تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۸۳

مدیریت تحولات خاورمیانه


منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه این روزها بشدت مورد توجه کانونهای قدرت در جهان قرار گرفته است تا آنجا که دستور کار اصلی سازمان ملل و دلمشغولی نمایندگان بسیاری از کشورها در بخشهای مختلف این نهاد بین‌المللی به تحولات این جغرافیا متمرکز شده است.
خاورمیانه از آنجا که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان در دهه‌های اخیر نامیده شده است، بیشترین حوادث، رویدادها و تحولات را به خود اختصاص داده که بسیاری از آنها به دلایل طبیعت منطقه و بسیاری از اتفاقات زائیده خواسته‌ها، تمایلات و حتی زیاده‌خواهی‌های قدرتهای فرامنطقه‌ای است به همین جهت روند رو به تزاید مشکل‌آفرینی در این منطقه در چنین فضایی می‌تواند تغییر و تفسیر گردد.
در حال حاضر که این حوزه هم ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک در کانون برنامه‌ریزی و آینده‌نگری کشورهای بزرگ جهان قرار گرفته، پس می‌طلبد که در شرایط جدید تقسیم حوزه‌های نفوذ برای حداقل چند دهه آینده نزاعها و درگیریهای فعلی بگونه‌ای مدیریت و سهم‌بندی شود که برای توجیه آیندگان،‌ کشورهایی حداکثر سهم را برای خود بردارند که قسمت اعظم معضلات و ناکامیهای موجود را به زعم خود به طرق گوناگون حل و فصل نمودند.
در چنین صورتی در میان منشور رنگارنگ این منطقه بحران‌خیز در حال حاضر چند نیروی مهم و تاثیرگذار در تعامل و بازیگری هستند.
در یک نگاه به این کشورها و ملتهای کوچک و بزرگ در سایر علقه‌ها و دلبستگی‌های مذهبی قومی و حتی نژادی به ائتلاف‌ها و اتحادهایی پیوستند که حداقل در صد سال گذشته بارها از آن در عرصه‌های گوناگون بهره‌گیری نمودند از سوی دیگر از دل همین تشکلهای رسمی و در سایه تحولات داخلی و خارجی امروزه این منطقه در برگیرنده اقشار گروهها و نحله‌های فکری جدیدی گردیده که هر یک و در یک اجماع نظری بسیاری از آنها می‌توانند به یک نیروی قابل اتکاء برای ملتها و دولتها برای حرکت در مسیر تحول‌خواهی دست یابند و در نگاهی دیگر قدرتها و دولتهای فرامرزی که سابقه حضور، استعمار و بهره‌کشی از ملتهای این منطقه را دارند به هزار و یک دلیل چشم طمع به ثروتهای آن دوخته و تمنای وصال آن را در آغاز قرن بیست و یکم همچنان در سر می‌پرورانند.
برآیند تعامل، تنش، ارتباطات، جلب منافع کلیه بازیهای سه قطب فوق در حال حاضر به جناح‌بندی و تقسیم حوزه‌های مختلف سیاسی منطقه منجر شده که هر کشور یا ملتی سعی در حفظ و تثبیت و گسترش حوزه تمدنی، دینی و قومی و حتی نژادی خود دارد که در این بین عنصر مذهب و قومیت دارای بار ارزشی و عاطفی بیشتری هستند.
خاورمیانه اگرچه امروز در روی میز قدرتهای بزرگ به دستور کار اولویت‌دار آنها تبدیل شده است ولی این نکته مهم در حال القاء به ملتها و دولتهای این کانون مهم شگفتی‌های جهان است که آنها توان هیچ تحول و تغییری در سرنوشت خود ندارند و فقط نیروهای قهار خارجی، هنر دمیدن روح تجدد و نوخواهی را دارند و لذا نگاه نیازمندانه به بیرون هر روز در حال رویش و تراوش است.
در چنین شرایطی طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا بعنوان دکترین تحول‌سازی منطقه در کنار تمرکز همه جانبه سران کاخ سفید به رفتار دولتها و ملتها و دخالت در تمامی امور این حوزه بعلاوه مطرح نمودن هر روزه هر اقدام و اتفاق و رویدادی در رسانه‌ها و عرصه افکار عمومی جهانی برای ناراضی‌تراشی و از سوی دیگر نشانه رفتن نومحافظه‌کاران به این سرزمین حاصلخیز بعنوان کانون تروریسم و از همه مهمتر نشانه‌گذاری موردی حوادث ساختگی و یا تحمیلی بوقوع پیوسته در کشورهای ممنطقه و پروژه‌سازی و موضوع در سازمانهای جهانی و درخواست اعلام نظر از جهانیان برای تعیین نوع برخورد با حوادث و از سوی دیگر طرح نظریات خصمانه همانند دکترین حملات پیشدستانه و یا جنگ تمدنها و حتی تئوری مبارزه با تروریسم، تمامی نمونه‌های آشکار از منشور هزار رنگ تحولات خاورمیانه است تا اربابان قدرت بتوانند برای جبران ناکامی‌های خود ار چنین اهرمهایی بهره‌گیری نمایند و در یک اقدام طولانی‌مدت دست به تخریب روندها، اتحادها و محورهای اساسی سرنوشت‌ساز بزنند همانند آنچه که در هفته‌های اخیر در مورد محور تاثیرگذار تهران، دمشق و بیروت به اجراء گذاردند اگرچه که تاکنون برغم‌ تمامی امکانات با یک سد عظیم بنام اراده عمومی ملت منطقه مواجه گردیده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات