تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۸۷۶۱۲

تغییر صحنه بازى


پرویز اسماعیلی
مذاکرات هسته اى ایران در مرحله حساسى قرار دارد. بعد از ارایه بسته پیشنهادى گروه 1+5 به ایران در خرداد ماه گذشته و به محض انتشار بخش هایى از متن یاد شده، مشخص شد که امریکا به عنوان طراح اصلى این بسته مجبور کردن ایران به پذیرش یکجانبه این پیشنهاد را هدف گرفته است.
در آن زمان، حجم سنگین عملیات جنگ روانى توسط رسانه هاى وابسته به لابى صهیونیستى هم به مدد فشارهاى دیپلماتیک ایالات متحده به کشورهاى مختلف موثر در مناسبات بین المللى آمد تا با نگران نشان دادن جامعه جهانى و برخلاف یافته هاى آژانس بین المللى انرژى اتمى رویکرد اصلى فعالیت هاى هسته اى ایران را به جاى مقاصد صلح آمیز، ساخت سلاح اتمى وانمود کند.
صدور قطعنامه 1696شوراى امنیت ( که درنوع خود افتضاحى بى سابقه در تاریخچه فعالیت هاى سازمان ملل به حساب مى آید) که براى توقف برنامه هاى صلح آمیز هسته اى ایران ضرب الاجل تعیین کرده بود، با توجه به استناد به ماده 40 ( و نه 39) منشور ملل متحد حداکثر چیزى بود که امریکا و انگلیس به عنوان همراهى از چین، روسیه و حتى آلمان و فرانسه انتظار داشتند.
بسیارى در آن هنگام به اشتباه تصور مى کردند ایستادگى ایران بر حقوق هسته اى خود فقط تا پشت درهاى شوراى امنیت ادامه دارد و قطعنامه 1696 نسخه پایان بخش به فعالیت هاى هسته اى ایران خواهد بود.
امریکا نیز تنها انتظارى که داشت عملکرد شتابزده ایران در برابر این قطعنامه بود، چیزى مثل اعلام خروج از NPT یا حتى نپذیرفتن بازرسان آژانس و قطع دسترسى آژانس به دوربین هاى نظارتى تا بلافاصله با شبیه سازى پرونده ایران با کره شمالى، مرحله تازه اى را در شوراى امنیت استارت بزند.
جمهورى اسلامى ایران با درک موقعیت تلاش کرد همچنان بر مدار مقررات بین المللى حق خود را مطالبه نماید و ضمن همکارى با آژانس و رایزنى موثر دیپلماتیک با کشورهاى موثر، بهانه جویى هاى امریکا و انگلیس در این زمینه را خنثى کند.
از طرف دیگر، ایران روند مذاکرات 4 ساله با اروپا را نادیده گرفت. به جاى آن با نادیده گرفتن قطعنامه غیرقانونى 1696 به بررسى کارشناسانه پاسخ خود به پیشنهاد 1+5 پرداخت و سرانجام در 31 مرداد گذشته پاسخ خود را تحویل داد؛ پاسخى که برخلاف بسته پیشنهادى به جاى ابهام در پى شفافیت و صراحت بود و به جاى گره زدن سرنوشت مذاکرات به وعده هاى بى انتها، فرمول عینى توافق و دستیابى به نتیجه را جست وجو مى کرد، نتیجه اى که هم ایران را از حقوق هسته اى خود بهره مند مى کرد و هم جامعه جهانى را از صلح آمیز بودن ماهیت آن مطمئن مى ساخت.
به تعبیرى مى توان گفت که امریکا با تحمیل قطعنامه1696 به 5کشور دیگر، صحنه بازى بى برگشت را چیده بود تا با استفاده ابزارى از سازمان ملل متحد، ایران را پس از مواجهه با حداکثر فشار سیاسى به تسیلم شدن از استیفاى حقوق خود مجبور کند.
براى جمهورى اسلامى ایران ورود به صحنه بازى 1696 بدون بازگشت تلقى مى شد و از سوى دیگر بى توجهى به آن هم مقتضاى خرد دیپلماتیک نبود. براى ایران چاره اى جز این نبود که صحنه جدیدى در مذاکرات هسته اى بیاراید و فعالانه اذهان را از نیویورک به تهران معطوف کند.
سیر مذاکرات سیاسى اخیر ایران با کشورهاى روسیه، چین، ژاپن، اسپانیا، ایتالیا و… از یک سو و تنظیم جدولى ارزشمند، منطقى و منعطف براى رفع ابهامات و رسیدن به توافق از سوى دیگر، توسط مسئولین کشورمان طراحى و پیگیرى شد.
اکنون تاثیر مثبت مذاکرات دکتر لاریجانى با سولانا را مى توان در روند مذاکرات شوراى حکام و موضع گیرى محتاطانه کشورها دید؛ تاثیرى که امیدواریم در ملاقات آینده دبیر شوراى عالى امنیت ملى با هماهنگ کننده سیاست خارجى اتحادیه اروپا تکمیل شود. اگر اینگونه شود، ایران در تراز جدیدى از روابط بین الملل قرار خواهد گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات