مترجم: مریم حیدری
با شدت گرفتن جنگ بین اسرائیل و حزبالله به نظر میرسد ایالات متحده موضع ضعیفتری نسبت به گذشته برای ایفای نقش در آرام کردن اوضاع خاورمیانه دارد. از نظر دیپلماتیک، تصویب سریع یک قطعنامه درباره بحران قابل پیشبینی نیست. رهبران گروه هشت در نشست یکشنبه خود در سن پترزبورگ، حمایت جمعی خود را از اعزام هیاتی به منظور پایان دادن به بحران اعلام کردند. نبود ابتکاری از سوی آمریکا در منطقهای که به طور سنتی از این کشور تاثیرپذیر بوده، نشاندهنده آن است که به نظر آمریکا، در این زمان از طریق مداخله چیزی به دست نمیآید. همچنین بیانگر آن است که چگونه بیتوجهی به منطقه، آمریکا را به کمبود گزینه رو به رو کرده است. دلایلی که آمریکا از حاشیه به این بحران مینگرد، بسیارند: درگیری دولت بوش در مسئله عراق گسترده است، با کشورهای منطقه که در کاستن از این بحران میتوانند نقش داشته باشند. روابط دیپلماتیک خوبی ندارد و تمایلی به فشار آوردن به اسرائیل برای پرهیز از پاسخ نظامی هنگام احساس خطر نشان نمیدهند و در موضع این کشور نسبت به گذشته تغییر دیده میشود؛ موضعی مانند آنچه بوش پدر با به کار گرفتن دیپلماتهایی چون "جیمز بیکر" و "برنت اسکوکرافت" برای کاستن از تنشها در پیش گرفت. "آرتور هافس" دبیر کل پیشین نیروهای چند ملیتی اسرائیل- مصر و محقق موسسه خاورمیانه در واشنگتن میگوید: آمریکا در این شرایط از اهرمهای ضعیفی برخوردار است و چنین برمیآید که ایالات متحده بسیار ضعیف است و تاثیری را که زمانی در منطقه داشت، از دست داده است. به عقیده هافس، برای شرکای آمریکا مانند ژاپن و اروپا جای نگرانی از این حالت وجود دارد زیرا به نظر آنها یک آمریکای بسیار ضعیف، از آمریکای بسیار قوی نگرانکنندهتر است. در نشست جیهشت، بیانیهای در پاسخ به درگیریهای اخیر صادر شد که در آن نوشته شده، از فرستاده دبیر کل سازمان ملل به منطقه به طور کامل حمایت میکنیم: به عقیده ژاک شیراک رییسجمهوری فرانسه، هدف این فرستاده، تلاش برای دستیابی به آتشبس دائمی است. در این بیانیه از حزبالله به عنوان "عنصر افراطی" یاد شده و آمده است: به کسانی که از حزبالله حمایت میکنند اجازه داده نمیشود که خاورمیانه را به ورطه هرجومرج کشانده و به گسترش درگیریها دامن بزنند. تاریخ نشان داده که آمریکا بسیار بر حوادث منطقه خاورمیانه تاثیرگذار بوده اما نه زمانی که موضعی متفاوت با شرکای بینالمللیاش اتخاذ کرده، این نقش کمرنگتر است. این باور اختلافنظر بین قدرتهای خارجی از بیانیههای نخست آنها مشهود است. جورج بوش کاملاً از اسرائیل حمایت میکند در حالی که کشورهای دیگر در عین حمایت از حق اسرائیل برای دفاع از خود، پاسخ اسرائیل را نسبت به ربوده شده دو سرباز اسرائیلی توسط حزبالله بیتناسب میدانند. چهار قدرت بزرگ - آمریکا، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و روسیه - که بر روی موضوع روند صلح بین اسرائیل و فلسطین کار میکنند، خواستار آن شدند که جامعه بینالمللی برای درگیریهای در حال گسترش در خاورمیانه موضع مناسب تری اتخاذ کند.
یکی از عوامل مهم که مطرح است، اینکه آمریکا تا چه اندازه در این موضوع مدارا خواهد کرد. دولت بوش تاکنون از دخالت دیپلماتیک جدی در درگیریهای اسرائیل و فلسطین پرهیز کرده است. "پاتریک کلاوسون" معاون رئیس موسسه سیاست خاور نزدیک در واشنگتن دراین باره میگوید: این یک واقعیت است که بوش مشغول مسائل دیگر است و موضوع فلسطین در برنامه کاریاش اولویت ندارد. بیانیه مشترک سران جیهشت درباره شدت یافتن درگیریهای کنونی، ممکن است به بوش کمک کند تا حداقل در ظاهر، با شرکای این کشور در جیهشت در یک صف قرار گیرد. سال گذشته در نشست انگلیس تاکید بوش بیشتر بر تغییر آب و هوا بود.
درگیری اسرائیل با حزبالله و بخصوص حملات این رژیم به لبنان، پیشتر موجب اختلافنظر آمریکا با شرکایش شده بود. بوش در اظهارات خود در این نشست به طور آشکار حزبالله را به گسترش تنشها متهم کرد. وی همچنین سوریه و ایران را هم متهم به حمایت مالی از حزبالله کرد. به اعتقاد او اسرائیل از خود دفاع میکند. دیگر سران نشست، رویه متفاوتی در پیش گرفته و با متهم کردن حزبالله برای به اسارت گرفتن سربازان اسرائیلی، اسرائیل را به خاطر پاسخ بیتناسب و بمباران لبنان مورد انتقاد قرار دارند. برخی همچنین اظهارنظر کردند که اسرائیل با استفاده از تنش موجود هدف گسترش مرزها را دنبال میکند. شیراک پیش از ورود به سن پترزبورگ گفت: باید مطمئن شویم که هدف، نابودی لبنان نیست. این موضع شیراک از زمان به وجود آمدن اختلافات شدید درباره عراق با آمریکا و موفقیت فرانسه در غلبه بر این اختلافات، نزدیکتر بود و روابط دو کشور تا حدی درباره لبنان بیشتر شده است. شیراک همچنین به طور تلویحی با ادعای آمریکا مبنی بر دخالت ایران و سوریه در درگیریهای اخیر موافقت نشان داد و افزود: احساس میکنم و کاملاً یقین ندارم که حماس و حزبالله به تنهایی مبتکر قضایا نیستند.