*دستاوردهای توافق فتح و حماس در نشست مکه را چگونه ارزیابی میکنید؟
**توافق انجام شده فتح و حماس که با نقش محوری عربستان صورت گرفت، نشان دهنده شکلگیری یک نوع اجماع بینالمللی – منطقهای برای حل بحرانهای منطقه خاورمیانه در مرزهای اسرائیل است.
بنده معتقدم که آمریکا تلاش دارد با باز تعریف خاورمیانه در قرن 21 و محدود کردن اسرائیل به مرزهای تعریف شده کنونی و در کنار آن تشکیل دولت مستقل فلسطین، نقش بحرانزدای خود در خاورمیانه را ایفا کند و یا با تحدید این بحران، آزادی عمل بیشتری برای تدبیر بحرانهای اولویتدار خویش جهت افزایش غشای امنیتی اسرائیل از یک سو و تحکیم سلطه بر منطقه را فراهم کند که بالطبع تحکیم هژمونی آمریکا بر نظام بینالملل را در نظم جدید تقویت مینماید.
در این راستا، نشست اخیر کمیته چهار جانبه که در آن کشورهای اروپایی و آمریکا به توافق رسیده و همچنان اشتان مایر وزیر خارجه آلمان نیز اعلام کرده که ما همگی بر سر تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی به اجماع نظر رسیدیم، بسیار قابل توجه است.
در این چارچوب به نظر میرسد که توافق فتح و حماس در نشست مکه گامی اساسی در شکلدهی به دولت مستقل فلسطین با بازتعریف کمیسیون یا کمیته چهار جانبه است که در اینجا باید توجه خود را به مفاد آن از منظر منطق قدرت مورد مداقه قرار دهیم.
*عدهای معتقدند که واگذاری وزارتخانههای خارجه، دارایی و کشور به احزاب مستقل نشان دهنده تعدیل دیدگاهها و مواضع جنبش حماس است. آیا این تحلیل را قبول دارید؟
**بیتردید نفس این نشست قبول میانجیگری عربستان به عنوان یک عنصر فعال کنونی در تنظیم و نحوه اجرای این توافق است که به صورت مستقیم از طریق شبکه ماهوارهای عربستان پخش میشد. به اعتقاد بنده تمام این سیگنالها نشان میدهد که نوعی تعدیل دیدگاهها به نمایش گذاشته میشود و همان گونه که عرض کردم منطق قدرت ناظر بر تنظیم این توافق به لحاظ آرایش شکلی و محتوایی مبین این نکته است.
اگر دقت داشته باشیم وزارتخانههای اقتصاد، خارجه و داخلی و پست معاونت نخستوزیری به احزاب مستقبل سپرده شده که دارای زمینههای مناسبتر نفوذ یا بهرهبرداری عوامل منطقهای و بینالمللی هستند که هر کدام از اینها بنیادهای اساسی را در جامعه در حال تکوین تشکیل میدهند. واگذاری وزارتخانههایی که با حیات مادی و زندگی روزمره مردم فلسطین در ارتباط است مانند وزارت کشاورزی، آوارگان و... به فتح، نشان دهنده آن است که آمریکا بعد از گذار دولتسازی در فلسطین به دنبال ملتسازی است که بتواند در مرحله بعد زمینه نخبهسازی متمایل با درخواست قدرتهای فرامنطقهای و متنفذ را فراهم کند. اگرچه در دست داشتن وزارتخانههایی مثل کار و آموزش و پرورش در کنار وزارتخانههای ورزش و جوانان، اقتصاد و... میتواند قدرت تاثیرگذاری زیادی را برای حماس به همراه داشته باشد، اما اداره این وزارتخانهها پرهزینهترین نوع مدیریت را در دوران گذار برای ادارهکنندگان به همراه دارد و هرگونه نقصان در دولت در وزارتخانههای تحت اداره حماس ریشهیابی خواهد شد. بنابراین هر چند که در تحلیل کلان، این توافق بسیار ارزشمند است اما تنظیم آن با زیرکی خاصی صورت گرفته که اگر با تدبیر از سوی حماس اداره شود فرصتی طلایی برای این جنبش خواهد بود.
*آیا با توافق اخیر، امیدهای کمیته چهارجانبه برای عملیاتی شدن شروط سهگانه خود مبنی بر پذیرش اسرائیل، نفی خشونت و احترام به توافقات گذشته، بیشتر خواهد شد؟
**بیتردید هر چه که مقاومت به تعدیل اقدامات خود دست بزند، زمینههای تحقق اهداف کمیسیون چهارجانبه افزایش مییابد که پذیرش این توافق از سوی فتح یا حماس از بازتابهای آن میباشد.
در عین حال باید در نظر داشت که در این قضایا عنصر زمان بسیار تاثیرگذار است. به عبارت دیگر برای ارزیابی دولت شکل گرفته تعدیلی فلسطین درخصوص پذیرش سیاستهای کمیته چهارجانبه نیازمند این هستیم تا در هفتهها یا ماههای آتی مواضع و تصمیمات دولت فلسطین را رصد کنیم.