تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۸۷۵۹۷

پروسه یا پروژه

فریدون حاجى‌پور

انتخابات این دوره شوراهاى اسلامى شهر و روستا را به سبب یک اراده مشترک در میان گروههاى سیاسى مى توان براى آن منطقى، سویه اى، درونمایه اى، فرازو فرودى، همنشین و قرین با حاملان و عاملان آن متصوربود.
نزاع هژمونیک در ساحت گروههاى سیاسى بى گمان نکته اى است که هردوطیف عمده اصولگرایان و اصلاح طلبان سخت به آن گرفتار هستند بگونه اى که سطح بازى بازیگران در این عرصه از ورطه تنگ گروهى به استیلاى طیفى در حال تغییراست.
راست تر اگر بخواهیم بگوییم، باید نگاهى به عقب تر- البته نه زیاد - به حکایت دوم خرداد داشت. زمانى که پروسه دوم خرداد رقم خورد و خمیرمایه آن به مثابه یک جریان اجتماعى در سطح قاعده هرم جامعه رسوب کرد، طیف سنتى آن یعنى مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب که زمانى نقش محورى و حکم گرانیگاه جریان چپ را برعهده داشتند در گیرودار یک تغییر هژمونى ساختارى از رأس هرم طیف به قاعده آن سقوط کردند و هژمونى معکوس با راس حزب مشارکت حزبى نوپا، مدرن و زاده شده از جریان سنتى اى که حاضر به بازگشت به رحم اولیه خود نبود پدیدارگردید.
نگاهى کوتاه و گذرا به جریان دوم خرداد، فراز و فرودهاى آن، بحث و جدل هایش بى گمان از فاصله گیرى رأس و قاعده هرم و نزاع براى معکوس ساختن هژمونى جدید حکایت داشت که اگر جز این بود با مسلح شدن بخش سنتى طیف دوم خرداد به الزامات رقابت هاى سیاسى مدرن به حزبى همچون اعتماد ملى زمینه هاى معکوس ساختن نظم کنونى رقم نمى خورد.
واضح تر اگر بگوییم، انتخابات شوراها بى هیچ شک و شبهه اى آوردگاهى براى به نظم درآوردن مناسبات جدید در اردوگاه دوم خرداد مى باشد، آنچه که ما بازهم آن را نزاع هژمونیک مى خوانیم.
اما همه ماجرا در طیف اصلاح طلبان تقریر نمى شود. بدنه اصولگرایان نیز اینک به همان شرایط اصلاح طلبان دچارند، البته با اندکى تفاوت در فاصله زمانى و حصول نتیجه.
انتخابات شوراهاى دوم شهر و روستا، مجلس هفتم و نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى بالمآل نشانه هاى یک تغییر ساختار بود؛ غالب شدن لایه هاى جوانترطیف همراه با گسست از پشتوانه هاى کهن گرچه دراین میان نوع تغییر طیف اصولگرایان با اصلاح طلبان کاملا متفاوت است.
دامنه حرکت اصلاح طلبان از طیف لیبرال دمکرات و سوسیال دمکرات شروع مى شد و تا بدنه چپ هاى سنتى خط امامى امتداد مى یافت. مرام آنها نیز با حاکمیت بود تا برحاکمیت. در حالى که اصولگرایان در شیوه تاثیرگذارى برپیکره عمومى، نوع تعامل و شکل حرکت با یکدیگر گفتگو دارند.
در مجموع حضوربراى تاثیرگذارى، واژگونه ساختن مناسبات درون طیفى و. . . مواردى هستند که اینان نیز به معکوس شدن نظم ساختارى طیف خویش مى اندیشند.
آرى اینگونه است که هردو طیف سیاسى کشور به یک اراده مشترک رسیده اند، اراده تغییر مناسبات درون طیفى. فرجام این اراده نیز بى هیچ شک و شبهه اى رابطه اى تعاملى - و نه رابطه اى تکاملى - را به نمایش خواهد گذاشت و باردیگر صحنه سیاسى کشور به تماشاى بازى بزرگان و جوانانش خواهد نشست؛ بازى اى که آینده، خود در مورد آن قضاوت خواهد کرد که آن بازى «پروسه» نام داشته است یا «پروژه».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات