یوسف محسنزاده
با تکرار اتهامات قبلی یک نظامی ارشد انگلیسی در عراق در مورد دخالت ایران در حوادث جنوب این کشور، بار دیگر جنگ رسانهای و تبلیغاتی انگلیسیها بعد از وقفهای کوتاه از سر گرفته شد و نشان داد مقامات این کشور حاضر نیستند از هیچ فرصتی، حتی ایراد اتهامات بیپایه و بیاساس، برای توجیه حضور اشغالگرانهشان در عراق و خسارت مادی و جانی خود، دریغ کنند.
در واقع، نخستین موج اتهامات زمانی پدید آمد که ایران مدارک و شواهد روشنی از مداخله ناروای انگلیسیها در تغذیه و تقویت گروههای خربکار و تجهیز و اعزام آنان به استان خوزستان در جهت دست زدن به اقدامات خرابکارانه ارایه کرد. این یافتهها، البته هم دست انگلیسیها را رو کرد و هم اینکه آنان را به فکر تلافی انداخت. دیری نگذشت که ژنرالهای انگلیسی مستقر در جنوب عراق از افزایش حملات ضد اشغالگری سخن گفته و منشاء آن را دسترسی شورشیان به سلاحهای پیچیدهای ذکر کردند که بنا به گفته آنان حزبالله لبنان از طریق ایران، در اختیار شورشیان عراقی قرار داده است.
روشن است هدف از اینگونه اتهامات، زیر سوال بردن حزبالله لبنان و افزایش حملات تبلیغاتی علیه این جنبش انقلابی و همچنین مقصر شناخته شدن ایران در تحولات تازه جنوب عراق بوده است.
البته برای انگلیسیها باور کردنی نبود که مزدوران اعزامیاش به استان خوزستان، یه این زودیها شناخته شوند و از نقشه و طرح انگلیسیها برای ایجاد ناامنی در این استان، پرده برداشته شود. بنابراین، اتهامات متقابل انگلیسیها در واقع به منزله ضد حمله تبلیغاتی محسوب میشود که به منظور ترمیم اعتبار و وجهه از دست رفته انگلیسیها انجام شده است.
البته مقامات لندن، با دنبال کردن راهبرد ایجاد ناامنی در خوزستان باز هم از شگرد «فرار به جلو» نیز استفاده میکنند. در این راهبرد، هر چند حتی یک مورد عینی از دخالتهای ایران ارایه نشده و اتهامات اقامه شده صرفا بر پایه حدس و گمانهای نظامی مبتنی شده است، با این حال به عنوان یک شگرد مطلوب در جهت ایجاد فضای مبهم به منظور انحراف افکار عمومی تلقی شده است.
بدیهی است که رویکرد ایران اسلامی در قبال این دسیسهها باید بر دو اصل مبتنی شود. نخست اینکه ناامنی در عراق را موجد بیثباتی در منطقه دانسته و به علاوه اینکه حضور اشغالگران در خاک عراق منشاء اولیه بروز ناامنی و آشوب و شورش به حساب میآورد و از این رو، خواهان تعیین جدول زمانی جهت خروج اشغالگران گردد و ثانیا با تقویت اقدامات امنیتی و انتظامی و شناسایی تیمهای اعزامی به خاک ایران، از توفیق انگلیسیها در دستیابی به اهداف خود در دامن زدن به ناامنی و آشوب در استان خوزستان و احتمالا در مناطق دیگر از کشور، به شدت جلوگیری کند.
نکته حساس دیگر اینکه انگلیسیها بر این گمانند که با استقرار در خاک عراق، به یک همسایه ایران مبدل شدند. البته، این یک رویا و خیال بیش نیست. همسایه ایران، ملت مسلمان عراق است که با آن، پیوندهای دیرینه فرهنگی و دینی و اجتماعی دارد و هم اینک با برگزاری رفراندوم و همچنین برگزاری انتخابات آتی پارلمانی در کشور، امید میرود که اشغالگران، حضور خود را در این کشور زاید و بیهدف ارزیابی کرده و به حضور شرارتآمیز خود در خاک عراق که منشاء ناامنی منطقه بوده و هست، خاتمه دهند.