بسماللهالرحمنالرحیم
شاید آن روز که « تونی بلر » برای شروع تهاجم نظامی به عراق بوش را تحریک می کرد و سعی داشت از همدستی با آمریکا امتیازات فراوانی بدست آورد هرگز فکر نمی کرد که اوضاع منطقه به زیان بوش کوچک و بلر تمام شود. ولی امروزه بلر خشم و کینه اش از ناکامی و شکست مشترک آمریکا ـ انگلیس را نمی تواند پنهان کند. او در کنفرانس خبری ماهانه در لندن سعی کرد بر شکست و ناکامی خود و اربابش سرپوش بگذارد و ایران را عامل اصلی ناکامی اشغالگران عراق معرفی کند وحتی چنین وانمود سازد که گویا ایران در پشت پرده ها تمامی حوادث منطقه قرار دارد. بلر گفت : « ایران یک تهدید استراتژیک مهم برای منطقه است که بر سراسر منطقه خاورمیانه سایه افکنده است . » بلر سپس تلاش کرد که نگرانیها و کینه انباشته اش علیه ایران را بعنوان یک « ذهنیت منطقه ای » معرفی کرده و چنین وانمود کند که گویا مردم منطقه هم در نگرانی اشغالگران با آنها شریکند و همانند اشغالگران شرور فکر می کنند!
بلر گفت : « تصور می کنم درحال حاضر یک حس بسیار صریح در منطقه وجود دارد و آن اینکه ایران یک تهدید استراتژیک مهم است و اینکه ما چگونه با آن مقابله کنیم یک چالش بزرگ است.»
بلر سپس به نکاتی اشاره می کند که علت اصلی نگرانی و تشویش او نسبت به افزایش نفوذ ایران در منطقه را تفسیر می کند. او می گوید : « ایران آشکارا بامنافع غرب مخالفت و دشمنی دارد و از نفوذ خود در منطقه خاورمیانه بصورت کاملا منفی و مغایر منافع غرب استفاده می کند.»
بررسی و کنکاش در اظهارات مایوسانه و درعین حال خشم آلود بلر می تواند ما را با برخی از ابعاد ناکامیها و مشکلات مشترک اشغالگران عراق آشناتر سازد:
1 ـ فراموش نکنیم که آمریکا و انگلیس در ایران سابقه و پیشینه ای سیاه و غیرقابل دفاع داشته اند. شاه معدوم در کتابی که به نام او منتشر شده بود اعتراف می کرد که از سفارت انگلیس نام مقامات مورد نظر لندن منعکس می شد و دربار هم دقیقا دستورات لندن را اطاعت می کرد و حتی نام نمایندگان دلخواه انگلیس اعلام می گردید و آنها نیز به کار گمارده می شدند. البته پس از کودتای آمریکائی 28 مرداد 1332 ستاره اقبال نوکران انگلیس افول کرد ولی انگلیس از آن پس درحد کسب منافع دنباله روی از واشنگتن امتیازاتی در ایران دریافت می کرد. پس از سقوط خفت بار رژیم ستم شاهی آمریکا و انگلیس تقریبا به یک اندازه ناکام شدند و سعی داشتند با دشمنی و خصومت علیه جمهوری اسلامی ایران شکست های گذشته را جبران کنند. در ماههای اخیر برخی مقامات واشنگتن با سخنان جنون آمیز خود از براندازی در ایران و ضرورت تغییر حکومت سخن گفتند و « تونی بلر » که به حق بعنوان « سگ زنجیری بوش » معرفی شده نیز همین اراجیف را تکرار کرد.
در اینکه رژیم منفور ستم شاهی رژیم مطلوب استعمارگران جنایت پیشه بوده و هست تردیدی نیست . آنها رژیم خون آشام و مفلوک شاه را خودشان بر سر کار آوردند خودشان حفظ کردند و سرانجام نتوانستند مانع سقوط حتمی آن رژیم جنایتکار باشند. هرگز انتظار نمی رفت که انگلیس و آمریکا حتی برای لحظه ای محصول فکر و تدبیر ملت بزرگ ایران را پذیرا باشند و از آن تمجید کنند که به تعبیر امام راحل (ره ) تمجید آنها نشانه های انحراف و کجروی ما خواهد بود و ثابت می کند که آنها از رفتار ما احساس رضایت می کنند.
2 ـ اشغالگران عراق وعده داده بودند که عراق را « بهشت خاورمیانه » می کنند ولی امروزه جز مرگ و نابودی و ویرانی چیزی به مردم مظلوم عراق هدیه نکرده اند. تصادفی نیست که هم انگلیس و هم آمریکا ایران را بخاطر ناکامیهای خود سرزنش می کنند تا بلکه بر شکست ها و جنایات خود سرپوش بگذارند و نظرها را به سمت و سوی دیگری منحرف کنند.
این درحالی است که مقامات رسمی عراق و حتی برخی از مقامات رسمی آمریکا هم بارها اذعان کرده اند که هیچ دلیلی برای متهم کردن ایران بخاطر حوادث عراق ندارند. بعلاوه کیست که نداند ایران اسلامی به لحاظ اعتقادات و عملکردش به یک عراق آباد و سربلند بیشتر نیاز دارد تا در پشت مرزهایش آرامش و امنیت و ثبات برقرار باشد. ولی این انگلیسی های شرور بودند که با صدور تروریست به مناطق جنوبی ایران سعی داشتند آشوب و هرج و مرج ایجاد کنند ولی در همان حرکات اولیه رسوا شده و دستشان «رو» شد.
3 ـ حتی شرارتهای انگلیس و آمریکا برای تحریک برخی سران به اسطلاح عرب از قبیل شاه اردن که مادرش انگلیسی الاصل است و مطابق دستورات لندن عمل می کند نیز راه به جائی نبرده است. آقای بلر مطمئن باشد که با « خطر » معرفی کردن ایران باز هم نمی تواند دیگران را علیه ملت ایران و علیه انقلاب اسلامی بشوراند.
وقتی شهروندان انگلیسی به بلر همانند سگ دست آموز بوش می نگرند و به او اعتماد ندارند تکلیف ملتهای مسلمان که جنایات انگلیس را شاهد بوده اند روشن است . حتی شاه اردن که ایران را متهم به ایجاد « هلال شیعی » کرده بود و حسنی مبارک که ادعا می کرد عربها به ایران بیشتر وفا دارند تا به حکومت خودشان امروز با تلخکامی احساس می کنند که فریب اشرار انگلیسی و آمریکائی را خورده اند و ایران بزرگ و دلسوز و ناصح برای آنها بهتر از کسانی است که حتی به اتباع کشور خودشان هم رحم نکردند.
4 ـ باید از بلر پرسید که آیا انتظار داشته است که ایران مکمل سیاستهای جنایتکارانه اشغالگران عراق باشد که می گوید ایران سیاستی مغایر و مخالف را پیش گرفته است و مگر می توان بر سیاستهای ضد انسانی اشغالگران عراق صحه گذاشت و با آنها همراهی کرد آیا واقعا قابل باور است که انگلیس و آمریکا برای نجات مردم عراق از رژیم صدام و برای مبارزه با تروریسم به عراق حمله کردند اگر چنین بود چرا امروز عراق « بهشت تروریست ها » و پناهگاه جنایتکاران شده است که حتی نظامیان اشغالگر هم برای قتل عام مردم مظلوم عراق « شرط بندی » می کنند؟
اگر قرار باشد روزی پرونده های جنایات و فجایع عراق مورد بررسی عادلانه قرار گیرد یقینا بوش و بلر بعنوان « متهمان ردیف اول » بایستی درصدر فهرست محکومان مجازات شوند. خشم آقای بلر از اینجا ناشی شده که ایران اسلامی با سیاست روشن و مستدل خود چهره سیاست ضدانسانی اشغالگران عراق را افشا کرد و جنایتکاران را رسوا ساخت.
طبیعی است که آقای بلر از چنین سیاستی خشنود نباشد و « نفوذ ایران » را « دشمن منافع غرب » معرفی کند و تصریح نماید که سیاست ایران با منافع نامشروع غرب در تضاد و تناقض است.
5 ـ بلر در همین مراسم از اقدام ایران برای برپائی اجلاس هولوکاست در تهران انتقاد کرد و ادعا کرد : « چنین اقداماتی سمبل فرقه گرائی و مبارزه طلبی علیه مردم یک کشور دیگر صرفا بواسطه مذهب شان است » . این اظهارات بلر کاملا شرم آور است که انگلیسی های شرور به عنوان عاملین ایجاد تقابل ملتها علیه یکدیگر و فوق تخصص دامن زدن به « فرقه گرائی » و « فرقه سازی » اکنون مخالفت با فرقه های دست پرورده استعمار سیاه انگلیس را « سمبل فرقه گرائی » می نامد و آنرا « حرکتی علیه مذاهب دیگر » ارزیابی می کند. معلوم نیست که صهیونیسم از کی به عنوان یک « مذهب » معرفی شده و چرا استعمارگران از افشای ماهیت پلید خود و ناکامی سیاستهایشان تا این اندازه دچار خشم و نگرانی شده اند حال آنکه اگر یهودیان جهان شهامت برخورد با صهیونیسم را داشته باشند نخستین معترضین علیه جنایات صهیونیسم بایستی از درون یهودیان باشند که اعتبار دین یهود را هم خدشه دار کرده و از آن سواستفاده می کنند.
6 ـ بلر در همین سخنانش احتمال برقراری گفتگوهای ثمربخش با ایران را « ناچیز » می داند و می گوید « امید کمی وجود دارد که بتوان ایران را به پذیرفتن یک نقش سازنده در خاورمیانه متقاعد کرد.»
این دقیقا به معنی رد پیشنهادات کمیته تحقیق عراق به ریاست « بیکر ـ همیلتون » است که یگانه راهکار خروج اشغالگران از بن بست را مذاکره با ایران و سوریه می داند. بلر نخستین جنایتکاری نیست که حاضر نشده مسئولیت جنایاتش را بپذیرد و به شکست و ناکامی خود اعتراف کند. او هنوز امیدوار است که هرچه از طریق جنایت و کشتار در عراق نتوانسته بدست آورد از طریق مذاکره با ایران کسب کند و چون مطمئن است که این آرزو را به گور خواهد برد اصل مذاکره را بی نتیجه می داند و حتی مسئولیت شکست چنین طرحی را متوجه ایران می کند! حال آنکه موضع صریح ایران بطور رسمی اعلام شده و خروج اشغالگران از عراق نیازی به مذاکره با ایران ندارد. خشم آقای بلر از اینست که چرا این مسئله تا این اندازه واضح و آشکار شده است!