تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۶۰

ربودن نفت عامل جنگ جهانی سوم

اریک کورن برگردان: بابک پاکزاد

اخیرا در زمانی که دو ماه بیش‌تر تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی نمانده و جنگ در عراق نیز نامقبول‌تر از هر زمان دیگر در اذهان عمومی است، پرزیدنت بوش درصدد است تا جنگ علیه ترور را در قالب جدید «جنگ علیه فاشیسم اسلامی» عرضه کند. اما اگر این عنوان‌بندی جدید را کنار بگذاریم هم‌اکنون همه می‌دانند که اشغال عراق ربطی به تروریسم نداشت بلکه با مسالهء نفت مرتبط بود.البته حتی بعد از آن‌که بوش پایان موفقیت‌آمیز عملیات را در سال 2003 اعلام کرد، ناآرامی‌های شهری، آمریکا را از بیرون کشیدن نفت از عراق برحذر داشت اما مشکلات عراق هرچه باشد، جایگاه و موقعیت جغرافیایی آن پایگاهی برای عملیات ایالات متحده در نزدیکی بزرگ‌ترین ذخایر نفت باقی مانده بر زمین آن هم در زمانی که خاورمیانه بی‌ثبات‌تر از هر زمان دیگر است، فراهم می‌کند.اگر در عربستان سعودی کودتا شود یا القاعده خطوط لوله یا پالایشگاه‌ها را در آن‌جا یا در هر کشور دیگر حوزهء _خلیج فارس منفجر کند، جای پای محکم آمریکا در عراق به ایالات متحده کمک می‌کند که به سرعت از خود واکنش نشان دهد. واشنگتن همچنین امیدوار است که حضورش در عراق باعث صرف‌نظر ایران از بستن تنگهء هرمز، مهم‌ترین آب راه برای نفت‌کش‌ها در جهان شود.
یکی از مقامات ارشد بخش انرژی دولت فدرال در گفت‌وگو با یونایتدپرس اظهار کرد: «بیش از نیمی از بودجهء دفاعی ایالات متحده صرف محافظت از انرژی که ازنقاط بی‌ثبات دنیا وارد می‌شود، می‌گردد.»فرستادن ارتش برای حفاظت از نفت که زیر شن‌هاست همان استراتژی است که که ریچارد هینبرگ آن را «آخرین موضع» نامیده است. مسیر رقابت نظامی با ملل دیگر برای کنترل منابع نفت باقی مانده در جهان است.هینبرگ در کتابش تحت عنوان «اعمال قدرت» که در سال 2004 آن را نگاشت، اشاره کرده که در این مسیر همان طور که قدرت‌های اقتصادی عمدهء جهان از جمله ایالات متحده، اروپا و چین از قیمت‌های بالای نفت فریادشان به آسمان بلند شده دولت‌های آن‌ها جنگ‌های مخربی بر سر منابع با یکدیگر به راه خواهند انداخت و تلاش می‌کنند نفت باقی مانده را بربایند و همین امر بر اقتصاد این کشورها فشار بیش‌تری وارد کرده و آن‌ها را ترغیب می‌کند که ناامیدانه دست به اقدامات جنگی بیش‌تری بزنند. تا آن‌جا که یکی از طرفین و یا اساسائ هر دو طرف دچار فروپاشی شوند.اما براساس نظر هینبرگ کار به این‌جا ختم نمی‌شود.
بلکه به جای آن ما می‌توانیم مسیری مقبول‌تر و عقلانی‌تر را نسبت به اعمال قدرت پیشه کنیم. این امر زمانی صورت می‌گیرد که کشورها به توافق برسند که منابع نفت باقی مانده در جهان را با یکدیگر سهیم شوند و همزمان داوطلبانه مصرف نفت خود را به تدریج کاهش دهند تا اندازه‌ای که هیچ یک حقیقتائ به نفت بیش‌تری نیاز نداشته باشند.کتاب جدید هینبرگ «پروتکل نقصان نفت» جزییات بیش‌تری پیرامون این موضوع که چرا جهان مجبور است، مسیر اعمال قدرت را پیگیری کند و چگونه این اقدام در حالی که همزمان زمین در حال گرم شدن است و اقتصادهای وابسته به نفت جهان از حداکثر قیمت نفت متاثر می‌شوند; صورت می‌گیرد.هینبرگ با بیش از یک دهه نوشتن و سخن گفتن در نیوکالج کالیفرنیا در سانفرانسیسکو پیروان وفاداری یافته است. این ایده وجود دارد که تولید جهانی نفت به زودی به نقطهء اوج تاریخی خود برسد سپس روبه کاهش و افول گذارد. نقصان ذخایر در زمانی که اقتصادهای شکوفای چین و هند تقاضای شدید دارند منجر به جهش قیمت‌ها می‌شود، یک شکاف رشد یابنده میان عرضه و تقاضا شکل می‌گیرد که به بالا رفتن قیمت‌ها می‌انجامد.از آن‌جا که نفت امروزه مهم‌ترین منبع انرژی است و بیش از 90 درصد بخش حمل و نقل را تغذیه می‌کند، بالا برندگان قیمت نفت می‌گویند پایان نفت ارزان به معنای فشار بیش‌تر به رانندگان در پمپ‌بنزین‌ها خواهد بود.
حداکثر قیمت نفت به معنای هزینهء بالاتر برای هر چیزی است که توسط هواپیما، ترن، کشتی و یا کامیون به هر کجا حمل می‌شود. این امر تقریبائ شامل تمام کالاهایی است که امروز در آمریکا فروخته می‌شود. واردات کالاهای ارزان ازچین طی مدت کوتاهی دیگر ارزان تمام نخواهد شد. حتی مواد پلاستیکی و شیمیایی که از تولیدات نفتی ساخته می‌شوند هزینه‌های بالاتری خواهند داشت همچنین روند مشابهی را در مواد غذایی که با کودهای طبیعی غنی شده با گاز رشد پیدا می‌کند و حشره‌کش‌هایی که از مشتقات نفتی در آن‌ها استفاده شده است، شاهد خواهیم بود.با پروتکل نقصان منابع نفتی به نظر می‌رسد که هینبرگ در تلاش است مخاطبان گسترده‌ای از سیاستگذاران، رهبران تجاری و عموم مردم را با برنامه‌اش آشنا کند تا بتوان «از جنگ‌های نفتی، تروریسم و فروپاشی اقتصادی» جلوگیری کرد.آیا قیمت نفت در آستانهء جهش به نقطهء اوج خود است؟ و آیا پیشنهاد وی بیش از اندازهء ایده‌آلیستی نیست؟این نظر که توسط کالین کمبل، زمین‌شناس بریتیش پترولیوم و بنیان‌گذار انجمن مطالعات قیمت نفت مستقر در ایرلند، توسعه داده شده، ‌مبتنی است بر فراخوان برنامهء کاهش مصرف نفت به دولت‌های جهان و توافق بر سر این‌که آن‌ها چه مقدار نفت در آینده وارد کنند و همچنین توافق بر سر تعرفه و میزان سهمیه‌ها. بخش کلیدی این برنامه این است که کشورها متعهد خواهند شد با گذشت هر سال نفت کم‌تر و کم‌تری وارد کنند.
هینبرگ می‌نویسد پروتکل به خودی خود چنان ساده است که محتوی آن می‌تواند در یک جمله بیان شود: «کشورهای امضا کننده بر این امر توافق دارند که مصرف نفت خود را همگی با هم و براساس یک فرمول ساده به تدریج سالانه کم‌تر از سه درصد کاهش دهند.»به جای آن‌که هر کس که بتواند بهای مالی و نظامی آن را بپردازد، نفت مورد نیازش را به چنگ آورد و بهای نفت را که به صورت روزانه، هم‌اکنون، در بورس‌های عمدهء نفت تعیین می‌شود بپردازد، کشورها رسمائ متعهد می‌شوند بیش از یک سقف تعیین شده به خرید و فروش نفت نپردازند.هینبرگ می‌نویسد، کالین کمبل در پروتکل پیشنهادی‌اش فرمولی را بر مبنای نرخ نقصان پیشنهاد کرده است که به این شرح عمل می‌کند: «واردکنندگان، وارداتشان را براساس نرخ نقصان نفت در سطح جهان کاهش دهند و کشورهای تولید کننده نیز نرخ تولیدشان را براساس نرخ نقصان ذخایر ملی‌اشان کاهش بدهند.»این ممکن است برای افرادی که بر این باورند بازار آزاد همیشه بهترین راه برای تخصیص منابع کمیاب است، یک مدل کنترل و فرماندهی به سبک شوروی در نظر آید.
اما هینبرگ می‌گوید: «این اقدام تنها یک برنامه‌ریزی خوب و مؤثر است. بدون پروتکل با کاهش تولید نفت مطمئنائ قیمت‌ها بالا خواهد رفت آن هم در مقیاس بی‌سابقه و نوسان قیمت‌ها بیش‌تر و متلاطم‌تر خواهد شد. کاملائ واضح است که غیرقابل کنترل بودن و مهارناپذیری و غیرقابل پیش‌بینی بودن افزایش قیمت‌های نفت، اقتصاد جهانی را تخریب خواهد کرد.»این دقیقائ آن چیزی بود که در دههء 70 طی تحریم اوپک رخ داد و به بدترین رکود اقتصادی از زمان رکود بزرگ تا آن زمان منتهی شد. هینبرگ اشاره می‌کند تخریب نه تنها ناشی از قیمت‌های بالای انرژی بلکه ناشی از اثر دومینوواری است که بر جهش قیمت‌ها در کل و فروپاشی دارد و قیمت‌ها را غیرقابل پیش‌بینی می‌کند و بنابراین برنامه‌ریزی مصرف‌کنندگان برای مصرف انرژی آتی‌اشان را غیرممکن می‌کند.امروز، با ماشین‌های بیش‌تر که بر جاده‌ها روانند وکالاهایی که در سراسر جهان حمل می‌شوند، اگر کمبود نفت به وقوع بپیوندد و منتظر بازار برای سهمیه‌بندی نفت از طریق قیمت یا اعمال کنترل بر قیمت‌ها توسط دولت (همان‌طور که در دوره‌ای در دههء 70 شاهد بودیم) باشیم; تبعات آن برای اقتصاد بسیار مخرب‌تر خواهد بود.
هینبرگ با نقل قول از گزارش هیرش می‌نویسد: «مطالعه‌ای که توسط دپارتمان انرژی در سال 2005 صورت گرفت، نشان می‌داد در میان کشورهای مصرف کنندهء نفت تراز اول هزینه‌ها برای تولید کالا و خدمات افزایش یافته و همچنین تورم، بیکاری، کاهش تقاضا برای محصولات دیگر و کاهش سرمایه‌گذاری فراگیر شده است. درآمدهای مالیاتی کاهش پیدا کرده و کسری بودجه افزایش یافته و نرخ‌های بهره سیر صعودی طی می‌کند.»امروز برخلاف 30 سال پیش، ما نگران گرم شدن زمین و تروریسم هستیم واردات کم‌تر نفت به معنای سوختن و مصرف کم‌تر و بنابراین آزاد شدن دی‌اکسید کربن کم‌تر است که یک گاز گلخانه‌ای عمده است. این امر همچنین به معنای تزریق پول کم‌تر به رژیم‌های نفتی فاسد است به ویژه برخی رژیم‌ها در جهان عرب که تروریست‌ها را تامین مالی می‌کنند.با پروتکل، قیمت‌های نفت بیش‌تر قابل پیش‌بینی خواهد شد و به مصرف کنندگان اجازه می‌دهد مصرف انرژی آتی خود را برنامه‌ریزی کنند. هینبرگ می‌نویسد: «با دانستن این‌که چه مقدار سوخت در دسترس آن‌ها خواهد بود و همچنین با دانستن قیمت تقریبی، کشورها توانایی پیشبرد استراتژی‌هایی برای انتقال تدریجی به یک آیندهء بدون نفت را دارند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات