تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۸۷۹۲۸

وحشت غرب از موج پاریس


علی قاسمی
بحران"کلیشی سوبوا" بسیاری از زوایای تاریک را در فرانسه روشن ساخته است. این بحران موجب گردید تا زخم‌های چرکینی که بیش از چند دهه مهاجرین و فرانسویان عرب‌تبار، آفریقایی و آسیایی تبارها را در این کشور از شمال تا جنوب آزار داده، سر باز کند و جامعه جهانی امروز شاهد روی دیگر سکه دموکراسی و دولت رفاه در فرانسه که مدعی مهد آزادی، برابری و بردباری است باشد.
بحران اخیر در فرانسه با قتل "بوناترائوره" و "زیاد بنا" دو نوجوان 15 و 17 ساله سیاه‌پوست توسط پلیس فرانسه در شهرک کلیشی سوبوا در حاشیه پاریس کلید زده شد و به یکباره موج آن سراسر فرانسه را فرا گرفت و این کشور را در بحران بسیار عمیق فرو برده است.
حتی شدت این موج برخی از کشورهای اروپایی مانند ایتالیا، آلمان، انگلیس و... را نیز هراسان و نگران ساخته است. چرا که وضعیت این کشورها نیز در رفتار با مهاجرین و اقلیت‌ها در مقایسه با فرانسه چندان مطلوب و مناسب نیست. علاوه بر آن مهاجرین و اقلیت‌های این کشورها مانند فرانسویان عرب‌تبارها، آفریقایی و آسیایی از فقر، سیاست تبعیض نژادی، محدودیت و محرومیت، نقض حقوق مذهبی و آزادی بیان، بیکاری و... رنج می‌برند و جرقه‌ای مانند بحران کلیشی سوبوا ممکن است اروپا را نیز فرا بگیرد و بسیاری از کشورهای اروپایی را در بحران عمیق مانند فرانسه فرو ببرد. فقر، محرومیت، ناعدالتی، سیاست تبعیض نژادی، دینی، اجتماعی، فرهنگی ریشه بسیاری از مشکلات و ناآرامی‌های امروز فرانسه است. به عبارتی شورش‌های خیابانی‌ واکنش و پاسخ به بحران‌های متعددی است که بیش از چند دهه مهاجرین و اقلیت‌ها را در فرانسه با مشکل روبرو ساخته و موجب آزار، تحقیر و نارضایتی آنان شده است. اما دولتمردان فرانسوی در این مدت نسبت به این بحران‌ها بی‌اعتنا بوده یا بعضا با رفتارها و سیاست‌های اشتباه خود مانند سیاست تبعیض نژادی، دینی و مذهبی و محروم کردن دانش‌آموزان محجبه از حضور در مدارس و پایمال کردن حقوق اقلیت‌های مذهبی، بر دامنه و شدت این بحران افزودند و موجب انباشت زخم‌های چرکین در این کشور و بین مهاجرین و اقلیت‌ها شده‌اند. نگاه امروز غرب به مهاجرین و اقلیت‌های مقیم در این کشورها، ابزاری و سودجویانه است. این اقلیت‌ها در توسعه و آبادانی غرب سهم بسزایی دارند، اما از امکانات، امتیاز و بسیاری از حقوق دینی و مذهبی محروم هستند و در شرایط نابسامانی بسر می‌برند. بحران فرانسه مصداق روشن این ادعا است.
علاوه بر آن رفتار بسیاری از دولت‌های غربی مانند فرانسه در برخورد با مهاجرین و اقلیت‌ها دمکراتیک نیست. اکنون تصویر دموکراسی و آزادی در فرانسه حتی در غرب با تحولات جاری در این کشور به شدت مخدوش شده است. حتی روتوش کردن آن نیز مفید فایده نیست و بیش از پیش فرانسه را زیر سؤال خواهد بود.
توفان کاترینا در آمریکا و بحران کلیشی سوبوا در فرانسه آشکار ساخت که در غرب فاصله بسیاری از شعار تا عمل در مباحثی مانند دموکراسی، حقوق بشر، حقوق اقلیت‌ها، برابری و... است و متأسفانه مهاجرین و اقلیت‌ها در این کشورها بیشترین قربانی را در اثر این فاصله و شکاف طبقاتی، نژادی و ناعدالتی پرداخت می‌کنند.
در این بین سکوت غرب و از جمله آمریکا در قبال نقض فاحش حقوق بشر در فرانسه قابل تأمل و جای سؤال دارد.
شاید و به احتمال قوی این سکوت حاصل رفتار مشابه سایر کشورهای غربی مانند فرانسه در برخورد با مهاجرین و اقلیت‌های مقیم این کشورها است. اما این سکوت نمی‌تواند سابقه و رفتار زشت غرب را در نقض حقوق بشر بپوشاند و آن را لاپوشانی کند و پاریس را از موج عدالت‌طلبی و ضد تبعیض نژادی نجات دهد.
فرانسه برای رهایی از این بحران چاره‌ای جز این ندارد که به حقوق مهاجرین و اقلیت‌ها احترام بگذارد و از اعمال سیاست تبعیض نژادی و مذهبی علیه مهاجرین دست بردارد و شرایط مطلوب و برابری را برای همه فراهم سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات