رضا بیدى
یکى ازوجوه مشترک در نظامهاى جمهورى و متکى به آراء مردم به رسمیت شناختن حق نظارت عمومى بر رفتار و عملکرد مجموعه اى به نام دولت است که باراى قاطع اکثریت مردم بر مصدر امور قرارگرفته است. مسلما نخبگان، فرهیختگان، ارباب جراید و اصحاب رسانه هاى جمعى ونیز مجلس نمایندگان نهادهاى نظارتى وموسسات غیر دولتى (N.G.O ) از جمله تریبونهاى رسمى هستند که قادرند نقش واسطه میان مردم ومسولین را ایفا نمایند وخواسته ها ومطالبات مشروع وقانونى مردم رابه آنان گوشزد نموده و حقوق مردم را استیفا کنند.
نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران نیز ازاین امر مستثنى نبوده وبعنوان بزرگترین پرچمدار عدالتخواهى (باتوجه به مبانى اعتقادى، این حقوق را به رسمیت شناخته ودولت منتخب را ملزم مى دارد که پاسخگوى مطالبات مردم و جامعه باشد. لذا انتظارى که مردم در وهله اول ازمسئولین دارند نگاهى نو وسیستمى به مدیریت خرد وکلان کشور است. به عبارت دیگر مردم انتظار دارند که در عرصه هاى مختلف زندگى خود شاهد تحول و نوگرایى متناسب باهنجارهاى مورد قبول آحاد جامعه باشند ودولت جدید با حذف طرح هاى دست وپاگیر وبى حاصل به تبیین واجراى برنامه متناسب با نیازهاى ضرورى جامعه مبادرت ورزد. بنابراین منتخب جمهورى با عزل افراد ومدیران ناکارآمد بدون توجه به هرگونه شائبه حزبى، سیاسى، قومى و طایفه اى مبادرت به گزینش افرادى باتفکرات نو و خلا قیت هاى سازنده و افرادى که داراى توفان فکر واندیشه وتجربه هستند مى نماید. امیرمومنان مى فرماید: گزینش بهتر وحسن انتخاب نتیجه تجربه است. حالا به این نقل قول توجه کنید.
لیستى از وزراى انتخابى را خدمت مرحوم آیت اله بهشتى مى برند که در آن زمان ریاست دیوان عالى کشور را عهده داربودند. ازباب مشاوره از ایشان درخواست مى کنند که نظرشان را راجع به افراد پیشنهادى بدهند. اتفاقا در میان وزرا نام فردى بود که به لحاظ مشى سیاسى باشهید بزرگوار اختلاف نظر داشت اما در کمال تعجب مى بینید که ایشان نظر مثبت به آن فرد مى دهند. سوال مى کنند که مگر این فرد با شما مخالف نیست و آیت الله بهشتى مى فرمایند درست است که بامن مخالف است اما فراموش نکنیم که اوفردى توانا ومدیرى لایق است و مى توان به او اعتماد کرد. بنابراین سه شاخصه توانایى - لیاقت وشایستگى - اعتماد از جمله مولفه هاى مدیریتى است که توامان باید افراد صاحب منصب دارا باشند. اما در شرایط کنونى وباتوجه به مناسبات پیچیده نظامهاى بین المللى و از جمله مسایل داخلى لازم است مدیران میانى وارشد نظام اسلامى مضاف بر ویژگیهاى فوق داراى یک پارامتربسیارمهم دیگرى باشند وآن علم مدیریت استراتژیک است، زیرا به اعتقاد علماى این علم، مدیریت استراتژیک نوعى مدیریت آینده نگر، انطباق پذیر، خلاق و پویاست و مدیریتى خاص دوره بحران وعصر تحولات ناگهانى و پیش بینى ناپذیراست مدیریت عصر محدودیتها و آلودگیهاى زیست محیطى و عکس العمل هاى طبیعت دربرابر بى خردیها و حرص و آز انسان معاصر. به عبارت دیگر، مدیریت استراتژیک در چنین وضعیت دشوار و نابرابر نیازمند شامه اى قوى براى دریافت علایم خطر و برنامه ریزى براى برخوردى واقع گرا مبتنى برمنطق وعقلانیت است که بتواند به کمک نظام بازخورد، مخاطرات آینده را قبل ازوقوع آن تبدیل به فرصت نماید. پس لازم است درچارچوب این نوع نظام مدیریتى، مدیران و تصمیم گیران قبل ازهرچیزاهل مشورت وتعامل باشند تابتوانند با تعاطى افکاروتضارب آراء امورکشوررابصورت اساسى وبنیادى اصلاح نمائید.
خداوند در قرآن کریم به پیامبر اسلام فرمود: (اى پیامبر) درکارها با آنان (مردم) مشورت کن (وشاورهم فى الامر -آل عمران/ 159).
همچنین درمدیریت استراتژیک خودرایى و تکروى براى برنامه ریزى جایگاهى ندارد. درهمین رابطه امیرمومنان مى فرمایند هرکس استبداد راى داشت هلاک شد. (من استبد رایه هلک - نهج البلاغه / حکمتها ). «پیتر دراکر» ازدانشمندان علم مدیریت نیزمعتقد است. نود درصد مشکلات کنونى ما ریشه دراندیشه سنتى رییسیک تنه دارد. و «ماتسوشیتا» مى گوید: « اگر مدیر خودرا متقاعد کرده باشد که پست مدیریت او را درجایگاهى برتر قرارداده و نیازى به شنیدن عقاید وراهنمایى دیگران ندارد علم وتجربه کارکنان هرگز به مدیر منتقل نخواهد شد و این نگرش غلط واتکاى بى جا به علم و اطلاعات خویش هم خود را فلج مى کند وهم گروه خودرا نابود مى سازد. این مدیر همچون شخصى است که درروز بارانى چتر به همراه دارد ولى از آن استفاده نمى کند. «جک ولش » نیز این قبیل افراد را بانام مدیران پیشین مى شناسند ودرمعرفى آنان مى گوید: مدیران پیشین گمان مى کردند به این دلیل مدیر شده اند که اطلاعات و آگاهى آنها بیش از کارکنان است. اما مدیر آینده چنین تصورى ندارد ومدیریت او بر پایه اشتراک دراصول ارزشى اشتراک در واقع بینى واشتراک در چشم انداز است.
نکته دیگر درباب مدیریت استراتژیک این است که مدیران باید اهل خطر کردن باشند و از اشتباه کردن هراسى به دل راه ندهند. در همین رابطه امام على (ع) مى فرمایند: هر گاه از کارى ترسیدى خودرا در آن بیفکن زیرا سختى آن از سختى وارد شدن در آن بیشتر است ( اذا هبت امرا فقع فى . . . ) در شرایط کنونى ما نیازمند قدرت تخیل ذهن مبتکر و نو آور و توفان فکراز سوى مدیران نظام که متناسب با مبانى اعتقادى و منافع ملى مان باشد هستیم. مدیران امروز باتوجه به پیچیدگى هاى عصرحاضرو محدودیت منابع طبیعى خصوصا دربخش منابع تجدید ناشونده باید با سلاح علم مدیریت استراتژیک به جنگ مبهمات و پیچیدگى در موضوعات مختلف رفته و با درایت وسعه صدر وبا در نظرگرفتن اهداف کلى نظام وحفظ عواطف انسان دوستانه بر مشکلات فایق آیند وبتوانند راهکارهایى موثر منطقى و عقلایى، منطبق با واقعیات عرضه نمایند. از این جهت مدیریت استراتژیک یک فراگرد است نه یک پدیده که بتوان خلق الساعه چالشها و معضلات جامعه را مرتفع نمود بلکه بادیدگاهى آینده نگر باید پس از تعیین اولویت ها وهدف گذارى به گونه اى برنامه ریزى کرد که مبتنى بر مصالح کشور وخرد جمعى باشد. کلام آخر اینکه امید است دولت جدید با پرهیز از قشرى نگرى (که متاسفانه در دولت هاى گذشته ودولت فعلى بعضا شاهد آن بوده وهستیم ) وتنشهاى غیر کارشناسانه مخرب حزبى و سیاسى وغرق نشدن در مسایل روزمره وهوشیارى در برابر توطئه هاى داخلى و خارجى با تمسک به سیره ائمه هدى علیهم السلام منویات امام راحل وفرمایشات مقام معظم رهبرى درباب دولت و استیفا و اعطاى حقوق مردم را نصبت العین خود قرارداده وبا در نظر گرفتن سند چشم انداز بیست ساله کشور که قراراست انشاءالله ایران بعنوان قدرت اول کشورهاى منطقه درحوزه هاى مختلف علمى اقتصادى، سیاسى، فرهنگى، اجتماعى و نظامى باشد ایران وایرانى را آنگونه که شایسته و بایسته است به جهانیان باز شناسانیم. ( انشاء الله )