تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۸۷۹۱۲
تحلیل یک کارشناس از خسارات هنگفت شرکت شل به میدان‌های نفتی سروش و نوروز در دوران خاتمی (بخش اول)

سهل‌انگاری، اشتباه، مشکل یا فاجعه؟!


 تورج برون / مسئول سابق گزارش و اطلاعات، اخبار و امور رسانه‌های مناطق نفت خیز با 18 سال تجربه کاری در شرکت ملی نفت
میدان سروش و نوروز در روزهای پایانی دولت آقای خاتمی افتتاح و پس از حدود ده روز متوقف شد! البته در حال حاضر تولید از میدان با وجود اشکالات فنی ادامه دارد، هر چند حدود 50 هزار بشکه پایین‌تر از پیش‌بینی پیمانکار و البته با خطرپذیری بالا است.
این دو میدان در طول جنگ تحمیلی دچار آسیب‌های جدی شدند و خاطره خاموش کردن چاه‌های میدان به وسیله کارشناسان داخلی یکی از درخشان‌ترین برگ‌های تاریخ صنعت نفت به شمار می‌رود.
پس از پایان جنگ تحمیلی بازسازی موقت تأسیسات در دریا و خشکی انجام گرفت ولی برنامه بازسازی و توسعه میدان به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی دنبال نشد تا در آبان سال 78 قرارداد آن بین شرکت‌های ملی نفت ایران و "شل دولوپمنت ایران ب و" منعقد شد.
شورای اقتصاد برای تأمین هزینه‌های تولید این دو میدان مجوز یک میلیارد و 610 میلیون‌دلار را صادر کرد که براساس اعلام مسئولان این طرح با هزینه یک میلیارد و 450 میلیون‌دلار به پایان رسید.
توجیه اقتصادی طرح
اولاً میدان‌های سروش و نوروز مشترک نیستند؛ بنابراین شتابزدگی در انعقاد این قرارداد توجیه‌پذیر نبود.
ثانیاً خود بخش مهندسی فلات قاره با هزینه ناچیزی برای توسعه میدان اعلام آمادگی کرده بودند.
ثالثاً هم انعقادکنندگان این قرارداد و هم شخص وزیر پیشین برای توجیه اقتصادی این طرح به جای توجه به ارزش ذاتی نفت، میزان فروش آن در طول عمر مخزن و مبلغ دریافتی را ملاک محاسبه قرار دادند و گفتند: مثلاً در طول 20 سال 30 میلیارددلار درآمدزایی دارد، در حالی که این گونه محاسبه کردن درباره نفت درست نیست. مهم این است که پرونده سروش و نوروز با هزینه‌ای نزدیک به پنج برابر هزینه واقعی برای ایران تمام شد!
پرسش ما این است: چرا از چاه‌های قبلی میدان که در جنگ دچار آسیب نشده بودند استفاده نشد؟ لازم به ذکر است تولید میدان نفتی سروش با حفر 10 حلقه چاه نفتی و 2 حلقه چاه تخلیه آب به 100 هزار بشکه و تولید میدان نفتی نوروز با حفر 17 حلقه چاه نفتی جدید به 90 هزار بشکه رسیده است.
چرا در میدان به جای گاز آب تزریق شد؟!
مطالعات انجام شده، میزان نفت به اثبات رسیده میدان سروش را 7 میلیارد و 500 میلیون بشکه نشان داده است که 500 میلیون بشکه از این میزان با اجرای طرح توسعه، قابل برداشت خواهد بود. ضمن این که در صورت تزریق گاز به این میدان،‌ نفت قابل برداشت آن به 4 میلیارد بشکه می‌رسد. سؤال این است که با وجود اختلاف 3 میلیارد و 500 میلیون بشکه‌ای در برداشت از نفت در جای میدان سروش به وسیله تزریق گاز، چرا شرکت شل گزینه تزریق آب را برگزیده است؟
وزیر سابق نفت درباره بازیافت ثانویه میدان سروش و نوروز گفت: "با توجه به این که ضریب بازیافت نفت میدان سروش به دلیل سنگین بودن پایین می‌باشد، در حال حاضر مطالعات برای افزایش ضریب بازیافت این میدان در دست اجرا است". حال این پرسش مطرح می‌شود که پیش از انجام مطالعه برای چگونگی افزایش بازیافت ثانویه نفت، وی چگونه اجازه داده است تا شرکت شل در این میدان آب تزریق کند؟‌ با این اقدام شرکت شل، بازیافت ثانویه به میزان زیادی کاهش یافت.
‌ تولید 215 هزار بشکه‌ای از میدان با کدام توجیه انجام شد؟
شل برای دستیابی به سرمایه، سود و پاداش درصدد تولید حداکثری از میدان است به گونه‌ای که در میدان‌های نفتی سروش و نوروز به جای 190 هزار بشکه تولید روزانه ـ که آن هم زیاد است ـ در آستانه بهره‌برداری رسمی از این دو میدان، تولید آن‌ها را به 215 هزار بشکه رساند! به رغم افتخار مدیر عامل شل، این حرکت به شدت آسیب جدی به مخزن وارد کرده است.
به راستی علت افزایش موقتی این تولید در آستانه مراسم افتتاحیه چه بوده است؟ آیا "حصول اطمینان از سیتسم‌های طرح" می‌‌تواند توجیه‌گر این اقدام غیرصیانتی باشد؟
بالا رفتن درجه اسیدته آب موجود در سیستم چرخه آب و افزایش درصد بالای نمک در نفت خام از تبعات منفی این اقدام ارزیابی شده است. ضمن این که باید بررسی شود آیا این اقدام "شل" در افزایش تولید موقتی اما غیرصیانتی به افزایش پاداش این شرکت نیز انجامیده است یا خیر؟
توجیه نداشتن پول
یکی از دلایل عقد قرارداد بیع متقابل همچون سروش و نوروز نداشتن منابع مالی ذکر شده است در حالی که شرکت دولتی "اویک" در این پروژه 10 درصد سهم مشارکت دارد. به نظر می‌رسد این میزان سرمایه دولتی برای توسعه مرحله‌ای میدان کافی بوده است.
مسئولان نفت با بزرگ‌نمایی سرمایه مورد نیاز، همه هزینه‌های توسعه این دو مخزن را یکجا اعلام کردند در حالی که مخارج پروژه طی 5 تا 6 سال هزینه شد. البته به محض تولیدی‌شدن میدان درآمد 60 درصد نفت تولیدی به خود "شل" پرداخت و به همین نسبت از درآمدهای دولت کسر شد.
از سویی دیگر تعهدات مالی این قرارداد در زمان بازپرداخت پنج برابر قیمت کاشناسان داخلی بود؛ یعنی میدان سروش و نوروز تنها از بابت خود قرار داد یک میلیارددلار به کشور خسارت وارد کرد!
شکست تحریم‌ها
یکی دیگر از توجیهات مسئولان نفتی کشور برای این قرارداد، شکستن تحریم‌های آمریکا بود. شما می‌دانید کمپانی شل پس از طرح تحریم آمریکا بر ضد ایران وارد پارس جنوبی شد و در بخش توسعه میادین نفتی نیز همین قرارداد سروش و نوروز را منعقد کرد. در حالی که این کمپانی در آمریکا نیز ثبت است.
حال این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا شل را بازخواست نکرد؟!
شاید این بیش‌تر به یک طنز سیاسی شبیه باشد که بپذیریم شرکت "شل" که مؤسسان آن صهیونیستی هستند برای شکستن تحریم آمریکا به ایران آمدند. آنچه در سروش و نوروز گذشت باید مسئولان را متنبه کرده باشد که "شل" در ایران با چه هدفی آمده است!
پیوند زدن میان امنیت کشور با نفت
عده‌ای دیگر بحث‌های امنیتی را پیش کشیدند، مثلا گفتند: با ورود امثال شرکت شل، امنیت کشور تضمین می‌شود!
کسانی که با استدلال ضعیف خود حفظ امنیت ملی را به نفت پیوند زدند باید توجه داشته باشند که این تفکر با اصول حاکم بر سیاست خارجی ما که مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت استوار است همخوانی ندارد و از طرفی با سیاست راهبردی کشور برای کاهش اتکاء اقتصاد ملی به درآمدهای نفتی و رسیدن به قیمت ذاتی هر بشکه نفت در تضاد است.
مشکلات عملیاتی پروژه سروش و نوروز
گروه‌های بازرسی و نظارت فلات قاره معتقدند: شرکت نفتی شل به عنوان پیمانکار این پروژه نتوانسته است به تعهدات خود در این پروژه برای تولید و فراورش نفت خام با بالاترین کیفیت عمل کند. برخی اشکالات عبارتند از:
1. کارآیی نداشتن سیستم فرآورش و نمک‌زدایی و زیر مجموعه‌های آن
2. میزان نمک تولیدی همراه نفت از سکو بیش از حد مجاز است.
3. اشکال در سیستم آب برگشتی دستگاه‌های فرآورش و نمک‌زدایی که افزایش هزینه‌ها و حتی قطع تولید نفت را در پی خواهد داشت.
4. معیوب و فرسوده بودن بسیاری از ابزارها و تجهیزات مستقر در سکو
5. اشکالات موجود در سیستم گاز جهت میعانات گازی و برگشت آن به سیستم و انجام ندادن صحیح مراحل تست از سوی شل
6. چاه‌های میدان دچار تولید آب و نمک شدند
7. با تزریق آب به جای گاز، بازیافت ثانویه میدان کاهش یافته است
8. توربین زمنس سکو خراب است و برای تعویض گیربکس به خارج فرستادند
9. لوله‌های تأسیسات سروش و نوروز دچار پوسیدگی شدند
10. دستگاه‌های تبادل حرارتی دچار نشتی شده و خطر آفرین هستند
11. اکثر اتصالات به ویژه پیچ و مهره‌ها دچار خوردگی شدند
12. چاه‌های پسآب میدان دچار مشکل شدند
13. نفت خام تولیدی با کاهش کیفیت رو به رو شده
14. نفت میدان برای بازاریابی مشکل دارد
یک اشکال عملیاتی مهم در پروژه این است که مبدل‌های حرارتی دچار خوردگی در بخش تیوب‌ها شده‌اند که تنها راه ایمنی و استاندارد کار تعویض کامل تیوب‌ها است. متأسفانه هم اکنون این تیوب‌های سوراخ شده را پلاک یا به اصطلاح کور کرده‌اند که در نتیجه فقط تعداد آن‌ها کم‌تر شده است. این کار تولید موقتی را برای کاهش فشار رسانه‌ها در پی دارد، موجب افزایش خوردگی لوله‌ها و سوراخ شدن آن‌ها می‌شود که از حداقل ایمنی و استاندارد لازم برخوردار نیست. علاوه بر آن بهره‌وری سیستم کاهش یافته و در مواقعی به کاهش تولید می‌انجامد. ضمن این که احتمال نفوذ نفت به سیستم حرارتی و اگزوز توربین‌ها وجود دارد که اقدامی غیرایمنی است و بر اثر نشت نفت موجب خرابی دیگر قسمت‌هایی می‌شوند که برای آب طراحی شده‌اند نه برای نفت.
مشکلات تکنولوژیکی
امروزه در حالی شاهد تخریب میادینی مانند "سروش" و "نوروز" هستیم که متأسفانه 8 سال تمام برای ضعیف و عقب‌افتاده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان داخلی حتی از زبان خود مقام‌های بالای وزارت نفت تبلیغ شد؛ در حالی که ایران از تجربه یک صد ساله در امر اکتشاف، استخراج، تولید و پالایش برخوردار است. در اصل، ضعف مدیریتی خودشان را به نداشتن تکنولوژی تفسیر کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات