محمدصادق اسمعیلی
پروتکلهای علمای یهود برنامهای است که سرمایهداران، اقتصاددانان و علمای یهود برای ویران کردن بنای مسیحیت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام تنظیم کردهاند یهودیان صهیونیست معتقدند که بعد از این ویرانی ـ که به گفته اصحاب پروتکلها در طی صد سال انجام خواهد شد ـ آنها بر جهان استیلا خواهند یافت و سلطنتی یهودی ـ داودی برقرار خواهند کرد که به یهودیان با آن که اقلیتی ناچیز هستند امکان خواهد داد که بر تمام جهان مستبدانه حکومت کنند.
از پایهها و ابزارهای اصلی برقراری این حکومت جهانی آن دسته از ابزارهایی است که افکار عمومی را تحت کنترل درآورده و فرهنگ و اخلاق جوامع مختلف را براساس جهتدهی سیاستگذاران صهیونیزم شکل میدهند.
سیاستهای فرهنگی تدوین شده در این پروتکلها دورنمایی کلی از برنامههای فرهنگی و اجتماعی است که متفکران یهود برای جوامع مختلف طراحی و اجرا کردهاند تا بدین طریق سلطه و استیلای جهانی صهیونیزم را تحقق بخشند.
در این مقاله سعی بر این است تا با بررسی استراتژیهای فرهنگی مطرح در متن این پروتکلها و تطابق آن با فعالیتهای صهیونیزم بینالملل در حد مقدور پرده از توطئههای این جریان شیطانی برداشته شود و نیات سیاستگذاران صهیونیزم بیشتر مورد مداقه قرار گیرد.
از برنامههای جریان صهیونیزم ایجاد فساد اخلاقی در جوامع غیریهود و در میان جوانان آنها برای استیلای فرهنگی و اقتصادی بر این جوامع است در پروتکل شماره یک این گونه آمده است: "مردم غیریهودی از همان آغاز جوانی توسط عوامل ما، بیبند و بار و بدون اخلاق بار میآیند به کمک زنان یهودی مردان غیریهودی را در عشرتکدهها و محلهای عیاشی به فساد اخلاقی میکشانیم تا از جاده عفت و پاکدامنی منحرف شوند. " از این جا برداشت میشود از ابزارهای مورد استفاده یهود جاذبه جنسی است، جاذبهای که عقل، منطق، دلیل و برهان را زایل میکند و بر آنها فایق میآید.
برای بهرهبرداری از این ترفند شیطانی موسسات انجمنهایی توسط نیروهای صهیونیستی تشکیل شده است که با برنامههایی تنظیم شده تودههای مردم به خصوص جوانان را در جوامع غیریهود به سوی کابارهها و اماکن فساد سوق میدهند. همچنین جریان صهیونیزم سعی دارد با استفاده از این عامل به مقاصد دیگر خود مانند جاسوسی و فاسد نمودن شخصیتهای سیاسی و تخلیه اطلاعاتی آنان دست یابد.
از دیگر برنامههای صهیونیزم دست گذاشتن بر روی اعتقادات مردم و برای بهرهگیری از آنان در جهت تحقق آرمانهای یهود است برای این منظور نفوذ صهیونیزم در تعلیم و تربیت و فرهنگ جهانی و همچنین تسلط صهیونیزم بر مجامع فرهنگی بینالمللی از پروژههای انجام گرفته توسط این جریان است. در متن پروتکل شماره یک این گونه تصریح شده است که "کنار آمدن با توده مردم فقط از طریق دست گذاشتن بر روی عواطف و اعتقادات آنها ممکن است."
در سراسر موسسات فرهنگی جهانی آثاری از حضور صهیونیستها مشاهده میشود هفت موسسه عظیم جهانی که ظاهرا به نشر تعالیم مسیحیت اشتغال دارند و داستانهای مصور تورات و انجیل را به همه زبانهای زنده دنیا چاپ میکنند در واقع تحت نفوذ صهیونیستها میباشند در این کتابها پیشنهاد میشود که همه مردم بیایند و اندیشه خطرناک زنده شدن پس از مرگ را رها کنند و بهشت را در همین دنیا برقرار سازند و به حکومت داود تحقق بخشند. این جزوات به گونهای طراحی شدهاند که حکومت یهودیان را حکومت ایدهآل برای همه جهان معرفی کردهاند و در خلال تبلیغات مسیحی یهودیان را فرزند خدا و قوم منتخب خداوند و منجی عالم بشریت معرفی نموده و تعلیمات اسلام را به صورت کنایه مردود و خطرناک میشمارد.
مجامع فراماسونری یکی از مراکز حضور صهیونیستها بوده است یهودیان در خلال توسعه فراماسونری در درجه اول به جنگ دین و مذهب و شرافت و فضیلت آمدهاند فردی که قصد ورود به این تشکیلات را دارد و در درجه اول باید اندیشه دینی را رها کند از وسایل علمی مورد بهرهبرداری یهودیان مستشرقین هستند این طیف نظرات خود را در کلاسهای درس و تحقیقات علمی و کاوشهای تاریخی به دانشجویان تلقین میکنند و این دانشجویان به صورت روشنفکران و متفکران در جوامع خود مشغول بازدهی میشوند تا آنجا که جنبشهای ناسیونالیستی و قومی در کشورهای اسلامی اکثرا توسط این افراد راهاندازی میشود.
از اوسط قرن 10 خاورشناسان یهودی متوجه مناطق اسلامی شدند و کتابهایی در مورد اسلام و اسلام شناسی به رشته تحریر درآوردند و از این طریق سمومات خود را وارد جامعه اسلامی نمودند.
در متن پروتکلهای متفکران یهود از اهمیت به کارگیری فیلمهای سینمایی به نفع قوم یهود سخن گفته شده آنان برای ادامه و گسترش امور سینمایی در غرب و حتی پس از تاسیسات دولت یهود نشان دهنده تاکید فراوان آنها برای ارتباط با همتاهای غربی خود در امور سینمایی میباشد. هدف از این تولیدات سینمایی نه تنها تجاری نبود بلکه اساس و بنیان آن تخریب فرهنگ و آداب و سنن اجتماعی ملتها بود.
مراد از سینمای یهود سینمایی است که یهود را به عنوان یک الگوی نمونه اجتماعی برتر و حتی حاکم بر الگوهای جوامعی که در آن زندگی میکنند معرفی میکند و به تصویر میکشد، برای تاثیر بیشتر و نفوذ بر تماشاگران و جلب اعتماد آنها تلاش یهودیها بر آن است که فیلمهای خود را در غرب بسازند تا وانمود کنند که هیچ گونه گرایشی به دولت یهود نداشته و بیطرف هستند. اشاعه و گسترش بیبند و باری و فساد اخلاقی و از بین بردن الگوهای زنده ملتها بر اساس آنچه در پروتکلهای یهود آمده است از دیگر اهداف تولید فیلمهای سینمایی است.
از این روست که یهود در سینما به دنبال اهداف مقطعی سیاسی، تجاری و تبلیغاتی نبوده است بلکه حضور او در این عرصه به دلیل اهداف بنیانی و اساسیای بوده است که در پروتکلهای علمای یهود به آن تصریح شده است.
از دیگر وسایل به کار برده شده توسط صهیونیزم جهانی برای تسلط بر افکار عمومی ملتهای دنیا و جهتدهی آنان به سوی منافع خود مطبوعات، جراید و خبرگزاریها هستند تا حوادث و رویدادهای جهان را بنابر خواست خود منتقل کرده تعبیر و تفسیر کنند.
طرحها و استراتژیهای مربوط به سیاستهای مطبوعاتی رسانهای در پروتکلهای دانشوران صهیون مورد توجه زیادی قرار گرفته است. در پروتکل شماره 2 چنین آمده است: "ممالک جهان از مطبوعات به عنوان وسیلهای برای هدایت افکار مردم در جهت دلخواهشان استفاده میکنند لذا باید از مطبوعات در جهت خواستههای خود استفاده کنیم باید در بین مردم ایجاد نارضایتی کرده سپس از طریق مطبوعات این نارضایتی را منعکس سازیم. " همچنین در پروتکل شماره 12 این گونه آمده است " از آنجا که مطبوعات نقش بزرگی دربرانگیختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند لذا ما میتوانیم به موقع از چنین احساساتی در جهت رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم. از آنجا که اکثریت مردم نمیدانند مطبوعات در اختیار چه کسی قرار دارند لذا ما آنها را به خدمت خود درمیآوریم و حتی عواملی هم که ممکن است مطبوعات را تحت کنترل خود درآورند به شدت کنترل میکنیم. بعضی عواملمان را وامیداریم که گاه به گاه در مطبوعات برخی سیاستهایمان را مورد تهاجم قرار دهند البته غرض از این کار رد گم کردن است. مطبوعات نخواهند توانست بدون اطلاع ما کمترین خبری در اختیار مردم قرار دهند. اگر تدابیری را که در مورد مطبوعات اندیشیدهایم به مرحله اجرا درآوریم ذهن و فکر غیریهودیان به تسخیرمان درمیآید و آنان وقایع جهان را از پشت عینکهای رنگینی که ما به چشم آنها میگذاریم خواهند دید." در اینجا به عنوان نمونه به چند مصداق از تسلط این جریان بر مطبوعات جهانی اشاره میشود.
روزنامه تایمز: این روزنامه یکی از مشهورترین و پرتیراژترین روزنامههای انگلستان است. خانواده روتچیلد ـ از خانوادههای یهودی مشهور ـ اموال فراوانی صرف کردند تا بر این روزنامه تسلط یافتند.
اخیرا این روزنامه به یک نهاد صهیونیستی تمام عیار تبدیل شده است و در زمانی که این روزنامه با مشکلات مالی رو به رو شد یهودی میلیونر استرالیایی "روبرت مردوخ" کل آن را خریداری نمود و آن را تحت سلطه خود قرار داد. امروزه انگلستان با نام روزنامه تایمز شناخته میشود. این روزنامه و نشریات اقماری آن نشریاتی هستند که بیشتر در طبقات متفرقه و تحصیل کرده کشورهای اروپایی و آمریکایی توزیع میشود و به جهتدهی آنان میپردازد.
روزنامه آمریکایی "واشنگتن پست" از مشهورترین و پرتیراژترین روزنامههای آمریکاست این روزنامه در میان روشنفکران و تحصیلکردگان توزیع میشود و نظرات سیاسی را به سیاستمداران القا میکند تیراژ این روزنامه در سال 1981، 620 هزار نسخه منتشر بوده است این روزنامه تحت سلطه مالی و اداری یهود میباشد و در هر مساله دیدگاه صهیونیزم را بیان میدارد. این روزنامه فعلا به وسیله "کاترین مایرگراهام" یهودی اداره میشود.