تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۸۷۷۰۸
در بررسی نقش و وظیفه مردم در سال پیامبر اعظم(ص) عنوان شد؛

گسترش فرهنگ خودسازی و ظلم‌ستیزی


رسول اعظم، اولین شخصیت عالم وجود است و همه انبیاء و اولیاء تحت لوای آن بزرگوار هستند. ما به عنوان پیروان آن حضرت و شیفتگان ایشان، هر چه در زمینه‌ی معرفت نسبت به ایشان تلاش کنیم، باز هم کم است.
حجت‌الاسلام دری نجف‌آبادی دادستان کل کشور و امام جمعه موقت شهر ری ضمن بیان این مطلب در جلسه هفتگی انصار، گفت: عارفان به حق آن حضرت کسانی چون امیرالمومنین و امام مجتبی، حضرت فاطمه زهرا(س)، حضرت سیدالشهدا و زین‌العابدین امام سجاد(ع) هستند. در بعضی از روایات به نقل از پیامبر(ص) چنین آمده: «یا علی مرا غیر از تو و خدا نشناخت و تو را غیر از من و خدا نشناخت و خدا را هم غیر از من و تو نشناختیم.»
پیامبر عقل کل و هادی و سمبل رحمة‌للعالمین است و در فردای قیامت، شفاعت آن بزرگوار، بخشی از رحمت رحیمیه‌ی حضرت «رحمةللعالمین» است و شاید به یک معنی بتوان گفت که خداوند اختیار همه‌ی رحمت و رحمانیتش را به پیامبر داده است.
باید به این نکته توجه کرد که انس و ارتباط با این پیامبر چقدر با ارزش است تا جایی که بتوانیم در سر سفره‌ی او در دنیا و آخرت متنعم باشیم و در حقیقت به فوز عظیم نائل شویم. پیامبران دیگر و اولیاء و صالحان و شهداء سر سفره ایشان هستند و حیف است که ما از وجود نازنین وی بی‌بهره باشیم؛ چون زمانی که بی‌بهره هستیم از رحمت خداوند هم بی‌بهره‌ایم.
اگر غیر از این باشد، مسیر نقمت و نفرین و عذاب است. راه هم همین است و راه دیگری وجود ندارد.
نباید اشتباه شود تا افراد حقه‌باز و دین‌تراش مثل انگلیسی‌ها بیایند، دین درست کنند. ارباب‌های حقه‌باز دنیا نیایند و برای خود دکانی درست کنند، آن هم در برابر پیامبر(ص). چون تنها راه، راه پیغمبر است و خود ایشان هم فرموده‌اند: «راه من از راه امیرالمؤمنین و اهل‌بیت و امروز هم از وجود نورانی حضرت خاتم‌الاولیاء، حجت ابن الحسن‌المهدی(عج) سامان می‌گیرد و راه‌های دیگر کج‌راهه است. راه علی مرتضی است که به مقصد می‌رساند و اگر هم تخلف کنی یا جزء مارقین می‌شوی، یا جزء قاسطین و ناکثین و یا جزء بی‌تفاوت‌ها.»‌
حجت‌الاسلام دری نجف‌آبادی در ادامه افزود: عبدالله عمر و عبدالله زبیر دست علی(ع) را به عنوان بیعت نفشردند. بعد از فتح مکه آنها را نزد حجاج ابن یوسف آوردند و آنها با پای حجاج بیعت کردند، چون چاره‌ای جز این نداشتند. همین که قدر امیرالمومنین(ع) را نشناختند، خداوند حجاج را بر آنها مسلط ساخت و عجیب این جاست که حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه پیش‌بینی کرده بودند که شما قدر مرا نمی‌دانید «ولیسلطن علیکم غلام ثقیف، السیال المیال ایهم ابا وضح» یعنی همان حجاج ابن یوسف ثقفی. بنابراین راه، راه رسول‌الله است و تداوم آن راه اهل‌بیت(س) است و نباید در برابر رسول خدا و اهل بیت ادعا کرد.
وظیفه علما در عصر غیبت
پیامبر و اهل بیت هم فرموده‌اند که در عصر غیبت به علماء و مراجع و بزرگان دین رجوع کنید. امام حسن(ع) عسگری می‌فرماید:‌ «ان علماء امتی المرابطون فی الصف الذی و فی السغر الذی یلی ابلیس و عفاریطه» در آن مرزهایی که یک طرفش ابلیس و عفریته‌های ابلیسی هستند که می‌خواهند نفوذ کنند و دسیسه و دغل‌بازی کنند و افکار و اندیشه‌ها و اخلاق را پریشان کنند و هویت دینی را آسیب بزنند، در مقابل این دسیسه‌گران حقه‌باز و شیاطین خناس و وسواس‌های جعال کذاب، علمای امت هستند.
آنها در سنگرهای اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و تربیتی، سنگربانان ارزشمند اسلام و قرآنند. این تعابیر از امام حسن عسگری است که انسان از شنیدن آن لذت می‌برد. بنابراین ائمه راه را کاملاً روشن کرده‌اند.
روایتی دیگر مربوط به امام عصر(عج) است به این مضمون:‌ اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا» الحوادث الواقعه، یعنی تمام حوادث و مسائل شامل مسائل نو و پدیده‌های جدیدی که در دنیای بشریت تا قیامت بوجود می‌آید.
این صراط مستقیمی است که ائمه ترسیم کرده‌اند آنها می‌دانستند غیبت صغری و بعد از آن غیبت کبری پیش می‌آید، لذا زمینه را برای عصر غیبت آماده می‌‌کردند.
دادستان کل کشور همچنین گفت: درست همین کار را امام(ره) کرد و الا تمام زحمات او بر باد می‌رفت. امام وقتی که از دنیا می‌رود بالطبع باید برای آینده پیش‌بینی کند، خط را نشان دهد و راه را ترسیم کنند که امت دچار لغزش نشوند و اگر یک زاویه انحراف هم مشاهده کرد به سرعت جلوگیری کند تا مسیر امت به طور دقیق بر محور تقوی و عدالت تداوم یابد.
کارشکنی‌های منافقان و دغل‌بازان
این مسیری است که اسلام برای ما ترسیم کرده است، البته در طول این 1400 سال، هم در زمان خود ائمه و هم بعد از زمان ائمه همواره انسان‌های جعال و کذاب و نیرنگ‌باز بوده‌اند و متأسفانه در دنیای جدید هم دست‌های پلید استعمار خیلی به مسئله دامن زده است. مثل جنگ عثمانی‌ها و صفویان، جنگ مغول‌ها و تیموری‌ها با ما، جنگ صدام با ما و درست کردن جریان خبیثی مثل صهیونیست‌ها و اسرائیل.
مگر الان جریانات فتنه‌انگیز در مرزهای کشورمان را چه کسانی دامن می‌زنند، اصلاً با چه منطق و مرام و مکتبی سازگار است که یک روز بیایند در مرزهای شرقی بیست و چهار نفر را بکشند و بعد هم در مرز بم و زاهدان 12 نفر را به شهادت برسانند.
اینها مگر ضد تروریسم نیستند، مگر ادعای مبارزه با تروریسم را ندارد، پس چرا از تروریست‌ها حمایت می‌کنند و منافقین را پناه می‌دهند؟ مگر منافقین کم آدم کشته‌اند. این جاست که می‌بینیم آنها دچار یک تضاد عجیبی هستند. مفاد نامه‌ی رئیس‌جمهور هم از این جهت جالب است که تضادهای اینها را روشن می‌کند.
مگر ادعای مسیحی‌گری ندارند؟ کجا پیروان حضرت مسیح و خود مسیح (ارواحنا فدا) اجازه دارد مردم را بمباران کنند و خانه‌هایشان را ویران و آنها را آواره سازند.
حالا در سال جدید که سال رسول اعظم(ص) است می‌خواهیم با ایشان مجدداً اعلام وفاداری کنیم.
وظیفه ایرانیان در سال پیامبر اعظم(ص)
اولین قدم این است که خودمان بوی پیغمبر بدهیم و این شدنی است، منتها این پیامبری که تا چهل سالگی یک از کارهایش شب زنده‌داری در غار حرا بود، ما چقدر از این زاویه به ایشان نزدیک هستیم. بنده خودم از خودم خجالت می‌کشم. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌فرماید: گاهی پیامبر یک ماه و یا چند ماه در غار حرا می‌ماند، و فقط من می‌رفتم سراغ ایشان و کوزه‌‌ی آبی و خرمایی و تکه نانی برای پیغمبر می‌بردم.
این پیامبر فقط یک انیس و مونس در غار حرا داشت و آن هم خداوند تبارک و تعالی بود. ما در درجه اول باید به درون خویش بپردازیم. اگر امام رضوان‌الله تعالی علیه، امام شد، اول یک انسانی بود که به درون خود پرداخته و خود ساخته بود. امام(ره) کتاب جهاد با نفس را اول نوشت و بعد کتاب جهاد با کفار را به رشته تحریر درآورد.
اول باید در میدان جهاد با نفس موفق باشیم، وقتی در این میدان موفق بودیم در میادین جهاد دیگر هم خداوند توفیق می‌دهد، اما اگر در میدان جهاد اکبر شکست بخوریم در میدان جهاد اصغر قطعاً شکست خواهیم خورد. بنابراین صیانت و تربیت نفس و تهذیب و تزکیه آن، گلوگاه و پل صراط است. اگر از این صراط عبور کنیم از همه صراط‌ها عبور می‌کنیم. این از شمشیر برنده‌تر، از مو نازکتر و از آتش سوزنده‌تر است، خیلی هم سخت است.
اگر می‌بینید شهید مطهری این قدر عزیز است، بدین خاطر است که در میدان جهاد اکبر موفق بوده است. اگر می‌بیند امام(ره) آن همه منشأ آثار و برکات بود در میدان جهاد اکبر موفق بوده است. هیچ کس جرأت نمی‌کرد نزد امام غیبت کند، نماز اول وقت و نماز شبشان تعطیل نمی‌شد.
امیدوارم شما عزیزان در سال رسول اکرم نه تنها در سنگر خودسازی و تخلق به اخلاق حسنه و مکارم اخلاق، بلکه در سنگر گسترش فرهنگ رسول‌الله هم کوشا باشید، و اگر خودمان را برای گسترش فرهنگ محمدی فدا هم کنیم باز کم است. این فرهنگ کوثر دنیا و آخرت است. اگر دنیا و آخرت، خیر کثیر، سلامت دین و دنیا، عزت و شوکت، اقتدار دنیا و آخرت و مبارزه با فساد و اسرائیل را می‌خواهید، همه در گرو فرهنگ محمد و آل محمد(ص) است و اگر می‌خواهید شب اول قبر شب آرامش شما باشد و با نفس مطمئنه از دنیا بروید، عشق محمد و آل محمد باید باشد.
* یکی از مهم‌ترین عوامل امنیت قضایی، اجرای قانون در قوه قضائیه است. آیا قبول دارید در گذشته به اندازه‌ی کافی با متخلفان به صورت قانونی برخورد نشده است. برنامه آینده شما چیست؟‌
**‌ قوه‌ی قضائیه برنامه‌های مختلفی دارد و متأسفانه همیشه آخر خط است. این مشکل در سیستم قضایی وجود دارد و نتیجه‌ی اقدامات و عملیات و تصمیمات به قوه قضائیه منتهی می‌شود مثلاً دو نفر به حقوق یکدیگر تجاوز می‌کنند و بعد می‌آیند نزد قوه قضائیه و یا با دولت دعوا می‌کنند، می‌آیند نزد قوه قضائیه یعنی از اول یک سیاست‌ها و اقدامات انجام می‌گیرد، اقدامات خوب، بد، غلط، درست و یا نادرست و تصمیم‌هایی گرفته می‌شود.
این تصمیم‌ها ممکن است در بخشی زمینه‌ها درست باشد و بخشی دیگر نادرست و این تصمیم‌ها منتهی می‌شود به دعوا و کشمکش و نزاع و تضییع حقوق بیت‌المال، بنابراین باید ببینیم انتظاراتمان کجا در ارتباط مستقیم با قوه قضائیه است. ضمن اینکه این انتظارات بحق است.
* چرا مثل اوایل انقلاب، قوه قضائیه با پدیده شوم مواد مخدر قاطعانه برخورد نمی‌کند؟‌
** اول انقلاب در افغانستان حداکر 250 تن مواد مخدر تولید می‌شد، الان طبق آماری که داریم در افغانستان بیش از 4500 تن مواد مخدر تولید می‌شود و صدها کارخانه و کارگاه برای تبدیل این مواد فعال هستند. بنابراین واقعاً بلای امروز، بسیار وحشتناک‌تر است. نه تنها این بلا از شرق وارد می‌شود بلکه از غرب هم به صورت قرص‌های روانگردان و اکستازی و مشروبات الکلی می‌آید. اول انقلاب معنی نداشت که در فلان استان مرزی ما غیر از سیستان و بلوچستان یک دفعه مثلاً صد و ده کیلو تریاک و هفتصد کیلو حشیش کشف و ضبط کنیم.
بنابراین امروز خطر حداقل ده برابر اول انقلاب است. پارسال طبق آمار 92 نفر اعدامی داشتیم که پنجاه نفر از اینها به حکم قصاص اعدام شدند و چند نفر هم در درگیری‌های مواد مخدر کشته شدند. بعد مجامع بین‌المللی اعلام می‌کنند که چهار کشور در رده‌ی اول اعدامی‌ها هستند، یکی ایران و دیگری چین و عربستان و غیره. خودی‌ها هم در داخل شروع می‌کنند روزنامه و شب‌نامه نوشتن و غیره.
این طرف هم مشکلاتی هست، ما اگر بخواهیم برخوردهایی با آن کیفیت داشته باشیم شرایط با آن زمان خیلی متفاوت است. نمی‌گویم که کسی از چنگ عدالت فرار می‌کند، بلکه باید متوجه باشیم که مبارزه با مواد مخدر یک عزم فراگیر و جامع و ملی و همه جانبه و از همه مهم‌تر پیشگیری را می‌طلبد. البته در مرزها نیز باید قاطعانه برخورد کرد، منتها یک فشار همه جانبه هم باید روی دولت کرزای و دار و دسته طالبان که صدها هزار هکتار مواد مخدر کشت می‌کنند، وارد کرد.
متأسفانه الان در داخل کشور هم مواد مخدر کشت می‌شود که جدیداً کشف شده است. این واقعاً یک عزم و اراده ملی می‌طلبد. زندان‌های ما هم برای این کار مناسب نیست و متأسفانه اردوگاه‌ها هم سامانی نیافته‌است. بنده به عنوان دادستان کل کشور یک دانه یک ریالی برای این کارها ندارم. بنابراین دغدغه‌ی شما را تحسین می‌کنم و از شما درخواست می‌کنم که چندین تشکل ایجاد کنید تا جوان‌ها جذب جریان‌های فاسد نشوند.
* در مورد عملیات استشهادی و اشاعه فرهنگ شهادت‌طلبی نظر خود را بیان نمایید.
**‌ عملیات استشهادی چه بسا در سرزمین‌های مقدس فلسطینی بسیار کار مناسبی باشد. اگر یک موقع در کشور خودمان هم نیاز شد ان‌شاءالله عملا ً انجام وظیفه می‌کنیم. این نکته هم ضروری است که این کار حتماً باید با اجازه باشد. این قبیل موارد حتماً یک اجازه ویژه و هدایت حکیمانه می‌طلبد.
* آیا قوه قضائیه در جهت اصلاح ساختار و جلوگیری از کجروی قضات از ابزار جدید استفاده می‌کند؟‌ اگر جواب مثبت است چرا طلیعه‌ی آن را مشاهده نمی‌کنیم؟
**‌ آدم‌های کیفی ما یک بخشی به سپاه رفتند و بخشی دیگر به تربیت معلم و بخشی دیگر به دنبال پول به پزشکی روی آوردند. چند درصد از انسان‌های 100 درصد امین، شایسته و با اخلاص و فداکار به سیستم قضایی کشور رو آوردند. چند نفر همچون شهید بهشتی، شهید املشی، شهید سلطانی، شهید مقدسی، آیت‌الله ربانی و آیت‌الله مؤمن در قوه قضائیه داریم. بنده هم به خاطر گرفتاری‌های روزگار از همان اول داوطلب قوه‌ی قضائیه و دادستانی کل کشور نبودم، قلم تقدیر ما را به این سو کشاند.
در حال حاضر نیاز به کسانی داریم که تشخیص بدهند زیرا امر قضا امر تشخیص است و یک آدم تیز می‌خواهد و کسی که به فرموده پیامبر «فاطمه‌ی مخدومیه با فاطمه زهرا(س)» برای او فرقی نداشته باشد. این خیلی مهم است. در امر غیر قضا انسان می‌تواند حلوایی بگیرد و بخورد ولی در امر قضا این حلوا (هدیه) سم مهلک است. در بحث قضا رشوه و هدیه از سم مار مهلک‌تر است و انسان باید آخرتش را هم برای آن بدهد. از طرف دیگر روابط هم بی‌تأثیر نیست و حتی شخصیت‌های بزرگ نظام غیر از شخصیت‌ مقام معظم رهبری که شخصیت اول هستند از دادستانی کارهایی را می‌خواهند که مشکل‌ساز و برخلاف مقررات است.
پس قوه قضائیه نیاز به آدم‌های قدرتمند و با کیفیت و کارآمد و دقیق و امین و متخصص و اهل تشخیص دارد و به طور کلی نیاز به آدمی دارد که اگر خورشید را در یک دستش و ماه را در دست دیگرش قرار دهند از وظیفه‌ی اصلی خویش تخلف و تخطی نکند و این بسیار مشکل است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات