ترقی
حضور پرشور مردم در راهپیمایی، اعتراض علیه هتک حرمت عتبات و اماکن مقدسه عراق توسط آمریکائیان بار دیگر خشم و نفرت مردم نسبت به جنایات آمریکا و اشغالگران را متبلور ساخت علیرغم اینکه از نظر روز و ساعت برگزاری راهپیمائی مناسب نبود ولی حضور مردم نشاندهنده و احساس مسئولیت و دغدغه و نگرانی آنها نسبت به هتک حرمت اماکن مقدسه اسلامی در عراق و تداوم جنایت ضدبشری اشغالگران است، آنچه تاکنون موجب شده نیم قرن غده سرطانی اسرائیل و صهیونیسم در متن جهان اسلام دوام آورد و آثار تخریب و تفرقه و ترس و وادادگی را در میان دول کشورهای اسلامی بجای گذارد سکوت مسلمانان در برابر تجاوزات دشمنان به سرزمینها و مقدسات اسلامی بود، امروز بیداری جوانان ملتهای اسلامی این سکوت را شکسته و باید تلاش کرد، تا صدای اعتراض و عکسالعمل آنان بگوش جهانیان بویژه دشمنان برسد.
* و در این بین ملت ایران بعنوان ملت الگو و سرمشق برای جهان اسلام باید نشان دهد که در قبال سرنوشت جهان اسلام بیتفاوت نیست، باید اثبات کند که منافع ملیاش با منافع منطقهای کشورهای اسلامی گره خورده است،
* بایدذ اثبات کند که فریاد کمکخواهی مسلمانان دیگر کشورهای اسلامی بویژه همسایگان خود را شنیده و برای نجات او حرکت کرده است.
* کدام جوان آیندهنگری میتواند سیاست مسلط کردن اسرائیل بر کشورهای منطقه از سوی آمریکا را بپذیرد و ساکت باشد؟
* کدام ملتی اسلامی در منطقه میتواند بلائی را که آمریکا و اشغالگران بر سر ملت افغانستان و عراق آوردهاند را برای خود تصور کند و ساکت بنشیند.
* ملت اسلامی باید بداند که سلطه آمریکا و صهیونیسم بر منطقه اسلامی خاورمیانه، صد سال امید به عدالت و آزادی و استقلال در پناه اسلام را در میان کشورهای اسلامی به عقب خواهد انداخت و این کوتاهی و قصور را نسلهای آینده بر ما نخواهند بخشید.
* آیا این ننگ نیست که ژنرال پاول اصلاحات آمریکائی را به سران کشورهای اسلامی در اردن دیکته کند و درصدد تغییر در ساختارهای سیاسی، فرهنگی منطقه برای پذیرش نظام سلطه باشد و مسلمانان در برابر این واقعه ساکت باشند؟
* امروز دیگر بر هیچ انسان بیدار و مطلعی پنهان نیست که دموکراسیخواهی آمریکا و متحدینش، حقوق بشر مورد نظر آنها، ضدیت آنها با تروریسم و طرفداریشان از آزادی مردم، همگی متجلی در قتل و غارت و شکنجه و کشتار مردم بیگناه و ترور مجاهدان مقاوم اسلامی و ممانعت از هرگونه پیشرفت و توسعه اقتصادی و علمی و تکنولوژیک در کشورهای اسلامی است، پس چرا باید فریب این شعارها را خورد و مرعوب قدرت شیشهای و شکستنی آنها شد و ابزارها و اهرامهای متعدد جهان اسلام علیه آنان استفاده نکرد؟
و دیدیم که بحدالله ملت بیدار و غیرتمند ایران اسلامبی با حضور میلیونی خود در مراسم اعتراض به جنایات آمریکا بار دیگر فریاد خود را بر سر آمریکا و متحدانش بلند کرد و نفرت و انزجار خود را هتک حرمت اماکن مقدسه نشان داد.
بدرقه بینظیر
حضور غیرمترقبه مقام معظم رهبری در صدا و سیما در آخرین روزهای مدیریت آقای لاریجانی در طول دهههای گذشته بعد از انقلاب اسلامی در نوع و کیفیت خوبی سابقه بود، رهبری انقلاب اسلامی که طبق قانون اساسی منصوبکننده ریاست صداوسیماست برای تقدیر و تشکر از دو دوره ریاست مطلوب و ارزشمند آقای لاریجانی و تثبیت روند آینده و تبیین مطالبات رهبری از این دستگاه مهم و حساس پس از بازدید بخشهای مختلف این سازمان در جمع کارکنان صداوسیما، پنج مدال به آقای لاریجانی دادند، 1- دلسوزی 2- ایمان 3- قوت فرهنگی 4- برخورداری از ویژگیهای انقلابی 5- آشنایی با مسائل کشور این نوع بدرقه از سوی رهبری بزرگوار انقلاب اسلامی نسبت به منسوبین از سوی ایشان را نمیتوان در طول این دوران یافت لذا میتوان استنباط کرد که، معظمله از عملکرد آقای لاریجانی راضی و ایشان را برای خدمت در سنگرهای مهمتر لایق و شایسته میدانند.
این اقدام رهبری با جلب همکاری نیروهای صداوسیما با آقای عزتاله ضرغامی که از جوانان نسل جبهه و جنگ و ایثار و باتجربهای ارزشمند از مدیریتهای متنوع اجرائی و فرهنگی است، اقدام رهبری بزرگوار انقلاب اسلامی را استثناییتر کرد و نشان داد که رهبری پیگیر جدی مطالبات خود از این سازمان مهم و حساس هستند و مصماند این سازمان استراتژیک در برابر لشکرکشیهای رسانهای دشمن ایستاده و مقابله کند و اقتدار و یکپارچگی ملت و نظام اسلامی را برای امیدوارتر شدن ملتهای اسلامی ترسیم نماید. تردیدی نیست که نسل فداکار ضرغامیها که دورانهای مختلف قبل از و بعد از انقلاب و سختیها و فشارهای سیاسی و اداری طول انقلاب را پشتسر گذاشتهاند قادرند راه پرقدرت لاریجانی را در تحقق مطالبات رهبری ادامه داده و بدان رشد و کمال ارزشی و کیفی بخشند. انشاءالله
ما و ریاست مجلس
یکی از مهمترین مسائل مجلس هفتم در طی چند ماه اخیر و پس از روشن شدن سرنوشت انتخابات اول اسفند مو ضوع رئیس مجلس آینده بوده است.
مطبوعات دوم خردادی و جریان رقیب با استراتژی دامن زدن به تفرقه و جلوگیری از انسجام مجلس هفتم، تلاش کردند با گرفتن اظهارنظرهای اصولگران در خصوص ویژگیها و مصادیق ریاست مجلس آینده به کوچکترین اختلاف نظرها دامن زده و از آن یک شکاف عمیق در اکثریت مجلس هفتم بسازند.
روحانی بودن یا غیرروحانی بودن - سیاسی بودن و غیرسیاسی بودن و... از جمله مواردی است که در افکار عمومی و خواص و نخبگان و مطبوعات مورد بحث قرار گرفته در این بین بعضاً حزب مؤتلفه اسلامی را طرفدار روحانی بودن و آبادگران را طرفدار غیرروحانی بودن قلمداد کردند و عدول از روحانی به غیرروحانی را حرکتی در جهت حذف روحانیت تحلیل کردند که از جمله این نوع تحلیلهای غلط و غیرواقعی میتوان به مقاله صفحه اول روزنامه شرق دیروز اشاره کرد که مطلب غیرمستندی را به دبیرکل محترم حزب مؤتلفه اسلامی نسبت داده بود.
نظر اجماع ما بر اینست که: انتخاب رئیس مجلس حقی است مربوط به نمایندگان مجلس هفتم، که باید براساس شرایط حساس کنونی در داخل و خارج و به منظور تنظیم روابط مطلوب بین قوا و رهبری براساس شایستهسالاری و مبتنی بر اتفاق نظر اکثر نمایندگان آن را برگزینند. این انتخاب با توجه به ویژگیهایی که کمیته کاری مربوط تعیین کرده بر روی هر مصداقی که قرار گیرد مورد استقبال و حمایت مؤتلفه اسلامی خواهد بود.
والسلام