مهدی قنواتی
سید مصطفی در آذر 1309 در شهر قم به دنیا آمد. در نوجوانی شروع به تحصیل علوم اسلامی و حوزوی نمود. در ایام تحصیل از محضر اساتید گرانقدری چون آیتالله بروجردی علامه طباطبائی، آیتالله حاج سیدمحمد داماد، آیتالله سیدابوالحسن قزوینی و پدر خود حضرت امام خمینی(ره) بهره بردند. نتیجه تحصیلات حوزوی ایشان رسیدن به درجه اجتهاد در سن 27 سالگی بود.
فعالیتها و مبارزات سیاسی ایشان نیز همزمان با پدرشان آغاز گردید. اوجگیری مخالفتهای حضرت امام(ره) به تبعیدشان به ترکیه در 13 آبان 1343 انجامید.
مقارن با تبعید حضرت امام، سید مصطفی نیز دستگیر شد و نزدیک به 2 ماه در شهربانی قم و زندان قزلقلعه بازداشت بودند. آزادی ایشان از سوی ساواک به امید خروج وی از ایران صورت گرفت، اما سید مصطفی تصمیم به ماندن و ادامه فعالیتهای سابق داشت در نتیجه، دستگیری دوباره به تبعید ایشان به قم انجامید. ثمره تبعید به قم به همراهی ایشان به بهترین شکل و در نزدیکترین حالت با حضرت امام(ره) بود. فعالیت حوزوی سید مصطفی در نجف هم ادامه یافت و از زمان تبعید 1343 تا شهادت 1356 به مدت 13 سال در حوزه علمیه نجف به تدریس علوم دینی مشغول بودند. حاصل فعالیت حوزوی سید مصطفی علاوه بر تربیت شاگردان، تالیفاتی چند است که برخی ناتمام باقی ماند.
آنان که با رفتار و اخلاقیات سید مصطفی آشنا بودهاند رفتار او را مصداق واقعی «اشراء علی اکفار رحماء بینهم» قلمداد نمودهاند. دوستان او تاکید داشتهاند که وی در برخورد با افرادی که نسبت به حرکت انقلابی اسلامی نگاه مثبت نداشتند و بانیانی خاص سعی در نزدیکی به حضرت امام داشتند برخورد شایسته را انجام میدادند و از حضور افرادی در اطراف حضرت امام(ره) جلوگیری مینمودند. سید مصطفی تا زمان شهادت به طور پیوسته و مداوم به رابطه نزدیکش با حضرت امام ادامه داد و به فراهم آوردن محیطی آرام برای حضرت امام اهتمام داشتند تا ایشان به بهترین وجه به برنامه علمی و درسی خود و هدایت جریان مبارز در داخل و خارج از کشور بپردازد.
روابط بسیار نزدیک این پدر و پسر سبب شد تا به هنگام شهادت سید مصطفی در اول آبان 1356 بیشترین نگاه متوجه امام شد که ایشان چگونه به این امر برخورد خواهد کرد و این حادثه چه تاثیراتی (منفی) بر امام میگذارد. بسیاری منتظر بودند که آیا روند، شدت و جریان مبارزه دچار تغییرات نزولی خواهد شد یا نه؟
«الطاف خفیه الهی»
پس از شهادت سید مصطفی خمینی، حضرت امام با بینش والای خود از این حادثه تلخ و ناگوار تعبیری زیبا و شیرین انجام دادند و شهادت فرزند خود را یکی از «الطاف خفیه الهی» خواندند.
به راستی، حوادثی که پس از آبان سال 56 و شهادت سید مصطفی رخ داد بر این تعبیر صحه نهاد. مجالس یادبود بسیاری از سوی مردم متدین و مذهبی در نقاط مختلف کشور برگزار شد. در این مجالس بود که بار دیگر نام امام و برنامه ایشان در سطح وسیعی منتشر شد. نیروهای رژیم شاه هم نمیتوانستند در مقابل برگزاری مجالس یاد بود موضعگیری نمایند و مانع از برگزاری آنها شوند که در این صورت عدم برگزاری مجالس یاد بود خطر بیشتری را به نسبت برگزاری آن متوجه رژیم میکرد. از این رو، مقامات ساواک میکوشیدند در مناطق مختلف مراقبتهای لازم را اجرا نمایند تا بتوانند همچنان اوضاع را در کنترل داشته باشند.
گسترش نام ، یاد و اهداف امام با مجالس یاد بود سید مصطفی بیشتر شد و از آن پس رشد بیشتری یافت. در ادامه این وضع بود که ساواک به حسادت به حضرت امام در روزنامه اطلاعات دست زد در حدودا دو و نیم ماه بعد از شهادت سید مصطفی که نتیجه این جسارت قیام 19 دی قم و از آن پس اوجگیری بیسابقه مخالفت با رژیم شاه بود که هرگز فروکش نکرد.