علىمحمد سابقى
زمانى جیمز ولفن سون، رئیس پیشین بانک جهانى، جهان غرب راخطاب قرارداده وبا لحن آمیخته به هشدارگفته بود: ملل غرب باید خودرا براى سلطه آینده چین وهند که بارشد سریع اقتصادى خود جایگزین قدرت هاى فعلى جهان خواهند شد، آماده کنند. ملت هاى ثروتمند باید تادیرنشده براى آنچه که ناگزیر به عنوان موتور اقتصاد جهان ظهور خواهدکرد، چاره اندیشى کنند. او درعین حال با اظهار تأسف از این که کشورهاى ثروتمند از درک واقعیت رشد این دو مرکز قدرت آسیا عاجزند، تأکید مى کرد که:
اتفاق مى افتد توجه ندارند. آنچه ناظران رابه این پیشگویى بى پروا وادار کردگزارش بانک جهانى بود گزارشى که حکایت ازآن داشت که در25سال آینده یعنى بین سال هاى 2030تا 2040چین باپشت سرگذاشتن آمریکا به محور اقتصاد جهان تبدیل خواهد شد.
برپایه این گزارش چین دوتریلیونى امروز ، درسال 2050به مرز 6/48 تریلیون خواهد رسید ودرهمان حال تولید ناخالص داخلى زیر یک تریلیونى کنونى هند بالغ بر27تریلیون خواهد شد. به عبارت دیگر دراین مدت اقتصاداین دوکشور 22برابر مى شود درحالى که میزان رشد کشورهاى ثروتمند کنونى تنها 5/2 برابر خواهدشد.
سخن دیروز مدیر بانک جهانى امروزدرآغاز سال 2006حرف مشترک عموم تحلیلگران اقتصادى- سیاسى جهان است برآوردهایى که تاکنون از سمت وسوى تحولات جهان درسال جدید شده است بردونقطه آسیا به عنوان کانون هاى اصلى تغییر ، نشان گذارى کرده است. صداى این جهش وتحول بزرگ را بیش از همه مردان اقتصادى و دیپلمات هاى غرب دریافته اند. درآخرین روزهاى سال 2007و در ایامى که ماشین دیپلماسى آمریکا وغرب درباتلاق بحران هاى خاورمیانه گیرافتاده است پکن و دهلى با رفع? بخشى از اختلافها ، خیزآرام اما بلند خود را به سمت کسب جایگاه ها وفرصت هاى اقتصادى وسیاسى برداشتند.
دیپلماسى این دوقدرت آسیایى برکنار از هیاهوى سیاسى بوش و نومحافظه کاران دراین روزها پایه توافق هاى مهمى رابراى تجارت ومبادله نهادند که به تعبیر ولفن سون آثار واقعى آن بعدها آشکار خواهد شد.دراین مدت چندین اجلاس مهم وپرسود اقتصادى و دیپلماتیک درشبه قاره و خاوردور برگزار شد که همگى پیام واحد داشتند. پیام روشن این حرکت ها این بود که سران چین وهند با سرعت مناقشات و موانع روابط خارجى خویش را ازمیان برمى دارند تا با اراده اى نیرومندتردرجاده رقابت اقتصادى پیش تازند.
از این رو هوجین تائو رئیس جمهورى چین، در اجلاس سران کشورهاى عضو آپک درویتنام حاضر شد، او پس از دیدار با رهبران آمریکا ، روسیه و ژاپن سفر 12 روزه خود به چهارکشور ویتنام، لائوس ، هند وپاکستان را آغاز کرد. یعنى چهار کشورى که از مهم ترین دوستان و همسایگان چین به حساب مى آیند. رهبر چین دراین سفرها جمعاً 54سند همکارى در زمینه هاى اقتصادى، سیاسى، فرهنگى، امنیتى و تجارى امضا کرد. اما مهم ترین بخش سفرهاى هوجین تائو دیدار از هند بود سفرى که بیش از همه پیام یک اتفاق را درگوش ها مى نواخت . نه تنها محافل سیاسى دو کشور هند وچین این دیدار را مهم و با ارزش تلقى کردند که همه محافل بین المللى در نزدیکى این دو قدرت نشانه هاى یک همگرایى جهانى را جست وجو مى کنند. نوشته حاضر برهمین اساس با نگاهى تاریخى وتحقیقى سیر همگرایى این دو قدرت آسیایى را مورد ارزیابى قرار مى دهد .
تکیه برنمادهاى دوستى و الفت
نکته جالب درگام تازه اى که رهبران پکن ودهلى براى همگرایى برداشته اند تکیه بر سمبل ها ونمادهاى تاریخى و فرهنگى است.
چین و هند که همسایه دیواربه دیوارهم بوده و بزرگترین مرزهارا باهم دارند ، دیواربلندى به نام رشته کوه هاى غول آساى هیمالیا ، ارتباط آسان و مستقیم بین مردم دوکشور رادشوارساخته است. ولى باوجود این مانع طبیعى ،دوفرهنگ وتمدن بزرگ آسیایى فرصت هاى تعامل ودادوستد را ازنگاه دورنداشته اند . چنان که نفوذ آیین بودا به عنوان یک آیین هندى درچین نمونه اى از تعامل فرهنگى میان دوکشور درطول قرن هاى متمادى است .
با آن که زبان هاى چینى وهندى ازنظرنوشتارى وگفتارى هیچ شباهتى به هم نداشته ودوحوزه زبانى وفرهنگى کاملاً متفاوتى را تشکیل مى دهند، اما رهبران دوکشور درک مشترکى ازگذشته تاریخى وآینده پیش روى خویش دارند. مشترکات انسانى واحساسات درونى وبن مایه هاى فرهنگى وهنرى ریشه دار آنان ازیکسو وپدیده همجوارى جغرافیایى و تحولات بین المللى ازسوى دیگر، زمینه هاى قدرتمندى را براى تعامل فرهنگى دوملت فراهم کرده است.
ازهمین روست که دردورجدید روابط، آنها نگاه ویژه اى به احیاى میراث و ارزش هاى فرهنگى وتمدنى خویش دارند، در این راستا چینى ها به میراث ادبى خویش اعم از،داستانها وافسانه هاى کهن، شعر وادبیات فولکلور، هنر فاخر نقاشى ومینیاتور، مجسمه ها و پیکره هاى زیباى موجود در معابد خویش نگاه دوخته اند و هندى ها به عرفان وفلسفه زندگى،گنجینه ادیان ومذاهب هندى ومعابد و فرهنگ مدارا مند وتسامح جوى خویش مى بالند.
دراین مرحله میراث فرهنگى ازآن جهت توجه رجال سیاسى هندوچین را جلب کردکه این مشترکات فرهنگى و ارزش هاى انسانى حقایق قابل لمسى هستند که به باور آنها جوامع بشرى را ازهمگرایى به صلح ودوستى به سمت واگرایى عداوت ونیستى سوق مى دهد.
در سفر هوجین تائو به هند رهبران دوکشور به این موضوع اشاره و تأکید کردند که: ایجادروابط عمیق میان دو کشور تنها از طریق حل مشکلات تاریخى مرزى وتوسعه روابط دیپلماتیک امکان پذیر نیست، بلکه واردکردن این ایده در ذهن و قلب مردم دوکشور از راه مبادلات فرهنگى وتعمیق دوستى و برادرى میان دوملت است که زمینه روابط مستحکم و پایدار، ازنوع روابطى که مانک « شوان زانگ» پانزده قرن پیش به وجود آورد را ایجاد نماید.
فرصتهاى پیشرو
1) جمعیت بى شمارى که تاکنون ازنظربرخى اقتصاد دانان وجامعه شناسان، پاشنه آشیل چین و هند تلقى مى شد، امروزه به فرصت بزرگى تبدیل شده که جهان برروى منابع انسانى این دوکشور، هم به عنوان بازار بزرگ مصرف و هم عامل رشد وتعالى حساب بازکرده است. تا جایى که تکنولوژى چین و نرم افزار تولید هند، به عنوان موتورمحرکه اقتصاد و فناورى اطلاع رسانى جهان امروزمطرح شده است. جمعیت چین وهند بالغ بر 4/2 میلیارد نفر یا یک سوم جمعیت جهان است،حال برقرارى همکارى گسترده اقتصادى میان این دو درواقع به معناى ایجاد صلح ودوستى میان یک سوم جمعیت جهان است .
2) ایده هاى دوکشور درزمینه تبدیل به قدرت برتر آینده به محیطى مناسب و توأم با صلح وثبات نیاز دارد ،دراین راستا دولت چین به عادى سازى روابط با همسایگان و حل منازعات مرزى مبادرت کرده است. چینى ها از طریق سازمان همکارى هاى شانگهاى همه اختلاف هاى مرزى وسرزمینى خود را با اغلب همسایگان حل وفصل کرده اند.دراین میان تنها معضل مرزى که تاکنون حل نشده مانده و از اهمیت ویژه اى هم برخوردار است، اختلاف هاى مرزى با هند است. اگرچه حجم این اختلاف ها به حدى است که حل آنها به زودى امکان پذیرنیست، ولى نیازهاى کلان اقتصادى دوکشور موجب شده که پکن و دهلى گسترش همکارى هاى تجارى واقتصادى را منوط به حل مشکلات مرزى نکنند.
دراین سو هند هم پس از سال ها سیاست درون گرایى ، به سمت آزادسازى بازار وتوجه ویژه به همکارى هاى اقتصادى منطقه اى حرکت مى کند. لذا مردان دهلى نیز به جاى روى آوردن به سیاست هاى رقابتى، با تغییر رویه گذشته براى دستیابى به پیشرفت و رشد اقتصادى به تعامل وهمکارى سازنده بارقیب درحال رشد خود همت گماشته اند.
3) بازشدن یخ هاى سنگین ناشى از چندین دهه روابط ستیزه جویانه ، این امیدرا براى هردوملت ایجادکرده که درقرن بیست ویکم بتوانند از راه گسترش مبادلات تجارى فرهنگى، خود را به وضع مناسب ترى درکنار سه ضلع بزرگترین قدرت اقتصادى جهان هزاره سوم قرار دهند.
با این محاسبات است که آنها تصمیم گرفته اند خاطرات تلخ به جاى مانده ازدوران غمبارگذشته را پشت سرگذاشته و به سمت آینده اى بدون کدورت وتضاد گام بردارند.
چالش هاى مسیر همگرایى دوقدرت آسیایى
1) گرایش هاى روزافزون هند به همکارى با آمریکا به ویژه امضاى قرارداد هسته اى ، یکى ازچالش هاى اصلى روابط میان چین وهند است. اگرچه هند اعلام کرده که داشتن رابطه خوب با آمریکا ، لزوماً به معناى نادیده گرفتن چین نیست ، ولى تصور اولیه چین این است که دهلى نو با امضاى این قرارداد و بازکردن پاى آمریکا به منطقه، درصدد ایفاى نقش بازدارندگى درمقابل چین است. درواقع به همان اندازه که هند از «وضعیت هراس» نسبت به همسایه شمالى در رنج است، رهبران چین نیز نسبت به گسترش روابط هند وآمریکا نگران هستند.
درحال حاضر اگرچه مبادلات تجارى آمریکا باچین بیش از 285میلیارد دلاراست ، ولى دولت بوش توسعه روابط باهند را ازاولویت هاى سیاست خارجى خود قرارداده که این سیاست درهمکارى هسته اى هند وآمریکا تبلوریافته است، و درسوى دیگر این معادله تنش، هند ازهمکارى هاى فراگیر تسلیحاتى چین وپاکستان درهراس به سر مى برد.
2) همکارى هاى استراتژیک چین وپاکستان به عنوان دشمن درجه یک هند بویژه کمک پکن به برنامه هسته اى و موشکى اسلام آباد، از دیگر موانع احساس امنیت هند نسبت به چین وگسترش روابط میان دو کشور است. باتوجه به این حساسیت ها بودکه هوجین تائو درسفراخیرش به هند وپاکستان به جاى جانبدارى درمسأله کشمیر، به همکارى هاى اقتصادى با هر دو کشور ابراز علاقه نمود.
3) رقابت هاى منفى مهار نشده تجارى به ویژه درزمینه منابع انرژى، وتلاش براى دخالت درامورداخلى یکدیگر، از رسوبات چالش هاى دوهمسایه ودو غول بالقوه بزرگ اقتصادى آسیا است. وزیر دفاع هند درسال 1998پکن را تهدید شماره یک هند خواند و نخست وزیر وقت هند درتوجیه آزمایش هسته اى کشورش در نامه اى به رئیس جمهور آمریکا ، موقعیت چین درکنار وضع هسته اى پاکستان که به کمک چین توسعه یافته را دلیل این اقدام قلمداد کرد. در این راستا بود که هندى ها حتى راه اندازى ریل راه آهن عظیم تبت توسط چین را به منزله اخطارى به این کشور تلقى مى کردند. نمود دیگر آن، حمایت هند از مهاجران و استقلال طلبان تبتى و دولت در تبعید دالاى لاما و تقویت قدرت دریایى هند دراقیانوس هند بود که، هرکدام مى تواند به عنوان ترمز و بازدارنده در توسعه روابط دو کشور عمل کند .
حتى درسفر اخیر هوجین تائو به دهلى نو بیش از یکهزار نفر از مانک هاى بودایى طرفدار دالاى لاما ، تظاهرات گسترده اى علیه رهبر چین به راه انداختند. آنان مى گفتند که درسال 1954که نهضت استقلال طلبى مردم تبت توسط ارتش سرخ چین سرکوب شد ، هوجین تائو فرماندارآن روز تبت عملیات سرکوب مردم را رهبرى مى کرد.
مهمترین عوامل همگرایى
1) امنیت : درطول نیم قرن گذشته مسائل امنیتى ونظامى نگرانى همیشگى رهبران دوکشورنسبت به یکدیگر بوده است. رهبران هند که براى نخستین بار درسال 1998دست به آزمایش هسته اى زدند، هدف ازاین کار را بازداشتن چین اعلام کردند، موضوعى که به شدت پکن را عصبانى کرد. هند از رابطه بلند مدت چین بادشمن اصلى هند یعنى پاکستان وهمکارى هسته اى آنها در هراس است. علاوه براین آنها براین گمان بوده اندکه چین با گسترش روابط خود با کشورهاى پیرامونى هند ازجمله میانمار و بنگلادش و درواقع هند را محاصره نموده است. اما آنها پس از دهه ها رقابت بى حاصل دریافته اند درگیرى نظامى به نفع هیچ یک از دو کشور نیست و بهترین راه برون رفت از مشکلات امنیتى، کنارگذاشتن اختلاف ها و حل مسائل از راه مذاکره وگفت وگو است، از این رو، دوکشور پس از برگزارى نشست هاى مختلف سیاسى و نظامى، درحال برنامه ریزى جهت برگزارى مانور مشترک دریایى دراقیانوس هند و دریاى چین هستند.
2) مرزها : دوکشور درامتداد رشته کوه هاى هیمالیا اختلاف هاى تاریخى مرزى با یکدیگر دارند که درسال 1962منجر به یک درگیرى سه هفته اى بین دوکشور شد. چین ادعا مى کند که 90هزار کیلومترمربع از منطقه سیکیم دراستان آروناچال پرادش هند، یا به قول چینى ها «تبت جنوبى»، متعلق به چین است ، درحالى که هند هم بر38 هزار کیلومترمربع ازمنطقه کشمیر که درحال حاضر در اختیارچین است ادعاى مالکیت دارد. از یک سال پیش که نخست وزیرچین به هند سفر نموده و توافق کردند که براى حل مشکلات مرزى نمایندگانى را براى مذاکره تعیین کنند تاکنون چندین دور مذاکره دراین خصوص صورت گرفته است.
3) انرژى : چین دومین و هند چهارمین مصرف کننده انرژى درجهان هستند هند 75درصد وچین 35درصد انرژى مورد نیاز خودرا از خارج وارد مى کنند. نیاز روز افزون آنان به انرژى موجب رشد تاریخى قیمت نفت شده وهر دو باولع تمام به دنبال دستیابى به منابع انرژى درجهان هستند. چین با کشورهایى همچون سودان، نیجریه، آنگولا درآفریقا گرفته تا میانمار و خاورمیانه وآمریکاى لاتین و روسیه درپى تأمین انرژى مورد نیاز خوداست ، و هند هم با روسیه، قزاقستان وسودان و... درزمینه تأمین نفت وانرژى همکارى مى کند. رقابت شدید چندین ساله این دوغول محتاج به انرژى، یکى ازعوامل عمده بالارفتن قیمت نفت درسال هاى اخیر بوده است.پس ازاین رقابت هاى نفسگیر، دوکشور به این درک مشترک رسیدند که این گونه رقابت ها موجب بالا رفتن قیمت وبه ضررهردو خواهد بود. از این رو در ژانویه 2006دو کشور قرارداد همکارى مشترک درزمینه انرژى امضا کردند که براساس آن درزمینه هاى مختلف دستیابى به منابع انرژى درخارج باهم همکارى نمایند.
4) تجارت : مبادلات تجارى بین چین وهند از332میلیون دلار درسال 1992به 6/13 میلیارد دلار درسال 2005وبیش از 22میلیارد دلار درسال 2006افزایش یافته است . پیش بینى شده که تاچندسال آینده این میزان از مرز 50میلیارد نیز گذشته وچین به زودى به عنوان بزرگترین شریک تجارى هند جاى آمریکارا بگیرد . برابر آمار ازسال 1999تاکنون مبادلات تجارى میان دوکشور سالانه 30درصد رشد داشته است. برخى بر این باورند که هند داراى نرم افزار لازم و چین سخت افزار اقتصاد آسیارا دردست دارد که درصورت همکارى باهم مى توانند بازار جدید آسیایى راشکل دهند.
تفکرات نسل جدید رهبران
سیر جدید روابط پکن ودهلى مدیون اندیشه نسل جدید رهبران دوکشوراست.
ون جیابائو نخست وزیرچین ازجمله رهبران نسل چهارم این کشوراست که درسال 2005در یک سفررسمى به هند ضمن ابراز علاقه پکن به گسترش همه جانبه روابط با دهلى برتصمیم چین به حل مشکلات دو کشور به ویژه اختلاف هاى مرزى تأکید کرد. این اندیشه او با همراهى همتایان هندى اش روبروشد، حاصل این اندیشه ها ایجاد کمیته مشترکى براى گفت وگو بود که در یک سال گذشته چندین نشست درپکن ودهلى برگزار کرده است .
درپایان این سفر بیانیه بلند بالایى باامضاى دوطرف منتشر شد که باید آن را مانیفست آغاز فصل نوین همکارى استراتژیک دوقدرت آسیا تلقى کرد و تصمیمات این نشست راباید اندیشه مشترک آنها براى آسیاى 2007به حساب آورد.
دراین مانیفست دوطرف توافق کردند در پیرامون مسائل جدید مرتبط با صلح وامنیت وثبات منطقه مشورت وبا روسیه به عنوان شریک سوم همکارى کنند. همچنین زمینه لازمه همکارى گسترده براى مبارزه باهرنوع تروریسم، و جدایى طلبى را فراهم سازند. علاوه براین زمینه را براى حضور متعادل همه کشورهاى درحال توسعه در شوراى امنیت فراهم کنند.
ازدیگر توافق هاى مهم آنان، تلاش مشترک براى به دست آوردن منابع جدید انرژى - همکارى هاى هسته اى صلح آمیز بین المللى - تلاش براى گسترش تجارت جهانى آزاد، عادلانه - ایجاد ساختارجدید براى همکاریهاى منطقه اى درآسیا -تبدیل همکارى هاى استراتژیک دوجانبه به همکارى هاى جهانى - رساندن میزان مبادلات تجارى خود به میزان چهل میلیارد دلار تاسال 2010پذیرش اصل چین واحد توسط دهلى وپایان دادن به فعالیتهاى ضدچینى تبتى ها .
رویدادى خجسته و مثبت درتقدیر سیاسى آسیایىها
پیش از آن که هوجین تائو گام تاریخى خود براى نزدیکى به هند را بردارد، پژوهشگران وتحلیل گران دوکشور در نشستى در دهلى نو با عنوان چین برمى خیزد، هند مى تازد و آمریکا نگران است، دیدگاه هاى ارزشمندى پیرامون چشم انداز روابط دوکشور مطرح ساختند.
آنها ازهمگرایى این دوقدرت به عنوان راهى مهم براى شکستن توازن نابرابر قدرت و پاسخى به آرمان دیرین ملت ها یادکردند. در این نشست فهرستى جالب از توانمندى هاى دوقدرت مطرح شد. آنها معتقد بودند، ظرفیت بالاى هند در زمینه تکثر و بزرگترین دموکراسى جهان ابزار قدرتمندى است که درکنار فزونى جمعیت، پتانسیل هاى منابع انسانى و منابع زیرزمینى و رشد نسبتاً سریع اقتصادى، توان رقابت و ایجاد توازن را بالابرده است. در مقابل، چین هم با درآمد سرانه تا حد سه برابر هند و جایگاه مناسب تر در صحنه هاى بین المللى و عضویت درشوراى امنیت سازمان ملل وتوان اقتصادى و ذخایر ارزى بیشتر، درموقعیت رؤیایى قرار دارد. لذا همکارى وتعامل گسترده تر این دوقدرت بزرگ آسیایى مى تواند شرایط جدیدى را نه تنها در منطقه بلکه درعرصه جهانى به وجود آورد. در این میان، تلاش آمریکا براى ایجاد نظام تک قطبى جهانى ازیک سو و ظهور اتحادیه هاى سیاسى و اقتصادى درمناطق مختلف جهان زمینه هاى مهمى براى نزدیک شدن هرچه بیشتر دوقدرت بزرگ آسیایى، یعنى چین و هند در عرصه روابط بین الملل است.
از این رو بیشتر تحلیلگران معتقدند توسعه روابط بین چین وهند درعین مشکل بودن، مهم و امکان پذیراست . چون اختلاف بین آنان مانند جنگ بوفالو هاست که درآن گیاهان مى میرند. در صورت ادامه روند توسعه مناسبات سیاسى و همکارى هاى اقتصادى بین دهلى نو وپکن ، تحقق قرن آسیا دور از انتظار نیست و غیراز درگیرى احتمالى بین چین وآمریکا هیچ عامل دیگرى نمى تواند به روند آفرینش قرن آسیا خللى وارد سازد. ازهم اکنون در ادبیات سیاسى جهان عنوان جدیدى به نام ( چیندیا ) یا همان چین وهند درحال شکل گیرى است. پس بى سبب نیست که علاوه بردولت ها و ملت هاى چین و هند، سایر ملل آسیایى وکشورهاى درحال توسعه وجهان سوم ازشکل گیرى قطب جدید قدرت آسیایى خوشنودند و زایش این قدرت رابه فال نیک گرفته وآن را به نفع آینده جهان و بشر مىدانند.