کرم محمدی
طی هفتههای گذشته و همچنین چند روز اخیر دو خبر در خصوص عملکرد و برخورد نیروهای اشغالگر انگلیسی و آمریکایی در دو نقطه از جهان، توجه محافل و رسانهها و افکار عمومی را به خود جلب نمود:
خبر اول در کشور عراق: به دنبال تلاش نیروهای انگلیسی برای بمبگذاری در اماکن مذهبی که با لباس مبدل (عربی) انجام گرفته بود، ماموران انتظامی دولت عراق در شهر بصره دو تن از این افراد را دستگیر و بازداشت مینمایند و آنان در همان ساعات اولیه به این اقدام شرمآور خود اعتراف مینمایند. فرماندهی سربازان انگلیسی برای جلوگیری از افشای بیشتر جزئیات اقدامات تفرقهافکنانه، دستور حمله به زندان را صادر مینماید به دنبال صدور این فرمان، تانکها و نفربرهای زرهی ساختمان زندان محل نگهداری این دو خرابکار را محاصره و با ویران کردن دیوارهای زندان، آنان را آزاد میکنند.
پخش این خبر موجی از اعتراضات مردمی در بصره و سپس برخی شهرهای دیگر عراق را در پی داشت. گرچه بعدها دولت انگلیس از دولت عراق و مردم و مقامات بصره رسما عذرخواهی و آمادگی خود را برای پرداخت خسارت وارده اعلام نمود اما افشای تحرکات سربازان انگلیسی در بصره نشان داد که آنان به جای برقراری نظم و امنیت، خود عامل دودستگی، برادرکشی و در نهایت ناامنی واقعی در عراق هستند تا بدین وسیله زمینه حضورشان هر چه بیشتر فراهم گردد و برای تحقق چنین هدف شومی حاضرند به هر کار ناجوانمردانهای مبادرت ورزند.
البته این سیاست امروز ماموران اعزامی از لندن نیست بلکه بخش غیرقابل انکار و انفکاک سیاست راهبردی انگلیس طی دهههای گذشته تا به امروز میباشد که: «تفرقه بینداز و حکومت بکن»
خبر دوم در کشور افغانستان: برخی شبکههای خبری فیلمی را به نمایش گذاشتهاند که طی آن سربازان اشغالگر آمریکایی جسد دو تن از کشتهشدگان که احتمالا از حامیان طالبان هستند را در برابر چشم زنان و مردان افغانی در آتش میسوزانند. افشای این عمل سربازان آمریکایی موجبات خشم و نفرت عمومی در افغانستان را فراهم نموده و عذرخواهی فرماندهی ارشد ارتش آمریکا در افغانستان نیز نتوانسته است از شدت انزجارها بکاهد. آقای حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان هم به صراحت از این اقدام برآشفته و آن را محکوم کرده است.
اقدام سربازان آمریکایی، تداعی کننده اعمال وحشیانه طالبان در افغانستان است. آنچه امروز سرلوحه کار اشغالگران انگلیسی و آمریکایی در عراق و افغانستان قرار گرفته است چیزی جز بیاحترامی به قانون و حقوق شهروندان کشورهای تحت اشغال و اهانت به آداب، رسوم و سنن آنان نیست و در صورت عدم تجدید نظر در سیاستهای در پیش گرفته شده باید گفت که عراق و افغانستان از چاله درآمده و به چاه افتادهاند.
در حالی که قلدرمابی، نقض حقوق بشر، خرد شدن غرور ملی و مذهبی و ... مردم عراق و افغانستان کار هر روزه اشغالگران است، موضوع مخالفت و حتی مقابله با این دسته از اقدامات امری بدیهی است و لذا انتظار آرامش در چنین فضایی عقلانی به نظر نمیرسد.
تنها در صورتی میتوان شاهد آرامش، امنیت، حاکمیت دموکراسی، رعایت حقوق بشر و ... در این دو کشور بود که زمینه خروج اشغالگران و سپردن مسئولیتها به دست مردم فراهم گردد. بدیهی است تا آن زمان احترام به ارزشهای دینی و ملی مردم عراق و افغانستان موضوع بسیار مهم و اساسی است که نادیده انگاشتن آنها خود زمینهساز و موجبات گسترش ناامنی خواهد بود.