تعریف روشنفکری که در چندین مقوله به هم پیوسته نهفته و یکی از آن اعتقاد وافر به آزادی است،آزادی آگاهی دهنده و در تغایر آنارشیسم است. دیگر خصیصه آن اصلاحطلبی روشنفکر است یعنی اصلاحات که منجر به رفع موانع توسعه در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی شود. یک روز پس از گفتار روشنفکرانه مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام توصیه کردند نباید با کسانی که حرف تازهای مطرح میکنند با جنجال برخورد کرد جنجال بر سر نامه 50 اقتصاد دان از سوی اصولگرایان آغاز شد. البته این نامه را رییس جمهور سخنگوی دولت یا دولتمردان دولت نهم پاسخ ندادند.
حتی پاسخهای سیاسی فاقد استدلالهای علمی اقتصادی بیش از آن که از موضع سیاسی نیز قابل پیگیری باشد، به فحش و ناسزاهایی شبیه بود،که دردی از دردهای بیشمار اقتصاد ایران درمان نمیکرد جالب آن که به نظر میرسد اصولگرایان درحوزه نقد نیز به تمامیت خواهی قایلند، چرا که هر از گاهی به ویژه عدهای بعد از معرفی کابینه نهم به انتقاد از دولت نهم بر میآمدند، هر چند برخی معتقدند این اپوزسیون ساختگی برای جذب سرخوردگان از ناکارآمدی احتمالی دولت است و ما تشکر می کنیم که ماموریت خود را فراموش کردید و چنان بر آشفتید که اقتصاددان خارج از قدرت را بر باددهندگان فرصتهای مهم اقتصاد ایران خواندید و آنها را زخمخوردگانی از جریان اصولگرایی و شکست خوردههای سیاستهای نولیبرالی خواندید، حال آن که در سالهای گذشته از منتقدان لیبرالیسم اقتصادی بوده و منتسب به جریان چپ اقتصادی و نهادگرایی هستند!
متهم میکنید فراموش کردند در دوران آن ها کشور تورمهای 35 و5/49 درصدی،را تجربه کرد؟ و حافظه شما نیز لابد نمیخواهد بیاد آورد که کمتر کسی را یارای پذیرش مدیریت کشور در آتش جنگ سوخته بود،بدون فوت وقت با شعارهای تعدیل اقتصادی،گذر از گردنههای سخت گرانی،نوید طراحیهای ایجاد زیر ساختهای اقتصادی را دادند نه چیز دیگر؟تصور میکنم اساسا نامه را نخواندهاید و یا خواستهاید با سوءاستفاده از وجود نام فقط 2 نفر از کسانی که در یک دوره کمتر از 4 ساله مسئولیت داشتهاند وجود 48 امضای دیگر را نادیده بگیرید؟
اساتید دیگری هم هستند که از روی خیرخواهی و مسئولیت پذیری پیشنهادهای سازنده برای کشور دارند که با این برخوردها ظرفیتهای بالقوه استفاده از آنها نیز بر باد میرود. کاش اندکی به آرای اقتصادی و منش اخلاقی عالی نسب نیز توجه میکردید. نه در یک فضای به غایت سیاست زده و به دور از منش اخلاقی با برخوردی ابزاری،گزینش شده و تحریف شده.
که یقینا عنایت دارید از دیدگاه استاد فقید عالی نسب نرخهای بالای بهره معلول سیاستهای نادرست اقتصادی است نه علت آن، بنابراین قبل از انجام اصلاحات کافی در حوزههایی که منشا و علت افزایش نرخ بهره بودهاند، دست کاری آمرانه و دستوری نرخ بهره را بیثمر و بلکه تشدید کننده بحرانهای موجود میدانست دامن زدن به واردات و ایجاد انگیزههای کاذب برای مصرف به منظور امکان استمرار نرخ های بالای ارز و امکان فروش و تبدیل آن به ریال برای تامین هزینههای بیش از اندازه تا زمانی که حل وفصل نشود کاهش دستوری نرخ بهره هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.
در شرایطی که بالا ماندن نرخ ارز بنیان نظری و منشا طبیعی ندارد و در جهت منافع گروههای پرنفوذ غیرمولد که با انگیزههای مالی به دولت گره خورده است مربوط شده و تا مادامیکه نیروهای دامن زننده به عدم تعادل در بازار پول همچنان فعال عمل میکنند،کاهش دستوری نرخ ارز فقط منجر به تحریک تقاضای بیشتر،در مقابل عرضه محدود پول میشود وچون بازار رسمی پول قادر به پاسخگوی به این تقاضاها نیست عملا چنین اقدامی موجب رونق گرفتن فعالیت کار چاقکنها،و رباخوارها میشود.
خوب است! سری به سایت بانک مرکزی بزنند تا ببینند فاصله میان ارقام مصوب و عملکرد سیستم بانکی در زمینه تخصیصهای مربوط به اعتبارات بخشهای صنعت کشاورزی و فعالیتهای بازرگانی و واسطهای به چه صورت است که اگر کل مساله اقتصادی از طریق یک دستور و بدون تمهید شرایط و لوازم نهادی آن قابل حل بود.
این همه کوششهای علمی در سر تاسر دنیا چه ضرورتی داشت از طرف دیگر تحلیل اقتصادی درباره آن چه که به نام جهتگیریهای عدالت خواهانه دولت تا کنون مطرح شده این است که چون اساس جهتگیریها موجب افزایش مصرف و مصرفگرایی میشود و اهتمام مشخصی به ارتقا توان تولید ملی وتوان رقابت ملی ندارد نه تنها قادر به برپایی عدالت نیست بلکه در کنار ادامه و افزایش یارانههای غیرموثر فشار بر کسر بودجه وافزایش واردات با تشدید بیعدالتیها ما را با گستره و عمق جدیدی از اتکا به بیگانگان و وابستگی به کالاهای مصرفی آنها روبهرو خواهد کرد فروشگاههای میوه و سایر کالاهای مصرفی در اکثر شهرهای کشور به نحوه آشکاری این واقعیت تلخ را به نمایش گذاشتهاند رونق بخشیدن به اقتصاد شیلی و آرژانتین و در دسترس قراردادن میوههای کشورهای خارجی از محل درآمدهای نفت آن هم با قیمت هایی که کمر تولید کننده داخلی را شکسته، تقوای انقلابی و اصولگرایانه است؟
اما با وجود داشتن چنین تحلیلی ما هرگز به خود اجازه نمیدهیم که انگ تلاش برای منافع آمریکا و اسرائیل رابه کسی بزنیم.
امروز که قریب به یکسال از عمر دولت محترم جناب آقای احمدینژاد میگذرد هیچ برنامه منظم که نشان دهنده جهتگیری دولت برای گشودن گرههای اقتصادی به چشم نمیخورد و حتی برنامه چهارم توسعه نیز در حاشیه حصر شده و سیاستهای چشمانداز بیست ساله هم در هالهای از ابهام قرار گرفته آیا تنها با شعارهای تبلیغاتی به دلیل فقدان پشتوانههای کارشناسی میتوان در مسیر عدالت و بهینه هزینه کردن اعتبارات و سرمایهها حرکت کرد؟
رییس جمهور محترم ای کاش قبل از اعلام برنامهها و تحمیل اندیشه خود در بدنه اجرایی کشور ابتدا وضعیت موجود را که یکی از ویژگیهایآن وجود مدیران با تجربه است حفظ و با به کارگیری مشاورین مجرب و انجام کارهای تخصصی و علمی که متکی بر برآیند عقلانی جامعه باشد در قالب لایحه به مجلس ارایه تا دولت براساس قانون مصوب مجلس جهت گیریهای خود را سامان میداد تا کشور دچار اعوجاجهای تکان دهنده نمیشد. القاعده در راستای عدالت همه تصمیمات رییس جمهور باید مسئولانه باشد و با ماجرا جویی که آمریکا دارد ما نباید اسباب آن را مهیا نماییم.
دیدیم که امام در هنگامی که برای پیشرفت کشور نیاز به ثبات بود مدبرانه عمل کرد و هیچ کس نمیتواند بگوید آن ابرمرد مرعوب بود ، نمیشود هر کس را که از روی دلسوزی تعلق خاطر به نظام دارد و از روی تدبیر مسایل خارجی را تحلیل میکند مرعوب خواند. در مقام رییس جمهور که باید به قانون اساسی میثاق ملی وفادار باشید میگویید حزب گرایی در کشور منجر به توقف توسعه یافتگی میشود. نمیدانم شما کدام الگوی موفق جهانی را سراغ دارید که بدون توجه به تحزب ، رسانههای جمعی و آزادی نهادهای مدنی راه توسعه را پیموده باشد. هر چند که میدانیم در فقدان احزاب شناسنامه دار احزاب نامریی شکل میگیرند و ملت را دور میزنند.
گرانی چیزی نیست که با اظهارات دولت و دیگر مسئولان نفی گردد بلکه تمامی مردم کوچه و بازار به دلیل مواجهه با آن میفهمند گرانی است یا ارزانی توهم است کارشکنی منتقدان! بفرمایید امروز که حاکمیت یک دست شده و میزان اختیارات کافی است و تمامی نهادهای انتصابی و انتخابی و صدا و سیما در اختیار شماست چه ابزاری در اختیار اصلاح طلبان است؟ چه زود از ناکامیها پس از یک سال اعتراف به سیاه نمایی میکنید؟
برخی از شما که دوران ما را بدتر از وضعیت شاه میدانستید حال آن که خاتمی پس از 8 سال تحمل کار شکنیها و غلبه بر مشکلات سیاه نماییها را مطرح کرد. دولت شما تحت عنوان ایجاد اشتغال ، معیشت مردم، کاهش تورم بر سرکار آمد و معتقدید مردم هم به همین دلیل به شما رای دادند به شما رای ندادهاند که سطح دیپلماسی روابط مستقیم دنیا را با ما کاهش دهید!
به جای ثبات قیمت، گرانی قیمت ها را تصویب کنید، کارگران را بیکار کنید، سطح صادرات را کاهش دهید.دولت اصلاحات با شعار تنش زدایی با دنیا و ایجاد بستر مناسب برای سرمایهگذاری برسر کار آمد گرچه در داخل تحت فشار عوامل فشار که شما بهتر از هر جریانی بر آن واقفید در سایه همین سیاست تنشزدایی و تعامل با دنیا به نرخ رشد بیش از 5/7 درصد دست یافت و بالاتر از میانگین رشد در برنامه مصوب شد.
اگر شما علت فراری دادن سرمایهها به کشورهای دیگر نیستید حالا که همه ابزار حکومت در اختیار شماست چرا رکود را در داخل هم حکمفرما کردید؟ شما بفرمایید اکنون که مدعی هستید عملکرد دولتهای گذشته در راستای منافع ملی نبوده و قطع ارتباط با دنیا و بر هم زدن سطح روابط سازنده گذشته را جزو افتخارات خود میدانید چه دستاوردی برای ملت داشتهاید لطفا کلی گویی نفرمایید بلکه بگویید در طول سال گذشته تاکنون:
الف) از هفت میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی بابت سهمیه بخش خصوصی چند طرح مصوب و اجرا شده است.
ب) رشد اقتصادی کشور چند درصد است با بیان مرجع آن چه میزان سرمایهگذاری خارجی محقق شده است؟
ج) چگونه پیامدهای رشد نقدینگی 36 درصد را کنترل میکنید اگر با دستور و بخش نامه قابل کنترل بود باید دولتهای قبلی را برای دستور ندادنهای به این سادگی مورد سرزنش قرار داد و کوششهای طاقت فرسای کشورهای نظیر ترکیه و آرژانتین برای کنترل تورم را از نادانی آنها دانست.
د) پیش بینی تحقق رشد 5/2 درصدی از علل ارتقای بهرهوری چه شد؟ و برای این کار چه تمهیداتی برای سازمانها و دستگاههای بزرگ دولتی اندیشه شد؟ امروز که تمامی ابزارهای رسانهای در اختیار شماست این اصلاح طلبان حوزه نفوذشان چقدر است که درصد اختلاف افکنی بین اصولگرایان هستند، مشکل اساسا اختلاف بین شما نیست مشکل در تصمیم گیری های اجرایی و افراط و تفریط است که به زندگی مردم مرتبط میشود از یک طرف وعده بردن پول نفت برسر سفرهها را نوید دادید از سوی دیگر میگویید مردم خود را برای ریاضت آماده کنند، از یک طرف برنامه منظم افزایش قیمت بنزین را به هم زدید!
و از سوی دیگر میخواهید بنزین را کوپنی کنید. میگویید دولت 70 میلیونی تشکیل میدهم حتی اصولگرایان با تجربه را به دولت راه ندادید در جلسات استانی میگویید گوش مدیران را میپیچانم و سپس اولویت انتصابات مدیران میشود بی تجربگی و آثار تجربه تقریبا صفر دولت همین گرانی ها و سر در گمی های اقتصادی می شود! گفتید زنان میتوانند به استادیوم های ورزشی بروند دوستانتان هم منتقد شدند و هزینه آن را دیگران دادند.
انعقاد قرارداد هفت میلیارد دلاری وزارت نفت با خاتم انبیاء علاوه بر این که بخش حاکمیتی را بیش از پیش فربه میکند مساله نظارت برهزینه کرد این سرمایه اعظم از بعد انطباق آن با قانون و اعمال نظارت فنی دربوتهای از ابهام قراردارد چرا که کارفرما، مجری، پیمانکار و ناظر همه یکی است سوال این است که با توجه به پاک بودن همه مدیران به زعم رییس دیوان محاسبات سرنوشت این همه ثروت ملت چه خواهد شد؟ دیگر مشکل حتی اختیارات نیست مشکل عدم توانایی در تصمیمگیری است حتی هم طیفهای شما را ناامید میکند و به همه لطمه میزند.
همه طرفداران دولت محترم باید بدانند که هیچ کس از شکست این دولت سود نمیبرد و تنها راه حمایت نیز خلاف واقعگویی و هتاکی نیست. این مساله نه به آمریکا و اسرائیل ربط دارد و نه با سکوت عالمان یک جامعه مشکلی از مشکلات کشور حل خواهد شد.