خداوند خبیر را شاکریم که به مدد آیین آسمانی اسلام و انفاس قدسیه حضرت رسول اعظم، محمد مصطفی(ص) تحولی شگرف در نفوس انسانها پدیدار شد تا پذیرای پیام فطری پروردگار یکتا باشند. ما این نکته تاریخی را فراموش نیم کنیم که خسروپرویز، پادشاه ساسانی وقتی نامه مقدس پیامبر اسلام(ص) را دریافت کرد، از دعوت الهی رسول خدا سرباز زد و نامه را پاره کرد. البته به تاریخ پادشاهان و ستمگران باید مجزای از تاریخ ملل نگریست. در همین سرزمین که این اتفاق نامیمون رخ داد، ملتی برخاستند که با اشتیاق و رغبت کامل و با عنایت الهی، رویکردی ایثارگرانه به اسلام و رسول اعظم آن نمودند که از همان زمان تاکنون کانون توجه همگان حتی حضرات معصومین علیهم السلام شدهاند. افکار عمومی مسلمانان صدر اسلام در زمانی که پاره کردن نامه پیامبر توسط خسروپرویز صورت گرفت برضد پارسیان برانگیخته شد به طوری که در رویاروییهای ایران و روم، مسلمانان، مترصد و خواهان شکست ایرانیان بودند و از پیروزی آنان در مصاف با روم، اندوهگین شدند فلذا خداوند برای تسلای دل محزون مسلمانان، آیات اولیه سوره مبارکه«روم» را نازل فرمود و خبر غیبی شکست پارسیان را اعلام نمود. غرض این که بحمدالله ملت معظم ایران، راه سیاه سلطهگران و ستمگران و پادشاهان را دنبال نکردند و با آغوش باز به آغوش همیشه گشوده اسلام عزیز و رسول این آیین پناه آوردند و به گونه ای اندیشیدند و عمل کردند که پیامبر اعظم اسلام، ایرانیان و یاران سلمان فارسی را محیی دین خدا معرفی نمودند.
و اکنون فرزند برومند این ملت، دکتر محمود احمدینژاد که تربیت یافته نهضت مهرآگین رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و مطیع محض ولی امر مسلمین حضرت آیتالله خامنهای است به سیره سماوی رسول اعظم(ص) تمسک میجوید و قصد آن دارد که به سران کشورهای اهل کتاب، نامه ارسال کند و دیدیم که فتح باب آن، ارسال نامه به جرج دبلیو بوش رئیسجمهور آمریکا بود که طی آن وی و مسئولین کاخ سفید را به سوی تعالیم توحیدی و اتخاذ سیاستهای صادقانه و دست کشیدن از دروغ و ستم و سیاهی فراخواند.
دکتر احمدینژاد، رئیسجمهور محبوب ایران در این نامه بر معلمی خویش تاکید نموده، یعنی بر نقش هدایتی و نظارتی هر فرد مسلمان که بر او وقایه و امر به معروف و نهی از منکر، واجب است و فریضه محسوب میشود؛ نقشی که در راس هرم آن انبیاء عظام علیهم السلام قرار دارند و تمام آحاد مسلمین نیز ایفاگر آن هستند و باید باشند؛ کما این که خاتم الانبیاء(ص) نیز فرمودهاند:"انی بعثت معلما" یا "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق".
در این نوشتار، بحثی بر سر شرایط زمانی و مکانی ارسال این نامه نداریم چه این که وقتی دکتر احمدینژاد را برای مسند ریاست جمهوری برگزیدیم، او را معتمد نظام ولایی کشورمان و اصلح در تصمیمسازی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی یافتیم و برآنیم که تصمیمات و اقدامات مربوط به سیاست داخلی و خارجی ایشان منطبق با آرمان های دینی و منافع و مصالح ملی است. بخث ما بر سراین است که نقش هدایتی و تبلیغی دولت حتی در سطح فراملی، نقشی است غیر قابل انکار که دولتمردان مکلف به ایفای آن هستند.
اکثر مفسران معتقدند خطابات قرآنی که مخاطب آن عامه مردم یا اهل ایمان میباشند، تکلیف شان روشن و واضح است ولی خطاباتی که مخاطب آن پیامبر خداست، به جز مواردی خاص، دایره اهل ایمان نیز مشمول آن خطاب میباشند لذا آیه 64 سوره مبارکه آل عمران- همان آیهای که نامه رئیسجمهورمان نیز متبرک به آن شده است- میفرماید:"ای اهل کتاب! بیایید به سوی کلمه حق که میان ما شما یکسان است مبنی بر این که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را ارباب نگیریم و برای غیر از خدا مقام ربوبی قائل نشویم، پس اگر از حق روی گردانند بگویید شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداییم".
معضل اصلی دنیای امروز، عدم تمکین فرامین الهی و عدم پایبندی به اخلاقیات، خصوصا از سوی سران و دولتمردان کشورهای دنیا بالاخص ممالک غربی است و این فراخوان فاخر دکتر احمدینژاد که منبعث از تکلیف هدایتی، نظارتی هر فرد مسلمان است اقدامی جمیل و جالب توجه بود که باید قدردان این اقدام شجاعانه و هوشیارانه ایشان باشیم و تاثیر آن را به خداوند خبیر واگذاریم که ما مامور به تکلیفیم؛ "و مارمیت اذرمیت ولکن الله رمی». از پاسخ یا عدم پاسخ سران کاخ سفید به این نامه نیز اندوهگین نشویم چه این که نامه نامی تاریخی رسول اعظم اسلام را نیز بی پاسخ گذاشتند و حتی به آن اهانت هم نمودند اما نور نبوی به اراده خدا در جهان درخشیدن گرفت؛"والله متم نوره ولو کره الکافرون".