به مناسبت تحولاتی که اخیرا در کشور و سطح جهان رخ داده و نوید دهنده تحولات ریشهای بیش تری است، به یاد برخی آیات قرآن کریم افتادم که برای همه درسهای آموزنده ای در بردارد. در طول تاریخ برای اقوام و امت های گذشته تحولات بی شماری پیش آمده که منحنی های صعودی و نزولی را ترسیم میکند. بسیاری از اقوام مراحلی از عزت و نعمت های ظاهری را داشتند ولی پس از چندی از آن ها گرفته شد؛ کسانی هم در فقر، ذلت و بیگاری دشمنان گرفتار بودند، اما خدا آن ها را به عزت می رساند. قرآن با یادآوی این تحولات سعی می کند علل سقوط و محروم شدن از نعمت ها و عزت ها، و یا رسیدن به عزت را تذکر دهد. متأسفانه بسیاری از آدمیان هنگامی که حادثه ای، چه خوب و چه بد، اتفاق می افتد پس از مدتی آن را فراموش می کنند و آثاری را که باید در زندگی ببخشد از دست می دهند. برای نمونه وقتی انسان مریض می شود با خود پیمان میبندد که از این به بعد بهداشت را رعایت کند و... ولی چند روز که می گذرد آن را از یاد می برد! فراموش کردن یکی از ویژگی های آدمیزاد است. یعنی تحت تأثیر حوادث روزمره، نکتههای آموزنده ای را که باید به یادش بماند فراموش می کند.
قرآن سعی می کند جریان های گذشته را که جنبه آموزنده دارد، مرتب به مردم یادآوری کند تا فراموش نکنند. به مسلمان ها پس از کسب عزت و پیروزی می فرماید: یادتان نرود شما همان آدم های اندک بودید. مسلمان ها در ابتدا انگشت شمار و بیش تر آن ها هم برده بودند، مانند: بلال، عمار و سمیه. هیچ قدرتی نداشتند. ولی خدای متعال آن ها را پناه داد و با نصرت خودش تأکید کرد. همان عده اندک و پابرهنه توانستند قدرتمندان قریش را به زانو درآورند و به عزت دست یابند.
سعادت آدمی در این است که در برابر نعمت های الهی قدر شناس باشد، مبدأ حرکتش با شکر آغاز شود و به سوی خدا سیر کند تا به بالاترین کمالات انسانی برسد؛ اما اگر روح حق شناسی نداشته باشد به هیچ جا نمی رسد.
این مضمون ها درباره انقلاب ما هم صادق است. این آیه باید همواره در گوش ما طنین افکند که«و اذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض». چه کسانی در این انقلاب مؤثر بودند و آن را به ثمر رساندند؟ انقلاب با تظاهرات به پیروزی رسید. گروه های مسلحی مانند برخی مارکسیست ها بودند ولی انقلابیون مسلمان چنین دغدغه ای نداشتند. امام هم هیچ گاه نفرمود بروید کارهای پارتی زائی و تروریستی بکنید. بزرگ ترین عامل پیروزی همین تظاهرات و اعتصاب کارگران شرکت نفت بسیار مؤثر بود که نظام پهلوی را به زانو درآورد. واقعا فداکاری کردند و از هستی شان گذشتند. شما این ها بودید: مردمی ضعیف که خدا بر دشمنانتان پیروز کرد و قدرت را به شماها داد. طبع آدمیزاد چنین است که نعمت های خدا را فراموش می کند، از یادش می رود که گذشتگان چه سختی ها، زندان ها و توهین هایی تحمل کردند تا این انقلاب پیروز شد. به برکت پیروزی انقلاب، بزرگ ترین قدرت دنیا در برابر یک مشت مردم پابرهنه به زانو درآمد. پیش از انقلاب، ده ها هزار مستشار آمریکایی در ایران وجود داشت که از پول بیت المال ارتزاق می کردند، آن هم با حقوق هایی که ده ها برابر بالاترین کارمندان ایران بود. مستشاران آمریکایی در همه جا حضور داشتند و مداخله می کردند. تمام نهادهای کشور غیر مستقیم زیر نظر این ها قرار داشت. سلاح ها و دستگاه ها آمریکایی بود و غیر از آمریکایی ها کسی حق تعمیر آن ها را نداشت!
چنین قدرتی که بر همه امور کشور مسلط بود، ظرف چند روز به زانو درآمد و شاه هم سقوط کرد. ولی بعضی از ما طلبکار هم شدیم و بعد کم و بیش همان رفتار گذشتگان را تکرار کردیم: رشوه خواری ها، باندبازی ها، خویش و قوم بازی ها و چیزهای دیگر. انگار نه انگار که انقلابی شده و جمهوری اسلامی هست. گویا ما هم دنباله دستگاه شاه هستیم. هر روز یکی از ارزش ها کمرنگ شد، تا دیگر این اواخر، خیلی ها را نا امید کردند.
در اثر نذر و نیازها و گریه های خانواده های شهدا و مردم متدین، خدای متعال دوباره همان خانواده های شهدا و متدینان را پیروز کرد و قدرت دست کسانی آمد که گمنام بودند و کسی به آن ها اعتنایی نمی کرد. مردم چشم باز کردند، دیدند اوضاع عوض شده است. کس دیگری آمده که اصلا مطرح نبود. دیدند نغمه های جدیدی شبیه نغمه های اول انقلاب مطرح شده است: عدالت، رسیدگی به محرومان، رفع تبعیض و... . امروز باز خدا این آیه را در گوش ما خواند که «و اذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض».
دو سال پیش وضع شما متدینان چگونه بود؟ کار به جایی رسیده بود که چادری ها را مسخره می کردند، همان هنرپیشه های زمان شاه دوباره سرکار آمده بودند و تجدید شخصیت می شدند، کمبودها! را ه از جاهای دیگر تأمین می کردند: از ارمنستان رقاص می آوردند و... . مؤمنان خون دل می خوردند، شب و نیمه شب پیش خدا اشک می ریختند و می نالیدند که ما شهید دادیم برای این ها؟!
خدا دوباره دعاهای شما را مستجاب کرد و شرایط بهتری پیش آمد. اما یادتان نرود «خدا» این ها را به شما داد؛ در صورت فراموش کردن دوباره نعمت ها گرفته می شود. این دور و تسلسلی است که در تاریخ جریان دارد: هرگاه نعمت های خدا را قدر ندانیم، نعمت هایش را پس می گیرد، و هر وقت از نعمت ها قدردانی کنیم زیاد می شود. قرآن این را قاعده ای کلی و تخلف ناپذیر برمی شمارد. از یک سو برای ما آموزنده و نوید دهنده است که اگر قدر نعمت ها را بدانیم افزایش می یابد؛ از سوی دیگر هشدار دهنده است، یعنی حواستان جمع باشد، خدا ضمانت نکرده که اگر عزتی داد برای همیشه باقی بماند، بلکه به واکنش شما بستگی دارد. این گوی و این میدان: اگر می خواهید نعمت های خدا ادامه و عزتتان افزایش یابد، او را اطاعت کنید؛ ولی چنانچه دنبال هوا و هوسی باشید که دیگران رفتند، هر روز بخواهید یک مد غربی را در کشور اجرا و از آن ها پیروی کنید، منتظر باشید که لوازمش هم برایتان پیش آید.
خدا به شکر گزاری ما نیاز ندارد، شکر کردن موجب تکامل خود ما است. اگر روح شکر گزاری در آدمیزاد نباشد از حیوانات هم پست تر می شود. برخی حیوانات، اندکی کمک را ه پس از سال ها فراموش نمی کنند، ولی ما هر روز نعمت های خدا را دریافت می کنیم و از گفتن یک الحمدلله هم بخل می ورزیم!
امیدواریم خدای متعال روح شکر گزاری را در همه ما تقویت کند؛ هم درباره نعمت های فردی و هم بابت نعمت های اجتماعی: برقراری نظام اسلامی و مسؤولان دلسوزی که الحمدلله امروزه مشغول خدمت رسانی و مورد تأیید مکرر مقام معظم رهبری هستند. باید قدر این ها را بدانیم. قدر دانستن هم این است که در تحقق برنامه هایشان کمک کنیم، نه این که دنبال این باشیم تا نقطه ضعفی بیابیم و آن را زیر ذره بین بگذاریم. بیش تر بکوشیم تا نقطه های مثبت را ببینیم و شکر خدا را به جای آوریم. اگر هم ضعف هایی هست به اندازه خودمان بکوشیم تا آن ها را برطرف کنیم.