پژمان کریمی
طرح مطالبات زود هنگام و خارج از ظرفیت یا توان پاسخگویی دولت در سطح کلانتر؛ نظام سیاسی، عارضهگرانی و تورم را بر دولت و نظام سیاسی تحمیل میسازد.
طرح چنین مطالباتی، خارج از توان دولت و بدون پاسخگویی مسئولان، تصور "نا کار آمدی" دولت و نظام سیاسی را به اذهان عمومی متبادر میکند و از بستر آن، بیاعتمادی عمومی نسبت به دولت حادث میشود.
هر قدر عمق "بیاعتمادی" بیشتر باشد، به همان اندازه سطح مشارکت عمومی، دامنه "مقبولیت " و مشروعیت دولت و نظام سیاسی رو به تزلزل میگذارد.
با نظر به چنین عوارضی، آیا عقلاً میتوان پذیرفت که مخالفان "دولت" از شیوه "طرح مطالبات زود هنگام و خارج از ظرفیت پاسخگویی دولت و نظام سیاسی"، صرفنظر کنند؟!
البته آیا اعمالکنندگان این شیوه را میتوان در ردیف ناصحان و مصلحان پنداشت؟!
اینک دولت نهم در طرح برخی نقدها در معرض شیوه غیراخلاقی یاد شده، است! چنان که رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار روز دوشنبه خود با ائمه جماعات، بدان اشاره نمودند.
ضروری است دولت در این برهه، ضمن خویشتنداری در برابر بدخواهیها، تلاش نماید:
یک - ظرفیت و توان خود را با بهره از رسانهها، خطاب به عموم مردم تشریح کند.
دو - نسبت به موانع و مشکلات پیشروی خود، به آگاهی عمومی دست بزند.
سه - طرحها و برنامههای خود را بر اساس - نیازهای مردمی - طبقهبندی و تشریح نماید.
چهار - کامیابیها را معرفی و موفقیتها و علل ناکامیها را توضیح دهد.
پنج - عرصه "نقد" را با فعالتر کردن رسانههای خصوصی و عمومی بیشتر بگشاید تا زمینه فراختر مشورتگیری و همیاریطلبی مردم در اداره امور فراهم آید.
شش - دولت تحقق وعدههای انتخاباتی را هیچگاه فراموش نکند، دست کم تلاش دولت در مسیر تحقق وعدهها، اذهان عمومی را نسبت به صداقت دولت در عمل به وعدهها، متقاعد خواهد کرد.
نکته دیگر!
امروز اصولگرایان صحنه قدرت را با شعار عدالتخواهی در دست گرفتهاند!
هیچ کسی توقع ندارد که فردی یا حزبی اصولگرا از دولت یا مجلس یا قوه قضاییه، انتقادی مطرح نکند یا توقع خود را ابراز ننماید!
بلکه انتظار این است انتقادها معطوف به خدمت بیشتر و نیز حصول به پیشرفت باشد. انتقادهایی که صرفاً مچگیری و انتقامگیری است معطوف به خدمت و پیشرفت نیست و دردی از دردهای ملت را دوا نمیکند.