* شما در مجلس ششم در انتقاد از اصلاحطلبان خیلی فعالیت میکردید با توجه به اینکه عضو هیأت رییسه هستید و محدودیتها را لمس میکنید آیا از عملکردتان راضی هستید؟
** در این دوره فعالتر از دورهء قبل هستم.
* در جایگاه عضو هیأت رییسه فعالیتتان چگونه است؟
** من در آن دوره و در این دورهء مجلس برای ملت به خصوص معلمان فعالیت میکردم. در این دوره هر پیشنهادی دادهایم، تصویب شده است و نیازی نیست داد بزنم.
* معلمان هر روز در مجلس تجمع میکنند ،یعنی هنوز مطالبات محقق نشده دارند؟
** نمیدانم! معلمها باید دیدگاههایشان را بیان کنند.
* جایگاه هیأت رییسه، نمایندهء عضو این هیأت را وادار به سکوت نمیکند؟
** نه! من که نمیتوانم به خودم تذکر بدهم.
* اگر تخلفات آییننامهای از رییس مجلس ببینید؟
** تا حال، چهار بار به رییس تذکر دادهام، اخطار قانون اساسی دادم.
* شما به عنوان مهمترین گزینه برای جایگزینی وزیر فعلی آموزش و پرورش مطرح میشوید. در صورت استیضاح وزیر، شما از این استیضاح حمایت میکنید؟
** من مخالف استیضاح آقای فرشیدی هستم. کمک کردم ایشان وزیر شوند؛ من جانشین وی نشوم.
* یعنی دوست نداشتید وزیر شوید؟
** دوست دارم وزیر و خدمتگزار معلمان باشم. ولی از خدا میخواهم این توفیق نصیب دیگری بشود و این زحمت را آنان به دوش بکشند. ولی وقتی یک روز به من بگویند مسئولیتی را به عهده بگیر، من در مورد معلمان نمیتوانم عقبنشینی کنم. دلیلش این است شعار معلمان را دادم، اگر پیشنهاد وزارت بدهند و قبول نکنم، میگویند شعار معلمان را داده اما عمل نمیکند.
* این اعتقاد شماست یا تعارف است؟
** واقعاً اعتقادم است. شما اگر دقت کنید از وقتی آقای فرشیدی وزیر شده بیشترین کمکها را من به ایشان کردهام.
* دلتان برای معلمی تنگ نشده است؟
** خیلی دلم تنگ شده اما با معلمان زیاد ارتباط دارم.
* منظورم برای کلاس و بحث بود؟
** خیلی زیاد.
* اگر شما را میان سه گزینهء وزارت، وکالت و معلمی مخیر کنند که فقط یکی را انتخاب کنید، کدامیک را انتخاب میکنید؟
** هر کدامش اتفاق بیفتد.
* خود شما کدامیک را انتخاب میکنید؟
** من در زندگیام اینگونه بودهام که به استقبال کاری نرفتهام هرچه اتفاق بیفتد همان کار را انجام میدهم. یعنی اگر مردم میآیند به من را\ی میدهند که نماینده شوم، نماینده میشوم. اگر را\ی دادند وزیر شوم، وزیر میشوم. اگر هیچکدام نشد معلم میشوم.
* معلمی انتخابی ناگزیر است؟
** خیر، معلمی انتخاب همیشگیام است.
* همسرتان چکاره است؟
** معلم است. پدر خانمم معلم است و مادر خانمم نیز معلم است. خواهر خانمم هم معلم است.
* از درآمد معلمان گلایه نمیکنند؟
** چرا، خیلی ناراضی هستند. آنها به من میگویند اعتراض کنید که اعتراض میکنم.
* هیچوقت نیامدهاند در تجمعات در مجلس حضور داشته باشند؟
** وقتی من هستم به جای همهء آنها حضور دارم.
* چقدر حرفهای آنان در جهتگیری شما در مورد معلمان مؤثر است؟
** همهء حرفها را از آنها میگیرم.
* به نظر شما حقوق معلمی برای زندگی کفایت میکند؟
** اصلاً کفایت نمیکند. برای معلمان ابتدایی بیشتر مشکل داریم. بعدش راهنمایی مشکل داریم، بعد دبیرستان. من فعالیتهایم را تا جایی ادامه میدهم که حقوق معلمان جزو بهترین حقوق در جامعه باشد.
* گفتید اگر وزارت و وکالت نباشد به سراغ معلمی میروید. اگر رفتید معلم شدید حقوقتان کفاف زندگی را نداد چه میکنید؟
** تدریسام را بیشتر میکنم.
* اگر تدریس بیشتر هم جواب نداد؟
** هر کاری که بتواند مشکل زندگیام را حل کند انجام میدهم. میدانید که من کشاورززادهام، پدرم کشاورز است همین الان هم کشاورزی میکند. من تا وقتی که معلم میشدم، دوران تحصیلم، جمعهها را کار میکردم. کارگری میکردم، تابستان کار میکردم، کشاورزی میکردم، برای دیگران هم کارگری میکردم.
* دستمزدتان چقدر بود؟
** آن موقع روزی سه تومان بود.
* چه سالی؟
** سالهای 50 تا 56. از سوم راهنمایی به بعد برای دیگران کارگری میکردم.
* یکی از فرزندان شما، دانشجوی شریف است. اگر برود خارج از کشور و برنگردد واکنش شما چیست؟
** اگر توانسته باشم تربیتش کنم، خارج هم برود برمیگردد. اگر هم برنگشت خب برنگشته است. نباید اجباری به او کرد.
* با اینترنت سر و کار دارید؟
** بله!
* بیشتر به چه سایتهایی سر میزنید؟
** سایتهای خبری.
* فیلترشکن هم دارید؟
** نه! فیلترشکن ندارم از سایتهای خبری غیررسمی استفاده نمیکنم.
* ماهواره دارید؟
** نه!
* آخرین لطیفهء سیاسی که شنیدید چه بود؟
** آقای بوش به آقای احمدینژاد پیام داده است که برای نماز صبح بیدارم کن.