* در مقام مقایسه بین دوره اول ریاست جمهوری پوتین و دوره دوم ایشان آیا در عرصه سیاست خارجی این کشور تفاوتی دیده میشود یا ادامه همان مسیر است؟ زیرا وزارت خارجه روسیه اخیراً اعلام کرده به زودی سیاست خارجی روسیه دچار تغییر و تحولاتی خواهد شد و این خبر براساس گزارشی است که از دپارتمان سیاست خارجی دفتر ریاست جمهوری آقای پوتین، منتشر شده است. آیا این تغییرات واقعاً صورت خواهد پذیرفت و اگر اینگونه هست میزان و محتوای این تغییرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
**اکنون دوره دوم ریاست جمهوری پوتین در حال گذر است. وقتی پوتین در سال2000 آمد، تمام سیاستهایی را که با کشورهای دیگر داشت، تحلیل کرد. در دوره یلتسین سطح روابط روسیه با ایران در حد متوسط بود، چندان پروژههای بزرگی نداشتیم، ایران هم هر چند برای روسیه، کشور مهم و استراتژیکی بود، اما روابط در آن سطحی که باید باشد، نبود. تنها پروژه، قرارداد نیروگاه بوشهر بود.
فشارهای آمریکا و قراردادهایی که یلتسین با روسیه داشت، نمی گذاشت که با ایران همکاری خوب و گسترده داشته باشد. نخستین کاری که پوتین کرد، قرارداد گورـ چرنومردین را به هم زد که این راهی را برای ارتباط با ایران باز کرد. در این چهار سالی که گذشت، (دوره اول پوتین) ما داشتیم مسیری را طی میکردیم که آرام، آرام به سطحی رسیدیم که توانستیم ایران را بهتر بشناسیم؛ از لحاظ توانایی، سیاسی و همچنین نقش ایران در منطقه و همکاری با این کشور تا ببینیم اصلا تا چه اندازه حضور ایران در منطقه و در جهان اسلام به نفع روسیه است.
یعنی با توجه به آن دشواریهایی که روسیه در کشور خود دارد، چطور میتواند این همکاریها را به سمتی هدایت کند که هم به سود ایران باشد و هم به سود روسیه. در این سه سالی که گذشت، دولت روسیه خیلی قوی شد، اقتصاد خیلی رشد کرد و روسیه دیگر آن روسیهای نیست که دوره یلتسین بود. اکنون با غرب خوب صحبت میکند و غرب نمیتواند مانند سابق به روسیه فشار آورد و براساس آن برنامهریزی کند.
در مواضع هستهای ایران، اگر موضع روسیه خیلی محکم نمیبود، احتمال میرفت که چین هم چنین پافشاری جدی از خود نشان نمیداد. باید در نظر داشت که روسیه هم میتواند در این برنامهها حضور داشته باشد و خواهان همان تحریم و تهدیدهای غرب باشد. در کنفرانس آخر آژانس بین المللی در وین رئیس سازمان انرژی اتمی روسیه آقای کرینکو اعلام داشت که ما نیروگاه بوشهر را در ماه سپتامبر 2007 به راه میاندازیم، ماه سپتامبر فعالیت فیزیکی شروع میشود یعنی به طور فیزیکی راهاندازی میشود و در ماه نوامبر بعد از دو ماه این نیروگاه کاملاً برای استفاده آماده میشود و به شبکه برقی ایران وارد میشود این مسئله نشانه خوبی است.
تا حالا واقعاً روسیه تصمیم عمیقی برای برنامههای هستهای ایران نگرفته بود روسیه پیشنهاد نمود که مرکز غنی سازی در روسیه با مشارکت ایران ساخته شود که تمام پروسه غنی سازی در ایران خاتمه داده شود. تصمیم بر این است که مرکز مشترک تأسیس شود و این کار را باید روسیه انجام دهد و این سوخت به ایران بیاید و درعین حال غرب معتقد است که ایران نباید غنی سازی را در کشور خودش انجام دهد. البته این قابل قبول ایران نیست و این پیشنهاد اجرا نشد و البته فشاری که کشورهای غربی روی روسیه میآورند، نسبت به موقعیت روسیه خیلی سنگین است. شاید یکی از دلایلی که روسیه نمیتواند به سازمان تجارت جهانی وارد شود، همکاری خوبی است که روسیه با ایران دارد و فشارهای زیادی که به روسیه میآورند تا روسیه خود را از همکاری با ایران کنار بکشد.
مثلاً اسرائیلیها دائم دعوا میکنند و با اصرار میگویند که روسیه باید همکاری با نیروگاه بوشهر را قطع کند. آنها میگویند ما اطمینان نداریم که این نیروگاه از لحاظ اقتصادی کاربرد داشته باشد. آمریکا هم میگوید که نباید به این رژیم اعتماد کرد. این رژیم مورد تأیید ما نیست و ما نمیخواهیم روسیه به آن کمک بکند.
ببینید ، چند روز قبل کرینکو گفت ما در مورد برنامه هستهای ایران و نیروگاه بوشهر دیگر با کسی مذاکره نخواهیم کرد. یعنی این موضوع حل و فصل شده است و ما تصمیم گرفتهایم در ساخت و آینده پروژه نیروگاه بوشهر با کسی مذاکره نکنیم. ما اگر از لحاظ سیاسی تصمیم گرفتهایم که این کار را انجام دهیم، بنابراین موضوع برای ما حل و فصل شده است و برای آن زمان تعیین کرده ایم و ما این را در برنامه خود گنجاندهایم. چون میخواهیم با ایران همکاری بلندمدت داشته باشیم و مطمئن هستیم که هرچه آنجا در برنامههای هستهای ایران هست، در چارچوب صلحآمیز است و این خیلی مهم بود.
ایران جدیداً دارد از مناقصه جدید صحبت میکند و برنامههایی که شما دارید و از طریق دولت اعلام شده است که در بیست سال آینده در نظر دارید نیروگاههایی بسازید که تقریباً 21هزار مگاوات برق را تولید کنند. این بدون هیچ شک و شبههای، دهها میلیارد دلار هزینه دارد و این بازار خیلی خوبیست. اصلاً فرض کنیم غربیها این درگیری سیاسی را با ایران نمیداشتند، خودشان آماده بودند که بیایند این کار را انجام دهند.
حالا که خودشان نمیتوانند؛ نمیخواهند که روسیه این کار را انجام دهد. یکی از دلایلی که آنها نمیگذارند روسیه این کار را انجام دهد، این است که روسیه را از این بازار بیرون ببرند و نگذارند که اقتدار و توانایی روسیه از طریق تکنولوژی و تأمین پروژه ها از طریق حضور در ایران زیاد باشد.
* بسیاری از منتقدین بر این باورند که روسیه متعهد بوده که در سال 2000 نیروگاه اتمی بوشهر را ساخته، پرداخته و آماده بهرهبرداری به ایران تحویل دهد. ولی الان که ما در ماه سپتامبر سال 2006 هستیم به مدت زیادی قریب به 7 سال این پروژه عقب افتاده است. این عده معتقدند؛ وقتی یک نیروگاه هزارمگاواتی بنا باشد قریب 14 سال طول بکشد، علت آن هم فشارهای آمریکا و غرب روی روسیه باشد، پس روسیه قابل همکاری دراز مدت در این زمینه نیست. آیا شما فکر میکنید دلیل این تأخیر فشار غرب بوده یا مشکلات فنی؟ زیرا روس ها دائماً روی مشکلات فنی تأکید میکنند، اما افکار عمومی معتقد به فشار غرب است؟
** اولاً باید ما و شما مشخص کنیم که قرارداد سال 1994 که به امضا رسید، این طرح اول بین دو طرف بود. بنابرین دو سه سال برای فهم قرارداد گذشت که اصل قرارداد چیست؟ چه دشواریها و امکاناتی دارد،؟ نیروگاه بوشهر اگر سال 98 شروع شده باشد، سال 2003 باید به بهرهبرداری میرسید. این مسئله چند دلیل داشت و دلیل اول که مهمترین دلیل نیز میباشد، این بود که روسیه در فضایی گرفتار بود که خودش خیلی مستقل نبود و به سیاستهای کشورهای غربی خیلی وابستگی داشت. در آن زمان یلتسین رئیسجمهور روسیه بود. اصلاً فرض کنیم که دولت یلتسین از وامهایی که از انستیتوهای مالی جهانی آمریکا و غرب میآمد، کشور را اداره میکرد.
آن وقتی که آنها اعتبارات و وام های خود را به روسیه میدادند، شرطهای سیاسی خودشان را برای روسیه گذاشته بودند. به همین سبب بود که در دوران یلتسین این کار انجام نشد. در دوران پوتین، همکاری در این موضوع خیلی فعال شد. یکی دیگر از دلیلهای خیل مهم این بود که آقای پوتین چندان فرصتی پیش روی خود نداشت که وضعیت را عوض کند و این تا سال 2003 طول کشید.
در این زمان دورهای شروع شد که در بازار و خود سیستم اقتصادی روسیه، خصوصیسازی آغاز شد و سهامداران شرکت مسوول طرف روسی سه و چهار مرتبه عوض شدند. اول دولت بود. بعد خصوصی شد. سپس کسی دیگری آمد و بعد دوباره خصوصی شد و... تا اینکه دوباره دولت آن را خرید. حال فرض کنیم هر نفری که می آمد خیلی تأثیر منفی میگذاشت. چون می خواست یک برنامه جدید ایجاد کند و به خاطر این برنامه جدید میگفت که کار را باید متوقف کنید. دلیل سوم اینکه من نمیتوانم بگویم که تنها طرف روسی باعث عقب ماندن نیروگاه بوشهر بود.
اگر نظر طرف روس را بخواهید، آنها دهها دلیل میآورند که طرف ایرانی هم بخاطر سیستمهای بانکی و ارسال نکردن به موقع وجوه مقصر بوده است. در نهایت کار سوخت برای این نیروگاه تا آن زمان مشخص نبود.
در سال 2003 جهان غرب بازی خیلی بدی را با ایران شروع کرد و در همه جا یک نظر را اجرا کردند . چون مطبوعات جهانی به آمریکا و صهیونیستها نزدیک است. اصلاً فرض کنیم آنها فضایی را درست کردند که ایران بهانه میگیرد که نیروگاه بوشهر را تنها برای برق و مصارف صلحآمیز میخواهد. اما برنامههای دیگری در کنار این دارد.
به هرحال متأسفانه نه تنها ایران بلکه بسیاری کشورها این مسئله را یک مثال برجسته میدانند که با روسیه نمیتوان کار کرد. چون یک پروژه هزار مگاوات سالهاست که به اتمام نمیرسد و با روسیه نمیشود همکاری کرد. زیرا هر پروژه اقتصادی گرایش سیاسی دارد و این خیلی به زیان روسیه است.
این عقبماندگی روسیه از برنامههایی که داشت به اعتبار روسیه لطمه زد. اصلاً فرض کنیم که ایران خیلی منصفانه رفتار کرد؛ امکان داشت که ایران حق عقب ماندن این نیروگاه ها را از روسیه طلبکار باشد، در این صورت روسیه اصلاً نمیتوانست سودی دریافت کند. چون خیلی عقبمانده بود. ولی امروز با همه دشواریهایی که پشتسر گذاشتیم، در شرایطی هستیم که برنامهها در زمانی کوتاه و با کیفیتی بالا انجام شود. چونکه ما تجربه مهمی در همکاریهای چندساله پیدا کردیم.
مثلاً در پروژههای بزرگ مثل نیروگاههای اتمی نیاز دارد صدها شرکتها در آن حضور داشته باشد، هم از طرف روسیه و هم شرکتهایی که در ایران در این زمینه کار میکنند که هر دو طرف تجارب زیادی پیدا کردهاند. باید عبرت بگیریم و اشتباهاتمان را تکرار نکنیم و مهم این است که ما از این فشار سیاسی بیرون آمدهایم. صرفاً از لحاظ پروژههای اقتصادی میتواند امتیاز مثبتی برای حضور سیاسی باشد و همه میبینند که نقش و امکانات ایران در سطح جهان خیلی گسترده میشود.
روسیه تصمیم گرفته است که با ایران و چین و هند روابط نزدیکتری داشته باشد و در هماهنگی با این کشورها میتوان دنیای یک قطبی را از بین برد عضویت در سازمان کنفرانس اسلامی و حمایت از ایران برای عضویت در سازمان شانگهای به تحقق این امر کمک خواهد کرد. امید دارم که همکاری ایران و روسیه با سیاستهای جدیدی که من از روسیه میبینم، چشمانداز خوبی داشته باشد.
* شاخصها و علائم سیاست خارجی جدید روسیه در ارتباط با ایران چیست؟
روسیه اکنون میتواند خیلی راحت با کشورهای اروپایی حرف اول را بزند. چون تمام اروپای غربی از لحاظ انرژی به روسیه وابستگی دارد. ایران اصلاً کشوری است که اگر اوضاع سیاسی خراب شود، تمام اقتصاد آسیا و اروپا را فلج میکند و هیچ جای دنیا این را نمیخواهد. خود آمریکا هم این را نمیخواهد، این سیاستی است که فقط در سطح بلوف است. تا جایی که اطلاع دارم، خود کشورهای اروپایی که همکار استراتژیک آمریکا هستند، هر روز سوال میکنند که چرا باید کاری را انجام دهیم که به نفع ما نیست. آمریکا که دیگران را به تحریم ایران دعوت میکند، خودش چیزی را از دست نمیدهد و این ما هستیم که چیزهایی را از دست میدهیم.
پس ما چرا به خاطر سیاستهای آنها این کار را انجام دهیم. چندی پیش نیز ژاک شیراک اعلام کرد که ما فکر نمیکنیم تحریم چیزی است که باعث شود ایران سیاستهای خود را تغییردهد و ما از این جریان حمایت نمیکنیم. برای همین من احساس میکنم که روسیه امروز دنبال منافع خود است و همکاری با ایران، حمایت کننده این منافع است. با ایران بودن از لحاظ اقتصادی و سیاسی خیلی مفید است. یک مثال میزنم اگر روسیه با ایران تنها در سیستم فروش گاز طبیعی همکاری کند.
با توجه به اینکه روسیه کشور اول و ایران کشور دوم است، اصلاً تمام دنیا به سیاست هماهنگ شده قیمتگذاری در این محدوده و اینکه به کدام کشور گاز صادر کنند، راه کدام باشد، لوله از کجا بگذرد، وابسته میشدند. در این صورت نه تنها تمام اروپا، بلکه تمام دنیا با در نظر داشتن این امکانات با این دو کشور رفتار خواهند کرد.
* به نظر شما آیا در سیاست خارجی جدید روسیه، روابط ایران و روسیه محکمتر میشود؟
**نظر من این است که در آیندهای نزدیک ما پیشنهادهایی را در سیاست خارجی روسیه دریافت میکنیم که سطح روابط دو کشور را به بهترین حد میرساند که دیگر کشورهای غرب از تحریم و دیگر فشارهای نظامی صحبت نکنند. چون مهمترین چیز این بود که روسیه برای خودش تصمیم بگیرد و اینکه روسیه می تواند با ایران همکاری کند. روسیه به این نتیجه رسیده است و این تصمیم را گرفته است.
همکاریهای گسترده اقتصادی در برنامههای دراز مدت دو طرف وجود دارد و روسیه نمیخواهد ایران متشنج شود و در تهدیدهایی که متوجه این کشور می شود، روسیه به دنبال آن است که از ایران حمایت کند.
* محتوای این برنامه و پیشنهادات چیست؟
**قبل از همه، روسیه سیاستی را در پیش گرفته که منافع خود را تامین کند. یکی از مهمترین کشورهایی که روسیه میتواند با آن کار کند، ایران است. روسیه بازار انرژی هند را از دست داد. با قرارداد آمریکا و هند دیگر من فکر نمیکنم روسیه بتواند آنجا نیروگاه اتمی بسازد. چین و ایران می ماند که چین هم تصمیم گرفته بیشتر با فرانسوی ها کار کند.
در درازمدت چین و روسیه رقیب یکدیگر هستند و محکم شدن روابط روسیه با سایر کشورها و امکانات بیشتر روسیه به نفع چین نیست. آنها میتوانند به روسیه رجوع نکنند، تنها ایران باقی میماند که بازار خوب آن فقط در سطح چین و هند نیست، ولی در سطح جهانی خیلی مهم است. به خاطر آنکه این همکاریها را داشته باشیم باید سیاست خارجی جدیدی داشته باشیم که این سیاستها اول پروژه های اقتصادی را در بر میگیرد. بعد روی همکاریهای علمی و تکنیکی و همکاری نظامی و تکنولوژی مثلاً ماهواره نیاز داریم یا به هواپیما. همه این موارد سیاستهای جدیدی است که روسیه اتخاذ میکند و آن را دنبال خواهد کرد.
* شما گفتید که در دراز مدت چین و روسیه رقیب یکدیگر هستند. از طرفی هم تاریخ نشان داده که روسیه نمیتواند با غربیها مثل انگلیس، فرانسه، آمریکا متحد باشد. در سیاست خارجی جدید، روسیه چگونه باید با شرق و غرب تعامل کند که ایران در این تعامل جای گیرد؟
**یکی از مشکلاتی که ایران با روسیه دارد، این است که تکلیف روسیه با جغرافیای خود مشخص نیست. اگر به سمت شرق باشد، ایران می تواند به روسیه دور یا نزدیک باشد. همان مشکلی که در زمان محمد رضا پهلوی بود. اگر به سمت غرب باشد نیز همین طور رفتاری که روسیه یکبار به سمت پکن می رود و یک بار به سمت واشنگتن، این ایران را مردد می کند. مثلاً دولت جدید بحث گفتمان نگاه به شرق را مطرح کرد، ولی باز گاهی اوقات روسیه به سمت غرب می رود، این مسئله را مشکل می توان تحلیل کرد.
کشور شما یعنی دولت آقای احمدی نژاد سیاستش این است که بیشتر تمایل به سمت کشورهای شرق دارد. در سیاست خارجی کشور روسیه این مسیر هنوز نمایان نیست و روسیه برای خود تصمیم نگرفته که با شرق باشد یا با غرب. میخواهد همه جا باشد، هرجا که برای روسیه منافعی هم در اقتصاد و هم در سیاست داشته باشد. ولی واقعیت چیز دیگری است، اینکه روسیه می تواند جزء اروپای غربی باشد روشن است و خود اروپا هم میتواند بپذیرد.
چنانکه میبینیم، سران کشورهای پیشرفته دنیا فکر میکنند که روسیه به این سطح نرسیده است. ولی به لحاظ معنوی می تواند جزء این هشت کشور باشد، یعنی هفت بعلاوه روسیه .آنها از یک طرف از بالا نگاه میکنند و میگویند که در حد گروه ما نیست و روسیه هم ناراحت میشود. به هر حال سیاست روسیه این است که بیشتر تمایل به شرق دارد و البته روسیه در یک حالت ژئوپولیتیکی و جغرافیایی خاصی قرار گرفته است و مثلاً نمی تواند مثل ایران یک مسیر را انتخاب کرده و به دنبال آن برود.
تبادل ایران و روسیه از لحاظ اقتصادی دومیلیارد و چهار صد میلیون دلار است. با روسیه چین بیشتر از پنجاه میلیارد و با آمریکا تا صد میلیارد دلار و با غرب مثلاً فرانسه بالای هفتاد میلیارد دلار، روابط اقتصادی دارد.
بیشتر غربیها به روسیه می گویند ببینید ایران چه به شما میدهد یا شما و ایران چه همکاری میتوانید با هم داشته باشید. اگر تبادل اقتصادی شما با ایران دو میلیارد است و ما این دو میلیارد را به شما میدهیم و شما منصرف شوید. اگر طرح نیروگاه بوشهر یک میلیارد دلار است، ما به شما پروژههایی میدهیم که ده میلیارد دلار است و شما آن کار را نکنید. ولی روسیه دنبال آن نمیرود.
روسیه میخواهد قدرت و جایگاهی که قبلاً داشت را دوباره ایجاد کند به همین دلیل من فکر میکنم تمایل پوتین و دولت جدید روسیه این است که تمام سیاست خود را در اساس منافع خود هدایت کند. روسیه معتقد است بهترین روابط سیاسی بر اساس روابط خوب اقتصادی است.
* راجع به کارتل گاز بین روسیه و کشورهای بزرگ صادر کننده گاز در جهان، بعضی از مخالفت روسیه از عضویت ایران در این کارتل خبرمیدهند. به نظر شما روسیه از ورود ایران به یک سازوکار شبیه اوپک حمایت میکند؟
**روسیه میخواهد چهار کشوری که 60 درصد گاز جهانی را تولید میکنند، یک کارتل درست کنند و بدین ترتیب قدرت و انسجام بیشتری پیدا کنند. در چند سالی که یلتسین، رئیسجمهور روسیه بود، نفوذ غرب بر تمام ساختار دولتی روسیه و شرکت های بزرگ روسیه بسیار شدید بود. خوشبختانه پوتین توانست از این فضا بیرون بیاید و توانست حرفی از استقلال روسیه بزند. حرفی که او میزند، حرف سیاسی یا بی پایه و اساسی نیست. بلکه از پتانسیلهای موجود بر میآید.
* پیشبینی شما چیست؟ آیا کارتل تشکیل میشود؟
**من فکر میکنم که امکانات خیلی خوبی وجود دارد و احتمال زیاد می رود که بعد از مذاکرات، گروه های کار انجام شود. اگر شما بخواهید بورس نفت درست کنید، تمام دنیا علیه شما هستند. زیرا از یک بورس نفتی میهراسند. حتی برای امریکا یک کارتل گاز که اقتصاد تمام دنیا را به بازی می گیرد، ضربه سنگینی خواهد بود. آنها مثل مرگ میترسند و میخواهند مانع شوند.
ولی من پیشبینی میکنم چون این به نفع چهار کشور است، میتوانند به راحتی این کار انجام دهند و این کار سادهای نیست. چون باید قوانین چهار کشور عوض شود که این کار در یکی دو ماه انجام نخواهد شد. ولی این دورنما وجود دارد و امیدوارم که ما به این کارتل برسیم و بتوانیم از امکانات صددرصد استفاده کنیم.