تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۸۷۶۴۱

یک علامت سؤال بزرگ زیر صدور ویزای نامحدود ینگه دنیا برای خاتمی

علی رستگاری اشاره: سالها پیش که شعار گفتگوی تمدنها از سوی سیدمحمد خاتمی در سازمان ملل مطرح گردید، برای پپاده شدن آن هزینه‌های فراوانی بر کشور تحمیل شد. اما شاید کمتر کسی باور می‌کرد که این شعار، در عرصه بین‌المللی مهم تلقی شود. جهانی که همواره روحیه جنگ و خونریزی در آن موج می‌زند اساساً با شعار گفتگو بیگانه است. این بحث البته از سوی خاتمی و همکارانش به درستی مدیریت نشد. این شعار می‌توانست ظرفیت‌های جدیدی برای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به خصوص در مساله هسته‌ای بگشاید اما به دلیل آنکه در ورطه ساده‌انگاری واقعیات جهانی، دور شدن از مسیر عزت‌طلبی ملت ایران و عدم اتخاذ دست بالا در صحنه گفتگو افتاد، ظرفیت‌های زیادی را نیز از ما گرفت. اما خاتمی همچنان در حال سفر است و به کشورهای مختلف می‌رود و مواضع او تطابق چندانی با سیاست‌های جمهوری اسلامی ندارد به علاوه آنکه شاید برای مقامات غربی به نوعی القای دوگانگی در سیاست‌های ایران را تداعی می‌کند.

دکتر قدیری ابیانه کارشناس مسایل بین‌الملل
* یالثارات: ارزیابی شما از ارائه شعار گفت‌وگوی تمدن‌ها در چند سال قبل و انطباق آن با واقعیت‌های جهانی امروز چیست؟
** قدیری ابیانه: البته طرح شعار گفت‌وگوی تمدن‌ها اقدام خوبی بود که در دولت آقای خاتمی مطرح شد، انعکاس هم یافت و در واقع در مقابل نظریه رویارویی تمدن‌ها که ساموئل هانتینگتون نظریه‌پرداز معروف آمریکایی مطرح کرده بود، مطرح شد. البته هر دو نظریه توجه جهانی را به خوبی جلب کردند. این اقدامی تبلیغاتی و تهاجمی بود اما رویارویی تمدن‌ها را بایستی یک واقعیت جهانی ارزیابی کنیم. در وضعیت فعلی جهانی هم گفت‌وگوی تمدن‌ها و هم برخورد تمدن‌ها جاری است و شعار رویارویی تمدن‌ها یک امر محقق شده در جامعه جهانی است که حتی با تهاجم آمریکا به افغانستان و عراق و اشغال آن کشورها و تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان و فلسطین در غزه و حمایت غرب از آن وارد فار نظامی هم شده است. شعار گفت‌وگوی تمدن‌ها نمی‌بایست ما را از واقعیت جنگ تمدن‌ها غافل کند. اما در عین آگاهی نسبت به این جنگ همه جانبه این شعار مفید است، به شرط آنکه ما واقعیت را فراموش نکرده و خودمان را برای جنگ تمدن‌ها و دفاع از تمدن‌ خود و کشور در مقابل دشمنان تمدنی‌مان تقویت کنیم.
ما نباید در این میان دچار غفلت و فراموشی شویم. به هر حال اینکه از سوی آمریکا طبل جنگ و جنگ‌افروزی نواخته می‌شود و از سوی ایران ندای مسالمت و صلح و گفت‌وگو و مذاکره و مناظره نواخته می‌شود به نفع ایران است و در حقیقت نوعی تهاجم تبلیغاتی برای تضعیف موقعیت سردمداران جنگ‌طلب محسوب می‌شود. بنده البته نمونه این اقدام را در شکل متکامل‌تر و با دستی برتر نسبت به جنگ‌طلبان، در نامه رییس‌جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد به بوش می‌دانم؛ نامه‌ای که با لحن بسیار ملایم، مسایل تاریخی و تمدنی را با قاطعیت و صلابت مطرح می‌کند اما در حقیقت این لحن ملایم همان محتوای قوی مستند و منطقی آن جناح تندرو و جنگ‌طلب آمریکا را هم در درون آمریکا و هم در سطح جهان منزوی می‌کند. این نامه در حقیقت یک شبیخون فرهنگی و تبلیغی علیه جنگ‌طلب‌ها است همچنین اقدامی که اخیراً رییس‌جمهور محترم تحت عنوان مناظره با رییس‌جمهور آمریکا مطرح کرد این هم در همین راستا است. این البته در حالی است که ما از مواضع بسیار قاطع رییس‌جمهور علیه آمریکا و مقابله با جنگ‌طلبی‌های آنها آگاه هستیم.
* یالثارات: این مواضع اصولی در بحث اجرای گفت‌وگوی تمدن‌ها از سوی طراحان این بحث اتخاذ شده یا آنکه در این زمینه نرمش‌هایی هم وجود داشته است؟
** قدیری ابیانه: دولت گذشته شعاری را تحت عنوان تنش‌زدایی در روابط بین‌الملل مطرح کرد، که البته سیاست تنش‌زدایی سیاست همیشگی کشور ما بوده است اما برداشتی که مع‌الاسف در سیاست خارجی دولت آقای خاتمی و در وزارت خارجه دولت ایشان از تنش‌زدایی صورت می‌گرفت متضمن این امر بود که ما هیچ کاری را انجام ندهیم که غرب را خوش نیاید، لذا بسیار منفعلانه برخورد می‌شد. یعنی بنده حرکت سیاسی خارجی قبل را حرکتی تدافعی و غیرفعال ارزیابی می‌کنم که این به بهانه تنش‌زدایی انجام می‌شد. به نظر بنده در دولت جناب آقای احمدی‌نژاد هم بر سیاست تنش‌زدایی تأکید می‌شود اما این از موضع عزت و اقتدار است. در حقیقت سیاست خارجی ما وارد یک فاز فعال و تهاجمی در مقابله با سیاست غربی‌ها شده است. این به معنی تنش‌زایی نیست بلکه بدان معنی است که ما ضمن دفاع از حقوق کشور خود و ادامه حرکتمان براساس اصول و باورها تلاش می‌کنیم که با ارائه توضیح و کار تبلیغی و توجیهی و اطلاع‌رسانی، عوامل تشنج‌ را از آن بزداییم. معتقدم که از این جهت سیاست خارجی ما تحول اساسی پیدا کرده و متأسفانه در دوره گذشته و در وزارت خارجه تعریف مناسبی از تنش‌زایی و گفت‌وگوی تمدن‌ها به عمل‌ نمی‌آمد.
در دولت گذشته اشکال در طرح بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها نبود بلکه اشکالات وارده واقعیت‌های جهان را کم‌رنگ جلوه دادن و این شعار را پررنگ و واقع‌بینانه دیدن بوده است. می‌بینیم که واقعیت‌ها به سمت دیگری است و اشغال کشورهایی نظیر افغانستان و عراق و جنایات اخیر در لبنان و فلسطین و نقشه‌های دیگر آنها برای جهان اسلام نشانه آن است.
البته در حال حاضر مسئولین کشور مطابق مصالح اسلام و دیدگاه‌های مقام معظم رهبری حرکت می‌کنند و این حرکت هم نسبتاً موفق هست؛ آیا اینگونه نیست؟
* یالثارات: سفرهای اخیر آقای خاتمی به ژاپن، واشنگتن و سایر کشورها ظاهراً با همان نگاه گذشته و بدون در نظر گرفتن واقعیات جاری جهان صورت می‌گیرد. نظرتان در این باره چیست؟
** قدیری ابیانه: آقای خاتمی الان در موقعیت ریاست جمهوری نیست، رئیس شورای عالی امنیت ملی هم نیست. سفرهای ایشان هم به دور از ظرفیت‌های دولتی صورت می‌گیرد. البته این سفرها فی‌نفسه مضر نیست به شرط آنکه در بحث‌ها و صبحت‌ها مطالبی مطرح نشود که با سیاست‌های نظام مغایر باشد. اگر با مسئولین و سیاست‌های نظام هماهنگی صورت گیرد منفی نیست به خصوص آنکه چون ایشان در مسند ریاست جمهوری نیست تاثیرات منفی احتمالی گذشته را نخواهد داشت.
البته طرح مباحث مختلفی که می‌تواند به برآورده شدن اهداف و سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران کمک کند بایستی در دستور کار قرار گیرد. ایشان بایستی در مباحث مطرح شده مثلاً در زمینه انرژی هسته‌ای و اینکه ایران هیچگاه به دنبال سلاح هسته‌ای نبوده و از حق و حقوق خود دفاع می‌کند و... سخن بگوید و اطمینان مقامات غربی را جلب نماید. البته نکات منفی هم گاهی در صحبت‌های ایشان وجود دارد که بایستی اصلاح شود. مثلا در ژاپن اشاره کرده بود که تحریم ایران می‌تواند جناح‌های تندرو در ایران را تقویت نماید. من این جمله را به هیچ‌وجه نمی‌پسندم اینکه ایشان دنیا را از جناح‌های تندرو که معلوم است چه کسانی را به عنوان تندرو مطرح می‌کند بترساند امر پسندیده‌ای نیست و اصولا ما نمی‌بایست از این سخنان برای ترساندن دیگران یا ترغیب آنها به عدم تحریم استفاده کنیم. ترغیب کشورهای خارجی به نپیوستن به آمریکا فی‌نفسه‌ امری مثبت است اما بایستی برای آن راه‌حل‌های منطقی نیز جستجو کرد. این سفرها بایستی از مذاکرات انحرافی دور باشد و اگر هماهنگی صورت گیرد مفید خواهد بود. ما برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی ایران بایستی از سایر افراد در جمهوری اسلامی نیز استفاده کنیم. دنیا هم بایستی بداند کسانی که با دولت فعلی در بعضی ایده‌ها هم راستا نیستند در برابر موضع هسته‌ای دشمنان بیگانه یک مسیر را طی می‌کنند.
* یالثارات: به نظر شما احتمال دیدار ایشان با کارتر رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده در چه راستایی مطرح شد؟
** قدیری ابیانه: آنچه که به عنوان دیدار احتمالی آقای خاتمی با کارتر اعلام شد همانگونه که اطرافیان ایشان گفتند جزء برنامه‌های اصلی ایشان هم نبوده است و گرچه نه آقای خاتمی اکنون رئیس جمهور و مقام رسمی ایران محسوب می‌شود و نه کارتر رئیس جمهور و مقام رسمی آمریکا است که البته اخیراً آقای کارتر مواضعی در نفی سیاست‌های بوش گرفته و حتی سیاست‌ دخالت آمریکا در عراق و حمایت بی‌چون و چرا از اسرائیل و عدم ممانعت از ایجاد بحران در لبنان را مورد انتقاد قرار داده است. این البته بدین معنی نیست که کارتر آدم خوبی شده است. بعید است که چنین ملاقاتی با مسئولین کشور ما هماهنگ شده باشد و بایستی بپذیریم که ایشان ان‌شاءالله از اول هم چنین برنامه‌ای را نداشته است. کارتر البته با توجه به تجربه خود تشخیص می‌دهد که سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا به ضرر آمریکا در منطقه خواهد بود. او حتی گفت که تهاجم اسرائیل به جنوب لبنان هیچ تناسبی با به اسارت درآمدن دو سرباز اسرائیلی نداشته است و این تهاجم و سکوت آمریکا را محکوم کرد و گفت که بوش با اتخاذ سیاست‌هایش آمریکا را در کل جهان منزوی کرده و نفوذ آن را از بین برده است. به هر حال در این موقعیت هر اقدامی بایستی با مسئولان جمهوری اسلامی هماهنگ شود و بعید است که در مورد این دیدار هماهنگی صورت گرفته باشد و به همین دلیل در دستور کار قرار نداشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات