حسین شریعتمداری
اگرچه در ماده اول قانون شوراها تصریح شده که وظیفه شوراهای اسلامی شهر و روستا «پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، رفاهی و...» است و در هیچ جای این قانون برای شوراها نقش و مسئولیتی در امور سیاسی پیش بینی نشده است ولی رقابت در انتخابات شوراها یک رقابت کاملاً سیاسی است و گروه ها و احزاب سیاسی در دو سوی این میدان به صف ایستاده اند و هر کدام- بدون استثناء- در انتخابات شوراها، آینده- و یا دستکم بخشی از آینده - سیاسی خود را جستجو می کنند، هرچند که هر یک از گروه های سیاسی فهرستی از خدمات اجتماعی، رفاهی و عمرانی را هم چاشنی تبلیغات انتخاباتی خود کرده اند!
جبهه اصلاحات پنهان نمی کند پیروزی در انتخابات شوراهای شهر- مخصوصاً شهر تهران- را «نقطه آغازی» برای پایان دادن به برکناری خود از قدرت می داند و بر این باور است که با در اختیار گرفتن شورای شهر تهران و اجتناب از تکرار اشتباهاتی که در شورای اول مرتکب شده بود می تواند گردونه انزوای سیاسی خود را در جهت عکس به چرخش درآورده و کانون های قدرتی که طی چند سال اخیر از دست داده است را یکی پس از دیگری به دست آورد. دیروز یکی از دست اندرکاران این جبهه طی مقاله ای در روزنامه کارگزاران، انتخابات شوراهای شهر را برای جبهه اصلاحات «یک فرصت مغتنم» دانسته و به احزاب و گروه های این جبهه توصیه کرده بود که وظیفه دارند «این انتخابات را به عنوان تلنگر اول به دومینوی انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تلقی کنند» و همه توان خود را در این باره به کار گیرند.
در سوی دیگر این میدان، جبهه اصولگرایان ایستاده است. این جبهه اگرچه نشان داده است که حضور در شوراهای شهر را فرصتی برای خدمت تلقی می کند ولی از امتداد نگاه حریف به این کانون قدرت غافل نیست و می داند که حضور رقیب در این سکو می تواند به منزله فتح یک خاکریز باشد و اگر هم تسخیر این سنگر به قول آن برادر اصلاح طلب در روزنامه کارگزاران، «تلنگر اول به دومینوی انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری» نباشد، دستکم از دست دادن یک کانون نقش آفرین در عرصه سیاست خواهد بود. از این روی نگاه جبهه اصولگرایان نیز به انتخابات شوراها خالی از رنگ و بوی و سمت وسوی سیاسی نیست و البته کسب قدرت برای این یا آن جبهه به تنهایی نه خوب است و نه بد، بلکه چگونگی بهره گیری از آن است که می تواند ملاک ارزیابی و ارزش گذاری قدرت باشد.
جبهه اصلاحات اگرچه درباره لیست مشترک خود مانور فراوانی می دهد و این- به قول خود- پیروزی بزرگ! را به رخ رقیب می کشد ولی صرف نظر از جاماندن برخی از گروه های مدعی اصلاحات در فهرست ائتلاف که سر و صدا و اعتراض آنان را به دنبال داشته است و ضمن آن که این ائتلاف، هرچه هست یک اقدام عاقلانه است، باید به این نکته نیز توجه داشت که جبهه اصلاحات چاره ای جز ائتلاف نداشت و به بیان دیگر گروه ها و احزاب این جبهه، تنها راه پیش روی را برگزیده اند، چرا که وقتی یک جبهه سیاسی از چشم مردم افتاده و از کانون های قدرت دور مانده- بخوانید از سوی مردم بیرون رانده شده است- گزینه های زیادی در مقابل خویش ندارد که برای انتخاب بهترین ها دچار سردرگمی شود و یا زمینه چندانی برای اختلاف نظر میان احزاب و گروه های حاضر در آن جبهه وجود داشته باشد.
و اما در این سوی میدان، گروه های اصولگرا علی رغم آن که فقط با یکدیگر اختلاف سلیقه دارند، هنوز موفق به ائتلاف نشده اند. چرا؟!... اصولگرایان طی چند سال گذشته و درپی رویکرد مردم به این طیف، ابتدا شورای شهر تهران و سپس مجلس هفتم و به دنبال آن ریاست جمهوری را به خود اختصاص دادند و انصاف حکم می کند که بگوئیم در هر یک از این سه کانون، منشأ خدمات ارزنده ای به مردم و نظام بوده اند و به همین علت و برخلاف تبلیغات حریف کماکان مورد وثوق و اعتماد مردم هستند به گونه ای که در انتخابات پیش روی نیز فاصله فراوان با رقیب خود دارند. بنابراین در صورت ارائه دو یا سه فهرست جداگانه از سوی این جبهه، باز هم احتمال پیروزی حریف زیاد نیست اگرچه این احتمال به طور کامل نیز منتفی نخواهد بود. دقیقاً به همین علت و درپی همین تصور- یا توهم- است که گروه های اصولگرا دغدغه چندانی برای ائتلاف ندارند، غافل از آن که؛
1- احتمال پیروزی حریف هرچند اندک است ولی کاملاً منتفی نیست و برخی از عوامل می تواند این احتمال را قوت بخشد و بدیهی است که درصد یک احتمال با توجه به اهمیت موضوع ارزیابی می شود و هرچه موضوع مورد احتمال از اهمیت بیشتری برخوردار باشد، درصدهای اندک قابل توجه تر خواهند بود.
2- بر فرض آن که اصولگرایان با وجود 2 یا 3 لیست جداگانه، پیروز انتخابات باشند، نقار و شکاف حاصل از جدایی آنان نه فقط باقی می ماند بلکه در گذر زمان به یک حفره بزرگ و احتمالاً پرنشدنی تبدیل خواهد شد و این نگرانی جدی وجود دارد که این فاصله در انتخابات آتی یعنی انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری آثار نامطلوب و آسیب های فراوانی را در پی داشته باشد. بنابراین، اصولگرایان نباید انتخابات شوراها را پایان دنیا تصور کنند و از ضرورت پیمودن گام های ناپیموده بعدی غافل باشند.
3- ارائه چند فهرست جداگانه، حتی اگر به پیروزی اصولگرایان نیز منجر شود، یک شکست جدی برای تمامیت این جبهه خواهد بود و چنانچه شخصیت های اصلی جبهه اصولگرایان نیز برای ترمیم این شکست و تأمین وحدت و یکپارچگی بار دیگر گردهم آیند، بیم آن می رود که پر کردن فاصله پدید آمده در میان طرفداران گروه های اصولگرا به آسانی ممکن نباشد چرا که؛ به قول سعدی؛
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
و اما، اکنون که هشدارهای منطقی و دلسوزانه این روزها به جای پر کردن فاصله میان صاحبان سلیقه های مختلف در جبهه اصولگرایان، برخی از گوش ها- با عرض پوزش- از «این حرف ها»! پر کرده است باید به راهکارهای عملی مراجعه کرد.
پیش از این اشاره داشتیم که در صورت اصرار گروه های اصولگرا به ارائه لیست های جداگانه معرفی شهردار مورد نظر هر یک از فهرست ها می تواند در تصمیم گیری و انتخاب مردم نقش تعیین کننده ای داشته باشد و اکنون تمامی شواهد و قرائن و اخبار موثق حکایت از آن دارند که محور اختلاف در میان گروه های اصولگرا نیز «شهردار» مورد نظر آنهاست و گزینش نامزدها براساس نگاه تهیه کنندگان لیست ها به شهردار آینده است و به بیان دیگر، لیست ها قبل از آن که با تکیه بر صلاحیت نامزدها تنظیم شوند براساس شهرداران مورد نظر تدوین شده اند. بنابراین تلاش برای جابه جایی نامزدها در این یا آن لیست آب در هاون کوبیدن است.
با توجه به این نکته، علت و عامل اصلی اختلاف آن است که این گروه شهردار مورد نظر آن گروه را قبول ندارد و آن گروه حاضر به پذیرش شهردار گروه دیگر نیست و گروه سوم نیز احتمالاً شهردار جداگانه ای را برگزیده است و...
اکنون باید گفت چرا «جنگ شهردارها» را بر «صلح شهروندان» ترجیح می دهید؟!و بر سر شهردار شدن این یا آن، جبهه اصولگرایان را تضعیف می کنید؟ راه چاره خیلی آسان تر از آن است که تصور می شود و اختلاف شما خیلی غیرمنطقی تر از آن است که برخی به غلط می پندارند. مگر قحط الرجال است؟ اگر نیست - که نیست- چرا با احساسات پاک و رویکرد مومنانه مردم به اصولگرایان بازی می کنید؟ می توانید روی یک شخص «ثالث» و چنانچه سه گروه هستید روی شخص «رابع» که نه این باشد و نه آن توافق کنید. بدیهی است که وقتی چند گروه قصد ائتلاف داشته باشند و ائتلاف را ضروری بدانند- که چنین است- باید هرکدام در بخشی از خواسته های خود تخفیف بدهند. با این حساب، ائتلاف آسان و شدنی است، لطفا بهانه نیاورید، خواسته شما آقایان که کاملا غیرمنطقی به نظر می رسد از خواسته ملت که کاملاً منطقی است، بااهمیت تر نیست. بنابراین معطل چه هستید؟... بسمالله...