تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۴۳

هجرت پیامبر اعظم(ص) و تشکیل حکومت اسلامى


عاطفه نجفى
هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه از آن جهت حایز اهمیت است که هم مبدا تاریخ اسلام از آن زمان آغاز مى گردد و هم در پى آن اولین حکومت اسلامى پا به عرصه وجود مى گذارد. در حقیقت دین مبین اسلام از آن به بعد توانست حرکت اصولى و بنیادین خود را آغاز کند و اسلام در جزیرة العرب و بعدها تا ایران و بخشى از اروپا حاکمیت پیدا کند.
در این میان بررسى نقش پیامبر اکرم(ص) و حرکت هاى ابتدایى صورت پذیرفته بسیار مهم است. پرواضح است که رسول خدا پیش از هر چیز به ایجاد یک حاکمیت دینى و الهى مى اندیشید.
و بدین سان است که پیامبر(ص) هم جهان بینى الهى ارایه مى دهد و هم احکام دینى، اخلاقى و عبادى را تشریح مى کند. از این رو در حکومتى که رسول خدا بنیان مى گذارد تمامى مسایل مطروحه در نظر گرفته مى شود و به درستى تمامى مسایل دینى و سیاسى در چارچوب فرامین الهى رعایت مى گردد.
جداى از این، پیامبر اکرم(ص) به انسان و جامعه پیرامونش و عوالم درونى اش و جایگاهش در زمین و آسمان ها توجه خاصى داشت و در تشکیل حکومت الهى خود همواره به مسایلى از این دست توجه مى کرد.
به منظور تشکیل حکومت اسلامى در آن دوران ابتدا مذهب اسلام و اصولى ترین مبانى آن در جامعه مدینه مى بایست تحقق یابد. طبیعى است پس از پذیرش مردم و قبول احکام آن چنین حکومتى بهتر از هر زمان تقویت و قوام مى یافت. از این رو فرستاده خدا در ابتدا به این کار مهم روى آورد و به خوبى و به بهترین نحو از عهده آن برآمد.
در چنین شرایطى تمامى مسایل مردم مى بایست طرح و به صراحت از مردم خواسته مى شد تا از خداوند و رسولش اطاعت کنند: ... ان الحکم الالله (انعام 57 )
حکم و فرمانروایى جز براى خدا نیست.
به راستى قبولاندن این مساله و برطرف کردن شبهات در جامعه عرب جاهلى کارى بس بزرگ و در عین حال صعب بود. با این حال پیامبر اکرم در کمال آرامش به وظایف الهى خود عمل مى کند و همانا خداوند متعال در تمامى مراحل یارى رسان او است. او چونان حاکمان و به شیوه آنان به تشکیل نظام مورد نظر خود نمى پردازد، بلکه سعى مى کند تا به مردم خود این مساله را تفهیم کند که خداوند متعال تنها قانونگذار و حاکم است و تمامى نیروها در راستاى این محور اصلى مى بایست به کار گرفته شود.
پس مى بینیم که رسول خدا توجه چندانى به نظام عشیره اى و قبیله اى نمى کند و در بسیارى مواقع قوانین خاص قبیله ها را منتفى مى داند و به مقابله با آن مى پردازد. او سعى مى کند در جهت دست یافتن به این امر مهم در کنار مردم باشد و آن ها را در رسیدن به این هدف بزرگ یارى رساند.
در واقع مهمترین مساله پذیرش جامعه عرب و تفهیم مساله است در چنین شرایطى حکومت اسلامى به یک حاکمیت واحد دست مى یافت و در پرتو آن مردم در کمال آرامش و امنیت مى توانستند زندگى کنند و به رشد و کمال برسند.
دست یافتن به این هدف آنچنان مهم و سرنوشت ساز بود که پیامبر دستور فرمودند تا همه مسلمانان به سوى مدینه بشتابند. اهمیت مساله تا آن حد بود که آیه اى بس سرنوشت ساز در آن زمان نزول کرد: والذین امنوا ولم یهاجروا مالکم من ولایتهم من شى حتى یهاجروا (انفال 72)
کسانى که ایمان آورده ولى هجرت نکرده اند دوست شما نیستند تا این که هجرت کنند.
نکته قابل تعمق رویارویى مهاجرین و انصار بود. در چنین شرایطى شهر مدینه مى بایست پذیراى سیل عظیمى از مسلمانان مى شد. یقیناً چنین رویارویى با مشکلات عدیده اى همراه بود. در آن شرایط هر گروه و دسته مى خواست امتیازاتى را از آن خود کند و به پیشینه و کنش خود بنازد. پیامبر اسلام براى حل مسایل فوق بر تشکیل یک امت واحد و نحوه شکل گیرى ارتباط میان مسلمانان پافشارى کرد.
در آن دوران این مساله به خوبى به مهاجرین و انصار تفهیم شد که میان مسلمانان به هیچ عنوان اختلاف و دورى نباید باشد. آن ها مى بایست حتى در هنگام ظهور ظلم، تهاجم و فساد اجتماعى با یکدیگر متحد مى شدند و یکدیگر را تنها نمى گذاشتند. به همین جهت براى برقرارى عدالت در جامعه اسلامى قانون فدیه که قبل از آن نیز در میان اعراب رایج بود مورد تصویب قرار گرفت تا در صورت قتل عمد مسلمانى فدیه داده شود. جداى از این در اولین حکومت اسلامى قوانین مهم و سرنوشت ساز دیگرى هم مطرح و تصویب گردید. همچون حل اختلافات میان مسلمین تنها در پیشگاه خداوند و رسول اکرم صورت پذیرد.
از دیگر مسایلى که در آن روزگار مورد توجه قرار گرفت مسأله قتل اعراب بود که چنین مصوب شد هر کسى مسلمانى را بدون دلیل به قتل برساند باید قصاص گردد مگر آن که اولیاى دم او را ببخشند.
در این میان روحیه همدلى و یکپارچگى در جامعه مدینه به تدریج ایجاد گشت به گونه اى که اگر مسلمانى با مشکلى مواجه مى گشت تمامى مسلمانان وظیفه خود مى دانستند به یارى او بشتابند. مسلمانان در آن زمان فرا گرفته بودند که کمک و یارى همیشه مى بایست به مظلومین برسد، همسایه را مى بایست دوست داشت و به او احترام گذاشت...
درپى آن قوانین اقتصادى و سیاسى به منظور تشکیل یک نظام واحد به تدریج مطرح و قوام یافت. فرامین مهمى چون زکات اگر چه در مکه مطرح گشته بود در مدینه عملاً به اجرا درآمد. به غیر از این پیامبر اکرم تنها به برقرارى حکومت اسلامى در شهر مدینه نمى اندیشید و درصدد گسترش حکومت اسلامى خود بود. عقد قراردادها، صلح نامه ها، بیعت ها و حتى جنگ هاى مختلف با کفار تمامى براى پیوند امت اسلامى واحد بود.
پیامبر اکرم درجهت تشکیل حکومت الهى گاه از سلاح تبلیغات و ایجاد جنبش هاى فکرى و ایدئولوژى اسلامى سود مى جست، گاه صبورى مى کرد و گاه مستقیماً به نبرد برمى خاست. نکته بسیار مهم تشخیص درست و حساب شده ایشان در مواجهه با رویدادها و گروه هاى مختلف آن هم در شرایط گوناگون بود. پیامبر اسلام به خوبى مى دانست در چه زمان به چه طریق رفتار کند و در کار خود کوچکترین اشتباهى نمى کرد.
او به خوبى مى دانست با افرادى که ضررى به جامعه اسلامى نمى رسانند و حال در اثر شرایط به خوبى نمى توانند با جامعه اسلامى تطابق پیدا کنند صبورى کند و در مقابل عده اى که مضر به حال جهان اسلام و مسلمین بودند قیام کند، و به همین دلیل بود که پیامبر اکرم در زمان مناسب بزرگترین دشمن دین اسلام را با حرکت به مکه و فتح آن نابود ساخت و مشرکین را به سزاى اعمال خود رساند.
«بجنگید با آنان تا فتنه اى نباشد و هم دین از آن خدا باشد.» (انفال 30)
و بدین سان بود که زمینه هاى رشد و ترقى اسلام فراهم آمد و حاکمیت اسلام در بسیارى از مناطق جهان تثبیت گردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات