، آنگاه نوبت به دولت کرامت خواهد رسید. اگر در پایان دوره دولت عدالت، جوان یاسوجی و ایلامی و بوشهری- که امروز از بیکاری فغان سر داده است- با گردنی برافراشته از کرامت انسانی سخن بگوید و حرمت و حقوق شهروندی را مطالبه کند، اهداف احمدی‌نژاد به تمامه صورت تحقق گرفته است. توفیق دولت عدالت در پایان دادن به مطالبات مردم نیست، در تغییر ماهوی خواسته‌هاست. در آن صورت وانهادن قدرت به منتخب پس از خود- ولو پس از 4 سال و نه 8 سال- عین پیروزی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات