م. شفیعی کیا
انتخابات ریاست جمهوری نهم در برههای شگفتی جهانخواران و اصحاب رسانهای آنان را برانگیخت که چند سال پیش از آن و به دنبال روی کار آمدن دولت و مجلس مدعی اصلاحات شاهد شور و شعف آنان از رفرم فرضی پیش آمده در ایران بودیم که حتی در تیترهای نشریات آنان تعابیری چون «ایران به سوی پایان رژیم تندروها پیش میرود» (1)، «نبرد ایران با بنیادگرایی» (2) و «دوران ریاست جمهوری خاتمی و اصلاحات امیدبرانگیز در ایران» (3) نشان دهنده باور آنان به انحطاط برگشتناپذیر ایران بود.
خبرگزاری کهنهکار صهیونیستی «رویترز» در همان ساعات اولیه بازتاب خبر پیروزی دکتر احمدینژاد در تحلیل خویش تصریح کرد: «در حالی که دیگر رقبای احمدینژاد برای کسب رأی مردم به شیوههای تبلیغاتی غربی برای جذب جوانان روی آوردند و یا مسائلی از قبیل برقراری رابطه با آمریکا را مطرح میکردند، احمدینژاد با طرح مسائلی از جمله خدمت به مردم و اجرای اهداف اولیه انقلاب از جمله عدالت، رئیس جمهوری ایران شده است.» (4) اذعان دشمنان به پیروزی شعارهای انقلاب در انتخابات نشان دهنده بزرگی تحول پیش آمده است که مقام معظم رهبری آن را «مظهر رحمت الهی و نصرتی از سوی حضرت احدیت» (5) دانستند.
با توجه به صداقت و عزم استوار رئیس جمهور در عملی شدن این شعارها که برآمده از ماهیت اصیل انقلاب اسلامی و تأکیدات امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری حفظها... تعالی است در داخل و خارج دشمنیهایی را برخواهد انگیخت و همان طور که رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار با هیأت دولت به آن اشاره کردند، دو دشمن داخلی و خارجی بیشترین دشمنیها را با ایشان خواهند کرد: «این دولت مخالفان و دشمنانی بیرونی نظیر سلطهگران دنیا، دیکتاتورهای جهانی، سکولارها و سرمایهداران جهانی دارد که باید با هر کدام به تناسب رفتار و مقابله کند؛ اما مهمتر از این عوامل دشمنان درونی هستند که باید به شدت مراقب آنها بود تا راه و جهتگیری صحیح کنونی منحرف نشود.» (6)
در این میان همان گونه که مقام معظم رهبری تصریح کردند، خطر مخالفان و دشمنان درونی بیشتر است. در این مدت بیش از صد روزۀ شکلگیری «دولت اسلامی» شاهدیم که مطبوعات زنجیرهای به ظاهر غیر همسو، همگی نقش پیاده نظام مخالفان رویکرد دولت برادر احمدینژاد را بازی میکنند. حتی صدا و سیما نیز هنگام اطلاعرسانی درباره «دولت اسلامی» از پوشش خبریای که برای سفرهای خاتمی داشت کمتر مایه میگذارد. کار به جایی رسیده است که برخی رؤسای محترم قوه قضائیه که باید متولی عدالت باشند در مقابل شعارهای عدالت جویانه مطرح شده، از «فرار سرمایهها و منزوی شدن مدیران دلسوز و کم اهمیت بودن فسادهای جاری» سخن میگویند.
سخنان رقبای انتخاباتی دکتر احمدینژاد، خود داستانی است تکراری ولی در این میان تاریخ عبرتانگیز انقلاب اسلامی و قصه غمبار از دست دادن نخبگان خالص انقلاب این امر را بر ما تداعی میکند که هرگاه «ترور شخصیت» اوج بگیرد دست جنایتکار پنهانی در این غبار کدورت پیش آمده از تردیدها اقدام به حذف خونین یکی از خدمتگزاران کرده که ترور سؤالبرانگیز محافظان رئیس جمهور محبوب در جاده زابل به زاهدان این نگرانی را افزون ساخته است.
کمتخصصترین افراد نیز که از تشریفات سفر مقامها آگاه هستند، میدانند چند روز قبل از سفر رئیس جمهورها در این کشور روال اینچنین بوده است که قوای انتظامی و نظامی آن منطقه به ویژه در مناطق ناامن مرزی برای تأمین جادهها و مناطق عبور رئیس جمهور و هیأت همراه، آماده باش بودند و برای تأمین جاده حتی از بالگرد تهاجمی استفاده میشد. نویسنده، خود، شاهد یکی از سفرهای آقای رفسنجانی به این مناطق بودهام که برای تأمین امنیت جادههایی که احتمال عبور از آن داده میشد چند روز زودتر با چینش نیرو و پاکسازی، کاملاً از ایمنی آن اطمینان حاصل میشد. حال یا این روال را نیروهای امنیتی و نظامی انتظامی درباره آقای احمدینژاد به کار نمیبندند و یا مطلب دیگری است.
از سوی دیگر بعید است اشرار منطقه که به راهزنی و قاچاق مشغول هستند، خود را با فوجی از قوای نظامی و انتظامی درگیر و موقعیت خود را به خطر اندازند. اینها و بسیاری از چراهای دیگر پرسشهایی هستند که ذهن ملت امیدوار ما را مشغول ساخته و باید فکر مسؤولان دیگر را هم به خود معطوف کند؛ چرا که آرامش پیش آمده در محافل دانشگاهی و علمی کشورمان، و وجود امید و نشاطی که به برکت انتخاب دکتر احمدینژاد در جای جای کشورمان پدید آمده و سالهای پرالتهاب و بحرانساز دولت خاتمی را پس زده ممکن است با کوچکترین صدمه به ایشان بر باد رود. بیگمان اگر حادثهای برای رئیس جمهور مردمی و محبوب ملت ایران رخ دهد، مردم ساکت نخواهند نشست. هیچگاه فراموش نکنیم شعارهای احمدینژاد بازتابی از تأکیدهای مقام معظم رهبری مدظله العالی است که دست کم 15 سال گذشته داشتهاند و به یقین آنهایی که چون دشمنان خارجی پا بر زمین میکوبند و او را به تندروی و امثال آن متهم میکنند و برآنند تا اوضاع امیدبخش امروز را غبارآلود و ناامید کننده جلوه دهند و برای نخستین بار با شرکت در جلسه خانه احزاب، احزاب را به وحدت برای مقابله با اوضاع نگران کننده امروز تشویق میکنند! به واقع کینه خویش را از حقگوییهای رهبر معظم انقلاب، با برخورد با سرباز ولایت بروز میدهند. ما مفتخریم که بعد از گذشت هفده سال از رهبری حضرت آیتا... خامنهای، برادرمان احمدینژاد اولین رئیس جمهوری بود که چون مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری شأن و شهید محمد علی رجایی بوسه بر دستان ولی امر مسلمین زد و پیگیری منویّات فراموش شده مقام معظم رهبری را نهادینه و اجرایی کرده است.