نصر عزیزی / عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی
مرز بین انتقاد از روی انصاف و انتقاد از روی غفلت با خوشبینی همان آگاهی کامل نداشتن پیرامون موضوع است و مرز بین انتقاد بدون انصاف در عین آگاهی از پیرامون موضوع، اگر با خوشبینی توام باشد، لجاجت است و اگر به عمق دیدگاه توجه شود، میتوان گفت فریبخوردگی و تاثیرپذیری از القاءکنندگانی است که برای منافع خویش حاضرند منافع یک ملت بر باد برود.
این نکته به این دلیل تاکید میشود که اگر در ماه مبارک رمضان به امور خودسازی و معنوی و اصلاح نفسانیات میپردازیم، فراموش نکنیم موضعگیریهای اجتماعی و سیاسی از دایره شمول معروفها و منکرهای مورد نظر رمضان خارج نیست.
مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه این هفته خط موضعگیری با دولت را مشخص فرمودند. شاه بیت فرمایشات رهبری این است که باید رابطه و تناسبی بین نقد و موضوع و اهمیت و حقیقت و مصداق نقد وجود داشته باشد. یعنی دولتی که هنوز وزرایش در فرآیند قانونی کامل نشده و ساز و کارهایش فراهم نگردیده و شاید قریب هشتاد درصد مسئولیتهای کلیدیاش در اختیار کسانی باشد که از بعضی جهات دیدگاهی متفاوت با برنامههای دولت دارند، انصاف نیست که بعضی امور و مشکلاتی را که مربوط به نظام و بطور مشخص مربوط به دولتهای گذشته باشد، به مسئولین جدید نسبت داده شود.
اگر کسی ادعا کند که عملکرد در حال شروع دولت جدید از جهت معیارهای عزل و نصب بکارگیری مدیران سطوح عالی و میانی، شعاع دایره گزینش نیروها، برخی دخالتها در عزل ونصبها، اعمال سلیقههای محدود، نوع و حجم رایزنیهای و مشورتها و غیره که در ابتدای کار بوده بدون نقد است، به بیراهه رفته است ولی باید پذیرفت وقتی عزم جزم بر صداقت و خدمتگزاری باشد، اشتباهات هم طبیعی و بدیعی و هم قابل اغماض و قابل جبران است.
فراموش نشود که:
مردم مرز بین انتقاد سازنده و انتقاد سوزنده را تشخیص میدهند.
برخی مخالفتهای بنیادی خویش را با نظام از طریق انتقادهای غیرمنصفانه ولی آگاهانه در جامعه منتشر میکنند.
برخی عجلهشان در انتقاد در واقع پیریزی و پیگیری بنیان مخالفت برای مراحل بعدی است.
برخی منافعشان در خطر افتاده و راه سوءاستفادهها را بر خود سخت دیده و یا اینکه از افشای موارد سواستفادهها بیمناک هستند و زبان به انتقاد نا به جا میگشایند.
بعضی طبق اطلاعات در محافل خصوصی بر عناد خویش با دولت جدید تاکید و اجماع نمودند ولی با توصیه عقلای خویش بر روند ملایمتر آن تاکید داشتند.
بعضی در واقع غوغاسالاری را به جای انتقاد پیشه کردند و هدف آنها تغییر فضای افکار عمومی جامعه از فضای کار و تلاش و سازندگی به فضای موضعگیری و تخریب و مقابله میباشد.
واقع مطلب این است بعضی هم ماموریت از آن طرف مرزها دارند که به فضای ناامنی ذهنی و تشویش افکار دامن بزنند و دائم بر این نکته تاکید دارند که آیا هر کسی که انتقاد و مخالفت میکند، عامل بیگانه است؟ ولی باید دانست منتقدان دلسوز کمتر به این نکته میپردازند بلکه در موقع مناسب و از روی عدالت و انصاف با صراحت و شجاعت و علاقه حرف صحیح را بیان میکنند.
نکاتی که به عنوان یادآوری مطرح شد، مسئولیت دولت تازهکار را در پرداختن به اصلاح امور به هیچ وجه کاهش نمیدهد. مسولین باید آمادگی انتقاد سازنده را داشته باشند و حداکثر تلاش خویش را برای مسدود نمودن مجاری در مظان اتهام بکار گیرند.
انتظار این است که رئیسجمهور محترم و همکاران جدید که عملکردشان بعنوان کارنامه مجموعه اصولگرایان ارزشگرا در جامعه تلقی خواهد شد و شخص ایشان بر اهداف آرمانی مجموعه عملکرد نظام تامید فراوان دارند، متقابلا ظرفیت تحمل و انتقادپذیری را هم بالا برده و عکسالعملها و بلکه دفاعیات در وقت مناسب انجام شود.
بدون شک مردمی که با این رویکرد انتخابات را با افتخار پشت سر گذاشته، فرصت خواهند داد که دولت انبوه مطالبات و انتظارات جامعه رابدون شتابزدگی در فرایند زمانی برنامهریزی شده پاسخ بدهد ولی از آنجایی که زمان به سرعت میگذرد، باید فرصتها شکار شوند و از قبل آنها به ملت گزارش داده شود. فراموش ننماییم سرمایهگذاری مقام معظم رهبری در جایگاه ولایت در حمایت از دولت و تاکید بر رعایت انصاف با دولت تازه کار سرمایه گرانبهای است که پاسخ مناسب را باید دولتیها و بلکه در مجموعه ارکان نظام بدهند.