بسماللهالرحمنالرحیم
بوش تنها مانده، آمریکا بایستی خود را از باتلاق عراق خارج کند. عراق به جهنمی برای ارتش آمریکا تبدیل شده، حمله نظامی به ایران هیچ شانس موفقیتی ندارد، آمریکا باید از نفوذ روزافزون ایران در منطقه برای حل مشکلاتش در عراق استفاده کند. باید با ایران مذاکره شود. تلاش برای تحریم ایران راه به جائی نخواهد برد.
این جملات و تحلیلهای مشابه آن، هر روزه عینا از زبان مقامات سیاسی و رسانههای شرق و غرب و حتی آمریکا، شنیده میشود. بی آنکه درصدد ارزیابی و بحث در محتوای این جملات باشیم، یک جمعبندی روشن را میتوان از این مقولات عرضه کرد و آن اینکه کشتی سیاستهای خاورمیانهای آمریکا به گل نشسته و بوش کوچک با توسل به سیاستهای جنون آمیزش، لطمههای حیثیتی عظیمی را به آمریکا وارد کرده است. در چنین شرایطی خانم «رایس» وزیر خارجه آمریکا مرتبا به تکرار یک جمله پرداخته و میگوید : به شرط تعلیق غنیسازی در ایران، وی حاضر است با ایران مذاکره کند و حتی شخصا به ایران سفر نماید!
این در حالیست که طیف وسیعی از منتقدین سیاست خارجی بوش وحتی نزدیکترین مشاورین کاخ سفید و از جمله «هنری کیسینجر» به بوش و دستیارانش توصیه میکنند که به مذاکره با ایران بیندیشد و برای خروج آمریکا از بحران عراق از ایران کمک بگیرد. معنی این توصیهها آنست که واشنگتن در بحران عراق بشدت گرفتار شده و راهکار خروج از بحران عراق آنست که از نفوذ معنوی ایران برای خروج از این بحران استفاده کند.
البته این حرف تازهای نیست و در طول دو سال اخیر، همین مطلب بارها توسط زمامداران آمریکا مطرح شده است. کار به جائی رسید که خانم رایس به «زلمی خلیل زاد» ماموریت داد با طرفهای ایرانی مذاکره کند و فقط درباره مسائل عراق به رایزنی بپردازد. حتی زمان دیدارها نیز اعلام شد و بنظر میرسید که همه چیز در این مسیر به پیش میرود لکن واشنگتن سعی کرد از همین آخرین فرصتها نیز سواستفاده کند و چنین وانمود سازد که گویا شروع رایزنی با ایران درباره مسائل عراق هم امتیازی برای ایران است!
البته جمهوری اسلامی ایران با سعه صدر اعلام داشت که از هرگونه تلاش برای کاستن آلام و سختی وارده به مردم عراق استقبال میکند و اگر این رایزنیها باعث مهار بحران عراق شود، از انجام آن ابائی ندارد. اما واشنگتن در فکر سوءاستفادههای تبلیغاتی بود و هر چه بیشتر در این زمینه تلاش کرد کمتر نتیجه گرفت.
واشنگتن بطور همزمان سعی کرده از تمامی فرصتها و از همه اهرمها برای اعمال فشار علیه ایران بهرهگیری کند اما تعجب و حیرت همگان از اینست که هر تلاش جدید واشنگتن به رسوائی تازهتری برای بوش و دستیارانش مبدل میشود. بوش حتی در آخرین ساعات قبل از برگزاری انتخابات اخیر، از رفتار جنونآمیز ارتش آمریکا در عراق حمایت میکرد و آنرا جنگ علیه تروریستها مینامید. ولی پس از اعلام شکست در انتخابات اعتراف کرد که ناکامی در عراق باعث سرخوردگی مردم آمریکا وپشت کردن به جمهوریخواهان شده است.
تا اینجای قضیه کاملا روشن است که آمریکا در بحران عراق دچار سردرگمی شده و در تدارک راه خروج از بحران است ولی خانم رایس امیدوار است که حتی استمداد از ایران برای کمک به آمریکا در عراق را هم یک امتیاز برای ایران معرفی کند و چنین وانمود سازد که گویا با استمداد از ایران درواقع یک امتیاز به ایران داده است.
البته این مسئله جای بحث دارد که چرا ما بایستی در مقطع کنونی با آگاهی از درماندگی و ناتوانی آمریکا در عراق، سعی کنیم تا به آمریکا برای رهائی واشنگتن از بحران عراق کمک کنیم وحال آنکه میدانیم حتی همین حالا هم آمریکا برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، اگر مطمئن باشد که موفقیتی عایدش میشود وسوسه خواهد شد؟ پاسخهای متفاوتی میتوان به این سئوال داد، اما در اینجا سئوالات جدی تری مطرح است و آن اینکه:
1 ـ آیا آمریکا حسن نیت دارد و در صورت اقدام مثبت جمهوری اسلامی ایران برای کمک به حل بحران عراق، آیا واشنگتن در فکر سواستفاده برنخواهد آمد؟
2 ـ در طول سالهای اخیر همواره شاهد نفوذ روزافزون معنوی ایران در عراق بودهایم و آیا واشنگتن از این فرصت برای انتقامجوئی از ایران و درگیر ساختن ما با مسائل ناخواسته در فضای بحرانی عراق بهرهگیری نخواهد کرد؟
پاسخ این هر دو سئوال را فقط بایستی در فضای ابهام آلود عراق، جستجو کرد.
اخباری که از عراق میرسد نشانگر آنست که طیف وسیعی از فجایع روزمره و قتلعامهای سازمان یافته در عراق را باید بخشی از جنایات آمریکا و مزدورانش بدانیم. به عبارت روشنتر واشنگتن برای خسته کردن مردم عراق و انتقام گرفتن از آنها بطور روزمره در عراق سرگرم جنایت و کشتار است. براین فجایع روزمره بایستی طیف دیگری از قتلعامهای سازمانیافته توسط برخی رژیمهای ارتجاعی عرب در عراق را نیز بیفزائیم. در اینصورت آیا ورود ایران به مسائل عراق، آنهم برای نجات آمریکا از این بحران به فرصتی برای دشمنان ما در جهت کشاندن پای ایران به فضای پرالتهاب و بحرانی عراق تبدیل نخواهد شد آیا این ماجرا ایران را به هدف در دسترسی برای عملیات تروریستی و ایذائی گروههای دست پرورده آمریکا و از جمله «القاعده» تبدیل نخواهد کرد؟ آیا فرصتی برای رود در رو قرار دادن مسلمانان علیه یکدیگر و شعله ور ساختن رویاروئی شیعه و سنی نخواهد بود؟
رد و اثبات هر دو طرف این ماجراها نیاز به اطلاعات دقیق و اطمینانبخشی دارد که بنظر میرسد فقدان این اطلاعات ضریب اطمینان به پاسخ را به حداقل ممکن میرساند. بدین ترتیب دعوت واشنگتن برای کمک ایران به آمریکا در جهت نقشآفرینی در بحران عراق نه تنها یک امتیاز محسوب نمیشود بلکه حتی ویژگیهای یک دام گسترده از سوی دشمن را نیز با خود بهمراه دارد و حتی ممکن است به اعتبار و نفوذ معنوی ایران نزد شیعیان عراق نیز لطمه وارد کند.
فراموش نکنیم که آمریکا تاکنون چهار بار تلاش کرده است ایران و عراق را رودرروی یکدیگر قرار دهد ولی ناکام شده است. منطقا بعید بنظر میرسد که در این مرحله هم حسن نیتی از جانب واشنگتن را شاهد باشیم.
الف: جنگ تحمیلی 8 ساله و رویاروئی 8 ساله ای که صدام مامور اجرای آن بود.
ب: تهاجم وحشیانه آمریکا به عراق و اشغال این کشور که طی آن ادعا میکرد عراق را «بهشت دمکراسی خاورمیانه» خواهد کرد و کاری میکند که ملتهای منطقه آرزو کنند ایکاش آمریکا به سرزمین آنها حمله کرده بود ولی دیدیم که جز کشتار، هتک نوامیس و شکنجه در برابر دوربینها، چیزی نصیب مردم عراق نشد وحتی مردم عراق نیز علیه آن وارد عمل شدند.
ج: سازماندهی گروههای تروریستی برای انفجار و قتلعام مردم ایران که نمونههائی از آنرا در برخی شهرهای مرزی وحتی دور از مرز، شاهد بودیم.
د: تلاش برای ایجاد جنگ شیعه و سنی در عراق و دامن زدن به درگیریهائی که قرار بود آتش خشم شیعه و سنی علیه یکدیگر را برافروخته سازد و ملت ایران را هم درگیر آن کند.
انفجار حرم مطهر عسکریین علیهماالسلام در سامرا، بارزترین نمود عینی این مقوله بود ولی خدا نخواست که این کید و مکر دشمنان اسلام، به اهداف پلید عاملین و آمرین آن برسد.
درخواست امروز آمریکا یک انتخاب صادقانه و از روی حسننیت نیست بلکه یک تصمیم از روی ناکامی و استیصال است که میتواند هر لحظه با تغییر شرایط، اهداف دیگری را دنبال کند. چه بسا که هدف آن باشد که ما را در بحران عراق سرگرم و درگیر سازند و مسئولیت تجزیه و پاره پاره شدن عراق و تبدیل شدن آن به 3 کشور را به گردن ما بیندازند.
در اینصورت آمریکا با درخواست کمک از ایران و مذاکره سعی دارد به اهدافی برسد که تا امروز به توسل به دشمنی و کینه توزی قادر به تحقق آن نبوده و هیچ امیدی به موفقیت طرحهایش نداشت و حتی همین تلاش برای انتقامجوئی را به حساب یک امتیاز خواهد گذاشت!