پژمان کریمی
دادگاه عالى اروپا چندى پیش راى به خارج شدن نام منافقین از فهرست گروهکهاى تروریستى داد.
براساس این راى حکم توفیف دارایىهاى این گروهک نیز لغو گردید.
جنایتهاى گروهک منافقین امر پنهانى نیست. ترور کارگزاران و شهروندان عادى در اماکن خصوصى و عمومی، پناه بردن به دشمن متجاوز بعثی، در کنار متجاوز علیه سربازان مدافع میهن اسلامى جنگیدن و جاسوسى به نفع استخبارات بعثى و هم اینک جاسوسى به نفع آمریکا، ایجاد جو وحشت عمومى با بمبگذارىها و خمپاره پرانى، جنایتهاى منافقین علیه ملت ایران است که موجب شده است از نظر مردم ایران، این گروهک در ردیف گروهکهاى منفور ضد انقلاب قرار گیرد. به گونهاى که فرصت کوچکترین عرض اندام در سطح جامعه ایرانى را نیابد.
به جنایتهاى منافقین، باید همکارى با رژیم دیکتاتور بعثى در سرکوب معارضین کرد و شیعه عراقى را افزود. همکارى یاد شده تا آنجا بوده است که هم اینک نفرت اهالى شمال و جنوب عراق، براى یک منافق ،منطقهاى ممنوعه تلقى مىشود.
با این وصف اقدام دادگاه عالى اروپا در جانبدارى از منافقین، به واقع، تایید جنایتهاى این گروهک علیه مردم ایران و عراق معنا مىشود.
از دیگر سو باید گفت دادگاه عالى اروپا با صدور راى خروج نام منافقین از فهرست گروههاى تروریستى مىکوشد یک مرحله از سناریوى فشار به جمهورى اسلامى ایران را به اجرا درآورد.
پافشارى تهران به ادامه فعالیت صلحآمیز هستهاى موجب شده است اروپا و آمریکا نگران پیشرفت و تحکیم استقلال ایران، در جهت تقابل با ایرانیان و نظام جمهورى اسلامی، به تکاپوى بیشترى درافتند.
یک وجه این تکاپو را مىتوان همانا اقدام اخیر دادگاه عالى اروپا ارزیابى کرد.
این اقدام دو نتیجه اساسى دارد:
اول اینکه موضع فریبکارانه غرب را در قبال موضوع حقوق بشر و تلاش در مسیر سرکوب تروریسم با چالش در برابر افکار جهانى مواجه مىکند و وابستگى منافقین و ابزار بودن در دست غرب را بیش از پیش آشکار مىسازد و نفرت بیشتر مردم ایران را علیه جریان نفاق برمىانگیزد.
دوم؛ اقدام دادگاه عالى اروپا، مانع جدیدى بر سر گفتگوهاى هستهاى و مسیر تعاملات دیپلماتیک تهران و غرب ایجاد کرده و رسیدن به راهحل منطقى در برابر پرونده فعالیت صلحآمیز هستهاى ایران را با دشوارى بیشترى توام مىسازد.
باید توجه داشت که اقدام اخیر دادگاه عالى اروپا به گونهاى ناتوانى و خشم غرب و هم پیمان آن، آمریکا در برابر ملت ایران را واتاب مىدهد. زیرا اگر غرب و آمریکا از موضعى برتر در برابر تهران برخوردار بودند، دلیلى وجود نداشت که براى مقابله، به گروهکى تکیه کنند که هم اینک یک گروهک مرده سیاسى تلقى مىشود.
گروهکى که به دلیل نداشتن پایگاه مردمی، پیر شدن اعضا، ریزش از بدنه تشکیلاتی، حاکم شدن فضاى نومیدى نسبت به پیروزی، طرد شدگى از جانب سایر گروهکهاى مخالف نظام و بدبینى اعضا نسبت به سران گروهک که در فرانسه از رفاه و امنیت برخوردار شدهاند، با بحران موجودیت دست به گریبان شده است و آیندهاى روشن بر آن قابل تصور نیست.