حامد دهخدا
مطلب اول
در درجه نخست، اصولگرایان احساس مفید "در اقلیت بودن" را از دست دادهاند. میشد این وضعیت را پس از انتخابات اخیر مجلس مشاهده کرد، اما از ابتدای سال 1384 که فرآیند سیاسی داخلی اصولگرایان در گزینش کاندیدای ریاست جمهوری با دشواری کامل مواجه شد، این وضعیت نیز رو به وخامت نهاد و اینک، پس از سوم تیرماه، احساس مبهمی از پیروزی و در عین حال انتظار منفی درباره "آنچه خواهد شد" در کنار عدم انسجام یا حرکت با چراغ خاموش نیروهای دوم خردادی، سکون و خلصه را بر نیروهای موثر سیاسی اصولگرا مسلط ساخته است و هم اکنون تنها بازیگر سیاست ایران، رییس جمهوری برخاسته از توده و فارغ از نیروهای متنفذ سیاسی است؛
از سوی دیگر، رییس جمهور برخاسته از توده مردم، روابط مشخص، مثمرثمر و منظمی با نیروهای مدنی و تودهای که وی را انتخاب کردند ندارد و حتی روابط او با گروههای خودجوش تودهای که در جریان انتخابات به نفع وی فعال شدند نیز مشهود و با برنامه به نظر نمیرسد. به این ترتیب گمان میشود که رییس جمهور برخاسته از توده مردم، با نوعی ضعف در پارامتر "نفوذ" یا به تعبیر سیاسی آن "اقتدار" مواجه است؛
گواه این وضعیت دشوار موقعیت لغزان وی در قبال مجلس شورای اسلامی و همچنین عدم طرح راهبردها و برنامههای مدون (که خود برخاسته از ارزیابی رییس جمهور از ظرفیت اقتدار خویش است) است. آشفتگی حاصل از این خلاء سیاسی، رقبا را کاملا به بهرهبرداری ترغیب و مهیا نموده است؛
این گفته قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین که "بررسی صلاحیت وزرای باقیمانده دولت در مجلس شورای اسلامی نشان داد که تعامل اصولگرایانه بین دولت و مجلس براساس ضابطه است، نه رابطه"، بیش از آن که مدحی باشد، ابرامی بر این آشفتگی پیش گفته در "تعامل اصولگرایانه بین دولت و مجلس" است؛ چنان که خود بعدا تاکید کرده است که "انتخاب نامزد برای چهار پست کابینه نشان داد که فرآیند تصمیمگیری باید اصلاح شود"؛
پس، اگر سیاست ثمربخش را به معنای تصمیمگیری مدبرانه در کنار بهرهبرداری مناسب از "اقتدار" (به عنوان شبکه روابط رسمی و از آن مهمتر، روابط غیررسمی) برای پیشبرد تصمیمات بدانیم، آنگاه میتوانیم این گزاره را تایید کنیم که در حال حاضر با نوعی خلاء سیاست ثمربخش مواجهیم.
مطلب دوم
سیاست تمرکززدایی دولت به موازات این وضعیت دشوار از یک سو و غیرفعال بودن انواع نهادهای مدنی که بتوانند نقش ناظر را ایفا کنند از سوی دیگر، میتواند به پیدایی دامنه وسیعی از فساد اقتصادی و سیاسی در کشور، به ویژه در نقاط پیرامونی منجر شود؛ بودجههایی که در سفرهای پیرامونی اختصاص مییابد، دقیقا و با چه نظارت و نفوذ موثری هزینه میشوند؟ واقع آن است که سابقه تخصیص چنین بودجههایی در دورههای پیشین، موید لاحقه درخشانی نیست.
مطلب سوم
یک دشواری مهم دیگر فراروی اصولگرایان، سوءتفاهم فاحش نیروهای اصولگرا درباره مطالبات مردمی برخاسته از انتخابات است. تجربه انتخابات دوم خرداد و انحراف روزنامهنگارانه در تفسیر پیام دوم خرداد در مورد انتخابات اخیر در حال تکرار است. روزنامهنگاران و سیاستمداران اصولگرا سرگرم مصادره پیام انتخابات سوم تیر به نفع مطالبات ایدئولوژیک خود هستند. هر چند مسایلی مانند عدالت و اعتماد میتواند از شعارها و ویژگیهای شاخص محمود احمدینژاد محسوب شود، اما بر هیچکس پنهان نیست که مطالبه رفاه طبقه متوسط شهری، در سه انتخابات اخیر، خواسته اصلی بوده است. ایدئولوژیک کردن مفرط سیاست در یک شرایط اجتماعی ایدئولوژیزدایی شده، در حالی که مردم به سوی "آبادگران"ی که مدعی آبادگری و کار به دور از منازعات ایدئولوژیک بود پناه آورده بودند، تکرار اشتباه نیروهای دوم خرداد خواهد بود؛ مخلص کلام نباید موضوع عدالت، موضوع محوری رفاه گستری را تحتالشعاع قرار دهد.
فرجام
محمود احمدینژاد باید برای تقویت اقتدار و توان اعمال تصمیمات خود قدر نیروهای مستقل خود را بداند و فعالانه آنها را سازماندهی کند. همچنین محمود احمدینژاد میتواند از بخشی از شبکه نفوذ موجود بهرهبرداری کند و برای این منظور باید با آنها تعاملات روشن، منطقی و فعالانه برقرار نماید؛ اگر محمود احمدینژاد این دو راه را نپیماید، همچون سیدمحمد خاتمی دچار یک روند کاهنده اقتدار خواهد شد (این روند در مورد او از هم اکنون آغاز شده است) و کمکم در ساختارها مستحیل میگردد و نمیتواند تحول قابل ملاحظهای پدید آورد؛ نیروهای سیاسی اصولگرا در شرایط فعلی باید فعالانه در پیشبرد سیاستهای اعلام شده اصولگرایانه، اعم از نظارت بر پیشبرد سیاستهای مقابله با فساد، گسترش نهادهای مدنی سطح پایین، کارآمدسازی اقدامات رفاه گستری، حساسسازی سیاستگذاران به مطالبات جاری در زندگی روزمره و برقراری روابط عمومی موثر برای دفاع از پروژه اصولگرایی نزد افکار عمومی همت به خرج دهند؛
آنها همچنین باید با جمعبندی سریع از ظرفیتهای فعلی پروژه اصولگرایی برنامهای برای دو، سه، چهار و هشت سال آینده تدوین و اجرا نمایند؛
همه اصولگرایان، باید به وضعیت رخوت کنونی خاتمه دهند و لزوم فعالیت در حوزه سیاسی و خصوصا حوزه مدنی را فراموش نکنند.