بحث اجماع و ائتلاف بین اصلاحطلبان همچنان بحث روز رسانههاست، بخشی از این بحث در واقع ادامه گفتمان قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری است و بخش دیگر آن به شکست در انتخابات توجه دارد و ائتلاف را به عنوان راهکاری برای برون رفت از آن مطرح میکند، در هر دو صورت به نظر ما بحث اجماع یا ائتلاف هر دو، مهمترین مسأله امروز جامعه ایران نیستند، مهمترین مسأله این است که جامعه ایران پس از 8 سال مسیر ناهموار اصلاحطلبی در درون قدرت، امروز با حاکمیت یکپارچهای مواجه است که نه تنها به اصلاحات معتقد نیست بلکه در سالیان گذشته نیز از هیچ مانعی بر سر راه آن دریغ نورزیده است. امروز «جمهوریت» نظام با مهمترین چالش خود یعنی ابهان شدید در امکان پذیری انتخابات سالم، رقابتی، آزاد و عادلانه رو به روست، «اسلامیت» نظام امروز در معرض خطر تحجر و پیامدهای ناشی از سطحی نگری و تعصبات خشک و بی مغز قرار گرفته و «ایرانیت» هم با وجود چالشهای ماجراجویانهای که در داخل و خارج وجود دارد در مواجهه با تهدیدات جدی است، به نحوی که پارهای تحلیلگران مشفق سیاسی بر این باورند که 3 رکن نظام جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب تاکنون هیچگاه تا این حد آسیبپذیر نبوده است.
بالاترین اولویت در حال حاضر صیانت از این 3 رکن یا به عباریت صیانت از آرمانهای بلند انقلاب است. مخالفان اصلاحات اگر چه امروز سرمست دستیابی به قدرتی ماورای اندیشه خود هستند ولی همچنان به این موضوع توجه دارند که رمز پایداری آنان در قدرت، اختلاف افکنی بین طیف اصلاح طلبان و منحرف کردن آنها از موضوع اصلی است.
در شرایط حاضر اجماع کامل اصلاح طلبان نه مطلوب است و نه مفید. اجماع به معنی تصمیم یکسان همه طیف اصلاحات در خصوص مسائل مختلف، اصلاحات را از پویایی و خلاقیت باز میدارد. چنین چیزی در عالم واقع نیز وجود ندارد، اصلاحطلبان طیف بزرگی را تشکیل میدهند که در خصوص موضوعات متنوع، مواضع متنوعی دارند لیکن فصل مشترک بین آنها دموکراسی خواهی و لوازم آن یعنی انتخابات آزاد و عادلانه، جامعه مدنی قدرتمند، مطبوعات آزاد، دولت پاسخگو و تداول قدرت است. از بدو دوم خرداد 76 تا به امروز نیز هیچگاه بحث اجماع کامل در میان طیف اصلاحات مطرح نبوده و در آینده نیز نه امکان چنین امری وجود خواهد داشت و نه تقاضای آن، در عین حال هر یک از اجزای این طیف ضمن دارا بودن هویت معین خویش، تلاش خود را در راه رسیدن به اهداف کلی اصلاحات به کار میبندد.
در رابطه با «ائتلاف» هم باید گفت که ائتلاف بحثی است که صرفاً در زمان انتخابات مطرح میشود و بلافاصله پس از آن نیز کارکرد خود را از دست میدهد مگر آنکه شامل تعهداتی شود که در صورت پیروزی امکان وقوع یابد مثل دولت ائتلافی و امثال آن.
سخن گفتن پیرامون ائتلاف در شرایط کنونی اگر نظر به انتخاباتهای آینده داشته باشد و یا زمینه را به طور کلی برای وقوع آن در آینده بگشاید امری پسندیده و مطلوب است در غیر این صورت بحثی خارج از موضوع و پرداختن به مسألهای غیر کاردکردی است.
از این رو به نظر میرسد بحثهایی که در این روزها در رسانهها در خصوص اجماع یا ائتلاف بین اصلاح طلبان مطح شده یا میشود باید در جهت و سوی درستی باشد و گرنه انحراف از موضوع اصلی تلقی میشود که باید نسبت به آن هشیار بود.
مسأله اصلی امروز اصلاحطلبان فارغ از اجماع و ائتلاف و بحثهای مشابه آن «اتحاد» است. همه اصلاحطلبان امروز در برابر حاکمیت یکپارچهای قرار گرفتهاند که آرمانهای آنان را از اساس به رسمیت نمیشناسد و با آن مقابله میکند، امروز اقتدارگرایی در برابر مردمسالاری، ماجراجویی در برابر عقلانیت، تحجر و خرافهگرایی در برابر روشنبینی، بیکفایتی، بیتجربگی و بیصلاحیتی در برابر تجربه، تخصص و کارآمدی، محدود سازی و کنترلهای غیرقانونی در برابر آزادیهای قانونی، تداخل قوا در برابر تفکیک آن و ... قرار دارد و در برابر همه این گزارهها مواضع اصلاح طلبان مشخص و همسان است و هیچ ضرورتی بالاتر از پرداختن و تمرکز به آنها وجود ندارد هیچ گزینهای نیز برای این مجموعه جز «اتحاد» پاسخگو نیست. اتحاد رمز پیروزی است و معنای آن نیز یکسان بودن در همه زمینهها نیست بلکه مفهوم آن یکپارچگی و همافزایی پتانسیلهای پراکنده در برابر قدرتهای ضد اصلاحات است.