پس از گذشت 15سال از فروپاشى اتحادیه جماهیر شوروى مسکو همچنان تلاش مى کند پرستیژ خود را در حوزه قدرت هاى بزرگ حفظ نماید. روسیه که در پایان قرن بیستم نفوذ ایدئولوژیک خود را از دست داد، دست به گریبان مشکلات اقتصادى هم شد تا بیش از دو دهه گذشته در موضع ضعف نسبت به رقباى غربى قرار گیرد. در واقع با توجه به تغییر معادلات سیاسى و ژئوپلتیک پس از فروپاشى شوروى، مسکو نه تنها مناطق تحت نفوذ خود در آسیاى جنوب شرقى، امریکاى جنوبى و اروپاى شرقى را از دست داد، بلکه نفوذ به جمهورى هاى تجزیه شده خود را نیز در جریان انقلاب هاى رنگین و سیاست گسترش ناتو با تردستى و حمایت مالى بى حد امریکا یکى پس از دیگرى از دست داد و حالا مرگ تدریجى جامعه کشورهاى مشترک المنافع را نظاره گر است.
این ضعف کرملین و بیمارى حاد ابرقدرت قرن بیستم وقتى به وضوح نمایان مى شود که روسیه از قطعنامه امریکا در شوراى امنیت براى تحریم کره شمالى حمایت کرد؛ موضوعى که در معادلات قدرت روسیه پس از جنگ جهانى دوم کم سابقه است. این بدان معنا است که روسیه نه تنها گام به گام از هژمونى خود طى سالیان اخیر عقب نشینى کرد بلکه پرستیژ خود را نیز به عنوان یک قدرت بلامنازع نظامى به زحمت به دوش مى کشد. پرونده هسته اى کره شمالى و آزمایش هسته اى این کشور آشکارا ضعف ابتکار عمل و افول نقش جهانى روسیه را نمایان ساخت و حالا بحران براى روس ها تا پشت مرزهاى این کشور رسیده است که جلوه آشکار آن در پیشرفت ناتو به سمت شرق قابل مشاهده است. در یک نگاه ساده به سیاست خارجى کرملین مى توان دریافت این سیاست در خصوص مسایل منطقه بسیار سختگیرانه و در مسایل دیگر نقاط جهان داراى انعطاف پذیرى است تا در مقابل قدرت هاى غربى وادار به زورآزمایى نباشد.
دلیل این امر را هم مى توان از یک سو تلاش پنهان غرب براى انزواى نظامى واقتصادى و از سوى دیگر تغییر رژیم هاى سیاسى جمهورى هاى کشورهاى مشترک المنافع توسط غرب و گسترش ناتو به شرق ملاحظه کرد که به نظر مى رسد روس ها براى مواجهه با این وضعیت و مهار آن چند راهکار را مد نظر گرفته اند؛ اول، همراهى با جامعه بین الملل در تحولات نظام بین الملل، در این مورد مى توان به راى موافق روسیه در مورد تحریم کره شمالى که روزى جزو اقمار روسیه بود همچنین راى موافق مسکو به انتخاب وزیر خارجه کره جنوبى براى دبیر کلى سازمان ملل که گفته مى شود نگاهى معطوف به غرب دارد و البته موافقت با تشکیل کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل که روسیه خود در خصوص نقض حقوق بشر در مظان اتهام است و مواردى از این دست اشاره کرد. دوم، تلاش براى ایجاد پیمان ها و اتحادهاى منطقه اى که مى توان به توافقات نظامى و اقتصادى با پکن و همچنین تقویت پیمان هاى نظامى دو و چند جانبه با برخى کشورهاى جمهورى هاى مشترک المنافع در آسیاى مرکزى و تلاش مسکو براى جلب حمایت کشورهاى اروپایى و ایجاد پیمان هایى به موازات پیمان هاى دوسوى آتلانتیک اشاره کرد.
سوم، سیاست سد نفوذ در شرق، جنوب و غرب براى حفظ ژئوپلتیک منطقه و حفظ فضاى حیاتى خود. این رویکرد در قبال خاورمیانه پس از جنگ عراق از طریق نزدیکى بیشتر به کشورهاى اسلامى و اعتمادهاى منطقه اى (سازمان کنفرانس اسلامى و شوراى همکارى خلیج فارس) دنبال شد و در خصوص اوکراین و گرایش این کشور به غرب از طریق قطع صادرات گاز و در گرجستان و مناقشه مسکو- تفلیس با عکس العمل سریع و غافلگیرانه براى ایجاد شوک اقتصادى سیاسى و حتى نظامى بود. هرچند مسکو در موارد فوق نتوانست مدیریت بحران دقیقى داشته باشد اما بحث حضور ناتو در گرجستان که هم مرز با روسیه است را با سیگنال هاى بسیار قوى ترى پاسخ داد تا طرف غرب متوجه باشد رسیدن به پشت مرزهاى روسیه یا به طور دقیق تر فضاى حیاتى مسکو دیگر قابل چشم پوشى نیست. چهارم، سیاست جهشى که روسیه بر اساس تجربه تاریخى و به رسم عادت از پتانسیل هاى نظامى، تسلیحاتى و بعضا علوم فضایى خود براى جبران کاستى ها به کار مى گیرد. از سوى دیگر روسیه در زمینه توسعه تجارى و صنعتى خود نیز گام هایى را برداشته است و از دو ابزار، براى تغییر سیاست هاى بالفعل غرب به سیاست هاى بالقوه و سپس کم اثر کردن آن ها بهره مى گیرد.
اولین ابزار مسکو حق وتوى این کشور در شوراى امنیت است که موجب شده روسیه حداقل نقش بین المللى خود را به عنوان یک بازیگر کهنه کار حفظ کند. دومین ابزار مسکو انرژى فسیلى است که همچنان مایه حیات قدرت ها محسوب مى شود و روسیه به عنوان دومین صادرکننده نفت جهان و بزرگ ترین صادرکننده نفت و گاز به اروپا از این ابزار براى تحقق سیاست هاى خود در فصل بیمارى کرملین سود مى برد. با وجود همه این ها روس ها در این شرایط نه تنها میدان عمل را در دست ندارند بلکه دو اهرم فوق را تماما صرف حفظ فضاى حیاتى خویش مى کنند که به نظر مى رسد هر روز کوچک تر مى شود. در چنین شرایطى با توجه به سیاست هاى امریکا بعید به نظر مى رسد روسیه بتواند براى برون رفت از بحران، شرکاى واقعى در میان کشورهاى غربى پیدا کند. همچنین انعطاف ناپذیرى واشنگتن در قبال مسکو موجب شده است مقامات کرملین در خصوص مسایل منطقه اى سیاست سخت را اتخاذ کنند با این هدف که قدرت معامله بزرگ تر براى روسیه فراهم شود، شاید معامله با غرب از عضویت در سازمان تجارت جهانى و عضویت در ناتو براى کنترل وضعیت امنیتى روسیه آغاز شود.