تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۸۷۷۷۱

آمریکا و بحران خروج از عراق


در زمانی که تمامی منطقه در گردابی از بحران و هرج‌ومرج فرورفته است تلاش‌های سیاسی بوش نمی‌تواند گره‌ای از این بحران‌ها در منطقه را باز کند زیرا عامل اصلی بسیاری از این بحران‌ها اشتباهات فاحش دولت بوش می‌باشد اشتباهاتی که به دور از بینش‌های سیاسی لازم و بدور از اطلاعات کافی از شرایط اجتماعی سیاسی و جغرافیایی منطقه انجام گرفته است.
در زمانی که بحران و درگیری‌های فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها به خطرناک‌ترین زمان خود رسیده است در زمانی که توافقنامه سال 1990 لبنان برای پایان دادن به جنگ‌های داخلی این کشور به پایان عمر خود رسیده است و این کشور در مرحله انفجار جدیدی از جنگ‌های دخلی است در زمانی که حکام عرب خود را در مقابل هرگونه اعتراضی از سوی گروه‌های معارض به واسطه حمایت‌های غرب مصون می‌بینند و از سوی دیگر گروه‌های معارض خود را در موقعیتی بسیار ضعیف می‌بینند چگونه ممکن است که سیاست‌ها و راهکارهای بوش برای حل بحران‌های منطقه مفید واقع شود در زمانی که بوش به‌رغم داشتن بیش از 150 هزار سرباز آمریکایی در عراق نمی‌تواند امنیت جانی خود در این کشور را تامین کند و برای گفت‌وگو با نوری مالکی نخست وزیر عراق مجبور است با وی در اردن دیدار کند، چگونه می‌توان انتظار داشت که سیاست‌های دولت بوش بتواند امنیت و مصونیت لازم برای ملت عراق را تامین کند؟
به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران برجسته سیاسی و نظامی منطقه‌ای و بین‌المللی و بر اساس بسیاری از ارزیابیِ‌های بین‌المللی انجام شده دولت بوش با ارتکاب پنج اشتباه اساسی در منطقه نقش اول، اصلی و اساسی در ایجاد بسیاری از بحران‌ها در منطقه را به عهده می‌گیرد. بر اساس طبقه‌بندی‌های انجام شده این اشتباهات به ترتیب ذیل قرار می‌گیرند و تعریف می‌شوند:
1- سیاست بوش در به حاشیه کشاندن قضیه فلسطین و چشم‌پوشی از بسیاری از ابعاد مهم این قضیه: تا آخرین هفته عمر حکومت بیل کلینتون رییس جمهور اسبق آمریکا در ژانویه 2001 کمیته‌های مسئول اسراییلی و فلسطینی هم‌چنان به تلاش‌های خود جهت حل بحران‌های فلسطین و اسراییل ادامه می‌دادند و به مرحله بسیار خوبی جهت امضای بسیاری از توافقنامه‌های لازم در این زمینه رسیده بودند.
پس از به قدرت رسیدن بوش میانجی‌گری‌های جدی کاخ سفید برای حل بحران‌ فلسطین و ایجاد توافق کلی میان فلسطین و اسراییل متوقف شد و بوش در اولین اقدام یاسر عرفات رییس تشکیلات خودگردان را از تمامی معادلات خود حذف کرد و حمایت گسترده خود از حکومت آریل شارون را اعلام کرد حکومتی که سیاست خود را بر اساس توسعه شهرک‌سازی در کرانه باختری فلسطین و مناطق مسکونی متعلق به فلسطینی‌ها نهاده بود و دشمن سرسخت توافقنامه اسلو برای برقراری صلح در منطقه بود.
پس از مرگ عرفات و روی کار آمدن ابومازن (محمود عباس) و پس از آن حکومت حماس تمامی معادلات به هم خورد و اوضاع جاری در فلسطین با توجه به سیاست سابق بوش به سود منافع اسراییل در منطقه حرکت نکرد. سیاست‌های حساب نشده آمریکا و حمایت‌های کورکورانه دولت آمریکا از اشتباهات دولت آریل شارون و پس از آن اولمرت منجر به ایجاد موجی از خشم و بی‌اعتمادی میان ملت‌های منطقه و حتی حکومت‌های آنها نسبت به آمریکا شد.
2- سیاست بوش در رهبری جنگ عراق: پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 بوش تلاش کرد که جهان را به خطرساز بودن نظام حاکم در عراق یعنی صدام قانع سازد و در این زمینه بر مساله فعالیت‌های هسته‌ای دولت عراق و خطرساز بودن این فعالیت برای منطقه به خصوص جهان غرب متمرکز شد. بوش فکر می‌کرد می‌تواند با براندازی حکومت صدام در عراق این کشور را به یک کشور دموکرات آزاد تبدیل کند، کشوری که بر اساس الگوهای غربی ساختار نظامش را بنا نهد و بتواند این نظام را الگویی برای کشورهای منطقه قرار دهد.
پس از پایان جنگ روشن شد که دولت عراق فاقد هرگونه سلاح هسته‌ای است و از طرفی این کشور پیش از آنکه قابلیت تبدیل شدن به یک کشور دموکراتیک آزاد را داشته باشد قابلیت فرو رفتن در جنگ‌های داخلی و اختلافات حزبی و طوایفی را دارد. این اختلافات ممکن است در سریعترین وقت ممکن این کشور را به کشورهای کوچکتر تجزیه و تقسیم کند.
3- بوش و سیاست نادیده گرفتن نظام حاکم در ایران و تلاش برای به حاشیه کشاندن این نظام: پس از به قدرت رسیدن بوش در آمریکا ملت ایران با انتخاب محمد خاتمی وی را به ریاست جمهوری ایران برگزیدند. متاسفانه سیاست‌های اصلاح‌گرایانه خاتمی و سیاست‌ گفتگوی تمدن‌های وی نتوانست تاثیر مثبت لازم را بر بوش داشته باشد. بوش به جای آن که از این فرصت ایجاد شده استفاده کند و پاسخ مثبتی به سیاست‌های خاتمی برای از سرگیری گفت‌وگوها بدهد متاسفانه سیاست‌های حساب نشده‌ای را در قبال ایران اتخاذ کرد و ایران را جزیی از محور شر خواند.
پیامدهای سیاست‌های اشتباه بوش پس از کنار رفتن خاتمی و به قدرت رسیدن احمدی نژاد رییس جمهور فعلی ایران مشخص شد. بحران‌های عراق و گیر کردن نیروهای آمریکایی در عراق منجر به آن شد که ایران به عنوان یک دولت محوری و استراتژیک در منطقه مطرح شود کشوری که حل بسیاری از بحران‌های عراق به میانجی‌گری‌هایش وابسته بود.
4- سیاست‌های بوش در قبال اسراییل: به‌رغم آنکه سیاست‌های آمریکا بر اساس حمایت امنیت اسراییل در منطقه تعریف می‌شود اما می‌بینیم که این سیاست‌ها بیش از آن که بتواند تل آویو را از موقعیت قوی‌تری در منطقه برخوردار کند این دولت را درگیر بحران‌های سیاسی امنیتی و نظامی کرده است. پس از مرگ عرفات که آمریکا در به حاشیه کشاندن وی به عنوان یک رهبر فلسطینی نقش برجسته‌ای داشت دولت حماس بر سر کار آمد.
تل آویو پس از حذف کردن عرفات نه تنها نتوانست امنیت نسبی شهروندان اسراییلی را تامین کند یا این که موقعیت سیاسی و نظامی خود را تثبیت کند بلکه برعکس با گسترش موجی از حملات موشکی گروه‌های فلسطینی مواجه شد و از سویی مجبور بود با حکومتی در فلسطین سروکار داشته باشد که به مشروعیت اسراییل معتقد نبود و اعضای آن از ارکان اصلی مقاومت اسلامی فلسطین بودند.
هم‌چنین رویارویی اخیر ارتش اسراییل با حزب‌الله لبنان و شکست این ارتش در این رویارویی موقعیت اسراییل در منطقه را بیش از پیش متزلزل ساخت. دیدیم که سیاست‌های جانبدارانه آمریکا از اسراییل در طولانی مدت اصلا به سود منافع اسراییل یا آمریکا نیست.
5- بوش و سیاست به حاشیه کشاندن مسلمانان: زمانی که بوش جنگ با تروریسم جهانی خود را به جنگ صلیبی علیه القاعده تشبیه کرد در واقع این جنگ خود را به جنگ‌های صلیبی غرب علیه خاورمیانه تشبیه کرد که تمامی ملت‌های منطقه تا به امروز خاطره تلخ این جنگ‌ها را از یاد نبرده‌اند. از همان زمان بود که دخالت‌های نظامی آمریکا در عراق و پس از آن در فلسطین و لبنان منجر به خشم بسیاری از ملت‌های مسلمان شد و موقعیت سیاسی آمریکا در منطقه حتی در نزد گروه‌های معتدل طرفدار گفت‌وگو و برقراری روابط با آمریکا نیز متزلزل شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات