1- موسس حزب اعتماد ملی، طی اظهاراتی، بر ضرورت ارزیابی اصلاحطلبان نسبت به گذشته خود و بررسی دلایل شکست در انتخابات پیشین تأکید نموده است.
شاید بتوان دلایل شکست اصلاحطلبان را در انتخابات پیشین به شرح زیر خلاصه نمود:
یک: تعریف نکردن مفهوم اصلاحات ادعایی و در پی آن نمایش چهرهای مبهم از خود
دو: تجمیع گروههای اغلب متعراض از حیث عقیدتی و آرای سیاسی در قالب یک جبهه و در نتیجه وارد آمدن عارضه تفرد و گسست
سه: دوری جستن از باورهای ایدئولوژیک غالب بر جامعه
چهار: بیپاسخگذاری مطالبات عمومی و تمرکز بر خواست تثبیت قدرت
پنج: ساختار شکنی سیاسی در مسیر رفتار سیاسی، مبارزه با رقیب و بسط و تثبیت حیات و قدرت سیاسی
شش: شخص محوری و فرداتکایی در ازای آرامان محوری در تضمین حیات جبهه سیاسی
آنچه اشاره رفت، بیشکست نتایج و دستاوردهایی دور از ذهن نیست که عوامل اصلاحات را توان دستیابی و وقوف بدان نبوده و نباشند و هم بعید است که کسی چون جناب آقای کروبی بدان نتایج راه نبرده باشند!
اما، آنچنانی که اشاره شد یکی از دلایل شکست اصلاحطلبان همانا ساختار شکنی و پی گرفتن خط تقابل با نهادهای قانونی نظام بوده است.
جناب آقای کروبی پس از اعلام نتایج انتخابات نهم ریاست جمهوری دست به جنجال آفرینی و اتهامسازی علیه نهادهای قانونی نظارتی و اجرایی زد و چندی پیش نیز بر سر انتخابات مجلس خبرگان هیاهویی را سببساز شد این مشی آقای کروبی نشان میدهد که وی هنوز از گذشته عبرت نگرفته است و خود به همان طریقی میرود که در گذشته و نگاه به چگونگی راه رفته یک ضرورت عقلانی است! آقای کروبی که خود یادآور آن ضرورت عقلانی است، خود نیز باید ثمرات نگاه به گذشته، "نصب العین" ساخته و بدان به مثابه عبرتی برای ادامه حیات سیاسی خود بنگرند! اساساً، جامعه ایرانی، تقابل با نهادهای قانونی را در حد یک ماجراجویی تلقی میکند و از هیاهو و تنش ناشی از آن تقابل و ساختارشکنی به عنوان عاملی برای هدم آرامش و تعادل و نظم جامعه، دوری میکنند! این واقعیتی است که متأسفانه برخی به آن عنایت ندارند. اینک بهتر آن است موسس حزب اعتماد ملی با درک گذشته به ساماندهی رفتار سیاسی خود در ظرفیتهای قانونی کشور و در قالب خیرخواهی و زبان نصح، بپردازد. امروز که ایشان قدم در وادی جلب "اعتماد ملی" نهاده است به نظر میرسد دقتهایی را میطلبد.
2- آقای کروبی روز یکشنبه به عنوان دبیر کل حزب اعتماد ملی انتخاب شدند. ایشان در اولین موضعگیریشان در سمت جدیدشان، مطلبی را بیان کردند که به نوعی دیگر، موجب خدشه به اعتماد نسبت به ایشان است. وی پس از انتخاب گفته است: "امروز ما آمدهایم تا نگذاریم جمهوریت آسیب ببیند، چون اسلام ریشه در این دیار دارد نگران نیستیم ولی جمهوریت نوپاست" (1)
آیا به واقع یک روحانی سیاستمدار، آشنا به خصومتهای دیرین استکبار جهانی نباید نگران تهدیدات علیه اسلام باشد!
شهادت بزرگانی چون مطهری، بهشتی، باهنر، مفتح و شهدای محراب تهدیدات دشمنان علیهالسلام نبود؟! مقاومت در هشت سال دفاع مقدس، تحریم اقتصادی و انزوای سیاسی، ایستادگی در برابر تروریسم و تقابل با اشرار و ... آیا اینها هزینه دفاع از اسلام نبوده است؟!
اساساً آیا تحمیل هشت سال جنگ تحمیلی و انواع تحریم و ... توطئه علیه انقلاب اسلامی یا بهتر بگوییم اسلام نبوده است؟!
با وجود خصومتورزیهای گذشته دشمنان و فعالیت ضد انقلاب، میتوان گفت نباید نگران اسلام در این دیار باشیم!
صیانت از جمهوریت امری پسندیده است اما نباید منجر به فراموش کردن تهدیدات علیه اسلام شود. پریروز اعلام شد حزب اعتماد ملی در صدد راهاندازی سه نشریه و سایت و تلویزیون ماهوارهای است، معلوم نیست با توجه به نگران نبودن دبیر کل حزب نسبت به اسلام، چه محصولی از خروجی رسانههای این حزب عرضه میشود!