دکتر حمیدرضا حاجىبابایى / عضو کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى مجلس
قاره آسیا به عنوان بزرگترین قاره دنیا با 60درصد جمعیت جهان و به دلیل نقش کلیدى آن در اقتصاد جهان و به دلیل منبع سرشار انرژى بویژه در نفت و گاز که 70درصد صادرات جهان را در اختیار دارد و به لحاظ تمدن و تاریخ و فرهنگ در جهان بى نظیر است، تنوع جغرافیایى با مجموعه اى از دریاها و سرزمین ها و نیز تنوع موقعیت هاى استراتژیک و امنیتى بر اهمیت آن افزوده است به طورى که در زمینه هاى اقتصادى فرهنگى و جغرافیایى و پتانسیل بالاى سرمایه گذارى از حساسیت ویژه جهانى برخوردار است، حضور کشورهایى مانند ایران، چین، ژاپن، هند، مالزى، کره جنوبى، اندونزى و ... در قاره آسیا حاکى از آینده اى بى بدیل پیش روى این قاره کهن و ریشه دار است اما واقعیت آن است که على رغم همه امتیازات کشورهاى آسیایى نتوانسته اند نقش فعالى در حاکمیت سیاسى جهان ایفا نمایند بلکه در یک موضع انفعال و افتراق مرتع نقاشى نقاشان سیاست هاى استعمارگرى و استبدادى هستند که این قاره را بهترین فرصت براى رسیدن به امیال سیاسى و اقتصادى خود مى دانند و در گوشه و کنار آن از عراق تا افغانستان تا فلسطین اشغالى و لبنان طرح و توطئه درگیرى هاى خونین و منازعه قومیت ها را تدارک مى بینند و از جان و مال مردم این منطقه براى رسیدن به امیال خود نهایت استفاده را مى بردند و حتى به این هم بسنده نکرده به دنبال حرکت هاى مخملى حاکمیت این کشورها را نیز در قبضه خود در مى آورند.
آمریکا در یک برنامه از قبل تعیین شده شوروى سابق را که رقیب او بود از طریق دیپلماسى براى رسیدن به طرح نظم نوین جهانى از صحنه بیرون نمود و بر صندلى اقتدار دنیا تکیه زد. انقلاب اسلامى با پتانسیل بالقوه خود آمریکا را براى ادامه کدخدایى جهان دچار خواب آشفته نمود او براى خنثى نمودن این حرکت مؤثر نیز در اختیار گرفتن قسمت عمده اى از کشورهاى آسیایى که مهد تمدن هاى بزرگ بوده اند و طرح خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا را ارائه نمود تا بتواند ساخته جهان را به سوى یک ساختار تک قطبى هدایت نماید و به دنبال همین تفکر بود که خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا در 18ژانویه 2005و هنگام گرفتن رأى اعتماد در خصوص به کارگیرى دیپلماسى دگرگون سازى اشاره نمود و در اولین سالگرد وزارتش و طى سخنرانى خود در مدرسه روابط خارجى دانشگاه جورج تاون گفت: اکنون دوره اى فوق العاده براى نقش آفرینى آمریکا فراهم آمده است که در تاریخ سابقه نداشته است، سیاست رهبرى جهان براى رشد حرکت هاى دموکراسى خواهى در سراسر جهان است و تحقق چنین سیاستى دیپلماسى خاص خود را مى خواهد بر این اساس ما نیاز به دیپلماسى دگرگون سازى داریم.
بر همین اساس سیاست آمریکا «دولت جمهوریخواه» بر هم ریختن جهان و شکل دهى حکومت هاى ترس، محافظه کارى، عقب نشینى و در نهایت بر پایه مبناى ایجاد اختلاف و جنگ هاى محلى و قومى و مذهبى حاکمیت مطلق بر جهان است و به همین دلیل است که در طول 50سال گذشته اتحادیه اروپا علیرغم تلاش هاى مستمر نتوانسته است در برابر تفکر تک قطبى آمریکا که شوروى را نیز از صحنه قدرت خارج نمود وضع تعیین کننده اى را داشته باشد. و اتحادیه کشورهاى قاره آمریکا نیز نقش تعیین کننده را نداشته و از اتحادیه نوپاى آمریکا نیز در حال حاضر توقعى نیست بر همین اساس قاره آسیا و تشکیل انجمن مشورتى مجالس آسیایى براى صلح A.A.P.P در سال 1999در بنگلادش و در سال هاى بعد در کامبوج، چین، فیلیپین، پاکستان، تایلند و بالاخره در ایران تشکیل و در یک حرکت قدرتمندانه این انجمن مشورتى به مجمع پارلمانى A.P.A تبدیل شد و در واقع اتحادیه مجالس آسیایى براى اولین بار در کشور ایران به تصویب رسید تا یک بار دیگر ایران مهد تمدن و فرهنگ بتواند محل جوانه زدن درختى گردد که مى تواند:
الف: با یک همکارى منطقه اى و تشریک مساعى کشورها در جهت همگرایى، سیاسى و پارلمانى کشورهاى منطقه و در نتیجه تعامل اقتصادى سازنده این کشورها و حل بحران هاى منطقه اى و کوتاه کردن دست سیاست بازان با سیاست هاى دگرگون سازى و اختلاف و در نتیجه حاکمیت تک قطبى قدم هاى مؤثرى بردارند.
ب: ایجاد یک قطب سیاسى جهانى با حضور 58رأى در مجامع بین المللى و تأثیرگذارى در سیاست هاى جهانى گامى دیگر در جهت جهان چندقطبى بردارد این حرکت اگر چه دیرهنگام اما بسیار مهم و سرنوشت ساز است لذا سیاستگذاران این همایش بویژه جمهورى اسلامى ایران باید راهکار اجرایى و عملیاتى کردن این منشور مهم را که در اجلاسیه تهران مصوب شد پیگیرى نمایند تا به صورت عملى و مؤثر توطئه آمریکا در رابطه با طرح خاورمیانه بزرگ و دیپلماسى دگرگون سازى و ایجاد اختلاف و حاکمیت مردم و دوستى و مودت بین ملت ها ادامه مسیر دهد. ان شاءالله